بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 251

بدين وسيله فراهم آورى، و اخلاقت را بهبود بخشى.»

اسلام بر مبناى اين آموزه‌ها، وعده‌هاى غذايى را تنظيم كرده است.

ج- امّا درباره سفره غذا و محتويات آن روايات فراوانى وارد شده است:

1- نيكويى غذا از مستحبّات است. از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمودند:

«لو أنّ رجلًا أنفق على طعام ألف درهم وأكل منه مؤمن، لم يعد سرفاً»[1].

«اگر مردى براى غذايى هزار درهم بدهد و مؤمنى از آن غذا بخورد، اين كار ولخرجى محسوب نمى‌شود.»

2- مستحبّ است بر سر سفره از انواع سبزى خوراكى آماده گردد. امام صادق عليه السلام دراين باره فرمودند:

«لكلّ شي‌ء حلية، وحلية الخوان البقل»[2].

«براى هر چيز زينتى است، و زينت سفره سبزى‌هاى خوراكى است.»

3- همچنين نيكواست كه بر سر سفره گوشت آماده شود. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دراين باره مى‌فرمايند:

«سيّد طعام الدنيا والآخرة اللحم»[3].

«سرور خوراكى‌هاى دنيا و آخرت گوشت مى‌باشد.»

4- از سويى مستحبّ است تا بجاى نان گندم از نان جو استفاده كرد.

[1]- مستدرك الوسائل، ج 16، باب 12، ص 94، ح 3.

[2]- همان، باب 91، ص 316، ح 1.

[3]- همان، أبواب الأطعمة المباحة، ص 376، باب 47، ح 1.


صفحه 252

دراين باره از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمودند:

«فضل خبز الشعير على البُر كفضلنا على النّاس، ما من نبيّ إلّاوقد دعا لأكل الشعير وبارك عليه، وما دخل جوفاً إلّاو أخرج كلّ داء فيه، وهو قوت الأنبياء وطعام الأبرار، أبى اللَّه أن يجعل قوت الأنبياء للأشقياء»[1].

«برترى نان جو بر نان گندم چون برترى ما بر مردم است، پيامبرى نبوده كه به خوردن جو نخوانده باشد و به آن بركت نداده باشد، و جو به درون كسى وارد نشده مگر اينكه درپى آن هر درد و بيمارى‌اى از آن رخت بر بسته باشد، و آن قوت انبياء و غذاى ابرار است، خداوند ابا دارد از اينكه غذاى انبيا را براى اشقيا و ستمكاران قرار دهد.»

5- همچنين نيكو است گوشت گوسفند را برگزيند، زيرا روايت شده كه:

«كُلِ اللّحم‌النضيج من الضأن الفتى أسمنه، لا القديد ولا الجزور ولا البقر»[2].

«گوشت پخته چاقترين گوسفند جوان را بخور، نه گوشت خشك شده و نه گوشت شتر و نه گوشت گاو را.»

همچنين از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمودند:

«إنّ اللَّه عزّوجلّ اختار من كلّ شي‌ء شيئاً (إلى أن قال): واختار من الغنم الضأن»[3].

[1]- مستدرك الوسائل، ج 16، باب 2، ص 334، ح 4.

[2]- همان، باب 11، ص 345، ح 1.

[3]- همان، ح 2.


صفحه 253

«همانا خداوند عزّوجلّ از هر چيزى، چيزى را برگزيد (تا اينكه فرمودند): و از رمه‌ها گوسفند را برگزيد.»

6- با اينكه خوردن گوشت گاو كراهت دارد ولى خوردنش اشكالى ندارد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دراين باره مى‌فرمايند:

«من أكل لقمة سمينة نزل من الداء مثلها من جسده ولحم البقر داء، وسمنها شفاء، ولبنها دواء، وما دخل الجوف مثل السمن»[1].

«هركس لقمه‌اى چرب بخورد، به ميزان آن چربى بيمارى و دردى از بدن او خارج مى‌شود. در گوشت گاو بيمارى است، و در روغن و چربيش شفا و در شيرش دوا، و هيچ چيز مانند روغن به شكم وارد نمى‌شود.»

7- همچنين خوردن جوجه مستحبّ مى‌باشد. از اميرمؤمنان حضرت على عليه السلام دراين باره نقل شده كه فرمودند:

«أطيب اللحم، لحم فراخ نهض أو كاد ينهض»[2].

«پاكيزه‌ترين و خوشمزه‌ترين گوشت، گوشت جوجه‌اى است كه برمى‌خيزد و يا به زودى برخواهد خاست.»

