بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 114

ميزان قسط اللَّه الذي وضع في الأرض لانصاف المظلوم من الظالم، والأخذ للضعيف من القوي، وإقامة حدود اللَّه على سننها ومناهجها التي لا يصلح العباد والبلاد إلّاعليها.

فاختر للقضاء بين النّاس أفضل رعيّتك في نفسك، وأجمعهم للعلم والحلم والورع ممّن لا يضيق به الامور، ولا تمحكه الخصوم، ولا يزجره على العي‌

، ولا يفرطه جور الظلم، ولا تشرف نفسه على الطمع، ولا يدخل في إعجاب‌

، يكتفي بأدنى فهم دون أقصاه، أوقفهم عند الشبهة، وآخذهم لنفسه بالحجّة

، وأقلّهم تبرّماً من تردّد الحجج، وأصبرهم على كشف الامور وإيضاح الخصمين، ولا يزدهيه الإطراء، ولا يستميله الإغراء ولا يأخذ فيه التبليغ بأن يقال: قال فلان قال فلان، فولِّ القضاء من كان كذلك»[1].

«همچون كسى كه جايگاه قضاوت را در نزد خدا مى‌داند به داورى ميان مردم بنگر، چون كه قضاوت ترازوى اجراى قسط خداوند است، كه خداوند آنرا براى گرفتن حقّ مظلوم از ظالم و گرفتن حق فرودست از فرادست، و برپاداشتن حدود الهى بر راه و روش صحيح، كه بندگان و سرزمينها تنها بر مبناى آن اصلاح مى‌شوند، قرار داده است.

پس از ميان مردم برترين فرد در نزد خود و جامع‌ترين آنها در دانش، بردبارى، و پرهيزگارى را براى قضاوت برگزين، از كسانيكه مراجعه فراوان آنها را در تنگنا قرار ندهد، و برخورد مخالفان با يكديگر او را به خشم و كج‌خلقى واندارد، و ناتوانى در سخن گفتن و عجز در رساندن مقصود

[1]- مستدرك وسائل الشّيعه، ج 13، كتاب القضاء، ابواب آداب القاضي، باب 1، ص 151، ح 2،. قم، مؤسسه آل البيت 1408 ه. ش.


صفحه 115

توسّط رعايا وى را ملول نسازد، و جور ستمكاران وى را به كوتاهى كردن نيندازد، و طمع را از دل بيرون كرده، و از امرى خوشش نيايد، و در فهم مطالب به اندك تحقيق، اكتفا نكند، از كسانى كه در شبهات از همه محتاطتر، و در يافتن و تمسّك به حجّت و دليل از همه مصرتر باشد، و با آمدوشد مكرّر دلايل و حجّتها كمتر خسته شود، و در كشف امور و توضيح خواستن از دوطرف دعوى شكيباتر باشد، و تمجيدهاى بسيار وى را متمايل بجانب مدح كننده نسازد، و اطلاع يافتن از اينكه گفته مى‌شود، فلانى اينگونه گفت، فلانى اينگونه گفت، در او اثرى نگذارد، پس قضاوت را در دست كسى كه اينگونه باشد قرار ده.»

رهيافت وحى:

عدل در دو برهه از زندگى يك جامعه به آشكارترين شكل ممكن نمود مى‌يابد؛ يك بار، هنگام وضع قانون و ديگر بار هنگام تطبيق قانون در موارد اختلاف (يا قضاوت). حالا كه واضع قوانين در اسلام شارع مقدّس مى‌باشد، بى‌گمان عرصه قضاوت برجسته‌ترين نمود عدالت را از خود به نمايش خواهد گذاشت، لذا همانگونه كه خداوند متعال امر كرده، مى‌بايست تا تحقّق عدالت قضايى پايدارى كنيم، كه اين امر از رهگذر جلوگيرى از دخالت هوا و هوس مردم در امر قضاوت محقّق خواهد شد، چون، از آنجا كه بيشتر مردم رأى معيّنى را مى‌پسندند (كه چه‌بسا صحيح هم نباشد) قاضى نمى‌تواند بر مبناى پسند مردم عمل كند، همچنانكه نمى‌تواند بر مبناى علايق‌


صفحه 116

قومى و يا حزبى خود و يا هوى و هوسش حكمى را صادر كند.

