جايز نيست تا زينتهاى خود را براى بيگانگان آشكار سازند. از سويى در آيات قرآنى خداوند متعال، خانههاى با دربها و تختهاى آراسته و زينت شده را در شمار زخارف دنيا محسوب كرده، همچنين روايات متعدّدى به محبوب بودن زيبايى و آراستگى در نزد خدا اشاره دارند. بيگمان، خانه به عنوان محلّ سكونت انسانها مىتواند يكى از برجستهترين مصاديق آراستگى باشد.
احكام:
آراستگى و زيبايى خانه بسته به موارد زيراست:
1- امكان نگريستن به زيباييهاى طبيعت شامل نظر افكندن به ستارگان در شب، و امكان ديدن سبزهزار و رودخانه در روز.
2- نگهدارى كردن از حيوانات اهلى همچون پرندگان و ماكيان. در واقع احاديث بسيارى در استحباب نگهدارى ماكيان و حيوانات اهلى در خانه وارد شده است.
3- وجود سبزه و گل و ريحان در خانه براى انبساط خاطر.
4- وجود آب، بويژه- در صورت امكان- جوى آب جارى در خانه، چون، زيبايى خانههاى بهشتى به درختانى است كه از زيرشان نهرهايى جارى مىباشند.
5- پاكيزگى، بخور دادن، روشن كردن چراغ در شب و استفاده از تصاوير منظرههاى طبيعى در خانه، كه احاديث زيادى در موردشان وارد شده است.
6- نگاشتن آيات الهى و آراستن خانه به قرآن، كه بر زيبايى خانه مىافزايد و همانگونه كه روايات بيان مىدارند خانه را از شرّ اجنّه و بلايا حفظ مىكند.
مواردى كه بدانها اشاره كرديم، نمودهاى آراستگى مورد اشاره نصوص و متون دينى بودند، البتّه بجز اين موارد، موارد ديگرى را نيز مىتوان از بيان ويژگىهاى خانههاى بهشتى، دريافت كرد، ولى نمىتوان مفاهيم زيبايى شناختى را عموميّت بخشيد، چراكه حسّ زيبايىشناسى مردم با يكديگر متفاوت است، بنابراين هر نسل و يا گروه و قومى بايد زينتهاى خود را بر مبناى حسّ زيبايىشناسى خود و با توجّه به پديدارهايى كه به ايشان انبساط خاطر مىدهد و يا چشمهاى ايشان را نوازش مىدهد، برگزينند. از اين جمله مىتوان به بهرهمندى از شكلهاى آرامبخش هندسى و رنگهاى درخشان متناسب با يكديگر، و برخوردارى از چراغها و لوسترها و تختها و كالاها و فرشهايى كه بر زيبايى خانه مىافزايند، اشاره كرد. بديگر سخن آنچه در زينت براى ما مهم است لذت ديدارى و انبساط خاطر و حسن خلق و والايى ادب و دوستى و محبّتى است كه از آن زيباييها حاصل مىآيند، البتّه با اين شرط كه حدود و موازين شرعى در نظر گرفته شود اين امور ما را به ورطه اسراف و تجمّل گرايى دچار نسازند.
5- سادگى و دورى از زيادهروى
قرآن كريم:
1-(وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذلِكَ قَوَاماً)[1].
«و كسانى كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف مىنمايد و نه سختگيرى؛ بلكه در ميان اين دو، حد اعتدالى دارند.»
2-(وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمّانَ مُتَشَابِهاً وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُوا مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَايُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ)[2].
«اوست كه باغهاى معروش [/ باغهايى كه درختانش روى داربستها قرار دارد،] و باغهاى غير معروش [/ باغهايى كه نياز به داربست ندارد] را آفريد؛ همچنين نخل و انواع زراعت را، كه از نظر ميوه و طعم باهم متفاوتند؛ و (نيز) درخت زيتون و انار را، كه از جهتى باهم شبيه، و از جهتى تفاوت دارند؛ (برگ و ساختمان ظاهريشان شبيه يكديگر است، در حالى كه طعم ميوه آنها متفاوت مىباشد.) از ميوه آن به هنگامى كه به ثمر مىنشيند، بخوريد؛ و حق آن را به هنگام درو، بپردازيد؛ و اسراف نكنيد، كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.»
3-(وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً)[3].
[1]- سوره فرقان، آيه 67.
[2]- سوره انعام، آيه 141.
[3]- سوره اسراء، آيه 26.
«و حق نزديكان را بپرداز، و (همچنين حقِّ) مستمند و وامانده در راه؛ را و هرگز اسراف و تبذير مكن.»
4-(وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ* فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ* وَظِلٍّ مِن يَحْمُومٍ* لَابَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ* إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذلِكَ مُتْرَفِينَ)[1].
«و اصحاب شمال، چه اصحاب شمالى (كه نامه اعمالشان به نشانه جرمشان به دست چپ آنها داده مىشود)!* آنها در ميان بادهاى كشنده و آب سوزان قرار دارند،* و در سايه دودهاى متراكم و آتشزا!* سايهاى كه نه خنك است و نه آرامبخش.* آنها پيشاز اين (در عالم دنيا) مست و مغرور نعمت بودند،»
حديث شريف:
1- در حديثى از اميرمؤمنان عليه السلام اينگونه آمده:
«خمس تذهب ضياعاً سراج تقده في شمس
؛ الدهن يذهب، والضوء لا ينتفع به...»[2].
«پنج چيزند كه بيهوده تلف مىشوند (از آن پنج چيز يكى را اينگونه شرح مىدهند:) چراغى كه در نور خورشيد برافروخته شده باشد؛ كه روغنش هر آن از ميان مىرود، ولى كسى از نور چراغ بهرهاى نمىبرد...»