8- گزينش گوشت دست و شانه نيز مستحبّ است. از امام رضا عليه السلام روايت شده كه فرمودند:

«اشتر لنا من اللحم المقاديم ولا تشتر المآخير، فإنّ المقاديم أقرب من‌

[1]- مستدرك الوسائل، ج 16، باب 13، ص 346، ح 1.

[2]- همان، باب 14، ص 346، ح 1.


صفحه 254

المرعى، وأبعد من الأذى»[1].

«براى ما از گوشت اعضاى جلويى بخر، نه از گوشت اعضاى انتهايى، چون، گوشت اعضاى جلويى به چراگاه و (تندرستى) نزديكتر و از زيان دورتراست.»

9- همچنين براى از ميان بردن ضعف خوردن كباب مستحبّ مى‌باشد، از موسى بن بكر الواسطى نقل شده كه گفت: أبوالحسن عليه السلام به سوى من فرستادند و من نيز به نزدايشان رفتم، پس فرمودند:

«مالي أراك مصفرّاً؟ وقال: ألم آمرك بأكل اللحم؟»

. «چرا رنگت زرد شده؟ و فرمودند: مگر تو را به خوردن گوشت امر نكرده بودم؟»

پس گفتم: از وقتى مرا به آن دستور داديد، جز گوشت چيزى نخورده‌ام. پس فرمودند:

«كيف تأكله؟».

«چگونه آن را مى‌خورى؟».

گفتم: پخته، پس فرمودند:

«كله كباباً»[2].

«آن را بصورت كباب بخور.»

پس خوردم، پس‌از روز جمعه نيز ديگر بار به دنبال من فرستادند،

[1]- همان، باب 18، ص 350، ح 2.

[2]- مستدرك الوسائل، ج 16، باب 23، ص 354، ح 1.


صفحه 255

درآن وقت خون دوباره به صورتم بازگشته بود.

10- خوردن سركه و روغن مايع نيز به همان دليل مستحبّ مى‌باشد. از امام صادق عليه السلام دراين باره نقل شده كه فرمودند:

«نِعْم الادام الخل، ونِعْم الادام الزيت، وهو طيب الأنبياء عليهم السلام وإدامهم وهو مبارك»[1].

«بهترين چاشنيها سركه و روغن مايع مى‌باشند، كه چاشنى و خورش پيامبران مى‌باشند و خوردنيهاى با بركتى هستند.»

همچنين مستحبّ است خانه از سركه و روغن مايع خالى نشود. امام صادق عليه السلام فرمودند:

«وأدمنوا الخل والزيت في منازلكم، فما افتقر أهل بيت كان ذلك ادمهم»[2].

«از سركه و روغن مايع در خانه‌هايتان به عنوان چاشنى استفاده كنيد، زيرا، اهالى خانه‌اى كه اين خوراك چاشنى غذايشان باشد هرگز به فقر نمى‌افتند.»

11- همچنين مستحب است پيش‌از صبحانه، خرما را ناشتا خورد.

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دراين باره فرمودند:

«من أصبح بتمرات من عجوة، لم يضرّه ذلك اليوم سمّ ولا سحر»[3].

«هركس در صبح از خرماى فشرده و متراكم بخورد، در آن روز نه سم‌

[1]- همان، باب 33، ص 362، ح 2.

[2]- مستدرك الوسائل، ج 16، ص 362، ح 4.

[3]- همان، باب 57، ص 389، ح 1.


صفحه 256

ونه جادويى به او زيان نخواهد رساند.»

همچنين فرمودند:

«كلوا التمر على الريق فإنّه يقتل الدود»[1].

«خرما را ناشتا بخوريد چراكه كرمها را مى‌كشد.»

12- خوردن سيب و معالجه كردن بدان نيز نيكو شمرده مى‌شود، امام صادق عليه السلام دراين باره مى‌فرمايند:

«لو يعلم النّاس ما في التفّاح ما داووا مرضاهم إلّابه، أَلا وإنّه أسرع شي‌ء منفعة للفؤاد خاصّة وإنّه نضوحه»[2].

«اگر مردم از آنچه در سيب است اطّلاع يابند، بيماران خود را تنها به آن معالجه مى‌كنند، و متوجه باشيد كه سيب از هر چيز ديگرى زودتر سود مى‌رساند بويژه به قلب، و تشنگى را فرومى‌نشاند.»

