«أكرم أخلاق النبيّين والصدّيقين والشهداء والصالحين التزاور في اللَّه، وحقّ على المزور أن يقرّب إلى أخيه ما تيسّر عنده ولو لم يكن إلّاجرعة من ماء، فمن احتشم أن يقرّب إلى أخيه ما تيسّر عنده، لم يزل في مقت اللَّه يومه وليلته»[1].
«شريفترين اخلاق پيامبران و صدّيقان و شهدا و شايستگان، ديدار كردن با ديگران براى خدا مىباشد، و حقّى است بر گردن ميزبان كه براى برادرش از هر آنچه دارد چيزى آماده و به وى تقديم كند، هر چند جرعهاى آب باشد، پس هركس از اينكه از هر آنچه دارد چيزى براى برادرش آماده كند، شرمسار شود، همچنان روز و شب مورد خشم خدا خواهد بود.»
ج- جايز نيست كسى غذايى بيشاز توان خود فراهم كند تا بدان وسيله رياكارى و شهرتطلبى نمايد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايند:
«مَن أطعم طعاماً رئاء وسمعة، أطعمه اللَّه من صديد جهنّم، وجعل ذلك الطعام ناراً في بطنه حتّى يقضي بين النّاس يوم القيامة»[2].
«هركس از روى ريا و براى كسب اعتبار اطعام كند، خداوند او را از چرك جهنّم اطعام خواهد كرد، و آن غذا را تا روز قيامت كه ميان مردم داورى مىكند، به آتشى در شكمش تبديل مىكند.»
د- به نظر مىرسد اسراف در غذا به سهلانگارى در بهره بردن از خوراكيها منجر مىشود. ازاين رو اسلام تعاليمى را در باب اهمّيّت دادن به غذا بيان مىدارد. يكى از اين تعاليم كراهت ناتمام گذاشتن ميوه و انداختن
[1]- همان، باب 17، ص 239، ح 3.
[2]- مستدرك الوسائل، ج 16، باب 30، ص 254، ح 1.
آن دراين حالت مىباشد. روايت شده كه امام صادق عليه السلام در خانه خود به ميوهاى نيم خورده كه در گوشهاى افتاده بود برخوردند، آنحضرت خشمگين شده و فرمودند:
«ما هذا؟ إن كنتم شبعتم، فإنّ كثيراً من النّاس لم يشبعوا، فأطعموه من يحتاج إليه»[1].
«اين چيست؟ اگر سير شدهايد، (بدانيد) كه بسيارى از مردم هنوز سير نشدهاند، پس آن (- ميوه) را به كسى كه بدان نيازمند است بدهيد.»
همچنين مستحب است با فراهم آمدن نان بر سر سفره منتظر چيز ديگرى نمانده، و شروع به خوردن كنيم. از اميرمؤمنان على عليه السلام روايت شده كه فرمودند:
«أكرموا الخبز، فإنّ اللَّه تبارك وتعالى أنزل له بركات السماء، قيل: وما إكرامه؟ قال: إذا حضر لم ينتظر به غيره»[2].
«نان را تكريم كنيد و بزرگ داريد، چون، خداوند تبارك وتعالى براى آن بركاتى از آسمان فروفرستاده، گفته شد: چگونه نان را تكريم كنيم؟ امام فرمودند: هرگاه فراهم آمد منتظر چيز ديگرى نمانيد.»
همچنين مستحب است قرص نان را كوچك گرفت. از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دراين باره روايت شده كه:
«صغّروا رغافكم، فإنّ مع كل رغيف بركة»[3].
[1]- همان، باب 61، ص 287، ح 1.
[2]- مستدرك الوسائل، ج 16، باب 73، ص 303، ح 1.
[3]- همان، باب 76، ص 304، ح 1.
«قرصهاى نان خود را كوچك كنيد، چه با هر قرص نانى بركتى همراه است.»
