خوئى (قدس سرّه): تبديل و عوض نمودن پنبه در صورتى لازم است كه نجس شده باشد، والله العالم.
سؤال (158) آيا زن در استحاضهى قليله مىتواند براى نماز ظهر و عصر و يا مغرب و عشاء اكتفا به يك وضو نمايد؟
بسمه تعالى: نمىتواند به يك وضو اكتفا نمايد، والله العالم.
سؤال (159) در فرض مسئلهى قبلى اگر زنى از روى جهل به مسئله براى دو نماز يك وضو مىگرفته، تكليف نمازهاى او چيست؟
بسمه تعالى: بايد نماز دومى را قضا نمايد، والله العالم.
سؤال (160) در صورتى كه زنى كه در استحاضهى قليله بوده و وضو گرفته و بعد از گذشت نيم ساعت از وضو مشغول نماز گردد. آيا اين مقدار از فاصله زمانى ضررى به صحت نمازى كه خوانده، مىزند. آيا بايد براى نماز دوباره وضو بگيرد و نماز را بلافاصله تكرار نمايد؟
بسمه تعالى: بنابر احتياط واجب بايد بعد از نماز بدون فاصلهاى عرفى اقدام به خواندن نماز كند، والله العالم.
سؤال (161) زنى كه در استحاضهى قليله با يك وضو نماز ظهر و عصر را خوانده و همچنين براى نماز مغرب و عشاء اكتفا به يك وضو نموده است، حكم نمازهايى را كه خوانده، بيان فرمائيد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه از زمانى كه وضوى نماز عصر را گرفته تا آخر نماز مغرب خونى نديده باشد، نماز مغربش صحيح مىباشد و در غير اين صورت بايد نماز مغرب را با وضو اعاده كرده و محل را شسته و پنبه را هم عوض نمايد، والله العالم.
اعمال زن مستحاضه
سؤال (162) زن مستحاضهاى كه به وظيفهى خود عمل كرده و شروع به خواندن نماز نموده است، ولى در بين نماز به جهت عذر نماز را قطع نموده و دوباره قصد خواندن مجدد نماز را نموده، آيا بايد براى نماز مجدد دوباره وضو و يا غسل و تيمم را تجديد نمايد؟
بسمه تعالى: بنابر احتياط بايد براى نماز مجدد وضو و يا غسل و تيمم را تجديد نمايد، والله العالم.
سؤال (163) قبلًا از شما دربارهى مدت زمانى كه زن مستحاضه پنبه را بايد داخل محل كند تا بداند كه استحاضهى او از چه نوعى است سؤال نمودم در جواب فرموديد، بايد زن پنبه را از وقت يك نماز تا شروع وقت نماز بعدى در محل قرار دهد. آيا مراد شما از اين جواب اين است كه بايد در تمام مدت زمان ما بين دو نماز پنبه را داخل نگه داشته تا تشخيص نوع استحاضه ممكن باشد؟
بسمه تعالى: مقصود از جواب سابق اين است كه زن مستحاضه بايد نيم ساعت يا يك ساعت قبل از وقت هر نماز پنبه را داخل محل نموده تا مشخص شود، استحاضهى او از چه نوعى است و مقصود اين نيست كه او از اول وقت يك نماز تا شروع وقت نماز بعدى در همهى اين فاصله زمانى پنبه را در محل حفظ كند، والله العالم.
سؤال (164) در ايام باردارى حالاتى براى زن باردار پيدا مىشود كه فحص و اختبار از نوع استحاضه به شكلى كه در رسالهى عمليه بيان شده، براى زن و فرزندش ضرر دارد، آيا در اين حال وجوب فحص ساقط است و در اين حال احكام كدام يك از اقسام استحاضه جارى مىشود، با توجه به
اينكه اين استحاضه تا زمان ولادت ادامه دارد؟
بسمه تعالى: در اين حالت مىتواند احتياط كند به جمع بين اعمال استحاضه كثيره و متوسطه و قليله به اينكه غسل نموده و وضو هم بگيرد و اگر غسل براى او ضرر داشته باشد و يا اينكه ترس از ضرر داشته باشد، مىتواند به جاى آن تيمم نمايد، والله العالم.
سؤال (165) گاهى اوقات خونريزى حاصل از زخم وضع حمل بعد از ايام نفاس هم جريان دارد، در اين حالت فحص و اختبارى كه در رسالهى عمليه گفته شده، براى زن ممكن نمىباشد، در اين صورت اگر نتواند نوع خون خارج شده را تشخيص دهد و نفهمد، آيا خون زخم است يا استحاضه، وظيفهاش چيست؟ با توجه به اينكه اين خون گاهى اوقات كم و گاهى اوقات متوسط و گاهى موارد كثير مىباشد؟
بسمه تعالى: در اين فرض بايد احتياط كند و اعمال مستحاضه را انجام دهد و اگر غسل براى او امكان ندارد، به جاى آن تيمم نمايد، والله العالم.
