دوّم- تغذيه، لذّت و تندرستى است
چهبسا اصطلاح «گواراى وجود» و يا «نوش جان»[1]كه به هنگام غذاخوردن بكار مىروند، نياز انسان به لذّت زود هنگام و تندرستى پساز آن را پديدار سازند. در واقع هركس بايد غذاى خود را به دقّت برگزيند؛ نخست، تا اينكه از غذا بهرهاى گرفته شود و غذا، چون حيوانات، بىهدف و تنها براى پر كردن شكم و انجام وظايف فيزيولوژيكى خورده نشود. دوّم؛ تا درآينده به واسطه اين غذا تندرستى و توان و نشاط انسان تأمين شود.
همچنين مؤمنان در غذا، چيدمان سفره و ظروف غذا بدون اينكه به ورطه تجمّل گرايى و يا اسراف گرفتار آيند تنوّع، آراستگى و زيبايى را رعايت مىكنند:
1- مؤمنان با دست راست غذا مىخورند، چراكه شرف و احترام هركس متعلّق به دست راست اوست. دراين باره از امام جعفر بن محمّد عليهما السلام روايت شده كه فرمودند:
«لا يأكل الرجل بشماله ولا يشرب بها ولا يتناول بها إلّامن علّة»[2].
«مرد، با دست چپ نه چيزى مىآشامد و نه چيزى مىخورد مگر اينكه بيماريى در ميان باشد.»
[1]- در زبان عربى «هنيئاً مريئاً»- مترجم.
[2]- مستدرك وسائل الشّيعه، ج 16، أبواب آداب المائدة، ص 193، باب 10، ح 2.
2- مؤمنان دسته جمعى با خانواده و يا برادرانشان به خوردن غذا مىپردازند، چه، غذا خوردن به صورت دسته جمعى دلنشينتر وگواراتر مىباشد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند:
«أحبّ الطعام إلى اللَّه ما كثرت عليه أيدي المؤمنين»[1].
«دوست داشتنىترين غذا در نزد خدا آن است كه مؤمنان بيشترى در آن سهيم شوند.»
و همچنين از اميرمؤمنان عليه السلام روايت شده كه فرمودند:
«أكثر الطعام بركة ما كثرت عليه الأيدي»[2].
«با بركتترين غذا آن است كه دستان بيشترى بسويش دراز شود.»
3- مؤمنان از خوردن غذا در بازارها خوددارى مىكنند، چون، پيامبراكرم صلى الله عليه و آله فرمودند:
«الأكل في السوق دناءة»[3].
«خوردن غذا در بازار، از فرومايگى است.»
4- مؤمنان از خوردن غذاى داغ امتناع مىورزند. از اميرمؤمنان على عليه السلام روايت شده كه فرمودند:
«اتي النبيّ صلى الله عليه و آله بطعام حار جدّاً، فقال صلى الله عليه و آله: ما كان اللَّه ليطعمنا النّار، أقرّوه
[1]- مستدرك وسائل الشّيعه، ج 16، باب 12، ص 231، ح 5.
[2]- همان، ح 6.
[3]- همان، باب 77، ص 304، ح 1.
حتّى يسكن (ظ)، فإنّ الطعام الحارّ جدّاً ممحوق البركة، للشيطان فيه شرك»[1].
«غذاى بسيار گرمى براى پيامبر صلى الله عليه و آله آورده شد، پس [پيامبر اكرم] صلى الله عليه و آله فرمودند: خداوند ما را از آتش اطعام نمىكند، آن را نگهداريد تا سرد شود، چه، غذاى بسيار گرم تهى از بركت مىباشد، [و] شيطان در آن سهمى دارد.»
و همچنين اميرمؤمنان عليه السلام فرمودند:
«أقروا الحارّ حتّى يبرد، ويمكن أكله، ما كان اللَّه ليطعمنا النّار، والبركة في البارد»[2].
«غذاى داغ را بگذاريد تا سرد شود تا بتوان آن را خورد، [چه،] خداوند ما را از آتش اطعام نمىكند، و بركت در غذاى سرد مىباشد.»
5- غذاى مؤمنان به نيكوترين وجه است. از امام صادق عليه السلام نقل شده كه آنحضرت به يكى از يارانشان كه با ايشان هم غذا شده بود فرمودند:
«تُعرف مودّة الرجل لأخيه بجودة أكله، وأنّه ليعجبني الرجل يأكل من طعامي فيجيد في الأكل، يسرّني بذلك»[3].
