«قرصهاى نان خود را كوچك كنيد، چه با هر قرص نانى بركتى همراه است.»
احترام نان نيز از مستحبّات است. از اميرمؤمنان عليه السلام روايت شده كه فرمودند:
«مَن وجد كسرة خبز ملقاة على الطريق، فأخذها فمسحها ثمّ جعلها في كوة، كتب اللَّه له حسنة، والحسنة بعشر أمثالها، فإن أكلها كتب اللَّه له حسنتين مضاعفتين»[1].
«هركس تكّه نانى را كه در راه افتاده بيابد، پس آنرا برگيرد و آن را تميز كند و در روزنهاى قرار دهد، خداوند براى او حسنهاى مىنويسد، حال آنكه هر حسنه ده برابر مىشود، و اگر آن تكّهنان را بخورد خداوند براى او دو حسنه دوبرابر مىنويسد.»
از خدا مىخواهيم تا ما را براى تفقّه در دين و بهرهمندى از آموزههاى زندگى بخش آن به جسم و جان، موفّق گرداند.
[1]- همان، باب 69، ص 292، ح 1.
احكام خانه و مسكن
درآمد:
با نگاه به آيات قرآنى مىتوان اهداف بلند سكنى گزينى را در موارد ذيل خلاصه كرد:
1- مصون ماندن از تجاوز ديگران به حريم جان، مال و آبرو.
2- دور شدن از انظار عمومى، پوشاندن كاستيها و بديهاى خود، نگهدارى از اسرار، خلوت كردن با خود و خانواده بويژه با آنانكه دل با وجودشان آرام مىگيرد.
3- بوجودآمدن بسترى سالمبراى هميارىوهمبستگى، وبرخوردارى از گذران زندگىاى مشترك ميان اعضاى يك خانواده.
4- پيراستگى و دور ماندن از بديها و گناهان، و برخوردار شدن از فضايى بدور از ريا و شهرتطلبى و از شلوغى و بدور از نگاه ديگران براى خلوت كردن با خدا از راه ذكر و عبادت.
در واقع مسكن يك مؤمن (و همچنين شهر و يا روستايى كه در آن زندگى مىكند) بسترى مىباشد براى به كاربستن بسيارى از احكام شرعى
همچون: امنيّت، حفظ و نگهدارى، پرهيزگارى، هميارى، نيكوكارى، پيراستگى و ذكر و مانند اينها.
با نگاه به آيات و رواياتى كه به برخى از آنها در آنچه خواهد آمد اشاره خواهد رفت، درمىيابيم كه ساخت يك مسكن نمونه، آن است كه امور ذيل را براى ما فراهم مىآورد:
1- مصونيّت در برابر خطرها.
2- وسعت، هواى پاك، نور خورشيد.
3- پوشيدگى و آرامش.
4- زيبايى و آراستگى.
5- سادگى و دورماندن از زيادهروى و اسراف.
6- جاى مناسب.
7- ذكر و پيراستگى.
8- سود و بركت.
9- هميارى و مهربانى.
10- مكانى براى علم آموزى و تربيت.
11- آداب والا.
در آنچه خواهد آمد به تفصيل درباره اين احكام سخن خواهيم راند:
1- مصونيّت از خطرها
قرآن كريم:
1-(وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِن بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُوراً وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتاً فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ)[1].
«و به خاطر بياوريد كه شما را جانشينان قوم" عاد" قرار داد، و در زمين مستقرّ ساخت، كه در دشتهايش، قصرها براى خود بنا مىكنيد؛ و در كوهها، براى خود خانهها مىتراشيد. بنابراين، نعمتهاى خدا را متذكّر شويد؛ و در زمين، به فساد نكوشيد.»
2-(وَكَانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتاً ءامِنِينَ)[2].
«آنها خانههاى امن در دل كوهها مىتراشيدند.»
3-(وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتاً فَارِهِينَ)[3].
«و از كوهها خانههايى مىتراشيد، و در آن به عيش و نوش مىپردازيد.»[4]
[1]- سوره اعراف، آيه 74.
[2]- سوره حجر، آيه 82.
[3]- شعراء، آيه 149.
[4]- عليرغم اينكه بيشتر آيات وارده در باب مصونيّت شهر يا استحكام خانه ويا برقرارى امنيّتآن، در مقام سستىآنها دربرابر فرمان ويا كيفر الهىاى كه كافران را دربرمىگيرد ل لا مىباشد، ولى بگونهاى ضمنى بر چگونگى حفاظت از خطرهاى عادى نيز دلالت مىكند و بيان مىدارد كه فرمان و كيفر الهى بالاتر از خطرهاى عادى مىباشد، لذا نمىتوان با تكيه بر اين روشها و ابزارهاى حفاظت از بلايا و خطرهاى طبيعى، از كيفر الهى ايمن بود.
حديث شريف:
1- در حديثى اينگونه آمده:
«وأمّا
[شؤم]
الدار فضيق ساحتها، وشرّ جيرانها، وكثرة عيوبها»[1].
«اما [بديمنى] خانه تنگى مساحت و بدى همسايگان و فراوانى عيوب آن است.»
2- از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمودند:
«من بنى فاقتصد في بنائه لم يوجر»[2].
«هركس در ساخت خانه از موادّ و كار لازم كم بگذارد، پاداشى نخواهد ديد.»
به نظر مىرسد مراد از اقتصاد در بنا، كم گذاشتن از مصالح ساختمانى، بگونهاى كه در كيفيّت بنا تأثير منفى بگذارد، باشد. اينگونه، با تدبّر دراين حديث شريف ضرورت استحكام ساختمان را درمىيابيم.
