بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 236

(چون تجارت و يا سرمايه‌گذارى كشاورزى و يا صنعتى) صورت گيرد، چه به قصد سياحت، آموزش و يا هدايت شدن، بر روى ايشان بست، مگر در مواقعى كه ضرورتى بسيار مهمّ دربين باشد.

ب: روزى حلال و پاكيزه‌

قرآن كريم:

1-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُوا للَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ)[1].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از نعمتهاى پاكيزه‌اى كه به شما روزى داده‌ايم، بخوريد و شكر خدا را بجا آوريد؛ اگر او را پرستش مى‌كنيد.»

2-(الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِندَهُمْ فِي التَّورَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُوْلئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)[2].

«همانها كه از فرستاده (خدا)، پيامبرِ" امّى" پيروى مى‌كنند؛ پيامبرى كه صفاتش را، در تورات و انجيلى كه نزدشان است، مى‌يابند؛ آنها را به معروف دستور مى‌دهد، و از منكر بازمى‌دارد؛ اشياء پاكيزه را براى آنها

[1]- سوره بقره، آيه 172.

[2]- سوره اعراف، آيه 157.


صفحه 237

حلال مى‌شمرد، و ناپاكيها را تحريم مى‌كند؛ و بارهاى سنگين، و زنجيرهايى را كه بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) برمى‌دارد؛ پس كسانى كه به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش كردند، و از نورى كه با او نازل شده پيروى نمودند، آنان رستگارانند.»

3-(يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ)[1].

«از تو سؤال مى‌كنند: چه چيزهايى براى آنها حلال شده است؟ بگو:

" آنچه پاكيزه است، براى شما حلال گرديده؛ و (نيز) صيد حيوانات شكارى و سگهاى آموخته (و تربيت يافته) كه از آنچه خداوند به شما تعليم داده به آنها ياد داده‌ايد، (بر شما حلال است؛) پس، از آنچه اين حيوانات براى شما (صيد مى‌كنند و) نگاه مى‌دارند، بخوريد؛ و نام خدا را (به هنگام فرستادن حيوان براى شكار،) بر آن ببريد؛ و از (معصيت) خدا بپرهيزيد كه خداوند سريع الحساب است.»

رهيافت وحى:

آيات كريمه قرآن به ما دستور مى‌دهند تا از روزى حلال و پاكيزه خداوند بخوريم، و از پليديها دورى گزينيم.

[1]- سوره مائده، آيه 4.


صفحه 238

احكام:

1- خداوند متعال تنها روزى‌هاى پاكيزه را حلال كرده، و خوردنيهاى پليد را حلال نكرده است. اكنون پرسش اين است كه چه چيز معيار تمييز ميان خوردنيهاى پاكيزه و خوردنيهاى ناپاك و پليد مى‌باشد؟

2- پاره‌اى از خوردنيهاى پاكيزه و برخى از خوردنيهاى ناپاك و پليد را وحى براى ما مشخّص كرده است، پاره‌اى ديگر نيز بدون هيچ اختلافى نزد انسانها شناخته شده‌اند (مانند پليد بودن فضولات انسانى) در پاره‌اى ديگر نيز انسانها ديدگاههاى متفاوتى با يكديگر دارند، پس:

الف- در مورد آن خوردنيهايى كه شرع، پاكى و ناپاكيشان را معيّن كرده، بايد به وحى مراجعه كرد.

ب- در مورد آنهايى هم كه عرف عمومى بشرى معيارى در پاكى و ناپاكيشان بدست مى‌دهد، بايد به همان عرف عامّى كه همگى برآن متّفق‌القول مى‌باشند رجوع كرد.

ج- در موارد اختلافى، نيز صاحبان عرفهاى گوناگون، هريك به عرف خود بازگشته، هر آنچه را در عرف خود پاك يافتند، بخورند و از هر آنچه ناپاك و پليد يافتند دورى گزينند.

ج: آداب غذا خوردن‌

در احاديث و روايات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت عليهم السلام توصيه‌هاى‌


صفحه 239

فراوانى درباره غذا خوردن آمده، كه اكثراً به جهات زير باز مى‌گردند:

1- نيّت در غذا خوردن و آنچه با پرهيزكارى و تزكيه نفس پيوند خورده.

