بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 189

حفظ و پاس‌دارى‌[1]

درآمد:

انسان بايد حرمتهاى خود را پاس دارد، و نفس خود را از شهوتهاى گناه آلود و دشمنى و داراييهاى خود را از ولخرجى و اتلاف نگهدارد.

چه‌بسا اوّلين چيزى كه بايد پاس داشت: فرج، بويژه براى زنان (چراكه آسيب‌پذيرتراند)، پس از آن نفس و در آخر داراييها باشد.

از اين رو بايد گفت محافظت از حرمتهاى هركس وظيفه‌اى مشترك‌

[1]- اصل عربى اين تيتر «الإحصان والحفظ» مى‌باشد كه نگارنده در پا نوشت، توضيحاتى درباره آن داده است كه توجّه شما را به آن جلب مى‌كنيم:

با توجّه به واژه (الإحصان) و مشتقّات آن و موارد كار بردشان مى‌توان سه بُعد براى معنى آن در نظر گرفت:

نخست: وجود چيزى با ارزش كه مى‌خواهيم از آن مراقبت كنيم.

دوّم: اينكه اين چيز با ارزش به آنچه از آن نگهدارى مى‌كند احاطه شود.

سوم: اينكه اين مراقبت ثابت و مداوم باشد بگونه‌اى كه شئ و يا شخص مورد مراقبت، احساس اطمينان و آرامش كند.

از اين رو معنى واژه «حصن» متفاوت از معنى واژه «حفظ» مى‌باشد، چه، حفظ مراقبت از چيزى را به هنگام بروز خطر گويند، حال آنكه در «حصن» شئ مورد مراقبت در وضعيّتى امن قرار مى‌گيرد تا با بروز خطر آسيبى نبيند.


صفحه 190

ميان خود و ديگران مى‌باشد. بديگر سخن علاوه بر اينكه ديگران بايد حرمت هر فردى را پاس دارند، خود فرد نيز بايد ديگران را از هتك حرمت خود باز دارد.

همچنين هركس بايد از حدود و احكام خداوند و سوگندهاى خود محافظت كند، و از امانتها نيز نگهدارى نمايد.

1- دفاع مشروع‌

قرآن كريم:

1-(الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى‌ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى‌ عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ)[1]. «ماه حرام، در برابر ماه حرام. (اگر دشمنان، احترام آن را شكستند، و در آن با شما جنگيدند، شما نيز حق داريد مقابله به مثل كنيد.) و تمام حرامها، (قابل) قصاص است. و (بطور كلّى) هركس به شما تجاوز كرد، همانند آن بر او تعدّى كنيد. و از خدا بپرهيزيد (و زياده‌روى ننماييد)؛ و بدانيد خدا با پرهيزكاران است.»

2-(وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنتَصِرُونَ* وَجَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَايُحِبُّ الظَّالِمِينَ* وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ مَا عَلَيْهِم مِن سَبِيلٍ* إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ‌

[1]- سوره بقرة، آيه 194.


صفحه 191

وَيَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُولئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ)[1].

«و كسانى كه هرگاه ستمى به آنها رسد، (تسليم ظلم نمى‌شوند و) يارى مى‌طلبند* كيفر بدى، مجازاتى است همانند آن؛ و هركس عفو و اصلاح كند، پاداش او با خداست؛ خداوند ظالمان را دوست ندارد.* و كسى كه بعداز مظلوم شدن يارى طلبد، ايرادى بر او نيست؛* ايراد و مجازات بر كسانى است كه به مردم ستم مى‌كنند و در زمين بناحق ظلم روا مى‌دارند؛ براى آنان عذاب دردناكى است!.»

3-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً)[2].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد؛ مگر اينكه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد.

و خودكشى نكنيد. خداوند نسبت به شما مهربان است.»

حديث شريف:

1- امام صادق عليه السلام از پدر بزرگوارشان امام باقر عليه السلام نقل مى‌كنند كه آن‌حضرت فرمودند:

«إنّ اللَّه ليمقت العبد، يُدخَل عليه في بيته فلا يقاتل»، وقال أيضاً: «إذا دخل عليك رجل يريد أهلك ومالك فابدره بالضربة إن استطعت، فإنّ اللصّ محارب للَّه ولرسوله، فما تبعك منه شي‌ء فهو علَيَّ»[3].

[1]- سوره شورى، آيات 39- 42.

[2]- سوره نساء، آيه 29.

[3]- وسائل الشّيعه، ج 11، كتاب الجهاد، باب 46، ص 91، ح 2 و 3، (20 جلدى). ل لا همان ج 15، ص 119 (29 جلدى).