سؤال (166) زن مستحاضه كه وظيفهى او غسل و وضو مىباشد در صورتى كه غسل و وضو را انجام داده، ولى بين اين دو و بين اعمالش فاصله طولانى شده است مثل اينكه مجبور شده، به خانهاش رفته و دوباره برگردد، آيا اين فاصله ضررى به اعمالش مىزند، آيا در صورت فاصله بايد غسل و وضو را اعاده كند؟
بسمه تعالى: در صورت فاصله زياد بايد غسل و وضو را اعاده نمايد؛ مگر در صورتى كه بداند از زمانى كه غسل و وضو گرفته تا زمان نماز و طواف، باطن رحم و داخل آن از خون پاك بوده است و در صورت اضطرار در فاصلهى زياد چنانچه در مسئله ذكر شده، اگر غسل در مكان نزديك
ممكن نشد بنابر احتياط قبل از نماز و طواف تيمم را هم به آن ضميمه نمايد، والله العالم.
احكام مستحاضه
سؤال (167) زنى كه به خاطر جهل به مسايل شرعيه در زمان استحاضه روزههاى خود را افطار مىكرده است، مدتى به همين ترتيب روزهها را افطار كرده و اكنون متوجه شده است، آيا كفاره بر او واجب مىشود؟
خوئى (قدس سرّه): اگر يقين داشته باشد كه افطار براى او جايز است، فقط قضاى روزهها بر او واجب مىشود و بايد نمازهايى را هم كه به خاطر جهل نخوانده است، قضا نمايد.
سؤال (168) آيا جايز است براى مستحاضه نمازهايى را كه از او فوت شده، قضا نمايد، آيا فرقى بين نمازهاى قضا شده در حال پاكى و استحاضه وجود دارد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه به وظيفهى شرعى خود كه وضو و يا غسل (طبق نوع استحاضهاى كه دارد) مىباشد، عمل نموده و نمازهاى قضا شده را دوباره خوانده، مانعى ندارد. همچنين اگر قبل از وقت نماز ادائى نمازهايش را با وضو و يا غسل طبق آنچه كه وظيفه است قضا نموده و بعد از دخول وقت دوباره با غسل و يا وضو نماز ادايى را خوانده، نمازش صحيح مىباشد، والله العالم.
سؤال (169) آيا هر لكهى زرد رنگى كه زن مىبيند، خونى است كه در غير ايام عادت خارج شده است؟
بسمه تعالى: هر خون زرد رنگى كه زن ببيند محكوم به استحاضه است، مگر در
صورتى كه در ايام عادت بوده يا دو روز قبل از عادت باشد، والله العالم.
سؤال (170) در صورتى كه زن مستحاضه به جهت جهل به مسايل شرعيه فقط اكتفا به وضو و يا غسل مىنموده و در مواردى هم كه بين آن دو جمع مىكرده، متوجهى مسئلهى شرعى جمع آن دو نبوده و فقط به خاطر محض اتفاق بين آن دو جمع مىنموده، وظيفهى اين زن در قبال نمازهايى كه خوانده، چيست؟
خوئى (قدس سرّه): زنى كه عمل و وظيفهى شرعى را انجام نداده، روزه و نمازش باطل است و در صورتى كه وظيفه را انجام داده هر چند اجمالًا، عمل او صحيح مىباشد.
سؤال (171) بعضى از زنان در برخى موارد يك قطره يا قطراتى از خون مىبينند، آيا بايد به وظيفهى استحاضه عمل كند؟
خوئى (قدس سرّه): اگر خون زخم و جراحت نباشد، محكوم به استحاضه مىباشد.
سؤال (172) آيا تكرار وضو در استحاضه براى نماز عصر حكم تعبدى است؛ يعنى بايد براى نماز عصر دوباره وضو بگيرد، هر چند يقين به پاكى محل و عدم خروج خون بعد از نماز ظهر داشته باشد يا اينكه اين حكم مختص به صورتى است كه بعد از نماز ظهر تا زمان نماز عصر خونريزى داشته باشد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه بداند از زمان شروع وضو براى نماز ظهر خونريزى نداشته، مثل صورتى كه ببيند، پنبهاى كه در محل گذاشته، بعد از نماز ظهر پاك مىباشد. در اين صورت وضو گرفتن مجدد براى نماز عصر لازم نمىباشد، والله العالم.
سؤال (173) زنى كه به جهت جهل به مسايل شرعيه، مدتى در استحاضه براى نماز
ظهر و عصر يك وضو مىگرفته و براى نماز مغرب و عشا هم به يك وضو اكتفا مىكرده، تكليف اعمال سابقهى اين زن چيست؟
بسمه تعالى: بايد نماز عصر و عشا را در مدتى كه مىداند به اين كيفيت عمل نموده، قضا نمايد و در صورتى كه مقدار مدت را نمىداند، بايد به مقدار يقينى آن اكتفا نمايد، والله العالم.
