بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 166

المقتول منها، وذلك قول اللَّه عزّ وجلّ:

(إِنِّي أُرِيدُ أَن تَبُوأَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِن أَصْحَابِ النَّارِ)

»[1].

«هركسى مؤمنى را عمداً بكشد، خداوند تمام گناهان را براى قاتلش ثبت مى‌كند، و اين معنى اين گفته الهى است كه: (من مى‌خواهم كه بار گناه من و گناه خودت را به دوش كشى، و از دوزخيان گردى).»

3- در روايتى از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمودند:

«أوحى اللَّه عزّوجلّ إلى موسى بن عمران؛ أن يا موسى قل للملأ من بني إسرائيل: إيّاكم وقتل النفس الحرام بغير حقّ، فإنّ من قتل منكم نفساً في الدنيا

، قتلتُه في النار مأة ألف قتلة مثل قتلة صاحبه.»[2].

«خداوند عزّ وجلّ به موسى بن عمران وحى كرد كه: اى موسى! به توده مردم بنى‌اسرائيل بگو از قتل نفس محترمه به ناحق برحذر باشند، پس بيگمان هركسى از شما نفسى را در دنيا بكشد، در آتش جهنّم او را صدهزار بار همچون كشتن آنكه در دنيا كشته بود به، خواهم كشت.»

4- امام باقر عليه السلام در حديثى درباره اين گفته الهى كه:(وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً)مى‌فرمايند:

«لم يقتلها، أو أنجى من غرق أو حرق، أو أعظم من ذلك كلّه يخرجها من ضلالة إلى هدىً»[3].

[1]- بحارالأنوار، ج 101، ص 377، باب عقوبة قتل النفس، ح 42.

[2]- همان، ح 40.

[3]- بحارالأنوار، ج 101، باب 1، عقوبة قتل النفس، ص 380.


صفحه 167

«منظور كسى است كه مى‌تواند شخصى را بكشد ولى نكشد، يا شخصى است كه كسى را از غرق و سوختن نجات دهد و از همه اينها بزرگتر و كسى است كه شخصى را از ضلالتى به سوى هدايت بكشاند.»

رهيافت وحى:

خصلتهاى رفتارى و صفات ناپسند، از جمله صفاتى چون زياده‌خواهى و همچنين حسد، در واقع حيات انسانى را به خطر مى‌اندازند. از اين رو مؤمنان در جهت پيراستگى روان خود از اين صفات بايد بكوشند، همچنانكه جامعه ايمانى نيز به نوبه خود بايد در جهت پيراستگى روانها از رسوبات اخلاقى‌اى چون تعصّب و خودخواهى گام بردارد، تا بنياد تباهى و جنايت در جامعه ريشه كن گرديده و از ارزش حيات جانها، محافظت و نگهدارى شود. [در واقع بنياد تربيت و پرورش سالم بر پرهيزگارى بنا مى‌شود، و همچنين بر اينكه بدانيم كه تنها معيار پذيرش فرمانبريهاى مردم در نزد خدا و تنها سنجه بهروزى در دنيا پرهيزگارى است، و اينكه هماوردى و سبقت جويى در نيكيها از رهگذر تقوى، بهتر از نزاع و هماوردى منفى با يكديگر مى‌باشد.

احكام:

1- جايز نيست كسى تنها به خيال اينكه ديگرى نسبت به وى خيال شومى درسر مى‌پروراند، او را بكشد يا آزارى به وى برساند. اين در حالى است كه بسيارى از جرائم درپى چنين ترسها و خيالهايى واقع مى‌شوند.


صفحه 168

حال آنكه اگر جهانيان همگى به گفته فرزند آدم ابوالبشر به برادر خود مبنى بر اينكه «هرگز به قتل برادرش دست نخواهد گشاد» پاى بند باشند، بيگمان ميزان جرايم در جوامع به نسبت چشمگيرى كاهش خواهد يافت.

البتّه بايد گفت اين امر به هيچ وجه به معنى منع دفاع شخصى و يا تسليم شدن در برابر قاتلان و جنايتكاران نمى‌باشد.

