احكامى را در زمينه بزرگداشت و احترام به اين حقّ استنباط مىكنيم، كه عبارتاند از:
احكام:
1- جايز نيست سرزده، از پشت خانهها ويا از روى ديوار وارد خانهها شد، چراكه، صاحب خانه در خانه خود نيازمند احساس امنيّت و آرامش است كه نبايد اين احساس را از وى سلب كرد. چون، صاحب خانه معمولًا تنها مراقب درب خانه ويا محلّ ورودى متعارف خانه مىباشد، و نمىتواند تمام منفذهاى اطراف خانه را زير نظر بگيرد.
2- پيشاز داخل شدن به خانه خود و يا ديگران، بايد از اهل خانه اجازه گرفت، بگونهاى كه اهالى خانه دريابندكه چه كسى برايشان داخل مىشود. مىتوان اين كار را از راه كوبيدن درب و يا زنگ زدن و يا صدا كردن و يا تماس تلفنى و ديگر اعمالى از اين دست انجام داد، چه، امكان دارد آمادگى براى پذيرفتن كسى كه از بيرون مىآيد كمى براى صاحبان خانه زمان بر، باشد.
3- براى ورود به خانه بايد اجازه گرفت، كه يكى از مصاديق آن سلام كردن و درود فرستادن براهل خانه مىباشد. از همين رو اگر اهل خانه اجازه ورود را به كسى كه قصد داخل شدن دارد ندهند، آن شخص بايد بىدرنگ بازگردد.
4- يكى از آداب ورود به خانه درود فرستادن مىباشد، چه از طريق سلام كردن و چه از راههاى ديگرى كه بزرگداشت و تكريم اهل خانه را
دربرداشته باشد. حتّى اگر فردى كه داخل خانه مىشود نياز به اجازه گرفتن نداشته باشد، مثلًا خود از اهل خانه باشد بهتر است اين كار را انجام دهد.
5- يكى ديگر از آداب خانه اين است كه كسانى كه با اهل خانه در خانه حاضرند مىبايست پيشاز ورود به اتاقهايى كه اهل خانه لباسهاى خود را در آن اتاقها براى راحتى وآسايش از تن بيرون مىكنند (مانند اتاق خواب) در زمانهاى استراحت، اجازه بگيرند. هرچند اين حكم شامل كودكان ناآگاه به امور جنسى تا وقتى كه به بلوغ نرسيدهاند، نمىشود.
3- سلام، درود مؤمنان
قرآن كريم:
1-(وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنكُمْ سُوءاً بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ)[1].
«هرگاه كسانى كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند، به آنها بگو:" سلام بر شما! پروردگارتان، رحمت را بر خود فرض كرده؛ هركس از شما كار بدى از روى نادانى كند، سپس توبه و اصلاح (و جبران) نمايد، (مشمول رحمت خدا مىشود چرا كه) او آمرزنده مهربان است".»
2-(وَعِبَادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرضِ هَوْناً وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا
[1]- سوره انعام، آيه 54.
سَلَاماً)[1].
«بندگان (خاص خداوند) رحمان، كسانى هستند كه با آرامش و بىتكبّر بر زمين راه مىروند؛ و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مىگويند (و با بىاعتنايى و بزرگوارى مىگذرند)؛»
3-(وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ)[2].
«و هرگاه سخن لغو و بيهوده بشنوند، از آن روى مىگردانند و مىگويند:
" اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان؛ سلام بر شما (سلام وداع)، ما خواهان جاهلان نيستيم".»
حديث شريف:
1- انس از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت مىكند كه آنحضرت فرمودند:
«يا أنس! سلّم على مَن لقيت، يزيد اللَّه في حسناتك، وسلّم في بيتك يزيد اللَّه في بركتك»[3].
«اى انس! بر هركسى كه رسيدى سلام كن، خداوند بر نيكوئيهايت مىافزايد، و در خانه خود سلام كن خداوند بر بركت تو مىافزايد.»
2- امام صادق عليه السلام فرمودهاند:
[1]- سوره فرقان، آيه 63.
[2]- سوره قصص، آيه 55.
[3]- بحارالأنوار، ج 73، ص 3، ح 5، باب 97.
«قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إذا تلاقيتم فتلاقوا بالتسليم والتصافح، وإذا تفرّقتم فتفرّقوا بالاستغفار»[1].
«رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده:" اگر باهم ديدار كرديد پس با سلام و دست دادن به هم، ديدار كنيد، و اگر از يكديگر جدا و پراكنده شديد، با استغفار و طلب آمرزش پراكنده شويد.".»
3- همچنين در حديثى ديگر امام صادق عليه السلام از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل مىكنند كه آنحضرت فرمودند:
«إذا قام الرجل من مجلسه فليودّع إخوانه بالسلام، فإن أفاضوا في خير كان شريكهم، وإن أفاضوا في باطل كان عليهم دونه»[2].
«اگر مردى از مجلسى برخاست پس برادرانش را با سلام و سلامت خواهى بدرود گويد، چه دراين صورت اگر در امر خيرى سخن گويند شريك ايشان خواهد بود، و اگر در امر باطلى به سخن پردازند بر غير آن خواهد بود.»
4- همچنين امام صادق عليه السلام مىفرمودهاند:
«إنّ من موجبات المغفرة؛ بذل السلام، وحسن الكلام»[3].
«همانا آنچه موجبات آمرزش و مغفرت را فراهم مىآورد؛ بخشش سلام و نيكو سخن گفتن مىباشد.»
[1]- بحارالأنوار، ج 73، ص 5، ح 4، باب 97.
[2]- همان، ص 9، ح 36.
[3]- همان، ص 11، ح 46.
