بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 299

6- جاى مناسب‌

قرآن كريم:

1-(رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمفحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ)[1].

«پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بى‌آب و علفى، در كنار خانه‌اى كه حرم توست، ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ تو دلهاى گروهى از مردم را متوجّه آنها ساز؛ و از ثمرات به آنها روزى ده؛ شايد آنان شكر تو را به‌جاى آورند.»

2-(وَأَوْحَيْنَا إِلَى‌ مُوسَى‌ وَأَخِيهِ أَن تَبَوَّءَا لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتاً وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ)[2].

«و به موسى و برادرش وحى كرديم كه:" براى قوم خود، خانه‌هايى در سرزمين مصر انتخاب كنيد؛ و خانه‌هايتان را مقابل يكديگر (و متمركز) قرار دهيد؛ و نماز را برپا داريد؛ و به مؤمنان بشارت ده (كه سرانجام پيروز مى‌شوند).»

3-(لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَشِمالٍ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ‌

[1]- سوره ابراهيم، آيه 37.

[2]- سوره يونس، آيه 87.


صفحه 300

وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ)[1].

«براى قوم «سبأ» در محلّ سكونتشان نشانه‌اى (از قدرت الهى) بود:

دو باغ (بزرگ و گسترده) از راست و چپ (رودخانه عظيم با ميوه‌هاى فراوان؛ و به آنها گفتيم:) از روزى پروردگارتان بخوريد و شكر او را بجا آوريد؛ شهرى است پاك و پاكيزه، و پروردگارى آمرزنده (و مهربان).»

حديث شريف:

1- ابوذر مى‌گويد: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من فرمودند:

«يا أبا ذر، اوصيك فاحفظ لعلّ اللَّه أن ينفعك به، جاور القبور تذكر بها الآخرة»[2].

«اى ابوذر، تو را به چيزى پند مى‌دهم، پس آن را نگهدار شايد كه خداوند بواسطه آن به تو بهره‌اى رساند، در كنار قبور خانه بگير تا بدانها آخرت را بياد آورى.»

2- در روايت آمده است كه اميرمؤمنان حضرت على عليه السلام در نوشته مبارك خود به حارث الهمدانى نوشته‌اند كه:

«وَاسْكُنِ الْأَمْصَارَ الْعِظَامَ، فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ، وَاحْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَةِ وَالْجَفَاءِ»[3]

[1]- سوره سبأ، آيه 15.

[2]- مستدرك وسائل الشّيعه، ج 3، كتاب الصلاة، أبواب أحكام المساكن، باب 23، ص 471، ح 3.

[3]- بحارالأنوار، ج 73، ص 156، ح 2.


صفحه 301

«در شهرهاى بزرگ سكونت گزين، چون آن شهرها محل اجتماع مسلمانان است، و همچنين از جايگاههاى غفلت و جفا برحذر باش.»

3- اميرمؤمنان عليه السلام در توصيه خود به فرزند بزرگوارشان، امام حسن عليه السلام، فرمودند:

«سل عن الرفيق قبل الطريق، وعن الجار قبل الدار»[1].

«پيش‌از اينكه از راه بپرسى درباره همراهت سؤال كن، و پيش‌از آنكه درباره خانه سؤال كنى درباره همسايگان بپرس.»

4- مردى نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى رسول خدا، مى‌خواهم خانه‌اى بخرم، شما دستور مى‌دهيد كجا خانه بخرم؟ در جهينة و يا در مزينة و يا در ثقيف و يا در ميان قريش؟ پس پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند:

«الجوار ثمّ الدار»[2].

«نخست همسايگان (را بشناس) سپس (به فكر خريد) خانه (باش).»

5- مردى از انصار شكايت نزد پيامبر برده و گفت: خانه همسايگان خانه وى را در ميان گرفته و خانه وى را احاطه كرده‌اند، پس پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند:

«ارفع ما استطعت واسأل اللَّه أن يوسّع عليك»[3].

«هر چقدر كه مى‌توانى خانه‌ات را بالا ببر و از خدا بخواه تا در كار تو

[1]- بحارالأنوار، ج 73، ص 155، ح 36.