2- همانگونه كه دست زدن به كارهاى نيك و سبقت جويى در نيكيها امرى نيكو تلقّى مى‌شود، بايد از دست زدن به كارهاى نادرست و شوم جلوگيرى كرد. بديگر سخن در آستانه وقوع امر شوم و ناپسند، هيچگاه نبايد در انجام آن از ديگران سبقت جست. به عنوان نمونه: اگر جنگى وقوعش ناگزير باشد نمى‌بايست آغاز كننده آن بود، و يا اگر قتلى، ناگزير، به وقوع خواهد پيوست نبايد دست به آن آلوده ساخت، چون، قاتلان بار گناه خود و بار گناه مقتول به ناحق را تنها خود به دوش مى‌كشند.

3- مرحله پيش از تصميم‌گيرى براى ارتكاب جرم مرحله‌اى مهم مى‌باشد. از اين رو بايد تمام عزم و اراده و تمام پيشينه‌هاى روحى، روانى و نيز تمام نيروى عقلانى خود را براى رويارويى با وسوسه‌هاى گمراه كننده شيطان و تلاشهاى پى‌گير نفس امّاره براى گمراه ساختن و منقاد كردن وجدانمان، دراين مرحله بكار گيريم.

از اين جهت بايد به امور زير اهميت دهيم:

الف- اشاعه فرهنگ احترام به زندگى و حيات در جوامع به هر وسيله‌


صفحه 169

ممكن، و مقابله با هر فرهنگ جاهلانه‌اى كه حيات بشرى را كم اهمّيت تلقى كرده، براى زندگى انسانها حكمتى قائل نمى‌باشد.

ب- برحذر داشتن مردم از پيامدهاى قتل و ترساندن ايشان از زيانهايى كه در دنيا و آخرت گريبانگير قاتلان خواهد شد.

ج- جلوگيرى از نمايش فيلمهاى رايجى كه صحنه‌هايى از قتل و كشتار را به نمايش مى‌گذارند و از اين رهگذر امر كشتن را امرى سهل و آسان و چه‌بسا مثبت مى‌نمايانند، همچنانكه روشهاى متفاوت قتل را نيز به نمايش درمى‌آورند.

د- جلوگيرى از انتشار ترانه‌ها، سرودها، شعرها يا داستانهايى كه قتل و كشتن را تحسين مى‌كنند و حيات بشرى را به استهزاء مى‌گيرند.

ه- با خبر ساختن مردم از ابعاد گوناگون جنايت يك قاتل، تا اين امر در فرهنگ جامعه عمومى شود، امرى كه تماماً واژگونه آن چيزى است كه امروزه در بسيارى از فيلمها و داستانهاى پليسى به نمايش درمى‌آيد و با مشروعيّت بخشى به عملكرد قاتلان دل هر بيننده‌اى را نسبت به ايشان به ترحم وامى‌دارد.

4- از آيه 32 سوره مائده و احاديث معتبرى كه در تفسير اين آيه گذشت درمى‌يابيم كه: ارزش زندگى بسيار بزرگ است، و مؤمنان بايد از هر راهى اين ارزش را پاس دارند.

اكنون در ذيل به پاره‌اى از احكام استنباط شده از اين مفاهيم توجّه كنيد:


صفحه 170

نخست: مؤمنين بايد نظام بهداشت و درمان ممتازى را در جامعه ايجاد كنند، تا جامعه را از شيوع ويروسها و ميكروبها ايمن سازند، همچون برنامه‌هايى چون واكسيناسيون فراگير در برابر بيماريهاى واگيردار و خطرناك، سامان دهى به يك سيستم مراقبت از مرزها براى جلوگيرى از ورود بيماريها از مناطق آلوده، به داخل كشور، ايجاد قرنطينه‌هايى براى بيماران مبتلا به بيماريهاى خطرناكى چون سل، ايدز و وبا، ايجاد سيستمى براى مراقبت از موادّ غذايى و سيستمى براى رسيدگى به امور مادران و كودكان و بالاخره اهتمام به تغذيه درست و كامل جامعه. به علاوه مى‌بايست نظام درمانى متكاملى كه از سويى پزشكان و داروهاى مورد نياز را به موقع فراهم مى‌آورد و از سوى ديگر به ايجاد درمانگاهها و بيمارستانهايى با كادر پزشكى ممتاز مى‌پردازد، بوجود آيد.

دوّم: مؤمنان بايد سيستم راهنمايى و رانندگى قاطعى را به جهت محافظت مردم از پيامدهاى حوادث بوجود آمده در اثناى عبور و مرور وسايط نقليّه ايجاد كنند. در واقع اين سيستم بايد مراقب وضعيّت خيابانهاى داخلى و خارجى باشد، و علاوه براين عوامل سالم ماندن در عبور و مرور را فراهم آورد.

