از منكر بيشه كنند.)
3- آيات الهى را به بهاى ناچيزى نفروشند (و كتاب خداوند را با زينتهاى دنيايى معاوضه نكنند و در برابر ثروتمندان كرنش نكنند.)
4- از كسى جز خداوند (از صاحبان نفوذ) هراس به دل راه ندهند.
در واقع اين چهار شرط در كلمه تقوى و حقايق نمود يافته آن در حاكم فراهم مىآيند.
3- فراگيرى احكام
قرآن كريم:
(إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدىً وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِن كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَناً قَلِيلًا وَمَن لَمْ يَحْكُم بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ* وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَمَن لَمْ يَحْكُم بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ* وَقَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ فِيهِ هُدىً وَنُورٌ وَمُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدىً وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ* وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنْجِيلِ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِيهِ وَمَن لَمْ يَحْكُم بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ
فَأُوْلئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ)[1].
«ما تورات را نازل كرديم در حالى كه در آن، هدايت و نور بود؛ و پيامبران، كه در برابر فرمان خدا تسليم بودند، با آن براى يهود حكم مىكردند؛ و (همچنين) علما و دانشمندان، به اين كتاب كه به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داورى مىنمودند. بنابراين، (بخاطر داورى برطبق آيات الهى،) از مردم نهراسيد و از من بترسيد؛ و آيات مرا به بهاى ناچيزى نفروشيد. و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمىكنند، كافرند.* و بر آنها [/ بنىاسرائيل] در آن [/ تورات]، مقرّر داشتيم كه جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بينى در برابر بينى، و گوش در مقابل گوش، و دندان در برابر دندان مىباشد؛ و هر زخمى، قصاص دارد، و اگر كسى آن را ببخشد (و از قصاص، صرف نظر كند)، كفّاره (گناهان) او محسوب مىشود؛ و هركس به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نكند، ستمگر است.* و به دنبال آنها [/ پيامبران پيشين]، عيسى بن مريم را فرستاديم در حالى كه كتاب تورات را كه پيشاز او فرستاده شده بود تصديق داشت، و انجيل را به او داديم كه درآن، هدايت و نور بود، و (اين كتاب آسمانى نيز) تورات را، كه قبلاز آن بود، تصديق مىكرد، و هدايت و موعظهاى براى پرهيزگاران بود.* اهل انجيل [/ پيروان مسيح] نيز بايد به آنچه خداوند در آن نازل كرده حكم كنند و كسانى كه برطبق آنچه خدا نازل كرده حكم نمىكنند، فاسقند.»
[1]- سوره مائده، آيات 44- 47.
رهيافت وحى:
به نظر مىرسد مخالفت با فرمان الهى در زمينه حقوق، ستم، و در رفتار و كردار، فسق و در اصول و مسايل پايهاى (تولّى و تبرّى)، كفر تلقّى شود.
احكام:
1- بىگمان اقامه عدل و داد در جامعه وابسته اجراى كامل احكام الهى در حقوق انسانى مىباشد، برخى از اين حقوق عبارتاند از:
الف- احترام به مردم.
ب- قصاص از ظالم هر كسى كه باشد بخاطر مظلوم هر كس كه باشد.
ج- عدم سازش در احكام شرعى در مواردى كه با حقوق كوچك و بزرگ انسانها (همچون حقّ آزادى، حقّ مالكيّت، حقّ بخشش ستمگر براى ستم ديده و حقّ برابرى در قضاوت) پيوند خوردهاند.
د- سامان دهى جامعهاى سالم و بدور از انحراف و كجروى و فساد، كه با نهادينه كردن مفاهيمى چون ورع و پرهيز از محارم الهى و بكارگيرى پند پيامبران عليهم السلام و جانشينان ايشان كامل مىگردد.
3- بىگمان ساختن بناى با شكوه تمدّن اسلامى تنها با چنگ زدن به احكام دين در عرصه سياست، شامل ولايت پذيرى اولياء الهى و تبرّى از دشمنان خداوند، امكانپذير خواهد بود.
4- حاكم پيراسته
قرآن كريم:
1-(وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجاً وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلكِن لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ* وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيراً مِنَ النّاسِ لَفَاسِقُونَ* أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ)[1].
«و اين كتاب [/ قرآن] را به حق بر تو نازل كرديم، در حالى كه كتب پيشين را تصديق مىكند، و حافظ و نگهبان آنهاست؛ پس برطبق احكامى كه خدا نازل كرده، در ميان آنها حكم كن و از هوى و هوسهاى آنان پيروى نكن؛ و از احكام الهى، روى مگردان. ما براى هر كدام از شما، آيين و طريقه روشنى قرار داديم؛ و اگر خدا مىخواست، و همه شما را امّت واحدى قرار مىداد؛ ولى خدا مىخواهد شما را در آنچه به شما بخشيده بيازمايد؛ (و استعدادهاى مختلف شما را پرورش دهد). پس در نيكيها بر يكديگر سبقت جوييد. بازگشت همه شما، به سوى خداست؛ سپس از آنچه در آن اختلاف مىكرديد؛ به شما
[1]- سوره مائده، آيات 48- 50.