13- خوردن كاسنى فرنگى نيز مستحبّ است. اميرمؤمنان حضرت على عليه السلام فرمودند:

آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام شريعت پيرامون حيات طيبه - قم، چاپ: اول، 1386.

«كل الهندباء، فما من صباح إلّاويقطر عليه من قطر الجنّة»[3]

. «كاسنى بخوريد، چون، هيچ صبحى نيست مگر اينكه از باران بهشت برآن ببارد.»

از امام صادق عليه السلام نيز دراين باره نقل شده:

[1]- همان، ص 390، ح 6.

[2]- مستدرك الوسائل، ج 16، باب 67، ص 397، ح 1.

[3]- همان، باب 80، ص 415، ح 1.


صفحه 257

«من أكل الهندباء كُتب من الآمنين يومه ذلك وليلته»[1].

«هركس كاسنى بخورد درآن روز و شب در زمره افراد ايمن شمار مى‌شود.»

14- همچنين معالجه كردن بوسيله تره مستحبّ است. روزى يكى از ياران، از درد طحال خود شكايت نزد امام باقر عليه السلام برد، حال آنكه براى بهبودى به هر دارو و درمانى دست زده بود، ولى هر روز دردى بر دردهاى وى افزوده مى‌شد، تا اينكه در آستانه مرگ قرار گرفته بود، پس امام باقر عليه السلام فرمودند:

«اشتر بقطعة فضة كرّاث، واقله قلياً جيّداً بسمن عربي، وأطعم مَن به هذا الوجع ثلاثة أيّام فإنّه إذا فعل ذلك برى ء إن شاء اللَّه تعالى»[2].

«با قطعه‌اى نقره تره بخر، وخوب آن را با روغن عربى سرخ كن، و به هركس كه دچار اين درد است سه روز از آن غذا بده تا بخورد، پس اگر اين كار را انجام دهد به خواست خدا از اين درد رهايى خواهد يافت.»

غير از اينها، آموزه‌هاى فراوان ديگرى نيز درباره طبيعت خوراكيها آمده كه بحث درباره آنها مجال وسيعترى را مى‌طلبد. بطور كلّى آنچه دريك سخن مى‌توان گفت اين است كه بايد جنبه سلامت و تندرستى كامل را درهر وعده غذايى، چه ميوه و سبزيجات و چه نان و خورش و چاشنى مورد اهتمام قرار داد. بديگر سخن مى‌بايست سفره را از هر آنچه بدن‌

[1]- همان، باب 80، ص 415، ح 3.

[2]- مستدرك الوسائل، ج 16، باب 84، ص 419، ح 1.


صفحه 258

انسان بدان نيازمند است و بر تندرستى و نشاط انسان مى‌افزايد، غنى ساخت.

د- در روايات آموزه‌هاى فراوانى نيز درباره چگونه غذا خوردن آمده، كه برخى از آنها عبارت‌اند از:

1- شستن دستان پيش و پس‌از غذا. از اميرمؤمنان حضرت على عليه السلام دراين باره اينگونه روايت شده:

«مَن غسل يديه قبل الطعام وبعده بورك له في أوّل الطعام وآخره»[1].

«هركس پيش‌از غذا و پس‌از آن دستان خود را بشويد در ابتدا و انتهاى غذا به او بركت داده مى‌شود.»

پيامبراكرم صلى الله عليه و آله نيز دراين باره فرموده‌اند:

«غسل اليدين قبل الطعام وبعدة ينفي الفقر ويجلب الرزق»[2].

«شستن دستها پيش‌از غذا وپس‌از آن موجب از ميان رفتن فقر و تحصيل روزى مى‌شود.»

از امام صادق عليه السلام نيز اين حديث نقل شده:

«إذا غسلت يدك من‌الطعام فامسح بهما وجهك من‌قبل‌أن تمسحها بالمنديل‌

، وقل: «اللّهمّ إنّي أسألك الزّينة[3]والمحبّة، وأعوذ بك من المقت والمغضبة»[4].

«هرگاه دستانت را از غذا شستى پيش‌از آنكه آندو را با حوله خشك كنى‌

[1]- مستدرك وسائل الشّيعه، ج 16، أبواب آداب المائدة، ص 267، باب 42، ح 5.

[2]- همان، باب 42، ص 267، ح 11.

[3]- در منبع «الرتبة» آمده ولى احتمال مى‌رود اشتباه نسّاخ باشد و «الزينة» با سياق روايت موافقتر است. (مترجم)

[4]- همان، باب 47، 272، ح 4.