احكام:
1- دفاع از جان و ديگر حرمتهاى انسانى شامل آبرو، داراييها و حقوق جايز مىباشد، و اگر شخص مدافع در اثناى دفاع خود آسيبى ببيند در نزد خدا پاداش خواهد داشت، و اگر كشته شود، شهيد از دنيا خواهد رفت. از سويى در صورت آسيب ديدن فرد متجاوز نيز مسؤوليّتى به گردن فرد مدافع نخواهد بود، همچنين اگر متجاوز كشته شود، گناهكار از دنيا خواهد رفت.
2- دفاع مشروع تنها يك حقّ جايز نيست، بلكه گاهى واجب مىشود.
وآن در زمانىاست كه به اشاعه صلح وفراگيرى آرامش كمك كند وبه فراهم آمدن امنيّت اجتماعى بينجامد. البتّه اين مسأله به موشكافى بيشترى نياز دارد كه مىتوان جزئيات بيشتر را در ابواب قضاء و حدود فقه نگاه كرد.
3- دفاع از آبرو نيز در صورت عدم ترس از كشته شدن واجب است، امّا در صورت امكان كشته شدن، ادلّهاى كه به دفاع از جان، مال و آبرو فرامىخوانند و كشته در دفاع از جان، مال و آبرو را شهيد محسوب مىكنند، تنها بر جواز دلالت مىكنند.
4- به هنگام تجاوز به مال و دارايى، واگذاشتن مال در صورت احتمال كشته شدن، بهتر از دفاع است، هر چند دفاع دراين وضعيّت نيز جايز مىباشد.
5- انسان خردمند ميزان سود و زيان را مىسنجد و براساس حكمت عمل مىكند. بر همين اساس گاهى ميزان ترس از كشته شدن كم، و ميزان اموال در معرض خطر زياد مىباشد، كه در اينصورت دفاع بهتر است، امّا
در شرايطى واژگونه، چشمپوشى از مال بهتر مىنمايد، مگر اينكه در چنين شرايطى دفاع از مال سودى امنيّتى و يا سود مهمّ ديگرى را دربرداشته باشد.
6- اگر كسى، ديگرى را در حال انجام فعل حرامى با همسر، دختر يا يكى ديگر از محارم خود بيابد، حق دارد دفاع كند، هرچند به كشته شدن طرف مقابل منجر شود، چه، خون چنين فردى هدر مىباشد، و تجاوز به آبروى مسلمانان همچون چنين تجاوزى، نزد مسلمانان در زمره تجاوز به شرف كه با تجاوز به جان برابرى مىكند، به شمار مىرود.
7- اگر كسى پنهانى به گروه يا خانوادهاى نظر افكند و زنان نامحرم آنها را نظارهگر شود، ايشان حق دارند وى را از اين كار بازدارند، و در صورت پافشارى وى براين كار، ايشان حق دارند مثلًا با پرتاب چيزى بسوى او او را از اين كار باز دارند، هرچند اين پرتاب به آسيب فرد مجرم بينجامد.
البتّه اين نگاه مىبايست نگاه به نامحرمان باشد تا درخور چنين كيفرى شود، امّا در صورت خالى بودن خانه و يا در امان بودن زنان از نگاه ديگران و مانند اينها، وضع به گونهاى ديگر رقم مىخورد.
8- خانه حرمتى دارد كه مىبايست از آن دفاع كرد، هرچند كه هتك حرمتهايى چون نگاه كردن به خانه و يا داخل شدن بدان، به هتك حرمتهاى بزرگترى چون تجاوز به جان و مال و آبرو منجر نشود. حال پرسش اينجاست كه مرز دفاع از خانه و حرمتهاى مشابه آن، تا به كجاست؟ و آيا مىتوان دفاع را تا حدّ هلاك يكى از دو طرف در نظر گرفت؟ پاسخ اين پرسش دو وجه دارد، و مسأله نيازمند موشكافى
بيشترى است.
