ضرورت، كه خواست ما از بيان اين نمونهها تنها پديدار ساختن اين قاعده عمومى يعنى ضرورت ايمن سازى بناها در ساخت و ساز و در فراهم آوردن شرايط امنيّت و سلامت مىباشد. حال به اين نمونهها توجّه كنيد:
1- بايد براى هر ناحيه، معيارهاى ويژهاى براى ساخت و ساز در نظر گرفت. معيارهايى كه علاوه بر نيازسنجى استحكام بناها، عمر مفيد بناها را نيز در هر منطقه تعيين كنند. همچنين مىبايست اين اطّلاعات را به گونهاى سامان داد تا دردسترس ساكنان هر منطقه قرار گيرند. و اين بر عهده شهرداريها مىباشد. در واقع سخن از تفاوت ميزان نيازمندى به استحكام بناها در مناطق گوناگون مىباشد، بيگمان اين نياز سنجى در مناطق كوهستانى با مناطق هموار، و در مناطق خشك با مناطق مرطوب، و در خاكهاى سخت با خاكهاى سست متفاوت مىباشد.
2- يكى از موارد استحكام سازههاى ساختمانى، ايمن سازى بناها در برابر زلزله و رانش زمين مىباشد. دراين صورت اگر با منطقهاى زلزله خيز مواجه باشيم بايد قوانين شديد و قاطعترى را در امر ساخت و ساز و گونههاى مصالح مورد استفاده، به كار گيريم.
3- اگر كشور در معرض وقوع جنگهاى گوناگون باشد، بايد علاوه بر سامان دهى به قوانين ساخت و ساز، قوانين ديگرى در زمينه حفاظت بناها از حملات هوايى و موشكى نيز وضع شود. از اين جمله مىتوان به عنوان نمونه، به الزام ساخت پناهگاههاى كافى، و يا كمك به كسانى كه چنين امكانى برايشان فراهم نمىباشد، از خزانه دولت، اشاره كرد.
4- همچنين بايد براى لولهكشيهاى آب و گاز و يا برق كشى منازل قوانينى در جهت ايمنى اهالى خانه، بويژه كودكان در نظر گرفت.
5- يكى از نمونههاى چنين قوانينى، قوانين مربوط به اطفاء حريق مىباشند كه در آنها بايد الزام تعبيه خروجىها و نردبانهاى اضطرارى براى فرار از محلّ حادثه، و يا تعبيه نشانههاى كافى براى هدايت مردم در زمان وقوع حوادث غير مترقّبه و مانند اينها پيشبينى شده باشد.
6- يكى ديگر از راههاى ايمن سازى سازههاى ساختمانى، تعبيه حفاظ درپشت بامهاى مورد استفاده مردم و همچنين تعبيه ميلههاى حفاظتى بر پنجرهها و در دو سوى پلّه كانهاى داخلى خانه، و در واقع ايمن سازى ساكنين از افتادن در گردابهاى خطر آفرين مىباشد.
2- وسعت، نور خورشيد، هواى پاك
قرآن كريم:
(وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَزَاوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمالِ وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ ذلِكَ مِن آيَاتِ اللَّهِ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِيّاً مُرْشِداً)[1].
«و (اگر در آنجا بودى) خورشيد را مىديدى كه به هنگام طلوع، به سمت راست غارشان متمايل مىگردد؛ و به هنگام غروب، به سمت چپ؛ و آنها در
[1]- سوره كهف، آيه 17.
محل وسيعى از آن (غار) قرار داشتند؛ اين از آيات خداست. هركس را خدا هدايت كند، هدايت يافته واقعى اوست؛ و هركس را گمراه نمايد، هرگز ولىّ و راهنمايى براى او نخواهى يافت.»
حديث شريف:
1- از حضرت ابوالحسن عليه السلام در زمينه بهترين زندگى دنيا سؤال شد.
آنحضرت پاسخ گفتند:
«سعة المنزل، وكثرة المحبّين»[1].
«وسعت خانه و فراوانى دوستداران.»