2- هدف از غذا خوردن و آنچه با سلامت و توان انسان مرتبط است.

3- بُعد اجتماعى تغذيه.

4- بُعد اقتصادى تغذيه.

در آنچه كه خواهد آمد به گوشه‌اى از اين جهات، و نصوصى كه درباره آنها وارد شده است اشاره‌اى خواهد شد:

نخست- تغذيه، پرهيزگارى و نيكوكارى‌

1- هر خواست و نيّتى عمل انسان را به رنگى درمى‌آورد، رنگ و لعاب عمل مؤمنان نيز نيّت و خواست نيكو است. از اين جهت نيّت و خواست مؤمنان از غذا خوردن نيز چيزى جز نيرو گرفتن براى اطاعت اوامر الهى نمى‌باشد:

(قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ)[1].

«بگو:" نماز و تمام عبادات من، و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانيان است.»

2- كتاب الهى پرهيز از غذا خوردن را نفى مى‌كند، چون نمى‌توان بر غذا خوردنى كه جهت نيرو گرفتن براى پرستش خدا صورت مى‌گيرد،

[1]- سوره انعام، آيه 162.


صفحه 240

خرده گرفت:

(لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ)[1].

«بر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، گناهى در آنچه خورده‌اند نيست؛ (و نسبت به نوشيدن شراب، قبل‌از نزول حكم تحريم، مجازات نمى‌شوند؛) اگر تقوا پيشه كنند، و ايمان بياورند، و اعمال صالح انجام دهند؛ سپس تقوا پيشه كنند و ايمان آورند؛ سپس تقوا پيشه كنند و نيكى نمايند. و خداوند، نيكوكاران را دوست مى‌دارد.»

3- مؤمنان خوردن غذا را با نام خدا شروع مى‌كنند وبا حمد و سپاس الهى به پايان مى‌برند، امام صادق عليه السلام دراين باره مى‌فرمايند:

«إذا وضع الطعام فسمّوا، فإنّ الشيطان يقول لأصحابه اخرجوا فليس لكم فيه نصيب، ومن لم يسمّ على طعامه، كان للشيطان معه فيه نصيب»[2]

. «هرگاه غذا آورده شد به نام خدا شروع كنيد، چون، [دراين هنگام‌] شيطان به ياران خود مى‌گويد: بيرون رويد، شما را در آن [غذا] سهمى نيست، و هركس بر سر غذا نام خدا را ياد نكند، شيطان با وى در غذا خوردن سهيم خواهد شد.»

[1]- سوره مائده، آيه 93.

[2]- مستدرك وسائل الشّيعه، ج 19، كتاب الأطعمة والأشربة، أبواب آداب المائدة، ص 274، باب 49، ح 4.


صفحه 241

4- همچنين مؤمنان بر سر غذا و پايان آن، به دعا مى‌پردازند. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هرگاه دست مباركشان را به سوى غذا مى‌بردند، مى‌فرمودند:

«بسم اللَّه، بارك لنا فيما رزقتنا وعليك خلفه»[1].

«بنام خدا، ما را در آنچه روزيمان كردى بركت ده و طعامى جايگزين اين طعام بفرما.»

از امام صادق عليه السلام نيز نقل شده كه پس‌از غذا خوردن مى‌فرمود:

«الحمد للَّه‌الذي أطعمنا في جائعين، وسقانا في ظمآنين، وكسانا في عارين، وهدانا في ضالّين، وحملنا في راجلين، وآوانا في ضاجّين، واخدمنا في عانين، وفضّلنا على كثير من العالمين»[2].

«سپاس خدايى را كه ما را در ميان گرسنگان روزى داد، و در ميان تشنگان سيراب ساخت و در ميان برهنگان پوشانيد و در ميان گمراهان هدايت كرد و در ميان پياده روان حمل كرد و در ميان غوغائيان پناه داد و در ميان رنج كشيدگان ما را خدمتكار داد و ما را بر بسيارى از مردم جهان برترى بخشيد.»