2- از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمودند:
[1]- سوره واقعه، آيات 41- 45.
[2]- بحارالأنوار، ج 73، ص 164، باب 33، ح 4.
«كلّ بناء ليس بكفاف، فهو وبال على صاحبه يوم القيامة»[1].
«هر بنايى كه به اندازه لازم نباشد، در روز قيامت گريبانگير صاحبش خواهد بود.»
3- همچنين آنحضرت در حديث ديگرى فرمودند:
«إذا بنى الرجل فوق ثمانية أذرع نودي: يا أفسق الفاسقين، أين تريد؟»[2].
«اگر مردى (خانه خود را در زمينى) بيشاز هشت ذراع بسازد مخاطب قرار مىگيرد كه: اى فاسقترين فاسقان مگر كجا مىخواهى زندگى كنى؟»
4- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمودند:
«مَن بنى بنياناً رياءً وسمعة، حمله يوم القيامة من الأرض السابعة وهو نار تشتعل، ثمّ يطوّق في عنقه ويلقى في النار، فلا يحبسه شيء منها دون قعرها إلّا أن يتوب، قيل: يا رسول اللَّه، كيف يبني رياءً وسمعة؟ قال: يبني فضلًا على ما يكفيه، استطالة منه على جيرانه ومباهاة لإخوانه»[3].
«هركس بنايى را از روى ريا و براى بالابردن اعتبار خود در نزد سايرين بسازد، روز قيامت آن خانه را در حالى كه به آتش شعلهور تبديل شده، با خود از هفتمين طبقه زمين حمل خواهد كرد، سپس آن خانه را به گردنش طوق زده، به آتشش مىاندازند، (وقتى به آتش مىافتد) هيچيك از طبقات جهنّم نمىتوانند هبوط وى را متوقّف سازند (و وى را در خود جاى دهند) مگر طبقه
[1]- بحارالأنوار، ص 150، ح 10.
[2]- همان، ح 14.
[3]- همان، ص 149، ح 4.
انتهايى و قعر جهنّم، مگر اينكه توبه كند، پرسيده شد: اى رسول خدا! ساختن بنا بر اساس ريا چگونه است؟ آنحضرت فرمودند: آنكه كسى بيشاز نيازش و از روى فخر فروشى به همسايگان و مباهات كردن به خانه در برابر برادرانش، خانه را بسازد.»
رهيافت وحى:
در واقع اسراف چيزى جز فرا رفتن از حدّ متعارف در امور زندگى نمىباشد، كه وقتى به يكى از امور زير منجرّ شود از جمله مذمومات و مكروهات (وچه بسا از محرمات) محسوب مىشود:
1- اگر به اتلاف بيهوده مال بى آنكه سودى عقلايى در برداشته باشد منجر شود؛ مانند روشن كردن چراغ در روز روشن.
2- اگر بيشاز نيازمندى باشد؛ همچون فراهم آوردن خانهاى با دهها اتاق براى خانوادهاى كوچك كه خانهاى با سه و يا چهار اتاق ايشان را كافى است.
3- اگر به ابزارى براى تباه ساختن افكار عمومى و به وسيلهاى براى فخرفروشى به ديگران بدل شود.
6- جاى مناسب
قرآن كريم:
1-(رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمفحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ)[1].
«پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بىآب و علفى، در كنار خانهاى كه حرم توست، ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ تو دلهاى گروهى از مردم را متوجّه آنها ساز؛ و از ثمرات به آنها روزى ده؛ شايد آنان شكر تو را بهجاى آورند.»
2-(وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِيهِ أَن تَبَوَّءَا لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتاً وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ)[2].
«و به موسى و برادرش وحى كرديم كه:" براى قوم خود، خانههايى در سرزمين مصر انتخاب كنيد؛ و خانههايتان را مقابل يكديگر (و متمركز) قرار دهيد؛ و نماز را برپا داريد؛ و به مؤمنان بشارت ده (كه سرانجام پيروز مىشوند).»
3-(لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَشِمالٍ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ
[1]- سوره ابراهيم، آيه 37.
[2]- سوره يونس، آيه 87.
وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ)[1].
«براى قوم «سبأ» در محلّ سكونتشان نشانهاى (از قدرت الهى) بود:
دو باغ (بزرگ و گسترده) از راست و چپ (رودخانه عظيم با ميوههاى فراوان؛ و به آنها گفتيم:) از روزى پروردگارتان بخوريد و شكر او را بجا آوريد؛ شهرى است پاك و پاكيزه، و پروردگارى آمرزنده (و مهربان).»
حديث شريف:
1- ابوذر مىگويد: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من فرمودند:
«يا أبا ذر، اوصيك فاحفظ لعلّ اللَّه أن ينفعك به، جاور القبور تذكر بها الآخرة»[2].
«اى ابوذر، تو را به چيزى پند مىدهم، پس آن را نگهدار شايد كه خداوند بواسطه آن به تو بهرهاى رساند، در كنار قبور خانه بگير تا بدانها آخرت را بياد آورى.»
2- در روايت آمده است كه اميرمؤمنان حضرت على عليه السلام در نوشته مبارك خود به حارث الهمدانى نوشتهاند كه:
«وَاسْكُنِ الْأَمْصَارَ الْعِظَامَ، فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ، وَاحْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَةِ وَالْجَفَاءِ»[3]
[1]- سوره سبأ، آيه 15.
[2]- مستدرك وسائل الشّيعه، ج 3، كتاب الصلاة، أبواب أحكام المساكن، باب 23، ص 471، ح 3.
[3]- بحارالأنوار، ج 73، ص 156، ح 2.