2- از امام باقر عليه السلام روايت شده كه فرمودند:
«من شقاء العيش، ضيق المنزل»[2]
. «تنگى خانه از شوربختى زندگانى است.»
3- درباره پاكيزگى خانه و جلوگيرى از آلوده و كثيف شدن منزل نيز احاديث فراوانى بدست ما رسيده، كه يكى از آنها حديثى است از اميرمؤمنان عليه السلام كه فرمودند:
«نظّفوا بيوتكم من حوك العنكبوت، فإنّ تركه في البيت يورث الفقر»[3].
«خانههاى خود را از تار عنكبوت پاك كنيد، زيرا، پاك نكردن آنها و رها
[1]- مستدرك وسائل الشّيعه، ج 3، أبواب أحكام المساكن، باب 1، ص 451، ح 3.
[2]- بحارالأنوار، ج 73، ص 153، ح 31.
[3]- همان، ص 175، ح 3.
ساختن آنها بحال خود در خانه موجب فقر مىشود.»
4- همچنين در مناهى رسول اكرم صلى الله عليه و آله آمده كه:
«لا تبيتوا القمامة في بيوتكم، وأخرجوها نهاراً، فإنّها مقعد الشيطان»[1].
«زباله را شب در خانه نگه نداريد و آن را روز هنگام از خانه بيرون ببريد، چراكه زباله نشيمنگاه شيطان است.»
احكام:
1- از سياق آيه 17 سوره كهف به ضرورت برخوردارى از هواى پاك و نور آفتاب در خانه پىمىبريم. اين آيه بيان مىدارد كه اصحاب كهف به دامن يك كوه پناه بردند، (اين در حالى است كه پاكى هوا يكى از مشخّصههاى چنين مناطقى است) و از تابش خورشيد به هنگام طلوع و غروب آن بهرهمند مىشدند. (كه همين تابش خورشيد بود كه گرماى كافى را براى سالم ماندن بدنهاى ايشان و ايمن ماندن ايشان از آلودگى فراهم مىآورد.)
2- در رواياتى كه به نمونههايى از آنها اشاره رفت، از وسعت، پاكيزگى و نظافت خانه سخن رفته است.
بديگر سخن اين روايات، خانه را جايگاه تندرستى و سلامت و صلاح و اصلاح مىدانند. حال با گذر براين اصول و ارزشها، مىتوان احكام فرعى جديدى را متناسب با نياز سنجى عصر حاضر، از اين روايات
[1]- بحارالأنوار، ج 73، ص 175، ح 4.
برگرفت، كه برخى از آنها عبارتاند از:
الف- امروزه، استفاده از سوختهاى جديد بويژه استفاده از فراوردههاى نفتى ما را گرفتار مفهومى بنام آلودگى هوا ساخته است. از اينرو ما بايد خانههاى خود را تا حدّ توان بدور از كانونهاى آلودگى برگزينم. همچنين بايد كارخانههاى گوناگون، بويژه كارخانههاى سيمان و كودهاى شيميايى و مانند اينها نيز كه موجب آلودگى شديد هوا مىشوند، را بدور از مناطق مسكونى احداث كرد.
ب- زندگى امروزين، زندگى در شهرهاى بزرگ و پرجمعيّت و زندگى در شهرهايى پر از سازهها و برجهاى مرتفع مىباشد. از اين رهگذر اگر فاصله ضرورى ميان بناها را مورد توجّه قرار ندهيم، بيگمان فرزندانمان را از فوائد تابش نور خورشيد محروم خواهيم ساخت.
بنابراين مىبايست مساحت و بلندى سازهها را محدودتر بگيريم تا مانع تابش نور خورشيد كه در شريعت اسلام يكى از مطهّرات محسوب مىشود نشوند.
ج- از سويى خطرات آلودگيهاى صوتى كمتر از خطرات آلودگى هوا نمىباشد، از اينرو مىبايست در حدّ توان از آلودگيهاى صوتى نيز بكاهيم تا از زندگى آرام و راحتى برخوردار شويم.