5- از آنجا كه خوان غذا در مظانّ تبديل شدن به وسيله‌اى براى فخرفروشى وغرور قرار دارد، مؤمنان بر سر آن چون بندگان مى‌نشينند تا غرور و تعصّب و خودخواهى را در خود بشكنند. اميرمؤمنان حضرت على عليه السلام دراين باره فرموده‌اند:

[1]- مستدرك الوسايل، ج 16، باب 52، ص 279.

[2]- همان، ج 15، باب 26، ص 275.


صفحه 242

«فتأس بنبيّك الأطهر الأطيب صلى الله عليه و آله».

«پس به پيامبر پاكترين و نيك‌ترين خود كه درود خدا بر او و آلش باد تأسّى جوييد.»

تا اينكه فرمودند:

«ولقد كان صلى الله عليه و آله يأكل على الأرض، ويجلس جلسة العبد، ويخصف بيده نعله، ويرقع بيده ثوبه، ويركب الحمار العاري، ويردف خلفه»[1].

« [پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله‌] بر روى زمين غذا مى‌خوردند، و چونان بندگان مى‌نشستند و با دست خود بر كفش و لباسشان وصله مى‌زدند، و بر الاغ بى‌پالان سوار مى‌شدند و كسى را نيز در پس خويش بر روى مركب مى‌نشاندند.»

6- مؤمنان چيزى از غذاى خود را در كاسه و ظرف غذا باقى نمى‌گذارند، بلكه ظرف خود را مى‌ليسند، تا چيزى در آن باقى نماند.

اميرمؤمنان على عليه السلام فرموده‌اند:

«مَن لعق قصعته صلّت عليه الملائكة، ودعت له بالسعة في الرزق، ويكتب له حسنات مضاعفة»[2].

«هركس كاسه غذاى خود را بليسد، فرشتگان بر او درود مى‌فرستند، و وسعت روزى براى او از خدا طلب مى‌كنند، و حسنه‌هاى مضاعفى براى او

[1]- مستدرك وسائل الشّيعه، ج 8، كتاب الأطعمة والأشربة، أبواب آداب المائدة، ص 268، باب 13، ح 1.

[2]- همان، ج 16، باب 59، ح 3، ص 285.


صفحه 243

نوشته مى‌شود.»

7- همچنين مستحبّ است مؤمنان پس‌از غذا خوردن انگشتان خود را بمكند. دراين باره از پيامبراكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمودند:

«مَن أكل طعاماً فليمصّ أصابعه فإنّ في مصّ إحداها بركة»[1].

«هركس غذايى خورد، پس انگشتان خود را بمكد، چه در مكيدن هريك از آنها بركتى نهفته است.»

8- مؤمنان نعمتهاى الهى از جمله نان، گندم و جو را احترام مى‌كنند، و از بى‌احترامى به آنها پرهيز دارند. دراين باب از حضرت امام صادق عليه السلام درباره خواندن نماز بر روى توده‌اى از گندم سؤال شد، آن‌حضرت از اين كار نهى كردند، پس ديگر بار پرسيده شد: اگر بر روى پشت بام دانه‌هاى گندم را پهن كرده باشند چه بايد كرد؟ آن‌حضرت در پاسخ فرمودند:

«لا يصلّى‌ على شي‌ء من الطعام، فإنّما هو رزق اللَّه لخلقه ونعمته عليهم‌

، فعظّموه ولا تهاونوا به، فإنّ قوماً ممّن كان قبلكم وسع اللَّه عليهم في أرزاقهم‌

، فاتّخذوا من الخبز النقي مثل الأفهار، فجعلوا يستنجون به، فابتلاهم اللَّه عزّوجلّ بالسنين والجوع فجعلوا يتتبّعون ما كانوا يستنجون به فيأكلونه وفيهم نزلت هذه الآية:

(وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَداً مِن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ)[2]

»[3].

[1]- مستدرك، ج 16، باب 59، ص 286.

[2]- سوره نحل، آيه 112.

[3]- مستدرك، ج 16، باب 71، ص 294، ح 1.