رهيافت وحى:
دفاع از جان، مال و آبرو و بطور كلّى حرمتها و حقوق ديگران، همچون دفاع از حرمتها و حقوق خود جايز، بلكه واجب مىباشد. آيات قرآن همچنان كه به برپايى قسط در جامعه و دفاع از عدالت، امر مىكنند، بر لزوم يارى مظلومان و دور ساختن ظالمان به هر وسيله ممكن، نيز دلالت دارند.
احكام:
1-- جلوگيرى از ستم مستكبران به فرودستان، اگرچه به زور اسلحه، واجب است. حال ظالم و مظلوم هركه مىخواهند باشند.
2- جان و مال و آبروى مردم از حرمتهاى الهى هستند كه مىبايست بزرگشان داشت. از سويى يكى از برجستهترين نمودهاى اين بزرگداشت نيز دفاع از اين حرمتها مىباشد. در واقع اين حرمتها در زمره حدود الهى به شمار مىآيند و حفظ آنها بر همگى الزامى است.
3- اسلام به نهى از منكر امر مىكند، هرچند اين نهى از منكر (با توجّه به شروط آمده در شرع) مستلزم استفاده از زور باشد. در واقع تجاوز به حرمتها از بزرگترين منكراتى محسوب مىشوند كه مىبايست از آنها جلوگيرى به عمل آيد. بايد گفت اگر مؤمنان به اين دستور الهى درست و مخلصانه عمل كنند، حاكميّت امنيّت و آرامش در كشورهاى اسلامى به سادگى ميسّر خواهد شد.
3- دژهاى استوار
قرآن كريم:
1-(الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِن أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِيْ تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغَوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيّاً كَبِيراً)[1].
«مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى كه خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مىكنند. و زنان صالح، زنانى هستند كه متواضعند، و در غياب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مىكنند. و (امّا) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد؛ و (اگر مؤثّر واقع نشد) در بستر از آنها دورى نماييد؛ و (اگر هيچ راهى جز شدّت عمل، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد. و اگر از شما پيروى كردند، راهى براى تعدّى بر آنها نجوييد. (بدانيد) خداوند، بلند مرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترين قدرتهاست).»
2-(إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ
[1]- سوره نساء، آيه 34.
وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً)[1].
«بيقين، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ايمان و زنان با ايمان، مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق كننده و زنان انفاق كننده، مردان روزهدار وزنان روزهدار، مردان پاكدامن و زنان پاكدامن و مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند و زنانى كه بسيار ياد خدا مىكنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظيمى فراهم ساخته است.»
3-(لَايُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الْأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِن أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ ذلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُوا أَيْمَانَكُمْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ)[2].
«خداوند شما را بخاطر سوگندهاى بيهوده (و خالى از اراده،) مؤاخذه نمىكند؛ ولى در برابر سوگندهايى كه (از روى اراده) محكم كردهايد، مؤاخذه مىنمايد. كفّاره اين گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهاى معمولى است كه به خانواده خود مىدهيد؛ يا لباس پوشاندن بر آن ده نفر؛ و يا آزاد كردن يك برده؛ و كسى كه هيچ كدام از اينها را نيابد، سه روز روزه
[1]- سوره احزاب، آيه 35.
[2]- سوره مائده، آيه 89.
مىگيرد؛ اين كفّاره سوگندهاى شماست به هنگامى كه سوگند ياد مىكنيد (و مخالفت مىنماييد). و سوگندهاى خود را حفظ كنيد (و نشكنيد.) خداوند آيات خود را اين چنين براى شما بيان مىكند، شايد شكر او را بجا آوريد.»
4-(التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ)[1].
«توبه كنندگان، عبادت كاران، سپاسگويان، سياحت كنندگان، ركوع كنندگان، سجده آوران، آمران به معروف، نهى كنندگان از منكر، و حافظان حدود (و مرزهاى) الهى، (مؤمنان حقيقىاند)؛ و بشارت ده به (اينچنين) مؤمنان!.»
5-(إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدىً وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِن كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَناً قَلِيلًا وَمَن لَمْ يَحْكُم بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ)[2].
«ما تورات را نازل كرديم در حالى كه در آن، هدايت و نور بود، و پيامبران، كه در برابر فرمان خدا تسليم بودند، با آن براى يهود حكم مىكردند، و (همچنين) علما و دانشمندان به اين كتاب كه به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داورى مىنمودند. بنابراين، (بخاطر داورى برطبق آيات الهى،) از مردم نهراسيد، و از من بترسيد؛ و آيات مرا به بهاى ناچيزى
[1]- سوره توبه، آيه 112.
[2]- سوره مائده، آيه 44.
نفروشيد. و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمىكنند، كافرند.»
حديث شريف:
1- در وصيّت اميرمؤمنان حضرت على عليه السلام به فرزند بزرگوارشان امام حسن عليه السلام مىخوانيم:
«وَاكْفُفْ عَلَيْهِنَّ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ بِحِجَابِكَ إِيَّاهُنَّ، فَإِنَّ شِدَّةَ الْحِجَابِ خَير لَكَ وَلَهُنَّ مِنَ الْإِرْتِيابِ، وَلَيَسَ خُرُوجُهُنَّ بِأَشَدَّ مِنْ دُخُولِ مَنْ لَايُوثَقُ بِهِ عَلَيْهِنَ
، وَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَ لَّايَعْرِفْنَ غَيْرَكَ من الرجال فَافْعَلْ»[1]
. «زنان را در حجاب نگهدار تا از نگريستن به مردان باز مانند: زيرا سخت گرفتن حجاب براى تو و آنان بهتر از افتادن در بدگمانى است و بيرون رفتنشان از خانه بدتر نيست از اين كه بيگانهاى كه به او اطمينان ندارى نزد آنان به خانه آيد، و اگر بتوانى كارى كنى كه هيچكس از مردان را جز تو نشناسند، آن كار را انجام بده.»