صفحه 192

«بيگمان خداوند با بنده‌اى كه با مهاجمان به خانه‌اش به جنگ نپردازد، دشمنى مى‌كند.» و همچنين فرموده‌اند: «اگر كسى براى دست درازى به خانواده و دارائيّت بر تو داخل شود، پس در صورت توان با زدن وى، او را غافل‌گير كن، چه، دزدان و آنها كه از ديوار مردم بالا مى‌روند محارب با خدا و رسولند، پس هرچه از او به تو رسيد، بر من است.»

2- ابو ايّوب مى‌گويد: از ابا عبداللَّه عليه السلام شنيدم كه فرمود:

«مَن دخل على مؤمن داره محارباً له، فدمه مباح في تلك الحال للمؤمن‌

، وهو في عنقي»[1].

«هركس ستيزه جويانه بر خانه مؤمنى وارد شود، خونش براى آن مؤمن در آن حال مباح است، و آن بر گردن من است.»

3- امام صادق عليه السلام مى‌فرمايند:

«إذا اطّلع رجل على قوم يشرف عليهم أو ينظر من خلل شي‌ء لهم، فَرَمَوْه فأصابوه فقتلوه، أو فقؤوا عينه، فليس عليهم غرم»، وقال: «إنّ رجلًا اطَّلع من خلل حجرة رسول اللَّه صلى الله عليه و آله‌

، فجاء رسول اللَّه بمشقص ليفقأ عينه فوجده قد انطلق، فقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: أي‌خبيث، أما واللَّه لو ثبتَّ لي لفقأتُ عينك»[2].

«اگر كسى بر گروهى اشراف يابد و از منفذى به ايشان نظر افكند، وسپس ايشان او را نشانه گيرند و بكشند، و يا چشم او را بر كنند، ايشان نبايد تاوانى‌

[1]- وسائل الشّيعه، ج 18، باب 7، ص 543 (20 جلدى) وهمان، ج 29، ص 321، (29 جلدى).

[2]- همان، ج 19، باب 25، ص 49، ح 6 (20 جلدى)، و همان، ج 29، ص 67، (29 جلدى).


صفحه 193

بپردازند» و همچنين فرمود: «مردى از سوراخهاى اطاق رسول خدا صلى الله عليه و آله نظر افكند، پس رسول خدا با تيرى آمدند تا چشم او را درآورند، ولى او رفته بود. سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: اى خبيث، به خدا سوگند اگر مى‌ماندى چشمت را برمى‌كندم.»

4- از رسول اكرم صلى الله عليه و آله درباره مردى كه در دفاع از اموالش كشته شود نقل شده كه فرمودند:

«مَن قُتل دون ماله قُتل شهيداً، ولو كنتُ أنا لتركتُ له المال ولم اقاتله»[1].

«هركس در دفاع از دارايى خود كشته شود شهيد محسوب مى‌شود، و اگر من بودم دارايى را براى او وامى‌گذاشتم و با وى به ستيز برنمى‌خواستم.»

رهيافت وحى:

زندگى ارزشمند است، و نگهدارى از آن چه زندگى خود و چه زندگى قابل احترام ديگران باشد واجب است. يكى از راههاى اين محافظت و نگهدارى؛ دفاع شرعى از زندگى و كرامت آن است. از اين رهگذر است كه محافظت و دفاع از جان و آبرو و كرامت و ديگر حرمتهاى انسانى در فقه جايز بلكه واجب شمرده شده است.

[1]- مستدرك وسائل الشّيعه، ج 11، كتاب الجهاد، أبواب جهاد العدوّ باب 39، ص 98، ح 1 و ج 18، ص 198، باب 2.


صفحه 194

احكام:

1- دفاع از جان و ديگر حرمتهاى انسانى شامل آبرو، داراييها و حقوق جايز مى‌باشد، و اگر شخص مدافع در اثناى دفاع خود آسيبى ببيند در نزد خدا پاداش خواهد داشت، و اگر كشته شود، شهيد از دنيا خواهد رفت. از سويى در صورت آسيب ديدن فرد متجاوز نيز مسؤوليّتى به گردن فرد مدافع نخواهد بود، همچنين اگر متجاوز كشته شود، گناهكار از دنيا خواهد رفت.

2- دفاع مشروع تنها يك حقّ جايز نيست، بلكه گاهى واجب مى‌شود.

وآن در زمانى‌است كه به اشاعه صلح وفراگيرى آرامش كمك كند وبه فراهم آمدن امنيّت اجتماعى بينجامد. البتّه اين مسأله به موشكافى بيشترى نياز دارد كه مى‌توان جزئيات بيشتر را در ابواب قضاء و حدود فقه نگاه كرد.