3- پوشيدگى و آرامش
قرآن كريم:
1-(وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى...)[1].
«و در خانههاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليّت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد؛ ...»
2-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلاثَ مَرّاتٍ مِن قَبْلِ صَلاةِ الفَجْرِ وَحينَ تَضَعُونَ ثِيابَكُمْ مِن الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الآيَاتِ وَاللَّهُ عَليمٌ حَكِيمٌ)[2].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! بردگان شما، و همچنين كودكانتان كه به حدّ بلوغ نرسيدهاند، در سه وقت بايد از شما اجازه بگيرند: پيشاز نماز صبح، و نيمروز هنگامى كه لباسهاى (معمولى) خود را بيرون مىآوريد، و بعداز نماز عشا، اين سه وقت خصوصى براى شماست؛ امّا بعداز اين سه وقت، گناهى بر شما و بر آنان نيست (كه بدون اذن وارد شوند) و بر گرد يكديگر بگرديد (و با صفا و صميميّت به يكديگر خدمت نماييد). اين گونه خداوند آيات را براى شما بيان مىكند، و خداوند دانا و حكيم است.»
3-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ
[1]- سوره احزاب، آيه 33.
[2]- سوره نور، آيه 58.
نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِ مِنكُمْ وَاللَّهُ لَايَسْتَحْيِ مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهنَّ مَتَاعاً فَسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ذلِكُمْ أَطْهَر لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيماً)[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! در خانههاى پيامبر داخل نشويد مگر به شما براى صرف غذا اجازه داده شود، در حالى كه (قبلاز موعد نياييد و) در انتظار وقت غذا ننشينيد؛ امّا هنگامى كه دعوت شديد داخل شويد؛ و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد، و (بعداز صرف غذا) به بحث و صحبت ننشينيد؛ اين عمل، پيامبر را ناراحت مىنمايد، ولى از شما شرم مىكند (و چيزى نمىگويد)، امّا خداوند از (بيان) حق شرم ندارد. و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را (بعنوان عاريت) از آنان [/ همسران پيامبر] مىخواهيد از پشت پرده بخواهيد؛ اين كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است. و شما حق نداريد رسول خدا را آزار دهيد، و نه هرگز همسران او را بعداز او به همسرى خود درآوريد كه اين كار نزد خدا بزرگ است!.»
حديث شريف:
1- امام صادق عليه السلام فرمودهاند:
«ثلاثة للمؤمن فيهنّ راحة: دار واسعة، تواري عورته وسوء حاله من النّاس
، وامرأة صالحة تعينه على أمر الدنيا والآخرة، وابنة أو اخت يخرجها من منزله
[1]- سوره احزاب، آيه 53.
بموت أو بتزويج»[1].
«سه چيز است كه در آنها براى مؤمن آرامش است: خانه وسيعى كه عورت و حريم و وضعيّتهاى بد او را، از مردم بپوشاند، زن شايستهاى كه او را در كار دنيا و آخرت يارى كند و دختر يا خواهرى كه به مرگ و يا ازدواج از خانه بيرون كند.»
2- در حديث شريف از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده كه فرمودند:
«من أدخل بصره في حريم قوم قبل رجليه، فلا أتمّ اللَّه له، وهو آثم وهو آثم»[2].
«هركس پيشاز اينكه با پا وارد حريم ديگران شود، با نگاه وارد حريم ايشان شود، خدا براى او نخواهد ساخت، و او گناهكار است و او گناهكار است.»
3- آنحضرت همچنين فرمودند:
«ثلاث يطفين نور العبد (إلى أن قال:) أو وضع بصره في الحجرات من غير أن يؤذن له»[3].
«سه چيز نور بنده را خاموش مىسازند (تا اينكه فرمودند:) يا اينكه بدون اجازه چشم به درون اتاقهاى ديگران بيندازد.»
[1]- بحارالأنوار، ج 73، ص 149، ح 2.
[2]- مستدرك وسائل الشّيعه، ج 3، أبواب أحكام المساكن، باب 16، ص 465، ح 3.
[3]- همان، ح 2.