2- همچنين آنحضرت فرمودهاند:
«صيانة المرأة أنعم لحالها، وأدوم لجمالها»[2].
«پاس دارى از زن نعمت او را فزونتر و زيبائيش را با دوامتر مىسازد.»
3- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمودند:
[1]- مستدرك وسائل الشيعه، ج 14، باب 21، ص 183.
[2]- همان، ج 14، باب 70، ص 255.
«لا يخلونّ رجل بامرأة فانّ ثالثهما الشيطان»[1].
«مرد و زنى با هم خلوت نخواهند كرد مگر اينكه سومينشان شيطان باشد.»
4- امام سجّاد عليه السلام مىفرمايند:
«استثمار المال تمام المروءة»[2].
«به كار گرفتن دارائى در امرى سودآور همه مروّت است.»
5- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودهاند:
«من المروءة استصلاح المال»[3].
«بكار گرفتن دارائيها و به سود رساندن آنها از مروّت است.»
6- همچنين از رسول اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمودند:
«الاقتصاد في النفقة نصف المعيشة»[4].
«ميانهروى در مصرف نيمى از معيشت است.»
[1]- مستدرك وسائل الشيعه، باب 78، ص 266.
[2]- همان، ج 13، باب 18، ص 49.
[3]- وسائل الشيعه (30 جلدى) ج 17، باب 21، ص 64.
[4]- شهيد ثانى، منية المريد، القسم الثانى، آدابه مع شيخه، ص 258، قم، دفتر تبليغات، 1409 ه ش.
رهيافت وحى:
دفاع مشروع به عنوان ارزش اجتماعى كه امنيّت و آرامش را فراهم مىآورد، يكى از جنبههاى مهمّ مفهوم كلّى نگاهبانى و پاسدارى و مراقبت را تشكيل مىدهد. ولى اين، همه چيز نيست. در واقع براى برخوردارى از يك زندگى همراه با امنيّت و داشتن دارائيها و اعتبار و آبرو، دور از آسيب، بايد دژهاى استوارى براى پاس دارى از امنيّت و صلح بنا كنيم، تا اطمينان و آرامش همه گير شود.
فرزندان جامعه مىبايست از آمادگى كافى براى پرداخت هزينههاى امنيّت برخوردار شوند، كه اين امر با پاس دارى ايشان از جان، مال، حقوق و آبرو و اعتبارشان و حفظ حدود الهى، به طرق مختلف ميسّر مىشود.
احكام:
الف- پاس دارى از اعتبار و آبرو
رعايت عفّت و پاكدامنى، حرام بودن خودنمايى و زينتنمايى زنان، پايبندى به احكام و آداب رفتار زنان در زندگى، روشمند ساختن روابط ميان زنان و مردان براساس موازين شرعى و همچنين احكام و آداب زندگى زناشويى. .. جملگى پايههاى دژ استوارى را تشكيل مىدهند كه جامعه را در برابر يورشهاى فساد و تباهى حفظ مىكند.
احكام زنان در شريعت اسلام از زمينهاى گسترده برخوردار است، كه بايد آنها را بياموزيم، و در بكارگيرى گزارههاى آن تلاش كنيم و بر آن
شكيبا باشيم. حال به پارهاى از پركاربردترين گزارههاى اين احكام در زندگى امروزين توجّه كنيد:
1- تحولات زندگى اين عصر در بسيارى از كشورها زنان را به ايفاى نقش در عرصه كار و تلاش كشانيده، حال آنكه بيشتر اوقات وظايفى چون باردارى و شير دادن به فرزندان و ترتيب ايشان، با كار زنان در تعارض قرار مىگيرد. از همين رو مىبايست قوانين و احكامى را در حمايت زنان از دشوارىهاى كار بيرون از خانه پيشبينى كرد، كه در آنها فرصت بيشترى براى توجّه به شؤون زنانه، بويژه توجّه به عفّت و ظرافت ولطافت زنانه به زنان داده شود، زيرا، زنان چون گياهان خوشبويند، نه چون مردان، قهرمان.
2- بايد به فرهنگ سازى براى زنان با محوريّت فطرت لطيف ووظايف همسر بودن ايشان، دست يازيد، چون، فرهنگ حاكم بر زنان فرهنگى مردانه مىباشد. به عنوان نمونه اهمّيّت دادن به دروسى چون رياضيّات و يا جغرافيا در مدارس دخترانه بيشاز اهتمام به آموزشهاى مرتبط با دوران باردارى و شيردهى و تربيت فرزندان مىباشد. كه اين نمونهاى از تسلّط فرهنگ مردانه بر زنان مىباشد. در واقع اتّخاذ چنين روشهايى با نقش بنيادين زن ناسازگار، و چهبسا ستمى آشكار برايشان محسوب شود.
3- برانگيختن غريزه جنسى دختران بدون اشباع آن از راههاى مناسب، يكى از بدترين منكرات شايع در جامعه مىباشد، از اينرو ما مىبايست از بروز انگيزشهاى اينچنينى كه از راه داستان و رمان، فيلم يا از رهگذر اختلاط دختران و پسران، يا ايجاد مزاحمت در كوى