بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 102

الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُوراً رَحِيماً)[1].

«شما هرگز نمى‌توانيد (از نظر محبّت قلبى) در ميان زنان، عدالت برقرار كنيد، هرچند كوشش نماييد ولى تمايل خود را بكلّى متوجّه يك طرف نسازيد كه ديگرى را بصورت زنى كه شوهرش را از دست داده درآوريد. و اگر راه صلاح و پرهيزگارى پيش گيريد، خداوند آمرزنده و مهربان است.»

3-(وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى‌ فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى‌ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذلِكَ أَدْنَى‌ أَلَّا تَعُولُوا)[2].

«و اگر مى‌ترسيد كه (بهنگام ازدواج با دختران يتيم،) عدالت را رعايت نكنيد، (از ازدواج با آنان چشم‌پوشى كنيد و) با زنان پاك (ديگر) ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر؛ و اگر مى‌ترسيد عدالت را (درباره همسران متعدّد) رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد، و يا از زنانى كه مالك آنهائيد استفاده كنيد. اين كار، از ظلم و ستم جلوگيرى مى‌كند.»

4-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَايَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهاً وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى‌ أَن تَكْرَهُوا شَيْئاً وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً)[3].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! براى شما حلال نيست كه از زنان، از روى‌

[1]- سوره نساء، آيه 129.

[2]- سوره نساء، آيه 3.

[3]- سوره نساء، آيه 19.


صفحه 103

اكراه (و ايجاد ناراحتى براى آنها،) ارث ببريد. و آنان را تحت فشار قرار ندهيد كه قسمتى از آنچه را به آنها داده‌ايد (از مهر)، تملّك كنيد؛ مگر اينكه آنها عمل زشت آشكارى انجام دهند. و با آنان، بطور شايسته رفتار كنيد. و اگر از آنها، (بجهتى) كراهت داشتيد، (فوراً تصميم به جدايى نگيريد) چه‌بسا چيزى خوشايند شما نباشد، و خداوند خير فراوانى در آن قرار مى‌دهد.»

5-(وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَ لِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحاً وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ)[1].

«زنان مطلّقه، بايد به مدّت سه مرتبه عادت ماهانه ديدن (و پاك شدن) انتظار بكشند [/ عدّه نگه‌دارند] و اگر به خدا و روز رستاخيز، ايمان دارند، براى آنها حلال نيست كه آنچه را خدا در رحمهايشان آفريده، كتمان كنند.

و همسرانشان، براى بازگرداندن آنها (و از سرگرفتن زندگى زناشويى) دراين مدّت، [/ از ديگران‌] سزاوارترند، در صورتى كه (براستى) خواهان اصلاح باشند. و براى زنان، همانند وظايفى كه بر دوش آنهاست، حقوق شايسته‌اى قرار داده شده، و مردان بر آنان برترى دارند، و خداوند توانا و حكيم است.»

6-(وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لَاتُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَاتُضَارَّ وَالِدَةٌ

[1]- سوره بقره، آيه 228.


صفحه 104

بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَ لِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّا آتَيْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ)[1].

«مادران، فرزندان خود را دو سال تمام، شير مى‌دهند. (اين) براى كسى است كه بخواهد دوران شيرخوارگى را تكميل كند. و بر آن كس كه فرزند براى او متولّد شده [/ پدر]، لازم است خوراك و پوشاك مادر را به طور شايسته (در مدّت شيردادن بپردازد، حتّى اگر طلاق گرفته باشد.) هيچ‌كس موظّف به بيش از مقدار توانايى خود نيست. نه مادر (به خاطر اختلاف با پدر) حق ضرر زدن به كودك را دارد، و نه پدر. و بر وارث او نيز لازم است اين كار را انجام دهد [/ هزينه مادر را در دوران شيردهى تأمين نمايد]. و اگر آندو، با رضايت يكديگر و مشورت، بخواهند كودك را (زودتر) از شير بازگيرند، گناهى بر آنها نيست. و اگر (با عدم توانايى، يا عدم موافقت مادر) خواستيد دايه‌اى براى فرزندان خود بگيريد، گناهى بر شما نيست، به شرط اينكه حق گذشته مادر را بطور شايسته بپردازيد. و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و بدانيد خدا، به آنچه انجام مى‌دهيد، بيناست.»

حديث شريف:

1- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در پاسخ پرسشى فرموده‌اند:

«من أعظم النّاس حقّاً على الرجل؟ قال: والداه، قالت: فمن أعظم النّاس‌

[1]- سوره بقره، آيه 233.