احترام نان نيز از مستحبّات است. از اميرمؤمنان عليه السلام روايت شده كه فرمودند:
«مَن وجد كسرة خبز ملقاة على الطريق، فأخذها فمسحها ثمّ جعلها في كوة، كتب اللَّه له حسنة، والحسنة بعشر أمثالها، فإن أكلها كتب اللَّه له حسنتين مضاعفتين»[1].
«هركس تكّه نانى را كه در راه افتاده بيابد، پس آنرا برگيرد و آن را تميز كند و در روزنهاى قرار دهد، خداوند براى او حسنهاى مىنويسد، حال آنكه هر حسنه ده برابر مىشود، و اگر آن تكّهنان را بخورد خداوند براى او دو حسنه دوبرابر مىنويسد.»
از خدا مىخواهيم تا ما را براى تفقّه در دين و بهرهمندى از آموزههاى زندگى بخش آن به جسم و جان، موفّق گرداند.
[1]- همان، باب 69، ص 292، ح 1.
احكام خانه و مسكن
درآمد:
با نگاه به آيات قرآنى مىتوان اهداف بلند سكنى گزينى را در موارد ذيل خلاصه كرد:
1- مصون ماندن از تجاوز ديگران به حريم جان، مال و آبرو.
2- دور شدن از انظار عمومى، پوشاندن كاستيها و بديهاى خود، نگهدارى از اسرار، خلوت كردن با خود و خانواده بويژه با آنانكه دل با وجودشان آرام مىگيرد.
3- بوجودآمدن بسترى سالمبراى هميارىوهمبستگى، وبرخوردارى از گذران زندگىاى مشترك ميان اعضاى يك خانواده.
4- پيراستگى و دور ماندن از بديها و گناهان، و برخوردار شدن از فضايى بدور از ريا و شهرتطلبى و از شلوغى و بدور از نگاه ديگران براى خلوت كردن با خدا از راه ذكر و عبادت.
در واقع مسكن يك مؤمن (و همچنين شهر و يا روستايى كه در آن زندگى مىكند) بسترى مىباشد براى به كاربستن بسيارى از احكام شرعى
همچون: امنيّت، حفظ و نگهدارى، پرهيزگارى، هميارى، نيكوكارى، پيراستگى و ذكر و مانند اينها.
با نگاه به آيات و رواياتى كه به برخى از آنها در آنچه خواهد آمد اشاره خواهد رفت، درمىيابيم كه ساخت يك مسكن نمونه، آن است كه امور ذيل را براى ما فراهم مىآورد:
1- مصونيّت در برابر خطرها.
2- وسعت، هواى پاك، نور خورشيد.
3- پوشيدگى و آرامش.
4- زيبايى و آراستگى.
5- سادگى و دورماندن از زيادهروى و اسراف.
6- جاى مناسب.
7- ذكر و پيراستگى.
8- سود و بركت.
9- هميارى و مهربانى.
10- مكانى براى علم آموزى و تربيت.
11- آداب والا.
در آنچه خواهد آمد به تفصيل درباره اين احكام سخن خواهيم راند:
1- مصونيّت از خطرها
قرآن كريم:
1-(وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِن بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُوراً وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتاً فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ)[1].
«و به خاطر بياوريد كه شما را جانشينان قوم" عاد" قرار داد، و در زمين مستقرّ ساخت، كه در دشتهايش، قصرها براى خود بنا مىكنيد؛ و در كوهها، براى خود خانهها مىتراشيد. بنابراين، نعمتهاى خدا را متذكّر شويد؛ و در زمين، به فساد نكوشيد.»
2-(وَكَانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتاً ءامِنِينَ)[2].
«آنها خانههاى امن در دل كوهها مىتراشيدند.»
3-(وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتاً فَارِهِينَ)[3].
«و از كوهها خانههايى مىتراشيد، و در آن به عيش و نوش مىپردازيد.»[4]
[1]- سوره اعراف، آيه 74.