از همين رو بايد از فتنه‌گرى و فشارهاى مردم برحذر بود، چون ممكن است از راه تطميع، تهديد و يا تزوير و تقلّب، خواسته‌هاى خود را بر سيستم قضايى اعمال كنند.

احكام:

1- قاضى بايد در هر حالتى در داورى ميان مردم عادلانه رفتار كند.

2- مردم نيز بايد در نزاعهاى خود از عادلان داد خواهى نمايند، و از شكايت بردن نزد قضات حكومت جور، خوددارى كنند.

3- بر قاضى واجب است كه به حق و بدور از هوى و هوس قضاوت كند.

4- نبايد در صدور حكم با كسى سازش كند و يا بدون شنيدن سخنان يكى از اطراف دعوى بر مبناى سخنان ديگرى حكم كند.

5- يكى از مهمترين نمودهاى عدالت در قضاوت، قصاص عادلانه مى‌باشد. از همين رو موارد قصاص را از قصاص نفس و قصاص در جراحات گرفته تا قصاص در ماههاى حرام و خانه خدا (بيت اللَّه الحرام) مو به مو و در تمام حالات به اجرا درآورد، تا به خواست خداوند جامعه از آرامش كافى برخوردار گردد.


صفحه 117

صلح و آرامش هدف مؤمنان‌

درآمد:

قلب مؤمنان با آرامش سامان مى‌يابد. مگر نه اين است كه مؤمنان ديگران را به رسميّت مى‌شناسند، و به حقوقشان احترام مى‌گذارند؟

و مگرنه اين است كه صلح و آرامش (و امنيّت تمام و كمال) نمودى است از شناسايى حقوق ديگران؟

زبان مؤمن حقيقى پيغام رسان صادق دلش مى‌باشد، از اين رو دعا و درود او، آنگاه كه وارد خانه مى‌شود و يا با مؤمن ديگرى ديدار مى‌كند توأم با سلام و سلامتى است. فرستادگان الهى و بندگان پيراسته خداوند حتّى در خداحافظى و برخورد با نادانان نيز سخنان خود را به سلام و سلامتى مى‌آرايند. بلكه حتّى پرداختن به جنگ و جهاد توسّط مؤمنان تنها براى تحقّق صلح و آرامش جسمانى و روانى در جامعه و گسترش آن در جهان، صورت مى‌پذيرد.


صفحه 118

1- صلح پيش‌از ستيز

قرآن كريم:

1-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى‌ إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الْدُّنْيَا فَعِندَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلكَ كُنتُم مِن قَبلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيكُم فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً)[1].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! هنگامى كه در راه خدا گام مى‌زنيد (و به سفرى براى جهاد مى‌رويد)، تحقيق كنيد؛ و بخاطر اينكه سرمايه ناپايدار دنيا (و غنايمى) به دست آوريد، به كسى كه اظهار صلح و اسلام مى‌كند نگوييد:

«مسلمان نيستى»؛ زيرا غنيمتهاى فراوانى (براى شما) نزد خداست. شما قبلًا چنين بوديد؛ و خداوند بر شما منّت نهاد (و هدايت شديد). پس، (بشكرانه اين نعمت بزرگ،) تحقيق كنيد. خداوند به آنچه انجام مى‌دهيد آگاه است.»

2-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى‌ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ)[2].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما

[1]- سوره نساء، آيه 94.

[2]- سوره حجرات، آيه 6.


صفحه 119

بياورد، درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد و از كرده خود پشيمان شويد.»

حديث شريف:

در نامه مبارك اميرمؤمنان على عليه السلام به مالك اشتر كه وى را والى مصر منصوب نموده بودند، آمده كه:

«وَلَا تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاكَ إِلَيْهِ عَدُوُّكَ وَلِلَّهِ فِيهِ رِضىً، فإِنَّ فِي الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِكَ، وَرَاحَةً مِنْ هُمُومِكَ، وَأَمْناً لِبِلَادِكَ»[1].