9- اگر كسى در معرض دشنام ديگرى قرار گيرد، مىتواند به مقتضاى آيه قرآن، واكنش نشان دهد. امّا در صورتى كه اين واكنش، خلاف شرعى همچون اشاعه فحشاء و يا دشنام به كسان ديگرى همچون پدران و اجداد طرف مقابل، را دربرداشته باشد، جايز نمىباشد.
2- دفاع از حرمتها و حقوق ديگران
قرآن كريم:
1-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ للَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِن يَكُنْ غَنِيّاً أَوْ فَقِيرَاً فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَن تَعْدِلُوا وَإِن تَلْوُو أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً)[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! كاملًا قيام به عدالت كنيد. براى خدا شهادت دهيد، اگرچه (اين گواهى) به زيان شما، يا پدر و مادر و نزديكان شما بوده باشد؛ (چراكه) اگر آنها غنى يا فقير باشند، خداوند سزاوارتر است كه از آنان حمايت كند. بنابراين، از هوى و هوس پيروى نكنيد؛ كه از حقّ، منحرف خواهيد شد. و اگر حقّ را تحريف كنيد، و يا از اظهار آن، اعراض نماييد، خداوند به آنچه انجام مىدهيد، آگاه است.»
[1]- سوره نساء، آيه 135.
2-(وَمَا لَكُمْ لَاتُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِن هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَنَا مِن لَدُنْكَ وَلِيّاً وَاجْعَلْ لَنَا مِن لَدُنكَ نَصِيراً)[1].
«چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران) تضعيف شدهاند، پيكار نمىكنيد!؟ همان افراد (ستمديدهاى) كه مىگويند:" پروردگارا! ما را از اين شهر (مكّه)، كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر؛ و از طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده؛ و از جانب خود، يار و ياورى براى ما تعيين فرما".»
3-(ذلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ)[2].
« (مناسك حج) اين است؛ و هركس برنامههاى الهى را بزرگ دارد، نزد پروردگارش براى او بهتر است. و چهارپايان براى شما حلال شده، مگر آنچه (ممنوع بودنش) بر شما خوانده مىشود. ازبتهاى پليد اجتناب كنيد و از سخن باطل بپرهيزيد.»
4-(التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ)[3].
«توبه كنندگان، عبادت كاران، سپاسگويان، سياحت كنندگان، ركوع
[1]- سوره نساء، آيه 75.
[2]- سوره حجّ، آيه 30.
[3]- سوره توبه، آيه 112.
كنندگان، سجده آوران، آمران به معروف، نهى كنندگان از منكر، و حافظان حدود (و مرزهاى) الهى، (مؤمنان حقيقىاند)؛ و بشارت ده به (اينچنين) مؤمنان!.»
حديث شريف:
1- امام صادق عليه السلام از پدر بزرگوار خود، از اميرمؤمنان حضرت على عليه السلام روايت مىكنند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:
«مَن سمع رجلًا ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم»[1]
. «هركس صداى مردى را بشنود كه نداى يا للمسلمين سرمىدهد [و از مسلمانان يارى مىجويد] ولى پاسخش نگويد، مسلمان نيست.»
2- همچنين از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمودند:
آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام شريعت پيرامون حيات طيبه - قم، چاپ: اول، 1386.
«لا تقفن عند رجل يُقتل مظلوماً (وفي رواية اخرى: يُضرب مظلوماً»، فإنّ اللعنة تنزل على مَن حضر ولم يدفع عنه»[2].
«نزد مردى كه مظلومانه كشته مىشود (و در روايت ديگرى: مظلومانه كتك مىخورد) نايستيد، چراكه بر هركس كه در چنين صحنهاى حاضر باشد و از مظلوم دفاع نكند، نفرين و لعنت بر وى فروفرستاده خواهد شد.»
[1]- وسائل الشّيعه، ج 18، كتاب الحدود والتعزيرات، أبواب الدفاع، باب 7، ص 590، ح 1، (20 جلدى)، همان، ج 28، ص 285، (29 جلدى).
[2]- دكتر داوود العطّار، تجاوز الدفاع الشرعى، ص 160، به نقل از: غزالى، احياء علوم الدين، ج 2، ص 223، چاپ 1326 ه.
3- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودهاند:
«عونك الضعيف من أفضل الصدقة»[1].
«يارى تو، به ضعيفان يكى از بهترين بخششهاست.»
4- از اميرمؤمنان حضرت على عليه السلام نيز روايت شده كه فرمودند:
«أيّها المؤمنون، إنّه مَن رأى عدواناً يُعمل به، ومنكراً يُدعى إليه، فأنكره بقلبه، فقد سلم وبرئ؛ ومن أنكره بلسانه فقد اجر، وهو أفضل من صاحبه، ومن أنكره بالسيف لتكون كلمة اللَّه هي العليا، وكلمة الظالمين هي السفلى، فذلك الذي أصاب سبيل الهدى، وقام على الطريق، ونوّر في قلبه اليقين»[2].
«اى مردم با ايمان، هركس ببنيد كه در جامعه ستمى صورت مىگيرد و به عمل زشتى خوانده مىشود، و او با قلبش آن را انكار كند، پس دينش سالم و خودش از گناه بر كنار است و هركس با زبانش آن را منكر شود و زشت بشمارد، پاداش او بهتر از شخص گذشته است و هركس با شمشير انكارش كند تا مشيّت و سخن خداوندى بالاتر از همه چيز قرار بگيرد و حكمه (مشيّت و سخن) ستمكاران در پستترين درجات، اين شخصى است كه راه هدايت را پيش گرفته و بر طريق حقّ قائم است و يقين قلبش را منوّر ساخته است.»
[1]- وسائل الشّيعه، ج 11، كتاب الجهاد، ابواب جهاد العدوّ، باب 59، ص 108، ح 2 (20 جلدى) و همان، ج 15، ص 141 (29 جلدى).
[2]- نهج البلاغه، قصار الحكم، 373، ص 815 و 816.
رهيافت وحى:
دفاع از جان، مال و آبرو و بطور كلّى حرمتها و حقوق ديگران، همچون دفاع از حرمتها و حقوق خود جايز، بلكه واجب مىباشد. آيات قرآن همچنان كه به برپايى قسط در جامعه و دفاع از عدالت، امر مىكنند، بر لزوم يارى مظلومان و دور ساختن ظالمان به هر وسيله ممكن، نيز دلالت دارند.
احكام:
1-- جلوگيرى از ستم مستكبران به فرودستان، اگرچه به زور اسلحه، واجب است. حال ظالم و مظلوم هركه مىخواهند باشند.
2- جان و مال و آبروى مردم از حرمتهاى الهى هستند كه مىبايست بزرگشان داشت. از سويى يكى از برجستهترين نمودهاى اين بزرگداشت نيز دفاع از اين حرمتها مىباشد. در واقع اين حرمتها در زمره حدود الهى به شمار مىآيند و حفظ آنها بر همگى الزامى است.
3- اسلام به نهى از منكر امر مىكند، هرچند اين نهى از منكر (با توجّه به شروط آمده در شرع) مستلزم استفاده از زور باشد. در واقع تجاوز به حرمتها از بزرگترين منكراتى محسوب مىشوند كه مىبايست از آنها جلوگيرى به عمل آيد. بايد گفت اگر مؤمنان به اين دستور الهى درست و مخلصانه عمل كنند، حاكميّت امنيّت و آرامش در كشورهاى اسلامى به سادگى ميسّر خواهد شد.
3- دژهاى استوار
قرآن كريم:
1-(الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِن أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِيْ تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغَوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيّاً كَبِيراً)[1].
«مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى كه خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مىكنند. و زنان صالح، زنانى هستند كه متواضعند، و در غياب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مىكنند. و (امّا) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد؛ و (اگر مؤثّر واقع نشد) در بستر از آنها دورى نماييد؛ و (اگر هيچ راهى جز شدّت عمل، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد. و اگر از شما پيروى كردند، راهى براى تعدّى بر آنها نجوييد. (بدانيد) خداوند، بلند مرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترين قدرتهاست).»
2-(إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ
[1]- سوره نساء، آيه 34.