صلح و آرامش هدف مؤمنان
درآمد:
قلب مؤمنان با آرامش سامان مىيابد. مگر نه اين است كه مؤمنان ديگران را به رسميّت مىشناسند، و به حقوقشان احترام مىگذارند؟
و مگرنه اين است كه صلح و آرامش (و امنيّت تمام و كمال) نمودى است از شناسايى حقوق ديگران؟
زبان مؤمن حقيقى پيغام رسان صادق دلش مىباشد، از اين رو دعا و درود او، آنگاه كه وارد خانه مىشود و يا با مؤمن ديگرى ديدار مىكند توأم با سلام و سلامتى است. فرستادگان الهى و بندگان پيراسته خداوند حتّى در خداحافظى و برخورد با نادانان نيز سخنان خود را به سلام و سلامتى مىآرايند. بلكه حتّى پرداختن به جنگ و جهاد توسّط مؤمنان تنها براى تحقّق صلح و آرامش جسمانى و روانى در جامعه و گسترش آن در جهان، صورت مىپذيرد.
1- صلح پيشاز ستيز
قرآن كريم:
1-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الْدُّنْيَا فَعِندَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلكَ كُنتُم مِن قَبلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيكُم فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً)[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هنگامى كه در راه خدا گام مىزنيد (و به سفرى براى جهاد مىرويد)، تحقيق كنيد؛ و بخاطر اينكه سرمايه ناپايدار دنيا (و غنايمى) به دست آوريد، به كسى كه اظهار صلح و اسلام مىكند نگوييد:
«مسلمان نيستى»؛ زيرا غنيمتهاى فراوانى (براى شما) نزد خداست. شما قبلًا چنين بوديد؛ و خداوند بر شما منّت نهاد (و هدايت شديد). پس، (بشكرانه اين نعمت بزرگ،) تحقيق كنيد. خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است.»
2-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ)[2].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما
[1]- سوره نساء، آيه 94.
[2]- سوره حجرات، آيه 6.
بياورد، درباره آن تحقيق كنيد، مبادا به گروهى از روى نادانى آسيب برسانيد و از كرده خود پشيمان شويد.»
حديث شريف:
در نامه مبارك اميرمؤمنان على عليه السلام به مالك اشتر كه وى را والى مصر منصوب نموده بودند، آمده كه:
«وَلَا تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاكَ إِلَيْهِ عَدُوُّكَ وَلِلَّهِ فِيهِ رِضىً، فإِنَّ فِي الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِكَ، وَرَاحَةً مِنْ هُمُومِكَ، وَأَمْناً لِبِلَادِكَ»[1].
«و هرگز صلحى را كه دشمنت تو را به آن دعوت نمايد و رضايت خدا در آن باشد دفع مكن؛ زيرا به وسيله صلح است كه لشكريانت آسوده مىگردند و خود از تشويش و اندوه خاطر راحت مىشوى، و موجب ايمنى بر شهرهايت مىباشد.»
رهيافت وحى:
بالاترين هدف از برپايى جنگها، تحصيل خشنودى پروردگار متعال مىباشد، نه دستيابى به اهداف مادى. براين مبنا مىتوان به پارهاى از احكام شرع كه در زير بيان شدهاند دست يافت:
[1]- نهج البلاغه، كتاب 53، (صبحي الصالح) ص 676، س 3.
احكام:
1- مجاهدان در راه خدا بايد پيشاز هر اقدام جنگ افروزانهاى، درباره درستى و يا نادرستى آن به تحقيق بپردازند.
2- اين امر ضرورت سامان بخشيدن به يك سيستم اطّلاعات عمليّاتى در سپاه اسلام را براى مطمئن شدن از قصد جنگ افروزى دشمنان بيشازپيش نشانمىدهد، زيرا، بدون بهرهمندى از چنين سيستمى، امكان دارد مسلمانان در چنبره جنگى بر مبناى اطّلاعات دروغين گرفتار آيند.
3- هدف اساسى از جنگ در اسلام، همانا گسترش صلح و آرامى مىباشد، از همين رو اگر طرف مقابل، صلح را بپذيرد جايز نيست بخاطر جمع آورى غنايم و يا انتقامگيرى و مانند اينها، به جنگ ادامه داد.
2- آرامش در خانه و خانواده
قرآن كريم:
1-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ* فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَداً فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ)[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! در خانههايى غير از خانه خود وارد نشويد
[1]- سوره نور، آيات 27 و 28.
تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد؛ اين براى شما بهتر است؛ شايد متذكّر شويد* و اگر كسى را در آن نيافتيد، وارد نشويد تا به شما اجازه داده شود؛ و اگر گفته شد: «بازگرديد!» بازگرديد؛ اين براى شما پاكيزهتر است، و خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است.»
