بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 333

احكام تندرستى و سلامتى‌

درآمد:

حيات طيّبه (زندگى پاك) يكى از ارزشهاى ايمان است و يكى از پايه‌هاى آن عافيت مى‌باشد كه با مواظبت و پيش‌گيرى، درمان و آرامش روانى محقّق مى‌شود.

برخى مؤلّفه‌هاى پيش‌گيرى و مراقبت عبارت‌اند از؛ دورى جستن از پليدى و روى آوردن به پاكيزگى و همچنين زياده‌روى نكردن در خوردن و آشاميدن و دورريختن ناپاكيها و گزينش پاكيها.

امّا در زمينه درمان، مى‌توان روزه گرفتن و برپاداشتن نماز و بجا آوردن فريضه حجّ، و همچنين درمان جستن از عسل را در زمره درمانها شمرد.

از سويى آرامش روحى- روانى، انسان را از بسيارى بيماريها دور مى‌سازد و در درمان بسيارى از بيماريها سهيم مى‌باشد.


صفحه 334

نخست: احكام تندرستى‌

از مجموعه‌اى از آيات و روايات برمى‌آيد كه حيات خجسته از مؤلفه‌هاى ايمان است، كه عافيت (تمام و كمال) يكى‌از پيامدهاى آن مى‌باشد. بايد گفت عافيت امرى چند بُعدى است كه رعايت برخى ابعاد آن واجب و الزامى و رعايت پاره‌اى ديگر نيكو و مستحبّ است. اكنون به احكام ابعاد گوناگون عافيت توجه كنيد:

الف- پايين‌ترين بُعد عافيت آن است كه حيات انسان و سلامت اعضاى بدن او بدان منوط است كه رعايت اين جهت امرى واجب بشمار مى‌رود.

ب- بُعدى كه در آن، انسان خود را از ترس وارد آمدن زيانى سنگين همچون ضعف عمومى و يا ايجاد كاستى بزرگى در قواى بشرى، مثلًا در شنوايى، بينايى و يا نيروى جنسى، ايمن مى‌سازد، كه چه‌بسا آن هم واجب باشد.

ج- بُعد مراقبت و محافظت از سلامت عمومى، كه نپرداختن به آن امكان دارد زيانهاى عظيمى چون انتشار بيماريهاى واگيردار و كشنده و مانند اينها را به همراه داشته باشد، كه پرداختن به اين بُعد نيز امرى الزامى و واجب است.

د- بُعدى كه در آن جامعه از يورش بيماريهاى غير كشنده‌اى كه البتّه امكان دارد بخاطر نارسائيها و مشكلات بهداشتى، برخى مبتلايان را به كام مرگ بكشانند ايمن مى‌شوند، كه مثلًا حفاظت محيط از انتشار بيمارى آنفلوانزا يكى از مصاديق آن مى‌باشد، رعايت اين مورد نيز چه‌بسا


صفحه 335

در برخى شرايط واجب باشد.

ه- برخوردارى از بالاترين سطح پيش‌گيرى و مراقبت، كه در آن سطح انسان دربرابر بسيارى از بيماريها ايمن مى‌شود امرى مستحبّ است مگر اينكه به حكم حاكم شرع واجب شود.

هم اكنون به موشكافى دراين ابعاد پنج‌گانه مى‌پردازيم:

1- حفظ جان و اعضا

قرآن كريم:

1-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا للَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ)[1].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى‌خواند كه شما را حيات مى‌بخشد؛ و بدانيد خداوند ميان انسان و قلب او حايل مى‌شود، و (همه شما در قيامت) نزد او گردآورى مى‌شويد.»

2-(وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ)[2].

«و بعضى مى‌گويند:" پروردگارا! به ما در دنيا نيكى عطا كن؛ و در آخرت نيز نيكى مرحمت فرما؛ و ما را از عذاب آتش نگاه‌دار".»

[1]- سوره انفال، آيه 24.

[2]- سوره بقره، آيه 201.


صفحه 336

3-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً)[1].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد؛ مگر اينكه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد.

و خودكشى نكنيد خداوند نسبت به شما مهربان است.»

4-(وَأَنفِقُوْا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ)[2].

«و در راه خدا انفاق كنيد؛ و (با ترك انفاق؛) خود را به دست خود، به هلاكت نيفكنيد؛ و نيكى كنيد كه خداوند، نيكوكاران را دوست مى‌دارد.»

5-(مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى‌ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ)[3].

«هركس كار شايسته‌اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مى‌داريم؛ و پاداش آنها را بهترين اعمالى كه انجام مى‌دادند، خواهيم داد.»

رهيافت وحى:

دين اسلام ما را به برخوردارى از حيات طيّبه (زندگى پاك) فرامى‌خواند.

[1]- سوره نساء، آيه 29.

[2]- سوره بقره، آيه 195.

[3]- سوره نحل، آيه 97.


صفحه 337

دراين راستا پروردگارمان به ما دستور داده تا اگر پيامبرش ما را به آنچه حيات‌مان مى‌بخشد فراخواند، از او فرمانبريم، حال آنكه خواسته شايستگان برخوردارى از حياتى نيكو در دنيا و آخرت مى‌باشد، كه وسيله رسيدن به آن عمل صالح است، و عافيت يكى از شرطهاى برخوردارى از اين حيات طيّبه است.

احكام:

1- بى‌شك نابود كردن زندگى، قتل نفس، و از كارانداختن اعضا و قواى جسمانى، همه اعمالى حرام محسوب مى‌شوند.

