ممكن، و مقابله با هر فرهنگ جاهلانهاى كه حيات بشرى را كم اهمّيت تلقى كرده، براى زندگى انسانها حكمتى قائل نمىباشد.
ب- برحذر داشتن مردم از پيامدهاى قتل و ترساندن ايشان از زيانهايى كه در دنيا و آخرت گريبانگير قاتلان خواهد شد.
ج- جلوگيرى از نمايش فيلمهاى رايجى كه صحنههايى از قتل و كشتار را به نمايش مىگذارند و از اين رهگذر امر كشتن را امرى سهل و آسان و چهبسا مثبت مىنمايانند، همچنانكه روشهاى متفاوت قتل را نيز به نمايش درمىآورند.
د- جلوگيرى از انتشار ترانهها، سرودها، شعرها يا داستانهايى كه قتل و كشتن را تحسين مىكنند و حيات بشرى را به استهزاء مىگيرند.
ه- با خبر ساختن مردم از ابعاد گوناگون جنايت يك قاتل، تا اين امر در فرهنگ جامعه عمومى شود، امرى كه تماماً واژگونه آن چيزى است كه امروزه در بسيارى از فيلمها و داستانهاى پليسى به نمايش درمىآيد و با مشروعيّت بخشى به عملكرد قاتلان دل هر بينندهاى را نسبت به ايشان به ترحم وامىدارد.
4- از آيه 32 سوره مائده و احاديث معتبرى كه در تفسير اين آيه گذشت درمىيابيم كه: ارزش زندگى بسيار بزرگ است، و مؤمنان بايد از هر راهى اين ارزش را پاس دارند.
اكنون در ذيل به پارهاى از احكام استنباط شده از اين مفاهيم توجّه كنيد:
نخست: مؤمنين بايد نظام بهداشت و درمان ممتازى را در جامعه ايجاد كنند، تا جامعه را از شيوع ويروسها و ميكروبها ايمن سازند، همچون برنامههايى چون واكسيناسيون فراگير در برابر بيماريهاى واگيردار و خطرناك، سامان دهى به يك سيستم مراقبت از مرزها براى جلوگيرى از ورود بيماريها از مناطق آلوده، به داخل كشور، ايجاد قرنطينههايى براى بيماران مبتلا به بيماريهاى خطرناكى چون سل، ايدز و وبا، ايجاد سيستمى براى مراقبت از موادّ غذايى و سيستمى براى رسيدگى به امور مادران و كودكان و بالاخره اهتمام به تغذيه درست و كامل جامعه. به علاوه مىبايست نظام درمانى متكاملى كه از سويى پزشكان و داروهاى مورد نياز را به موقع فراهم مىآورد و از سوى ديگر به ايجاد درمانگاهها و بيمارستانهايى با كادر پزشكى ممتاز مىپردازد، بوجود آيد.
دوّم: مؤمنان بايد سيستم راهنمايى و رانندگى قاطعى را به جهت محافظت مردم از پيامدهاى حوادث بوجود آمده در اثناى عبور و مرور وسايط نقليّه ايجاد كنند. در واقع اين سيستم بايد مراقب وضعيّت خيابانهاى داخلى و خارجى باشد، و علاوه براين عوامل سالم ماندن در عبور و مرور را فراهم آورد.
سوم: علاوه براين بايد سلامت مردم را از خطرات احتمالى دستاوردهاى صنعت و تكنولوژى همچون خطراتى كه كابلها و اتّصالات امر برق رسانى و ابزارهاى برقى، مجارى گاز و وسايل گازسوز، شبكه مجارى آب و فاضلاب را، دربردارند ايمن ساخت، بگونهاى كه در صورت رخ داد حوادثى اين چنينى بايد به سرعت و قاطعيت براى از ميان
بردن و يا كاهش زيانهاى احتمالى وارد عمل شد.
چهارم: دولتها بايد قوانين مناسبى را به جهت ايمن ساختن امر ساخت و ساز و ايمنى ساختمانها وضع كنند. قانونگذاران بايد استوار ساختن پى ساختمانها، ضدّ زلزله كردن آنها (در مناطق زلزلهخيز) و تعبيه كردن راههاى خروجى كافى براى استفاده در مواقع بروز حوادث غير مترقّبه (همچون آتش سوزى) و امورى از اين دست كه سلامت و ايمنى را ضمانت مىكنند، در مفادّ قوانين و مقرّراتى كه از تصويب مىگذرانند، مورد توجّه قرار دهند.
2- پيشگيرى از جنايت قتل
قرآن كريم:
1-(وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِيماً)[1].