صفحه 105

حقّاً على المرأة؟ قال: زوجها»[1].

«چه كسى بيشترين حق را بر مرد دارد؟ حضرت فرمود: والدينش. عرض شد، چه كسى بيشترين حق را بر زن دارد؟ حضرت فرمودند: شوهرش.»

2- همچنين آن‌حضرت فرموده‌اند:

«ما زال جبرئيل يوصيني بالمرأة حتّى ظننت أنّه لا ينبغي طلاقها إلّامن فاحشة مبيّنة»[2].

«جبرئيل آنقدر بطور مداوم توصيه زنان را به من مى‌كرد تا اينكه گمان بردم نمى‌توان زنان را طلاق داد مگر در صورت انجام كار زشت آشكارى از سوى آنها.»

3- رسول خدا صلى الله عليه و آله همچنين فرموده:

«ليس للصبي لبن خير من لبن امّه»[3].

«براى كودك شيرى نيكوتر از شير مادر نيست.»

4- از امام صادق عليه السلام در باب اين گفته الهى كه:(لَاتُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ)پرسشى به عمل آمد، پس آن‌حضرت اينگونه پاسخ گفتند:

«كانت المراضع ممّا تدفع إحداهن الرجل إذا أراد الجماع تقول: لا أدعك‌

، إنّي أخاف أن أحبل فأقتل ولدي هذا الذي أرضعه، وكان الرجل تدعوه المرأة فيقول: إنّي أخاف أن اجامعك فأقتل ولدي، فيدفعها فلا يجامعها، فنهى اللَّه‌

[1]- بحار الانوار، ج 100، باب 4، ص 248.

[2]- همان، ج 84، باب 6، ص 139.

[3]- همان، ج 100، باب 11، ص 323.


صفحه 106

عزّ و جلّ عن ذلك أن يضارّ الرجل المرأة والمرأة الرجل»[1].

«بسيار اتّفاق مى‌افتاد كه زن هنگام جماع دست رد به سينه شوهر مى‌زد، ومى گفت مى‌ترسم حامله شوم، با اينكه من بچه شيرخوار دارم و مى‌ترسم وى را به كشتن دهم و چه‌بسا مى‌شد كه شوهر از جماع خوددارى مى‌كرد و مى‌گفت مى‌ترسم حامله شوى، ومن مبتلا به كشتن وى شوم، و لذا در اسلام خداى تعالى نهى كرد از اينكه مرد موجب زيان زن گردد و يا زن باعث ضرر مرد شود.»

رهيافت وحى:

عدالت، رنگ و بوى زندگى انسان مؤمن است در ميان خويشاوندان، و در عرصه ارتباط با پدر و مادر و زن و فرزند. قرآن مجيد نيز دستور مى‌دهد تا فرزندان به نام پدرانشان خوانده شوند، چون، اين كار نزد خدا عادلانه‌تر است. همچنين به رفتار عادلانه ميان همسران امر مى‌كند، و يادآور مى‌شود كه در صورت عدم توانايى براى برقرارى عدالت ميان چند همسر، بايد به يكى بسنده كرد، همانگونه كه در قرآن از زيان رساندن به فرزندان نهى شده است. اين آيات ما را به استنباط احكامى در باب عدالت در خانواده رهنمون مى‌سازند كه عبارت‌اند از:

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، باب 72، ص 18 (20 جلدى)، همان، ج 21، ص 457 (29 جلدى).


صفحه 107

احكام:

1- حفاظت از تبار افراد واجب مى‌باشد، از اينرو نمى‌شود كسى از تبار خود جدا شده و به تبار ديگرى بپيوندد، چراكه تبار و نَسَب امرى واقعى است، نمى‌توان آن را به بازى گرفت. بديگر سخن نسب و تبار افراد امرى اعتبارى نيست تا مردم بتوانند به هر نحوى كه مى‌خواهند در آن دست برنند.

2- واجب است بر مردان در صورت اختيار كردن بيش از يك همسر، ميان ايشان به عدالت رفتار كنند، در غير اينصورت اگر از ناتوانى خود در برقرارى عدالت ميان همسران بترسند، به يك همسر بسنده كنند.

3- مؤمنان بايد تمام حقوق را ادا كنند، بويژه:

الف- حقوق زنان، بويژه مهريه.

ب- حقوق سفيهان (كم خردان).