2- اين حرمت، حرمت عوامل و ابزارهاى منجرّ به آسيبهاى فوق‌الذكر را نيز دربردارد. سهل‌انگارى و اهمال كارى آگاهانه‌اى كه به مرگ، نقص عضو و يا از ميان رفتن نيرويى از نيروهاى انسان منجرّ شود، و همچنين مبادرت ورزيدن به‌خودكشى‌از جمله اين عوامل حرام برشمرده مى‌شوند.

3- حرمت انداختن خود در ورطه هلاك و نابودى، چه‌بسا نزد عرف به معنى لزوم محافظت از جان مى‌باشد. از اين رو هركس آگاهانه در حال قدرت و توانمندى در حفظ جان خود كوتاهى ورزد و از سوى عرف، خود نابود كننده جان‌خود محسوب شود، مرتكب فعل حرامى شده‌است.

4- بر مبناى اصل وجوب حفظ نفس، رعايت نكات بهداشتى و انجام مراحل عملى برخوردارى از سلامت، به اندازه‌اى كه حفظ نفس از نابودى و ايمنى اعضا و قواى جسمانى بطلبد، واجب و الزامى محسوب مى‌شود.


صفحه 338

5- پاره‌اى از اعمال را شرع از آن رو كه به حيات بشرى و يا سلامت انسان زيان وارد مى‌سازند حرام شمرده كه سخن از آنها در فصل حفظ و نگهدارى به تفصيل رفت.

2- تندرستى و زيان و ضرر

حديث شريف:

1- در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده كه:

«كلّ شي‌ء يكون فيه المضرّة على الإنسان فى بدنه، فحرام أكله إلّافي حال الضرورة»[1].

«خوردن هر چيزى كه در آن زيانى براى بدن انسان باشد، حرام است مگر در حال ناچارى و ضرورت.»

2- همچنين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در آن حديث مشهور مى‌فرمايند:

«لا ضرر ولا ضرار»[2].

«نه زيان ديدن (جايز است) و نه زيان رساندن.»

3- ابن ادريس در سرائر مى‌گويد: از رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمّه عليهم السلام از فرزندان او در باب درمان اينگونه روايت شده:

«تداووا، فما أنزل اللَّه داءً إلّاأنزل معه دواءً»[3].

[1]- وسائل الشّيعه، (29 جلدى)، ج 25، باب 42، ص 84.

[2]- من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 76، ح 9، قم، انتشارات جامعه مدرسين 1413 ه ق.

[3]- بحارالأنوار، ج 59، ص 65، ذيل ح 9.


صفحه 339

«به درمان (بيماريها) بپردازيد، زيرا، خداوند بيمارى و دردى را فرونمى‌فرستد مگر اينكه دارو و درمان آن را نيز فرستاده باشد.»

احكام:

1- پاره‌اى از بيماريها به مرگ يا نقص عضو يا از ميان رفتن قواى جسمانى منجر نمى‌شوند، ولى ضرر و زيان زيادى را درپى دارند، مانند مبتلا شدن به مرض قند كه هر چند به مرگ نمى‌انجامد و مى‌توان سالها با آن زندگى كرد، ولى اين بيمارى از نظر عرف ضرر بسيار تلقّى مى‌شود، و ظاهراً حفظ جان از ابتلا به چنين بيماريهايى نيز واجب است.

2- اگر اهمال كارى در حفظ جان از آسيبهاى بسيار زياد، در عرف به منزله‌اى نابود كردن خود تلقّى شود، وجوب اقدام براى دفع آن آسيبها قويتر به نظر مى‌رسد.

بنابراين هركس گرفتار چنين بيماريهايى شود بايد به دارو و درمان آن همّت گمارد.

3- بهداشت عمومى و فساد

قرآن كريم:

1-(وَإِلَى‌ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْباً قَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَالَكُمْ مِن إِلهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِن رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ‌


صفحه 340

كُنتُمْ مُؤْمِنِينَ)[1].

«و به سوى مدين، برادرشان شعيب را (فرستاديم)؛ گفت:" اى قوم من! خدا را بپرستيد، كه جز او معبودى نداريد. دليل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده است؛ بنابراين، حقّ پيمانه و وزن را ادا كنيد؛ و از اموال مردم چيزى نكاهيد؛ و در روى زمين، بعداز آنكه (در پرتو ايمان و دعوت انبيا) اصلاح شده است، فساد نكنيد اين براى شما بهتر است اگر با ايمان هستيد".»

2-(وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُن فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ)[2].

«كسانى كه كافر شدند، اولياء (و ياوران و مدافعان) يكديگرند؛ اگر (اين دستور را) انجام ندهيد، فتنه و فساد عظيمى در زمين روى مى‌دهد.»

رهيافت وحى:

خداوند متعال گسترش فساد و تباهى در زمين را به شدّت منع كرده، و دورى نمودن از مفسده‌هاى بزرگ را به منزله‌اى حكمت نفى ولايت كفّار دانسته است. از همين رو كار در راستاى جلوگيرى از انتشار تمام گونه‌هاى فساد و تباهى، امرى واجب تلقّى شده است، كه يكى از اين كارها اهتمام ورزيدن به بهداشت عمومى براى جلوگيرى از به خطر افتادن سلامت مردم مى‌باشد.

[1]- سوره اعراف، آيه 85.

[2]- سوره انفال، آيه 73.