2-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُم مِنْكُمْ ثَلاثَ مَرّاتٍ مِن قَبْلِ صَلاةِ الفَجْرِ وَحينَ تَضَعُونَ ثِيابَكُمْ مِن الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الآيَاتِ وَاللَّهُ عَليمٌ حَكِيمٌ* وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِه وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ)[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! بردگان شما، و همچنين كودكانتان كه به حد بلوغ نرسيدهاند، در سه وقت بايد از شما اجازه بگيرند: پيشاز نماز صبح، و نيمروز هنگامى كه لباسهاى (معمولى) خود را بيرون مىآوريد، و بعداز نماز عشا؛ اين سه وقت خصوصى براى شماست؛ امّا بعداز اين سه وقت، گناهى بر شما و بر آنان نيست (كه بدون اذن وارد شوند) و برگرد يكديگر بگرديد (و با صفا و صميميّت به يكديگر خدمت نماييد). اين گونه خداوند آيات را براى شما بيان مىكند، و خداوند دانا و حكيم است* و هنگامى كه اطفال شما به سنّ بلوغ رسند بايد اجازه بگيرند، همان گونه كه اشخاصى كه پيشاز آنان بودند اجازه مىگرفتند؛ اينچنين خداوند آياتش را براى شما بيان مىكند، و خدا دانا و حكيم است.»
[1]- سوره نور، آيات 58 و 59.
3-(... فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتاً فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً...)[1].
«... و هنگامى كه داخل خانهاى شديد، بر خويشتن سلام كنيد، سلام و تحيتى از سوى خداوند، سلامى پر بركت و پاكيزه.»
4-(... وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَن تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلكِنَّ الْبِرِّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِن أَبْوَابِهِا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)[2].
«و (آن چنان كه در جاهليّت مرسوم بود كه به هنگام حج، كه جامه احرام مىپوشيدند، از در خانه وارد نمىشدند، و از نقب پشت خانه وارد مىشدند، نكنيد.) كار نيك، آن نيست كه از پشت خانهها وارد شويد؛ بلكه نيكى اين است كه پرهيزگار باشيد. واز در خانهها وارد شويد و تقوا پيشه كنيد، تا رستگار گرديد.»
حديث شريف:
1- در روايتى، ابو جارود از حضرت امام باقر عليه السلام اينگونه نقل مىكند:
«إذا دخل الرجل منكم بيته فإن كان فيه أحد يسلِّم عليهم، وإن لم يكن فيه أحد فليقل: السلام علينا من عند ربّنا، يقول اللَّه:
(تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً)[3].»[4]
[1]- سوره نور، آيه 61.
[2]- سوره بقره، آيه 189.
[3]- سوره نور، آيه 61.
[4]- بحارالأنوار، ج 73، باب 97، افشاء السلام، ص 3، ح 3،.
«اگر مردى وارد خانه خود شود در صورتى كه كسانى در خانه باشند، بايد به آنها سلام كند، و اگر كسى در خانه نبود مىبايست بگويد: ي درود بر ما از سوى پروردگارمان ي خداوند فرموده است: (درودى مبارك و پاك از سوى خداوند بر شما).»
2- امام صادق عليه السلام مىفرمايند:
«السلام تحيّة لملّتنا، وأمان لذمّتنا»[1].
«سلام كردن درودى است براى ملّت ما، و تضمينى است براى امنيّت ما.»
3- آنحضرت همچنين فرمودهاند:
«يسلّم الرجل إذا دخل على أهله، وإذا دخل يضرب بنعليه ويتنحنح، يصنع ذلك حتّى يؤذنهم أنّه قد جاء، حتّى لا يرى شيئاً يكرهه»[2].
«مرد هنگامى كه بر خانوادهاش وارد مىشود مىبايست سلام كند، و وقتى داخل شد مىبايست با كفشهايش (به زمين) ضربه بزند و صداى سرفه ابراز دارد تا بدينوسيله به خانوادهاش ورود خود را اطّلاع دهد، تا با چيزنا خوشايندى روبرو نشود.»
رهيافت وحى:
خانه حريمى دارد كه بايد حرمت آن را نگاه داشت. حق صاحب خانه است كه در خانه خود احساس امنيّت كند، از متون و نصوص يادآورى شده
[1]- بحارالأنوار، ج 73، باب 97، ص 12.
[2]- بحارالأنوار، ج 73، باب 97، ص 11.
احكامى را در زمينه بزرگداشت و احترام به اين حقّ استنباط مىكنيم، كه عبارتاند از:
احكام:
1- جايز نيست سرزده، از پشت خانهها ويا از روى ديوار وارد خانهها شد، چراكه، صاحب خانه در خانه خود نيازمند احساس امنيّت و آرامش است كه نبايد اين احساس را از وى سلب كرد. چون، صاحب خانه معمولًا تنها مراقب درب خانه ويا محلّ ورودى متعارف خانه مىباشد، و نمىتواند تمام منفذهاى اطراف خانه را زير نظر بگيرد.
2- پيشاز داخل شدن به خانه خود و يا ديگران، بايد از اهل خانه اجازه گرفت، بگونهاى كه اهالى خانه دريابندكه چه كسى برايشان داخل مىشود. مىتوان اين كار را از راه كوبيدن درب و يا زنگ زدن و يا صدا كردن و يا تماس تلفنى و ديگر اعمالى از اين دست انجام داد، چه، امكان دارد آمادگى براى پذيرفتن كسى كه از بيرون مىآيد كمى براى صاحبان خانه زمان بر، باشد.
3- براى ورود به خانه بايد اجازه گرفت، كه يكى از مصاديق آن سلام كردن و درود فرستادن براهل خانه مىباشد. از همين رو اگر اهل خانه اجازه ورود را به كسى كه قصد داخل شدن دارد ندهند، آن شخص بايد بىدرنگ بازگردد.
4- يكى از آداب ورود به خانه درود فرستادن مىباشد، چه از طريق سلام كردن و چه از راههاى ديگرى كه بزرگداشت و تكريم اهل خانه را