«بيقين آنها كه فرزندان خود را از روى جهل و نادانى كشتند، گرفتار خسران شدند؛ (زيرا) آنچه را خدا به آنها روزى داده بود، برخود تحريم كردند، و بر خدا افترا بستند. آنها گمراه شدند؛ و (هرگز) هدايت نيافته بودند.»
3-(وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ* بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ)[1].
«و در آن هنگام كه از دختران زنده به گور شده سؤال شود:* به كدامين گناه كشته شدند!؟»
رهيافت وحى:
در واقع كشتن فرزندان يكى از زشتترين گونههاى ارتكاب قتل بشمار مىرود؛ نخست: از آن رو كه قاتل خود مىبايست در نقش حامى و ولىّ قربانى نقش، ايفا كند و قربانى را از هر آسيبى نگهدارى كند، و دوّم؛ اينكه قربانى دراين گونه قتلها ضعيف مىباشد و توان دفاع از خود را ندارد.
احكام:
1- بايد با اين فرهنگ زشت (يعنى كشتن فرزندان) كه در روزگار جاهليّتِ نخستين، در ميان مردم رايج بود، و توسّط مردان وحى باور، نابود شد، رويارويى كرد.
2- به نظر مىرسد كه «سقط جنين» يكى از گونههاى كشتن فرزندان
[1]- سوره تكوير، آيات 8 و 9.
مىباشد، چون، فرزند در رحم ما در مراحل اوّليه حيات خود را بدست مىآورد. هنوز هم در بسيارى از كشورها جنايت سقط جنين رواج دارد، بلكه صورتى قانونى نيز به خود گرفته است. از همين رو ما مىبايست با هر وسيله ممكن به رويارويى اين جنايت بپردازيم.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
اركان گناه
درآمد:
براى فراگير ساختن امنيّت در جامعه ايمانى، بايد به هر شكلى از هر انسانى حمايت شود، و تنها در صورت اقامه دليلى قاطع، افراد مجرم شناخته شوند، اين امر همان حق مشروع تمام بشريّت است، و يكى از سنّتها و قوانين الهى مبرّا بودن انسان از گناه و مجرم نشمردن مردم به گناه ديگران ودستگير نكردن افراد، پيشاز اتمام حجّت بر آنها مىباشد. و اينكه انسان بىگناه نبايد به علّت جنايت ديگران مجازات شود. اين سنت از نمودهاى عدل الهى مىباش.
چون، خداوند متعال تنها در صورت اتمام حجّت، اهالى يك شهر نافرمان را نابود مىكند:
(ذلِكَ أَن لَمْ يَكُن رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ)[1].
«اين بخاطر آن است كه پروردگارت هيچگاه (مردم) شهرها و آباديها را بخاطر ستمهايشان در حال غفلت و بىخبرى هلاك نمىكند. (بلكه قبلًا رسولانى براى آنها مىفرستد).»
[1]- سوره انعام، آيه 131.
همچنين خداوند كسى را به خاطر گناه ديگرى مورد مؤاخذه قرار نمىدهد، و بدعت (اقدامهاى امنيّتى بازدارنده) كه مستلزم قصاص قبلاز جنايت است، را رد مىكند.
1- آگاهى، شرط مسؤوليّت است
قرآن كريم:
1-(ذلِكَ أَن لَمْ يَكُن رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ)[1].
«اين بخاطر آن است كه پروردگارت هيچگاه (مردم) شهرها و آباديها را بخاطر ستمهايشان در حال غفلت و بىخبرى هلاك نمىكند. (بلكه قبلًا رسولانى براى آنها مىفرستد).»
2-(وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ)[2].
«و پروردگار تو هرگز شهرها و آباديها را هلاك نمىكرد تا اينكه در كانون آنها پيامبرى مبعوث كند كه آيات ما را بر آنان بخواند؛ و ما هرگز آباديها و شهرها را هلاك نكرديم مگر آنكه اهلش ظالم بودند.»
3-(وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ)[3].
[1]- سوره انعام، آيه 131.
[2]- سوره قصص، آيه 59.
[3]- سوره شعراء، آيه 208.
«ما هيچ شهر و ديارى را هلاك نكرديم مگر اينكه انذار كنندگانى (از پيامبران الهى) داشتند.»
حديث شريف:
از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمودند:
«رُفع عن امّتي تسعة: الخطأ، والنسيان، وما اكرهوا عليه، وما لا يطيقون
، وما لا يعلمون، وما اضطرّوا إليه، والحسد، والطيرة، والتفكير في الوسوسة في الخلق ما لم ينطق بشفة»[1].