3- دفاع از آبرو نيز در صورت عدم ترس از كشته شدن واجب است، امّا در صورت امكان كشته شدن، ادلّه‌اى كه به دفاع از جان، مال و آبرو فرامى‌خوانند و كشته در دفاع از جان، مال و آبرو را شهيد محسوب مى‌كنند، تنها بر جواز دلالت مى‌كنند.

4- به هنگام تجاوز به مال و دارايى، واگذاشتن مال در صورت احتمال كشته شدن، بهتر از دفاع است، هر چند دفاع دراين وضعيّت نيز جايز مى‌باشد.

5- انسان خردمند ميزان سود و زيان را مى‌سنجد و براساس حكمت عمل مى‌كند. بر همين اساس گاهى ميزان ترس از كشته شدن كم، و ميزان اموال در معرض خطر زياد مى‌باشد، كه در اينصورت دفاع بهتر است، امّا


صفحه 195

در شرايطى واژگونه، چشم‌پوشى از مال بهتر مى‌نمايد، مگر اينكه در چنين شرايطى دفاع از مال سودى امنيّتى و يا سود مهمّ ديگرى را دربرداشته باشد.

6- اگر كسى، ديگرى را در حال انجام فعل حرامى با همسر، دختر يا يكى ديگر از محارم خود بيابد، حق دارد دفاع كند، هرچند به كشته شدن طرف مقابل منجر شود، چه، خون چنين فردى هدر مى‌باشد، و تجاوز به آبروى مسلمانان همچون چنين تجاوزى، نزد مسلمانان در زمره تجاوز به شرف كه با تجاوز به جان برابرى مى‌كند، به شمار مى‌رود.

7- اگر كسى پنهانى به گروه يا خانواده‌اى نظر افكند و زنان نامحرم آنها را نظاره‌گر شود، ايشان حق دارند وى را از اين كار بازدارند، و در صورت پافشارى وى براين كار، ايشان حق دارند مثلًا با پرتاب چيزى بسوى او او را از اين كار باز دارند، هرچند اين پرتاب به آسيب فرد مجرم بينجامد.

البتّه اين نگاه مى‌بايست نگاه به نامحرمان باشد تا درخور چنين كيفرى شود، امّا در صورت خالى بودن خانه و يا در امان بودن زنان از نگاه ديگران و مانند اينها، وضع به گونه‌اى ديگر رقم مى‌خورد.

8- خانه حرمتى دارد كه مى‌بايست از آن دفاع كرد، هرچند كه هتك حرمتهايى چون نگاه كردن به خانه و يا داخل شدن بدان، به هتك حرمتهاى بزرگترى چون تجاوز به جان و مال و آبرو منجر نشود. حال پرسش اينجاست كه مرز دفاع از خانه و حرمتهاى مشابه آن، تا به كجاست؟ و آيا مى‌توان دفاع را تا حدّ هلاك يكى از دو طرف در نظر گرفت؟ پاسخ اين پرسش دو وجه دارد، و مسأله نيازمند موشكافى‌


صفحه 196

بيشترى است.

9- اگر كسى در معرض دشنام ديگرى قرار گيرد، مى‌تواند به مقتضاى آيه قرآن، واكنش نشان دهد. امّا در صورتى كه اين واكنش، خلاف شرعى همچون اشاعه فحشاء و يا دشنام به كسان ديگرى همچون پدران و اجداد طرف مقابل، را دربرداشته باشد، جايز نمى‌باشد.

2- دفاع از حرمتها و حقوق ديگران‌

قرآن كريم:

1-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ للَّهِ وَلَوْ عَلَى‌ أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِن يَكُنْ غَنِيّاً أَوْ فَقِيرَاً فَاللَّهُ أَوْلَى‌ بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى‌ أَن تَعْدِلُوا وَإِن تَلْوُو أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً)[1].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! كاملًا قيام به عدالت كنيد. براى خدا شهادت دهيد، اگرچه (اين گواهى) به زيان شما، يا پدر و مادر و نزديكان شما بوده باشد؛ (چراكه) اگر آنها غنى يا فقير باشند، خداوند سزاوارتر است كه از آنان حمايت كند. بنابراين، از هوى و هوس پيروى نكنيد؛ كه از حقّ، منحرف خواهيد شد. و اگر حقّ را تحريف كنيد، و يا از اظهار آن، اعراض نماييد، خداوند به آنچه انجام مى‌دهيد، آگاه است.»

[1]- سوره نساء، آيه 135.