[2]- مستدرك وسائل الشّيعه، ج 3، كتاب الصلاة، أبواب أحكام المساكن، ص 470، باب 23، ح 2.

[3]- بحارالأنوار، ج 73، ص 154.


صفحه 302

گشايش دهد.»

6- اميرمؤمنان عليه السلام فرمودند:

«ليس بلد بأحقّ بك من بلد، خير البلاد ما حملك»[1].

«هيچ شهر يا كشورى براى تو شايسته‌تر از ديگرى نيست. بهترين شهر يا كشور براى تو جايى است كه تو را دربرگيرد (و تو بتوانى در آن زندگى خوبى داشته باشى).»

7- معمر بن خلاد روايت مى‌كند كه: ابا الحسن عليه السلام خانه‌اى خريدارى كرده و به يكى از دوستان خود امر فرمودند تا بدانجا منتقل شود و فرمودند:

«إنّ منزلك ضيّق».

«خانه‌ات تنگ است.»

پس آن دوست گفت: اين خانه را پدرم ساخته است، امام ابوالحسن عليه السلام فرمودند:

«إن كان أبوك أحمق ينبغي أن تكون مثله»[2].

«اگر پدرت احمق بود تو نيز مى‌بايست مانند او باشى؟»

8- از پيامبر اكرم نقل شده كه در گذر از سرزمين اصحاب حجر (قوم‌

[1]- نهج البلاغه، قصار الحكم، كلمه قصار 442، ص 832، صبحى صلح، چاپ اول، دارالحديث قم، 1424 ه ق.

[2]- وسائل الشّيعه، ج 3، كتاب الصلاة، أبواب أحكام المساكن، باب 2، ص 559، ح 1 (20 جلدى) و همان، ج 5، ص 303 (29 جلدى).


صفحه 303

ثمود) به ياران خود فرمودند:

«لا تدخلوا مساكن الذين ظلموا أنفسهم إلّاأن تكونوا باكين، حذراً أن يصيبكم ما أصابهم»[1].

«به خانه‌هاى كسانى كه به خود ستم كرده‌اند از بيم اينكه آنچه بر سرشان آمد بر سر شما نيز بيايد، وارد نشويد مگر در حال گريه.»

رهيافت وحى:

بهترين خانه از نظر وضعيّت مكانى، آن است كه با حدّاقل امكانات، خواستهاى سكنى گزينى از جمله؛ حفاظت، بهره‌مندى، هواى پاك، نور خورشيد، پوشيدگى و حجاب، آرامش، آراستگى و ذكر و پيراستگى را برآورده سازد كه ما برخى از اين مؤلّفه‌ها را با نگاه به كتاب الهى و احاديث پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و اهل بيتشان عليهم السلام درمى‌يابيم.

احكام:

1- يكى از برجسته‌ترين اهداف اسلام در امر خانه گزينى فراهم آمدن فضايى براى ذكر و پيراستگى مى‌باشد. بنابراين بهتر آن است كه خانه و مسكن خود را در شهرهاى مذهبى و در كنار مراكز وعظ و ارشاد و در مناطقى كه از جوّ مذهبى خوبى برخوردارند برگزينم (اين امر را از گفته حضرت ابراهيم عليه السلام پس‌از سكنى دادن خانواده‌اش در كنار مكّه كه فرمود:

[1]- مستدرك وسائل الشّيعه، ج 3، أبواب أحكام المساكن، باب 23، ص 472، ح 8.


صفحه 304

(رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ...)، «پروردگارا! براى اقامه نماز ايشان را در اينجا سكنى دادم...» در مى‌يابيم.)

2- يكى ديگر از خواسته‌هاى اسلام در امر خانه گزينى اين است كه خانه‌هاى خود را نزديك گورستانها برگزينيم تا هرچه بيشتر به ياد آخرت بيفتيم. (حديث اوّل)

3- از (حديث دوّم) كراهت سكنى گزينى در ميان غير مسلمانان وآنانكه در ميان خود پيوندهاى نيكى برقرار نساخته‌اند، برداشت مى‌شود.