«و هركس، فرد با ايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است؛ در حالى كه جاودانه درآن مىماند؛ و خداوند بر او غضب مىكند؛ و او را از رحمتش دور مىسازد؛ و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است.»
2-(وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَن قُتِلَ مُظْلُوماً فَقَدْ
[1]- سوره نساء، آيه 93.
جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَاناً فَلا يُسْرِف فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنصُوراً)[1].
«و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، نكشيد، جز بحق. و آن كس كه مظلوم كشته شده، براى وليّش سلطه (و حق قصاص) قرار داديم؛ امّا در قتل اسراف نكند، چراكه او مورد حمايت است.»
3-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً* وَمَن يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْوَاناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَاراً وَكَانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً* إِن تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُم وَنُدْخِلْكُم مُدْخَلًا كَرِيماً)[2].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد؛ مگر اينكه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد.
و خودكشى نكنيد. خداوند نسبت به شما مهربان است.* و هركس اين عمل را از روى تجاوز و ستم انجام دهد، بزودى او را در آتشى وارد خواهيم ساخت، و اين كار براى خدا آسان است* اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى مىشويد پرهيز كنيد، گناهان كوچك شما را مىپوشانيم؛ و شما را در جايگاه خوبى وارد مىسازيم.»
4-(وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَاتَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِن
[1]- سوره اسراء، آيه 33.
[2]- سوره نساء، آيات 29- 31.
دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ)[1].
«و هنگامى را كه از شما پيمان گرفتيم كه خون هم را نريزيد؛ و يكديگر را از سرزمين خود، بيرون نكنيد. سپس شما اقرار كرديد، (و براين پيمان) گواه بوديد.»
حديث شريف:
1- در حديث از حضرت امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمودند:
«قتل النفس من الكبائر؛ لأنّ اللَّه عزّوجلّ يقول:
(وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِيماً[2])
»[3].
«قتل نفس از گناهان كبيره محسوب مىشود، چراكه خداوند متعال فرموده: (و هركس، فرد با ايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است، در حالى كه جاودانه درآن مىماند، و خداوند بر او غضب مىكند، و او را از رحمتش دور مىسازد، و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است).»
2- همچنين از امام صادق عليه السلام در باب توبه مؤمنى كه مؤمن ديگرى را از روى عمد بكشد پرسش شد. آنحضرت پاسخ دادند:
«إن كان قتله لإيمانه فلا توبة له، وإن كان قتله لغضب أو لسبب شيء من أمر
[1]- سوره بقره، آيه 84.
[2]- سوره نساء، آيه 93.
[3]- بحارالأنوار، ج 101، ص 371، باب عقوبة قتل النفس.
الدنيا، فإنّ توبته أن يُقاد منه، وإن لم يكن علم به أحد انطلق إلى أولياء المقتول فأقرّ عندهم بقتل صاحبهم، فإن عفوا عنه فلم يقتلوه أعطاهم الدية، وأعتق نسمة، وصام شهرين متتابعين، وأطعم ستّين مسكيناً توبة إلى اللَّه»[1].
«اگر او را بجهت ايمانش كشته براى او توبه نيست و اگر بر اثر غضب و يا چيز ديگرى از امور دنيوى مرتكب قتل شده توبه او قصاص نمودن اوست و اگر كسى از قاتل بودن وى خبر نداشت به نزد اولياى مقتول رفته، به قتل فرد مقتول اقرار كند، پس اگر از او در گذشتند و او را نكشتند بايد به عنوان توبه ديه دهد، و يك بنده هم آزاد كند و دو ماه متوالى روزه بگيرد و شصت فقير را سير نمايد.»
3- همچنين از آنحضرت روايت شده كه فرمودند:
«لا يزال المؤمن في فسحة من دينه ما لم يصب دماً حراماً».
«مؤمن تا زمانى كه خونى را به حرام نريخته باشد از جهت (پايبندى به) دين خود از شرايط مناسبى برخوردار خواهد بود.»
آنحضرت همچنين فرمودهاند:
«لا يوفّق قاتل المؤمن متعمّداً للتوبة»[2].
«كسى كه مؤمنى را از روى عمد به قتل رساند موفّق به توبه نمىشود.»
4- اميرمؤمنان حضرت على عليه السلام در عهدنامه مبارك خود به والى خود بر مصر- مالك اشتر رحمه الله- مىفرمايند:
«إِيَّاكَ وَالدِّمَاءَ وَسَفْكَهَا بِغَيْرِ حِلِّهَا، فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ أَدْعَى لِنِقْمَةٍ، وَلَا أَعْظَمَ
[1]- بحارالأنوار، ج 101، ص 378، باب عقوبة قتل النفس.