خبر خواهد داد.* و در ميان آنها [/ اهل كتاب]، طبق آنچه خداوند نازل كرده؛ داورى كن؛ و از هوسهاى آنان پيروى مكن؛ و از آنها برحذر باش، مبادا تو را از بعض احكامى كه خدا بر تو نازل كرده، منحرف سازند. و اگر آنها (از حكم و داورى تو)، روى گردانند؛ بدان كه خداوند مىخواهد آنان را بخاطر پارهاى از گناهانشان مجازات كند، و بسيارى از مردم فاسقند* آيا آنها حكم جاهليّت را (از تو) مىخواهند؟! و چه كسى بهتر از خدا، براى قومى كه اهل يقين هستند، حكم مىكند؟»
2-(يَا دَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ)[1].
«اى داوود! ما تو را خليفه (و نماينده خود) در زمين قرار داديم؛ پس در ميان مردم بحق داورى كن، و از هواى نفس پيروى مكن كه تو را از راه خدا منحرف سازد؛ كسانى كه از راه خدا گمراه شوند، عذاب شديدى بخاطر فراموش كردن روز حساب دارند!.»
3-(وَقَالَ يَا بَنِيَّ لَاتَدْخُلُوا مِن بَابٍ وَاحدٍ وَادْخُلُوا مِن أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِي عَنكُم مِنَ اللَّهِ مِن شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا للَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ)[2].
«و (هنگامى كه مىخواستند حركت كنند، يعقوب) گفت:" فرزندان من از يك در وارد نشويد؛ بلكه از درهاى متفرّق وارد گرديد (تا توجّه مردم به سوى
[1]- سوره ص، آيه 26.
[2]- سوره يوسف، آيه 67.
شما جلب نشود) و (من با اين دستور،) نمىتوانم حادثهاى را كه از سوى خدا حتمى است، از شما دفع كنم. حكم و فرمان، تنها از آن خداست. بر او توكّل كردهام؛ و همه متوكّلان بايد براو توكّل كنند".»
رهيافت وحى:
يكى از كارهايى كه سلامت نظام اسلامى را به خطر مىاندازد، پيروى از خواست مردم، بويژه پيروى از خواست اسرافكاران و تجمّلگرايان و اعيان و اشراف مىباشد. از همين رو بايد كتاب الهى را معيارى براى حكم و داورى قرار دهيم.
احكام:
1- بر حاكم اسلامى واجب است كه از پيروى خواستها و هوا و هوسها برحذر باشد و بيم پراكندگى كسانى را كه به دنبال هوى و هوس خود هستند، را از دور خود به دل راه ندهد.
2- حاكم اسلامى براى پايدار ماندن بر راه حقّ، بايد بر خدا توكّل كند، و بداند كه در صورت عدم يارى خداوند، هر آن ممكن است در برابر خواستها و هوسها سقوط كرده و يارى خداوند را از دست داده و به سستى گرايد.
3- حاكمى كه خواستار اجراى احكام الهى و سرباز زدن از پرستش غير خدا است، بايد در جهت پاكسازى قانونها از جهل، مصلحت انديشى و تعصّب گام بر دارد و با مقاومت در برابر تأثيرات عوامل ياد شده، قوانين
را تنها بر حقّ استوار سازد.
4- براى عارى شدن احكام، داوريها، قانونگذاريها و فتاوى از شائبهى خواستها و هوسهايى چون (جهل، مصلحت انديشى و تعصّب)، حاكم بايد مستقل از اهرمهاى گوناگون فشار بوده، به آن عوامل ياد شده اعتماد نكند بلكه تنها با اتّكال و اعتماد به خداوند يكتا، عمل كند.
5- مؤمنان بايد با آگاهى كامل و آزادانه حكم خداوند را مورد پذيرش قرار دهند، و نبايد ضمانتهاى اجرائى مبتنى بر قدرت و ثروت را انتظار كشند. چون، ايندو منبع، معمولًا در دست نيروهاى فشار مورد بحث در سطرهاى قبل، قرار دارند، و اين نيروها با تكيه بر ايندو منبع، جهتگيريهاى نادرست خود را بر حكومت تحميل مىكنند.
5- حكم فقهاى عادل
قرآن كريم:
1-(إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُن لِلْخَائِنِينَ خَصِيماً)[1].
«ما اين كتاب را بحقّ بر تو نازل كرديم؛ تا به آنچه خداوند به تو آموخته، در ميان مردم قضاوت كنى؛ و از كسانى مباش كه از خائنان حمايت نمايى.»
[1]- سوره نساء، آيه 105.
2-(سَمّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَاؤوكَ فَاحْكُم بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْئاً وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ)[1].
«آنها بسيار به سخنان تو گوش مىدهند تا آن را تكذيب كنند؛ مال حرام فراوان مىخورند؛ پس اگر نزد تو آمدند، در ميان آنان داورى كن، يا (اگر صلاح دانستى) آنها را بحال خود واگذار. و اگر از آنان صرف نظر كنى، به تو هيچ زيانى نمىرسانند؛ و اگر ميان آنها داورى كنى، با عدالت داورى كن، كه خدا عادلان را دوست دارد.»
3-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَومِ الآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا* أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَن يَكْفُروا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيداً)[2].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولوالامر [/ اوصياى پيامبر] را. و هرگاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد. اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است* آيا
[1]- سوره مائده، آيه 42.
[2]- سوره نساء، آيات 59- 60.