ج- داراييهاى يتيمانى كه به سنّ رشد رسيده باشند.

د- تقسيم ارث ميان مردان و زنان بگونه‌اى درست و بر مبناى شرع.

ه- مردان نمى‌توانند از زنان، به اكراه ارث برند.

و- همچنين جايز نيست براى پس گرفتن مهريه زنان و يا بازگرداندن بخشى از آن آنها را تحت فشار قرار داد و يا به آزار و اذيّت آنان پرداخت، چون، مهريه و پس‌از عقد و دخول حقّ ثابت زنان محسوب مى‌شود.

4- واجب است كه مردان با زنان بگونه‌اى شايسته رفتار كنند، در مقابل زنان نيز بايد به وظايف خود در قبال شوهرانشان عمل كنند.


صفحه 108

5- ميزان و معيار در روابط زناشويى، ايجاد توازنى عادلانه ميان وظايف و حقوق زن مى‌باشد، كه چه‌بسا، اين قاعده خود مبنايى باشد براى مجموعه‌اى از احكام شرعى:

الف- اگر به عنوان نمونه طلاقهاى ناموجّه روبه فزونى گذارند، و موجبات زيان رسيدن به زنان را بيش ازپيش فراهم آورند، فقيه عادل بايد با صدور احكامى موقّت زيان ديدن آنان را كاهش دهد. مثلًا در هنگام عقد، شرطى گذاشته شود كه بر مبناى آن مرد در صورت طلاق زن برخى از داراييهاى خود را به زن واگذارد، و يا پيش از طلاق، از راههايى كه خداوند در قرآن بدانها امر كرده، مرحله‌اى براى داورى خانواده دراين امر پيش‌بينى شود.

ب- اگر زن بر اسكان در خانه‌اى مستقل پافشارى كند، در حاليكه مرد توان فراهم كردن آن را نداشته باشد، زن بايد در ازاى آن بيش از پيش بار مسايل خانه را بر دوش كشد.

ج- اگر مرد از همسر خود بخواهد تا فرزندان بيشترى براى وى بياورد، زن مى‌تواند نفقه بيشترى براى كم كردن سنگينى امور خانه درخواست كند، به عنوان نمونه مى‌تواند فراهم آوردن برخى از وسايل خانه مانند ماشين لباسشويى و خشك كن و يا وسايل پخت سريع و وسايلى ازاين دست را از مرد بخواهد.

د- زن در صورت شير دادن به فرزندانش، مى‌تواند دست‌مزد بيشتر و يا در برخى اوقات فراهم آوردن خدمتكارى را، از شوهرش طلب كند.

6- در شريعت اسلام برپايه سنّتهاى ثابت الهى، از جمله عدل،


صفحه 109

احكامى ويژه فرزندان در نظر گرفته شده است. آن احكام عبارت‌اند از:

الف- استفاده از شير مادر، حقّ فرزندان مى‌باشد، زيرا، خوردن شير مادر براى رشد فرزندان فوايدى دربردارد كه در صورت نخوردن شير مادر هيچگاه بدست نخواهند آمد. از اينرو شير دادن از جزو وظايف مادران و پرداخت دست‌مزد براى آن از وظايف پدران محسوب مى‌شود.

ب- پدرانى كه از وجود فرزندان سود مى‌برند، بايد خوراك و پوشاك و ديگر نيازمنديهاى اساسى آنها را چون آموزش، برآورده كنند، و دستمزد شيردهى مادران را نيز بپردازند.

ج- جايز نيست از فرزند به عنوان ابزارى براى زيان رساندن به پدر و يا مادر استفاده كرد، مثلًا: نبايد يكى از آندو از دوستى طرف مقابل نسبت به فرزندشان براى رسيدن به مقاصد خود سوء استفاده كند، به عنوان نمونه نبايد زن به بهانه داشتن فرزند از همبستر شدن با مرد سرباز زند، و يا مرد حق ندارد زن را به بهانه مخارج زياد فرزنددارى به كار در بيرون از خانه وادارد، چراكه، سوءاستفاده از عواطف انسانى براى بهرمند شدن از حقوق بيشتر با ارزشهاى عدل و قسط ناسازگار است.

د- براى گرفتن كودك از شير مادر بايد والدين باهم مشورت كنند و اين كار (گرفتن كودك از شير) بر مبناى رضايت هر دوطرف صورت گيرد، چراكه، فرزند نتيجه تلاش هر دو يعنى هم پدر و هم مادر مى‌باشد.