«دوستى كسى نسبت به برادرش از نيكويى غذا خوردنش معيّن مىشود، مرا خوش مىآيد كه وقتى كسى از غذاى من مىخورد، آن را به وجهى نيكو
[1]- همان، باب 81، ص 307، ح 1.
[2]- مستدرك وسائل الشيعه، ج 16، باب 81، ص 308.
[3]- همان، باب 22، ص 243، ح 1.
بخورد، [چون،] با اين كار مرا خوشحال خواهد ساخت.»
آموزههاى ديگرى در لذّت بردن از غذاهاى پاكيزه نيز وجود دارد كه جملگى دراين گفته الهى جمع شدهاند:
(قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ)[1].
«بگو:" چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده، و روزيهاى پاكيزه را حرام كرده است"؟! بگو:" اينها در زندگى دنيا، براى كسانى است كه ايمان آوردهاند؛ (اگرچه ديگران نيز با آنها مشاركت دارند؛ ولى) در قيامت، خالص (براى مؤمنان) خواهد بود." اين گونه آيات (خود) را براى كسانى كه آگاهند، شرح مىدهيم.»
پس زينت و روزيهاى پاكيزه براى مؤمنان است و آنها حق دارند تمام و كمال از آنها بهرهمند شوند.
و امّا درباره آنچه به تندرستى انسان مربوط مىشود بايد گفت كه در اسلام و تعاليم كتاب و سنّت آموزههاى فراوانى دراين باب آمده است، كه ما در اينجا تنها به پارهاى از آنها به عنوان نمونه اشاره خواهيم كرد:
الف- سير شدن و زياد خوردن كراهت دارد، همچنين خوردن غذا پس از سير شدن نيز كراهت دارد. رسول اكرم صلى الله عليه و آله دراين باره فرمودند:
«لا تميتوا القلوب بكثرة الطعام والشراب، فإنّ القلوب تموت كالزرع إذا أكثر عليه الماء»[2].
«دلهاى خود را با زياده روى در خوردن و آشاميدن نمىرانيد، چون،
[1]- سوره اعراف، آيه 32.
[2]- مستدرك وسائل الشيعه، ج 16، باب 1، ص 209، ح 4.
دلها، همچون كِشتزارى است كه اگر زياد آب دهند، خواهد مرد.»
همچنين آنحضرت مىفرمايند:
«إيّاكم والبطنة، فإنّها مفسدة البطن ومورثة للسقم، ومكسلة عن العبادة»[1].
«از شكم بارگى برحذر باشيد، چراكه آن تباه كننده شكمها است، وموجب بيمارى مىشود، و انسان را نسبت به عبادت كسل و بىحال مىكند.»
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله همچنين فرمودند:
«من تعوّد كثرة الطعام والشراب قسى قلبه»[2].
«هركس به زياد خوردن و زياد آشاميدن عادت كند، سنگدل مىشود.»
اميرمؤمنان حضرت على عليه السلام نيز دراين باره فرمودند:
«من كثر أكله، قلّت صحّته، وثقلت على نفسه مؤنته»[3].
«هركس در غذا خوردن زياده روى كند، از تندرستىاش كاسته گشته و هزينههايش سنگين مىگردد.»
ب- مستحبّ است به غذاى صبح در اوّل صبح وغذاى شب در اوّل شب بسنده گردد.
از على بن ابى صلت ابن اخي شهاب بن عبدربه نقل شده كه گفت: نزد ابوعبداللَّه عليه السلام از دردها و سوء هاضمه خود شكايت كردم، پس فرمودند:
«تغد وتعش ولا تأكل بينهما (شيئاً)، فإنّ فيه فساد البدن، أما سمعت اللَّه
[1]- مستدرك الوسائل، باب 1، ص 210، ح 2.
[2]- همان، باب 1، ص 213، ح 16.
[3]- همان، باب 1، ص 214.
عزّوجلّ يقول:
(... وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيّاً)[1]»[2].
«تنها صبحانه و شام بخور و در ميان ايندو وعده غذايى، چيزى نخور، زيرا در آن تباهى بدن نهفته است، آيا نشنيدهاى كه خداوند عزّ وجلّ فرموده:
(و هر صبح و شام، روزى آنان در بهشت مقرّر است.).»