[2]- سوره حجر، آيه 82.
[3]- شعراء، آيه 149.
[4]- عليرغم اينكه بيشتر آيات وارده در باب مصونيّت شهر يا استحكام خانه ويا برقرارى امنيّتآن، در مقام سستىآنها دربرابر فرمان ويا كيفر الهىاى كه كافران را دربرمىگيرد ل لا مىباشد، ولى بگونهاى ضمنى بر چگونگى حفاظت از خطرهاى عادى نيز دلالت مىكند و بيان مىدارد كه فرمان و كيفر الهى بالاتر از خطرهاى عادى مىباشد، لذا نمىتوان با تكيه بر اين روشها و ابزارهاى حفاظت از بلايا و خطرهاى طبيعى، از كيفر الهى ايمن بود.
حديث شريف:
1- در حديثى اينگونه آمده:
«وأمّا
[شؤم]
الدار فضيق ساحتها، وشرّ جيرانها، وكثرة عيوبها»[1].
«اما [بديمنى] خانه تنگى مساحت و بدى همسايگان و فراوانى عيوب آن است.»
2- از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمودند:
«من بنى فاقتصد في بنائه لم يوجر»[2].
«هركس در ساخت خانه از موادّ و كار لازم كم بگذارد، پاداشى نخواهد ديد.»
به نظر مىرسد مراد از اقتصاد در بنا، كم گذاشتن از مصالح ساختمانى، بگونهاى كه در كيفيّت بنا تأثير منفى بگذارد، باشد. اينگونه، با تدبّر دراين حديث شريف ضرورت استحكام ساختمان را درمىيابيم.
3- در اسلام از سكنى گزيدن در خانههاى خراب نهى شده است. از پيامبر دراين باب روايت شده كه:
«ثلاثة لا يتقبّل اللَّه عزّوجلّ لهم بالحفظ: رجل نزل في بيت خرب، ورجل
[1]- بحارالأنوار، ج 73، ص 149، ح 6.
[2]- همان، ص 150، ح 12.
صلّى على قارعة الطريق، ورجل أرسل راحلته ولم يستوثق منها»[1].
«سه دستهاند كه خداوند آنها را سزاوار حفظ نمىشمارد[2]: مردى كه در خانهاى خراب سكنى گزيند، مردى كه بر سر راه به نماز بپردازد، و مردى كه شتر ومركب خودرا رها سازد بىآنكه (از درست رفتنش) اطمينان حاصل كند.»
4- در حديث ديگرى درباره كارهايى كه مىبايست براى امنيّت خانه انجام داد سخن رفته است، كه اين امر ميزان اهتمام دين- علاوه بر استحكام خانه و بىنقص بودن آن- به حفظ خانواده از خطرها، را نمايان مىسازد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودهاند:
«أطفئوا المصابيح بالليل، لا تجرها الفويسقة فتحرق البيت وما فيه»[3].
«چراغها را در شب خاموش كنيد، تا موشها آنهارا به اين سو و آنسو نكشند و خانه و آنچه را در آن است با اين كار به آتش نكشند.»
5- همچنين امام صادق عليه السلام خوابيدن در پشت بام بدون حفاظ را ناپسند داشته و فرمودهاند:
«من نام على سطح غير محجّر برأت منه الذمّة»[4].
«هركس بر پشت بامى بدون حفاظ بخوابد، تنها خود مسؤول پيامدهاى
[1]- بحارالأنوار، ص 157، ح 2.
[2]- چهبسا اين سخن بدين معنا باشد كه؛ دعاهاى اين سه دسته براى در امان ماندن از خطرها، مستجابنخواهد شد، چراكه خود در فراهم آوردن وسائل امنيّت كوتاهى كردهاند.
[3]- بحارالانوار، ج 73، ص 164، ح 1.
[4]- همان، ص 178، ح 2.