3- در اسلام از سكنى گزيدن در خانههاى خراب نهى شده است. از پيامبر دراين باب روايت شده كه:
«ثلاثة لا يتقبّل اللَّه عزّوجلّ لهم بالحفظ: رجل نزل في بيت خرب، ورجل
[1]- بحارالأنوار، ج 73، ص 149، ح 6.
[2]- همان، ص 150، ح 12.
صلّى على قارعة الطريق، ورجل أرسل راحلته ولم يستوثق منها»[1].
«سه دستهاند كه خداوند آنها را سزاوار حفظ نمىشمارد[2]: مردى كه در خانهاى خراب سكنى گزيند، مردى كه بر سر راه به نماز بپردازد، و مردى كه شتر ومركب خودرا رها سازد بىآنكه (از درست رفتنش) اطمينان حاصل كند.»
4- در حديث ديگرى درباره كارهايى كه مىبايست براى امنيّت خانه انجام داد سخن رفته است، كه اين امر ميزان اهتمام دين- علاوه بر استحكام خانه و بىنقص بودن آن- به حفظ خانواده از خطرها، را نمايان مىسازد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودهاند:
«أطفئوا المصابيح بالليل، لا تجرها الفويسقة فتحرق البيت وما فيه»[3].
«چراغها را در شب خاموش كنيد، تا موشها آنهارا به اين سو و آنسو نكشند و خانه و آنچه را در آن است با اين كار به آتش نكشند.»
5- همچنين امام صادق عليه السلام خوابيدن در پشت بام بدون حفاظ را ناپسند داشته و فرمودهاند:
«من نام على سطح غير محجّر برأت منه الذمّة»[4].
«هركس بر پشت بامى بدون حفاظ بخوابد، تنها خود مسؤول پيامدهاى
[1]- بحارالأنوار، ص 157، ح 2.
[2]- چهبسا اين سخن بدين معنا باشد كه؛ دعاهاى اين سه دسته براى در امان ماندن از خطرها، مستجابنخواهد شد، چراكه خود در فراهم آوردن وسائل امنيّت كوتاهى كردهاند.
[3]- بحارالانوار، ج 73، ص 164، ح 1.
[4]- همان، ص 178، ح 2.
اين كار خواهد بود.»
رهيافت وحى:
همانگونه كه پيشاز اين در سخن از احكام حفظ و نگهدارى گفته شد، محافظت از جان شرعاً و عقلًا امرى الزامى مىنمايد، از اينرو اهتمام به استحكام بنا در امر ساخت و ساز و فراهم آوردن شرايط امنيّت و سلامت خانه نيز امرى ضرورى به نظر مىرسد. البتّه اين ضرورت در موارد گوناگون و متناسب با خطرات احتمالى با شدّت و ضعف همراه است (يعنى گاهى واجب و گاهى تنها امرى مستحب شمرده مىشود). از اينرو در شرايطى كه نسبت وقوع خطر، بالا و خطر مرگ را درپى داشته باشد، پايبندى به اصول ايمنى و استحكام بنا واجب و سهلانگارى از آنها حرام مىباشد. مثلًا اگر كسى در يك منطقه زلزله خيز به ساخت خانهاى سست بنياد دست زند، بگونهاى كه از ديدگاه عرف، وى خود را در معرض خطر مرگ قرار داده باشد، اين كار وى حرام تلقّى مىشود. امّا در صورتى كه نسبت وقوع خطر كم باشد و يا احتمال آن ضعيف باشد، مجهّز شدن به وسايل ايمنى در برابر آن امرى مستحب و عدم حفظ خود از آن خطر امرى مكروه شمرده مىشود.
احكام:
امروزه كه دلايل و اسباب مرگ و هلاك بيشازپيش گوناگون شدهاند، ضرورى است كه به امر استحكام و ايمن سازى بناها نيز بيشازپيش اهتمام ورزيم. آنچه خواهد آمد تنها اشارهاى است به مصاديق پايبندى به اين
ضرورت، كه خواست ما از بيان اين نمونهها تنها پديدار ساختن اين قاعده عمومى يعنى ضرورت ايمن سازى بناها در ساخت و ساز و در فراهم آوردن شرايط امنيّت و سلامت مىباشد. حال به اين نمونهها توجّه كنيد:
1- بايد براى هر ناحيه، معيارهاى ويژهاى براى ساخت و ساز در نظر گرفت. معيارهايى كه علاوه بر نيازسنجى استحكام بناها، عمر مفيد بناها را نيز در هر منطقه تعيين كنند. همچنين مىبايست اين اطّلاعات را به گونهاى سامان داد تا دردسترس ساكنان هر منطقه قرار گيرند. و اين بر عهده شهرداريها مىباشد. در واقع سخن از تفاوت ميزان نيازمندى به استحكام بناها در مناطق گوناگون مىباشد، بيگمان اين نياز سنجى در مناطق كوهستانى با مناطق هموار، و در مناطق خشك با مناطق مرطوب، و در خاكهاى سخت با خاكهاى سست متفاوت مىباشد.
2- يكى از موارد استحكام سازههاى ساختمانى، ايمن سازى بناها در برابر زلزله و رانش زمين مىباشد. دراين صورت اگر با منطقهاى زلزله خيز مواجه باشيم بايد قوانين شديد و قاطعترى را در امر ساخت و ساز و گونههاى مصالح مورد استفاده، به كار گيريم.
3- اگر كشور در معرض وقوع جنگهاى گوناگون باشد، بايد علاوه بر سامان دهى به قوانين ساخت و ساز، قوانين ديگرى در زمينه حفاظت بناها از حملات هوايى و موشكى نيز وضع شود. از اين جمله مىتوان به عنوان نمونه، به الزام ساخت پناهگاههاى كافى، و يا كمك به كسانى كه چنين امكانى برايشان فراهم نمىباشد، از خزانه دولت، اشاره كرد.