[2]- همان.
لِتَبِعَةٍ، وَلَاأَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَةٍ، وَانْقِطَاعِ مُدَّةٍ، مِنْ سَفْكِ الدِّمَاءِ بِغَيْرِ حَقِّهَا. وَاللَّهُ سُبْحَانَهُ مُبْتَدِيءٌ بِالْحُكْمِ بَيْنَ الْعِبَادِ، فِيَما تَسَافَكُوا مِنَ الدِّمَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؛ فَلَا تُقَوِّيَنَّ سُلْطَانَكَ بِسَفْكَ دَمٍ حَرَامٍ، فَإِنَّ ذلِكَ مِمَّا يُضْعِفُهُ وَيُوهِنُهُ، بَلْ يُزِيلُهُ وَيَنْقُلُهُ.
وَلَا عُذْرَ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ وَلَا عِنْدِي فِي قَتْلِ الْعَمْدِ لِأَنَّ فِيهِ قَوَدَ الْبَدَنِ»[1].
«از ريختن به ناحقّ خونها برحذر باش، چون، هيچ چيز بيشتر از اين كار به نقمت و بدبختى فرا نمىخواند، و هيچ چيز پيامدى بزرگتر از آن ندارد و هيچ چيز نمىتواند مانند اين عمل نعمت را از ميان ببرد و مدّت را بگسلد، خداوند منزّه و پاك، در روز قيامت داورى را از حكم كردن ميان بندگانى كه به خونريزى پرداختهاند آغاز مىكند. پس سلطه خود را با ريختن خونى به حرام تقويت مكن، چون، اين كار از آن جمله است كه سلطه تو را سست و ضعيف مىكند، و چهبسا آن را نابود و واژگون مىسازد، و هيچ عذرى از تو در برابر قتل عمد در نزد خدا و نه در نزد من پذيرفته نيست، چراكه در آن (/ قتل عمد) قصاص بدنى است.»
رهيافت وحى:
براى محافظت از زندگى انسانها و پيشگيرى از ارتكاب قتل در جامعه، بايد به مردم بگوييم كه قتل نفس از گناهان كبيره است، و كيفر كسى كه مؤمنى را مىكشد دوزخ جاويد خواهد بود. براى جلوگيرى از ارتكاب قتل در مفاد پيمان حقوقى امّت بايد بگنجانيم كه قتل ممنوع است و قصاص عادلانهاى براى جنايتكاران در نظر بگيريم. واينكه افراد جامعه نبايد جنايت قاتل را
[1]- بحارالأنوار، ج 96، ص 381، باب عقوبة قتل النفس.
كتمان كنند.
احكام:
1- قتل نفس، تا زمانى كه بر جواز شرعى آن دليل قاطعى چون، قصاص نفس، افساد فىالارض، دفاع از خود در جنگها يا دلايلى ديگر از اين دست، اقامه نشده باشد، حرام شمرده مىشود.
2- قتل نفس نه تنها حرام است، بلكه از گناهان كبيرهاى شمرده مىشود كه خداوند مرتكبان آن را به آتش جهنّم بيم داده است.
3- قتل مؤمن در روايات به دوگونه است:
الف- كشتن مؤمن بخاطر دينش، كه كيفر اين گونه قتلآتش جاودان در آخرت و كيفرهاى دنيوىاى چون قصاص و ديه، را درپى خواهد داشت.
ب- كشتن از روى خشم و غضب، بدون اينكه دين و مذهب مقتول نقشى در ارتكاب قتل ايفا كند، كه در اينصورت كيفر قاتل تنها قصاص يا ديه خواهد بود.
4- كيفر كسى كه مؤمنى را بكشد، در دنيا قصاص و ديه مىباشد كه (همانگونه در گفتگو از قصاص در گفتار قبلى آمد) بخاطر منع از ارتكاب قتل وضع شده است، و از سوى ديگر در آخرت كيفر وى عذاب وخوارى خواهد بود.
5- اسلام، پنهان كردن قاتلان و سرپوش گذاشتن بر كار آنها را به جهت فرار از دادگرى عادلانه، حرام كرده است.
6- هر جامعه خواستار عزّت و ايمان، بايد در ميان فرزندان و گروههاى خود پيمانى ناگسستنى مبنى بر؛ حمل نكردن اسلحه برعليه