سؤال (174) در صورتى كه خونى مردد باشد بين زخم و استحاضه، وظيفهى زن در اين حال چيست؟
بسمه تعالى: در صورتى كه قبل از ديدن اين خون حالت استحاضه نداشته است، حكم به استحاضه بودن او نمىشود، والله العالم.
سؤال (175) در صورتى كه زن مستحاضه غسلهاى واجبه را انجام نداده باشد، آيا مىتواند داخل مسجد شود؟
بسمه تعالى: بله مىتواند داخل مسجد گردد، والله العالم.
نفاس
شرايط نفاس
سؤال (176) زن باردار در صورتى كه قبل از ولادت در اثناء نماز خونى ببيند، اين خون چه حكمى دارد؟ آيا اين خون حيض است يا استحاضه يا نفاس؟
بسمه تعالى: خونى كه قبل از ولادت خارج مىشود، خون حيض و نفاس نمىباشد و بايد بدن را تطهير نموده و تا زمانى كه بچه متولد نشده، نماز را بخواند، والله العالم.
سؤال (177) در صورتى كه مادر بچه را سقط نموده و عمر سقط شده يك ماه يا دو ماه مىباشد، آيا خون بعد از سقط حكم نفاس را دارد؟
خوئى (قدس سرّه): بايد در ايام مقرر جمع نمايد بين تروك نفاس و احكام مستحاضه و كسى كه بچه را سقط كرده، بايد ديه بدهد.
تبريزى (قدس سرّه): ترك اين احتياط مانعى ندارد، اين خون نفاس نبوده و در صورتى كه خروج خون مصادف با ايام عادت او باشد و يا اينكه داراى شرايط و اوصاف حيض باشد، محكوم به حيض مىباشد و بايد كسى كه بچه را سقط كرده، ديه بدهد.
سؤال (178) خونى كه بعد از سقط جنين و قبل از آنكه روح به آن دميده شده باشد خارج مىشود، چيست؟ و همچنين اگر بعد از دميدن روح بوده و عمر آن به شش ماه رسيده باشد؟
خوئى (قدس سرّه): اگر آنچه كه سقط شده، مبدأ پيدايش انسان بوده، و به شكلى باشد كه صدق ولادت شود، خون محكوم به نفاس مىباشد.
تبريزى (قدس سرّه): در صورتى كه آنچه سقط شده، مبدأ پيدايش انسان باشد و صدق عرفى ولادت و وضع حمل هم موجود باشد، اين خون محكوم به نفاسمىباشد.
سؤال (179) در عروة الوثقى مسئلهاى اينگونه ذكر شده (خون نفاس خونى است كه همراه با خروج اولين جزء از بدن بچه و يا بعد از آن، قبل از تمام شدن ده روز از ولادت، از زن خارج مىشود و فرقى بين فرزند تام الخلقه و غير آن مثل فرزند سقط شده نمىباشد، هرچند روح هم در آن دميده نشده باشد و هر چند مضغه و علقه باشد به شرط اينكه آنچه سقط شده، مبدأ پيدايش انسان باشد و اگر شك در ولادت شود و يا اينكه شك كند آنچه كه سقط شده، مبدأ پيدايش انسان محسوب مىشود يا نه، حكم به نفاس نمىشود و فحص هم لازم نمىباشد).
اكنون اين سؤال مطرح است كه مقصود از اينكه فرموده، مبدأ پيدايش انسان باشد؛ يعنى چه با توجه به اينكه مضغه و علقه، بلكه حتى نطفه هم مبدأ پيدايش انسان مىباشد، پس مراد از صدق ولادت چيست؟ چه وقتى صدق ولادت مىشود و چه وقتى نمىشود؟
بسمه تعالى: مراد آن است كه نطفه بعد از آنكه منعقد شد به شكلى باشد كه اگر در رحم باقى بماند، رشد نموده و به تدريج انسان مىگردد و در مواردى كه آنچه خارج شده، قطعههاى كوچكى باشد، صدق ولادت نمىشود، والله العالم.
سؤال (180) در استفتائات سابقه فرمودهايد كه اگر فرزند از مجراى طبيعى خارج نشود، خونى كه از زن خارج مىشود، نفاس نمىباشد. آيا فتواى مرحوم آقاى خوئى (قدس سرّه) هم همين است؟
بسمه تعالى: در فرض مذكور در مسئله اگر خون خارج شده، در ايام حيض بوده و يا اينكه واجد صفات حيض باشد، محكوم به حيض مىباشد و فتواى مرحوم خوئى (قدس سرّه) هم همين است، والله العالم.
سؤال (181) در صورتى كه فقط خون داراى يكى از صفات حيض مانند غلظت باشد يا اينكه داراى دو صفت باشد، آيا مجرد دارا بودن يك يا دو صفت در حيض بودن آن كافى است؟
بسمه تعالى: اگر خون ديده شده قرمز بوده و بين آن و حيض قبلى لا اقل ده روز فاصله شده باشد و سه روز به شكل مستمر خارج شود، محكوم به حيض مىگردد، والله العالم.