«و هرگز صلحى را كه دشمنت تو را به آن دعوت نمايد و رضايت خدا در آن باشد دفع مكن؛ زيرا به وسيله صلح است كه لشكريانت آسوده مى‌گردند و خود از تشويش و اندوه خاطر راحت مى‌شوى، و موجب ايمنى بر شهرهايت مى‌باشد.»

رهيافت وحى:

بالاترين هدف از برپايى جنگها، تحصيل خشنودى پروردگار متعال مى‌باشد، نه دست‌يابى به اهداف مادى. براين مبنا مى‌توان به پاره‌اى از احكام شرع كه در زير بيان شده‌اند دست يافت:

[1]- نهج البلاغه، كتاب 53، (صبحي الصالح) ص 676، س 3.


صفحه 120

احكام:

1- مجاهدان در راه خدا بايد پيش‌از هر اقدام جنگ افروزانه‌اى، درباره درستى و يا نادرستى آن به تحقيق بپردازند.

2- اين امر ضرورت سامان بخشيدن به يك سيستم اطّلاعات عمليّاتى در سپاه اسلام را براى مطمئن شدن از قصد جنگ افروزى دشمنان بيش‌ازپيش نشان‌مى‌دهد، زيرا، بدون بهره‌مندى از چنين سيستمى، امكان دارد مسلمانان در چنبره جنگى بر مبناى اطّلاعات دروغين گرفتار آيند.

3- هدف اساسى از جنگ در اسلام، همانا گسترش صلح و آرامى مى‌باشد، از همين رو اگر طرف مقابل، صلح را بپذيرد جايز نيست بخاطر جمع آورى غنايم و يا انتقام‌گيرى و مانند اينها، به جنگ ادامه داد.

2- آرامش در خانه و خانواده‌

قرآن كريم:

1-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى‌ تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى‌ أَهْلِهَا ذلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ* فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَداً فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى‌ يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى‌ لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ)[1].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! در خانه‌هايى غير از خانه خود وارد نشويد

[1]- سوره نور، آيات 27 و 28.


صفحه 121

تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد؛ اين براى شما بهتر است؛ شايد متذكّر شويد* و اگر كسى را در آن نيافتيد، وارد نشويد تا به شما اجازه داده شود؛ و اگر گفته شد: «بازگرديد!» بازگرديد؛ اين براى شما پاكيزه‌تر است، و خداوند به آنچه انجام مى‌دهيد آگاه است.»

2-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُم مِنْكُمْ ثَلاثَ مَرّاتٍ مِن قَبْلِ صَلاةِ الفَجْرِ وَحينَ تَضَعُونَ ثِيابَكُمْ مِن الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى‌ بَعْضٍ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الآيَاتِ وَاللَّهُ عَليمٌ حَكِيمٌ* وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِه وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ)[1].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! بردگان شما، و همچنين كودكانتان كه به حد بلوغ نرسيده‌اند، در سه وقت بايد از شما اجازه بگيرند: پيش‌از نماز صبح، و نيمروز هنگامى كه لباسهاى (معمولى) خود را بيرون مى‌آوريد، و بعداز نماز عشا؛ اين سه وقت خصوصى براى شماست؛ امّا بعداز اين سه وقت، گناهى بر شما و بر آنان نيست (كه بدون اذن وارد شوند) و برگرد يكديگر بگرديد (و با صفا و صميميّت به يكديگر خدمت نماييد). اين گونه خداوند آيات را براى شما بيان مى‌كند، و خداوند دانا و حكيم است* و هنگامى كه اطفال شما به سنّ بلوغ رسند بايد اجازه بگيرند، همان گونه كه اشخاصى كه پيش‌از آنان بودند اجازه مى‌گرفتند؛ اينچنين خداوند آياتش را براى شما بيان مى‌كند، و خدا دانا و حكيم است.»

[1]- سوره نور، آيات 58 و 59.