رهيافت وحى:
مؤمنان با يكديگر به يك زندگى همراه با صلح و آرامش مىپردازند و دشمنى، كينهتوزى، و خشم و نخوتى در ميان ايشان ديده نمىشود. ايشان هرگاه به هم مىرسند به يكديگر سلام مىكنند و هرگاه يكديگر را بدرود گويند با سلام و سلامت خواهى از يكديگر جدا مىشوند. بلكه ايشان در برخورد با نادانان نيز سلام مىكنند. با اينكه سلام كردن مؤمنان دراين مورد، از جدايى و اختلاف حكايت دارد ولى دراين اظهار جدايى، فرد مسلمان هيچ خواست شومى را درباره كسى در دل نمىپروراند. از آنچه گذشت احكام زير را بدست مىآوريم:
احكام:
1- مستحب است مؤمنان به هركس كه مىرسند چه كوچك و چه بزرگ سلام كنند، تا اين سلام سمبلى باشد براى روابط مثبت و برگرفته از احترام متقابل به حقوق يكديگر و به رسميّت شناختن يكديگر و هميارى ميان مؤمنان.
2- سلام و سلامت خواهى در وقت جدائى نيز گونهاى سلام محسوب مىشود، چون، همانگونه كه مؤمنان وقتى با يكديگر ديدار مىكنند نخست براى حاكم كردن جوّى امن و آرام براى گفتگو و هميارى نياز به سلام كردن دارند، در هنگام جدايى نيز براى نشان دادن اطمينان و احساس آرامشى كه حتّى در غياب يكديگر نسبت به هم دارند، نيازمند
سلام و سلامت خواهى هستند.
3- بايد نادانى را با سكوت پاسخ گفت تا آرامش و امنيّت در جامعه حاكم شود، زيرا، اگر عملكرد جاهلانه تنها از يك طرف سرزند و از سوى طرف ديگر با واكنشى همراه نشود، بىنتيجه خواهد ماند، اگر عملكرد جاهلانه با پاسخى از طرف مقابل همراه شود سرانجام به يك فتنه بدل خواهد گشت. از همين رو سلام كردن بر نادانان در واقع ضريب احساس امنيّت را در جامعه بالا مىبرد. در واقع مؤمن به تعبيرى نبايد در رويارويى با يك جهتگيرى جاهلانه سوزن را با جوالدوز پاسخ گويد، بلكه مىبايست با بردبارى و آرامش از آن بگذرد.
4- پر واضح است كه سلام كردن بر نادان به معنى پذيرش عملكرد او نيست، بلكه اين سلام بايد پساز روى گردانى و برائت جويى از عملكرد و يا گفتار جاهلانه فرد نادان و واگذارى تمام مسؤوليّت سخنان بيهوده وى به وى صورت پذيرد.
4- سلام بر پيامبران
قرآن كريم:
1-(وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ* وَالْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ)[1].
«و سلام بر رسولان، و حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه
[1]- سوره صافّات، آيات 181- 182.
پروردگار جهانيان است.»
2-(إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً)[1].
«خدا وفرشتگانش بر پيامبر درود مىفرستد؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد، بر او درود فرستيد وسلام گوييد و كاملًا تسليم (فرمان) او باشيد.»
3-(قُلِ الْحَمْدُ للَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى ءَاللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ)[2].
«بگو:" حمد مخصوص خداست؛ و سلام بر بندگان برگزيدهاش!» آيا خداوند بهتر است يا بتهايى كه همتاى او قرار مىدهند!»
حديث شريف:
1- از امام باقر و امام صادق عليهما السلام روايت شده كه فرمودند:
«أثقل ما يوضع في الميزان يوم القيامة الصلاة على محمّد وعلى أهل بيته»[3].
«گرانسنگترين چيزى كه روز رستاخيز در ميزان اعمال قرار مىگيرد درود بر محمّد و بر اهلبيت اوست.»
2- از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيده شد: چگونه بر شما درود فرستيم؟
ايشان فرمودند:
«قولوا: اللّهم صل على محمّد وآل محمّد، كما صلّيت على إبراهيم وعلى آل
[1]- سوره احزاب، آيه 56.
[2]- سوره نمل، آيه 59.
[3]- بحار الانوار، ج 91، باب 29، ص 49.
إبراهيم، إنّك حميد مجيد...»[1].
«بگوييد: خداوندا بر محمّد و آل او درود فرست، همچنانكه بر ابراهيم و آل وى درود فرستادى، همانا تو سزاوار ستايش و بزرگوارى...»
3- از حضرت امام موسى كاظم عليه السلام پرسيده شد: درود خداوند، فرشتگان و درود مؤمنان هريك به چه معناست؟ پس آنحضرت فرمودند:
«صلاة اللَّه رحمة من اللَّه، وصلاة الملائكة تزكية منهم له، وصلاة المؤمنين دعاء منهم له...»[2].
«درود خداوند رحمتى است از جانب خداوند، و درود فرشتگان ستايش كردنى است از سوى ايشان نسبت به خداوند، و درود مؤمنان دعايى است از سوى ايشان براى خداوند...»
رهيافت وحى و حكم الهى:
ميان مؤمنان و فرستادگان و اولياى الهى پيوندى نزديك برقرار است، زيرا، ايشان وسيلههاى فرودآمدن رحمت الهى و رهبرانى از سوى خدا و شفاعت كنندگان در روز رستاخيزند، كه خداوند ايشان را با فروفرستادن درود برايشان تكريم كرده است. از همين رو خداوند احترام ايشان را بر مردم بلكه بر طبيعت نيز واجب ساختهاست.
استحباب درود فرستادن بر پيامبران بويژه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را مىتوان از
[1]- مستدرك وسائل الشيعه، ج 5، باب 23، ص 347.
[2]- بحار الانوار، ج 83، باب 41، ص 95.