همچنين نخوردن شام بويژه براى پيران و ميانسالان، كراهت دارد. از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمودند:
«وينبغي للرجل إذا اسَنَّ أن لا يبيت إلّاوجوفه مملوءٌ طعاماً»[3].
«هرگاه سنّ و سالى از مردى گذشت نبايد شب را بخوابد، مگر اينكه شكمش پراز غذا باشد.»
غذا خوردن پيش از ترك خانه مستحب است، اگر چه به نان و نمكى بسنده شود. از امام صادق عليه السلام دراين باره روايت شده كه فرمودند:
«إذا صلّيت الفجر فكل كسرة تطيّب بها نكهتك، وتطفئ بها حرارتك
، وتقوّم بها أضراسك، وتشدّ بها لِثّتك، وتجلب بها رزقك، وتحسّن بها خُلقك»[4].
«پساز نماز صبح، تكّهاى نان بخور تا بوى نفست دلپذير، و حرارتت خاموش شود، و دندانهايت استوار گشته و لثّهات محكم گردد، و روزيت را
[1]- سوره مريم، آيه 62.
[2]- مستدرك الوسائل، ج 16، باب 39، ص 265، ح 1.
[3]- مستدرك الوسائل، ج 16، باب 41، ص 266، ح 1.
[4]- همان، باب 54، ص 281، ح 1.
بدين وسيله فراهم آورى، و اخلاقت را بهبود بخشى.»
اسلام بر مبناى اين آموزهها، وعدههاى غذايى را تنظيم كرده است.
ج- امّا درباره سفره غذا و محتويات آن روايات فراوانى وارد شده است:
1- نيكويى غذا از مستحبّات است. از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمودند:
«لو أنّ رجلًا أنفق على طعام ألف درهم وأكل منه مؤمن، لم يعد سرفاً»[1].
«اگر مردى براى غذايى هزار درهم بدهد و مؤمنى از آن غذا بخورد، اين كار ولخرجى محسوب نمىشود.»
2- مستحبّ است بر سر سفره از انواع سبزى خوراكى آماده گردد. امام صادق عليه السلام دراين باره فرمودند:
«لكلّ شيء حلية، وحلية الخوان البقل»[2].
«براى هر چيز زينتى است، و زينت سفره سبزىهاى خوراكى است.»
3- همچنين نيكواست كه بر سر سفره گوشت آماده شود. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دراين باره مىفرمايند:
«سيّد طعام الدنيا والآخرة اللحم»[3].
«سرور خوراكىهاى دنيا و آخرت گوشت مىباشد.»
4- از سويى مستحبّ است تا بجاى نان گندم از نان جو استفاده كرد.
[1]- مستدرك الوسائل، ج 16، باب 12، ص 94، ح 3.
[2]- همان، باب 91، ص 316، ح 1.
[3]- همان، أبواب الأطعمة المباحة، ص 376، باب 47، ح 1.
دراين باره از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمودند:
«فضل خبز الشعير على البُر كفضلنا على النّاس، ما من نبيّ إلّاوقد دعا لأكل الشعير وبارك عليه، وما دخل جوفاً إلّاو أخرج كلّ داء فيه، وهو قوت الأنبياء وطعام الأبرار، أبى اللَّه أن يجعل قوت الأنبياء للأشقياء»[1].
«برترى نان جو بر نان گندم چون برترى ما بر مردم است، پيامبرى نبوده كه به خوردن جو نخوانده باشد و به آن بركت نداده باشد، و جو به درون كسى وارد نشده مگر اينكه درپى آن هر درد و بيمارىاى از آن رخت بر بسته باشد، و آن قوت انبياء و غذاى ابرار است، خداوند ابا دارد از اينكه غذاى انبيا را براى اشقيا و ستمكاران قرار دهد.»
5- همچنين نيكو است گوشت گوسفند را برگزيند، زيرا روايت شده كه:
«كُلِ اللّحمالنضيج من الضأن الفتى أسمنه، لا القديد ولا الجزور ولا البقر»[2].
«گوشت پخته چاقترين گوسفند جوان را بخور، نه گوشت خشك شده و نه گوشت شتر و نه گوشت گاو را.»
همچنين از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمودند:
«إنّ اللَّه عزّوجلّ اختار من كلّ شيء شيئاً (إلى أن قال): واختار من الغنم الضأن»[3].
[1]- مستدرك الوسائل، ج 16، باب 2، ص 334، ح 4.
[2]- همان، باب 11، ص 345، ح 1.
[3]- همان، ح 2.