«مسؤوليّت نُه چيز از امّت من برداشته شده است [آن نُه چيز عبارتاند از:] اشتباه، فراموشى، آنچه به آن مجبور شوند، و آنچه از توانشان خارج است، و آنچه نمىدانند، و آنچه بدان ناچار (مضطرّ) مىشوند، حسد و خشم، و انديشه وسوسهانگيزى درباره خلق كه به زبان نيايد.»
رهيافت وحى:
شريعت الهى همچنانكه حكيمانه است، به رحمت و رأفت نيز آراسته است. از همين رو خداوند متعال تنها در صورت فرستادن پيامبرى هشدار دهنده، جوامع نافرمان را كيفر مىكند، و همچنين غافلان را تنها در صورت يادآورى و تذكار به كيفر مىرساند. از همين رو عذر نادان تا وقتى به مسئله آگاهى نيافته موجّه خواهد بود، بويژه اگر در آن عدم آگاهى قاصر باشد نه مقصّر، چراكه آگاهى شرط مسؤوليّت است.
[1]- بحارالأنوار، ج 2، ص 280، ح 47.
جهل مردم نسبت به قانون و يا دين، پيش از برحذر داشتن آنها و هشدار دادن به ايشان و رسانيدن پيام دين به ايشان، عذر به حساب مىآيد. امّا اين امر از سويى مسؤوليت علما و دانشمندان دينى را نيز دو چندان مىكند. از همين رو علماى دين مىبايست به انذار مردم و رسانيدن احكام شريعت به ايشان قيام كنند، كه در اينصورت با رسيدن هشدارهاى لازم به مردم جهل كسى بر وى بخشيده نخواهد شد.
2- بىگناهى وبراءَت انسان
قرآن كريم:
1-(قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيرُ إِنَّ لَهُ أَباً شَيْخاً كَبِيراً فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَهُ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنينَ* قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ أَن نَّأْخُذَ إِلَّا مَن وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِندَهُ إِنَّا إِذاً لَظَالِمُونَ)[1].
«گفتند:" اى عزيز! او پدر پيرى دارد (كه سخت ناراحت مىشود)؛ يكى از ما را به جاى او بگير؛ ما تو را از نيكوكاران مىبينيم"* گفت:" پناه بر خدا كه ما غيراز آن كس كه متاع خود را نزد او يافتهايم بگيريم؛ در آن صورت، از ظالمان خواهيم بود"!»
2-(أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى* وَأَن لَّيْسَ لِلْانسَانِ إِلَّا مَا سَعَى)[2].
«كه هيچكس بار گناه ديگرى را بر دوش نمىگيرد،* و اينكه براى انسان
[1]- سوره يوسف، آيات 78 و 79.
[2]- سوره نجم، آيات 38 و 39.
بهرهاى جز سعى و كوشش او نيست،»
حديث شريف:
1- امام صادق عليه السلام در حديثى فرمودهاند:
«ولا يأخذ اللَّه عزّوجلّ البرئ بالسقيم، ولا يعذّب اللَّه عزّوجلّ الأطفال بذنوب الآباء، فإنّه قال في محكم كتابه:
(وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى[1])
»[2].
«و خداوند متعال بىگناه را به گناه گناهكار مؤاخذه نمىكند، و فرزندان را به گناه پدران و مادران كيفر نمىكند، چون در كتاب استوار خود فرموده:
(كه هيچكس بار گناه ديگرى را بر دوش نمىگيرد).»
2- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمودند:
«لا تجن يمينك على شمالك»[3].
«جنايت دست راست خود را به دست چپ نسبت نده.»
رهيافت وحى:
[درپى سخن از مسؤوليت انسان و حد ومرز آن، سخن از برائت متّهمان پيشاز اثبات جرم، و سخن از اينكه هركس مسؤوليّت عملكرد خود را تنها خود به گردن دارد و اينكه نمىتوان گناه كسى را به گردن ديگرى انداخت، مگر اينكه نفر دوّم خود كوتاهى كرده باشد كه بايد گناه آن را به اندازه
[1]- سورة اسراء، آيه 15.
[2]- تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 876، كتاب خصال، ج 2، ص 608.
[3]- همان، به نقل از مجمع البيان، ج 3، ص 404.