سوم: علاوه براين بايد سلامت مردم را از خطرات احتمالى دستاوردهاى صنعت و تكنولوژى همچون خطراتى كه كابلها و اتّصالات امر برق رسانى و ابزارهاى برقى، مجارى گاز و وسايل گازسوز، شبكه مجارى آب و فاضلاب را، دربردارند ايمن ساخت، بگونه‌اى كه در صورت رخ داد حوادثى اين چنينى بايد به سرعت و قاطعيت براى از ميان‌


صفحه 171

بردن و يا كاهش زيانهاى احتمالى وارد عمل شد.

چهارم: دولتها بايد قوانين مناسبى را به جهت ايمن ساختن امر ساخت و ساز و ايمنى ساختمانها وضع كنند. قانونگذاران بايد استوار ساختن پى ساختمانها، ضدّ زلزله كردن آنها (در مناطق زلزله‌خيز) و تعبيه كردن راههاى خروجى كافى براى استفاده در مواقع بروز حوادث غير مترقّبه (همچون آتش سوزى) و امورى از اين دست كه سلامت و ايمنى را ضمانت مى‌كنند، در مفادّ قوانين و مقرّراتى كه از تصويب مى‌گذرانند، مورد توجّه قرار دهند.

2- پيشگيرى از جنايت قتل‌

قرآن كريم:

1-(وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِيماً)[1].

«و هركس، فرد با ايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است؛ در حالى كه جاودانه درآن مى‌ماند؛ و خداوند بر او غضب مى‌كند؛ و او را از رحمتش دور مى‌سازد؛ و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است.»

2-(وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَن قُتِلَ مُظْلُوماً فَقَدْ

[1]- سوره نساء، آيه 93.


صفحه 172

جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَاناً فَلا يُسْرِف فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنصُوراً)[1].

«و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، نكشيد، جز بحق. و آن كس كه مظلوم كشته شده، براى وليّش سلطه (و حق قصاص) قرار داديم؛ امّا در قتل اسراف نكند، چراكه او مورد حمايت است.»

3-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً* وَمَن يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْوَاناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَاراً وَكَانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً* إِن تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُم وَنُدْخِلْكُم مُدْخَلًا كَرِيماً)[2].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد؛ مگر اينكه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد.

و خودكشى نكنيد. خداوند نسبت به شما مهربان است.* و هركس اين عمل را از روى تجاوز و ستم انجام دهد، بزودى او را در آتشى وارد خواهيم ساخت، و اين كار براى خدا آسان است* اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى مى‌شويد پرهيز كنيد، گناهان كوچك شما را مى‌پوشانيم؛ و شما را در جايگاه خوبى وارد مى‌سازيم.»

4-(وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَاتَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِن‌

[1]- سوره اسراء، آيه 33.

[2]- سوره نساء، آيات 29- 31.


صفحه 173

دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ)[1].

«و هنگامى را كه از شما پيمان گرفتيم كه خون هم را نريزيد؛ و يكديگر را از سرزمين خود، بيرون نكنيد. سپس شما اقرار كرديد، (و براين پيمان) گواه بوديد.»

حديث شريف:

1- در حديث از حضرت امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمودند:

«قتل النفس من الكبائر؛ لأنّ اللَّه عزّوجلّ يقول:

(وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِيماً[2])

»[3].

«قتل نفس از گناهان كبيره محسوب مى‌شود، چراكه خداوند متعال فرموده: (و هركس، فرد با ايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است، در حالى كه جاودانه درآن مى‌ماند، و خداوند بر او غضب مى‌كند، و او را از رحمتش دور مى‌سازد، و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است).»

2- همچنين از امام صادق عليه السلام در باب توبه مؤمنى كه مؤمن ديگرى را از روى عمد بكشد پرسش شد. آن‌حضرت پاسخ دادند:

«إن كان قتله لإيمانه فلا توبة له، وإن كان قتله لغضب أو لسبب شي‌ء من أمر

[1]- سوره بقره، آيه 84.

[2]- سوره نساء، آيه 93.

[3]- بحارالأنوار، ج 101، ص 371، باب عقوبة قتل النفس.