4- از آيه 87 سوره يونس مى‌توان استحباب سكنى گزينى در ميان خويشان و دوستان و ياران را استنباط كرد.

5- از حديث سوّم درمى‌يابيم كه دين اسلام بر تحقيق درباره همسايگان پيش‌از تحقيق در مورد خانه، تأكيد مى‌كند و با نگاه به حديث چهارم مى‌فهميم كه مراد از همسايه، تنها خانه‌هاى كنارى نمى‌باشند، بلكه واژه (جار) تمام ساكنين يك محلّه را دربرمى‌گيرد، چه، واژه همسايگان (جوار) به خانه‌هاى نزديك و چه‌بسا تا چهل خانه اطلاق مى‌شده است.

6- بهتر آن است كه خانه خود را در ميان خانه‌هايى با ارتفاع متناسب با يكديگر برگزينيم، تا خانه‌اى بالاتر از خانه ما ومشرف بر آن واقع نشود.

اين رهيافتى است كه مى‌توان از حديث پنجم اين گفتار دريافت كرد.

7- از حديث ششم نيز درمى‌يابيم كه بهتر است خانه‌اى متناسب با مصالح خود برگزينيم. به عنوان نمونه در صورت توان خانه خود را نزديك محلّ كار خود انتخاب كنيم.


صفحه 305

8- امكان دارد خانه‌هايى كه گذشتگان براى ما به ارث گذاشته باشند، نيازمنديهاى ما را فراهم نسازند و خواسته‌هاى ما را برآورده نكنند، و با شرايط ما سازگار نباشند، از اين رو دين اسلام در صورت تنگ و يا نامتناسب بودن خانه، به تعويض آن دستور مى‌دهد و از بهانه قرار دادن مسائلى چون يادمان گذشتگان و خاطرات گذشته و مانند اينها نهى مى‌كند.

(حديث هفتم).

9- از آيه 15 سوره سبأ نيز درمى‌يابيم كه بهتر است محلّ سكونت هركس با سبزه و درختان احاطه شده باشد.

10- از حديث هشتم نيز كراهت ساكن شدن در مناطقى كه خداوند اهالى آنها را بخاطر ستمشان كيفر داده، استنباط مى‌شود.

7- ذكر و پيراستگى‌

قرآن كريم:

(فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ* رِجَالٌ لَّاتُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ)[1].

(اين چراغ پرفروغ) در خانه‌هايى قرار دارد كه خداوند اذن فرموده ديوارهاى آن را بالا برند (تا از دستبرد شياطين و هوسبازان در امان باشد)؛

[1]- سوره نور، آيات 36 و 37.


صفحه 306

خانه‌هايى كه نام خدا در آنها برده مى‌شود، و صبح و شام در آنها تسبيح او مى‌گويند...* مردانى كه نه تجارت و نه معامله‌اى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و اداى زكات غافل نمى‌كند؛ آنها از روزى مى‌ترسند كه در آن، دلها و چشمها زيرورو مى‌شود.»

آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام شريعت پيرامون حيات طيبه - قم، چاپ: اول، 1386.

حديث شريف:

1- از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمودند:

«إنّ البيوت التي يُصلّى فيها بالليل بتلاوة القرآن، تضي‌ء لأهل السماء كما تضي‌ء نجوم السماء لأهل الأرض»[1].

«خانه‌هايى كه در آنها شب هنگام نماز با تلاوت قرآن گذارده مى‌شود، چون ستارگانى كه براى اهل زمين نور افشانى مى‌كنند، براى آسمانيان نورافشانى مى‌كنند.»

2- آن‌حضرت همچنين فرمودند:

«كان علي قد جعل بيتاً في داره ليس بالصغير ولا بالكبير لصلاته»[2].

«على عليه السلام اتاقى نه چندان كوچك و نه چندان بزرگ در خانه خويش براى نماز در نظر گرفته بودند.»

3- مسمع روايت مى‌كند: ابو عبداللَّه به من نوشتند كه:

[1]- وسائل الشّيعه، ج 3، أبواب أحكام المساجد، ص 554، باب 69، ح 1 (20 جلدى) و همان، ج 8، ص 158 (29 جلدى).

[2]- همان، ص 555، ح 4.