بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 345

«با تندرستى لذّت كامل مى‌شود.»

«النعيم في الدنيا؛ الأمن وصحّة الجسم، وتمام النعمة في الآخرة: دخول الجنّة»[1].

«نعمتهاى دنيا (عبارت‌اند از:) امنيّت و تندرستى بدن، و كاملترين نعمت در آخرت ورود به بهشت است.»

احكام:

1- مستحب است هركسى سلامتى و بهداشت خود را در بالاترين سطوح تندرستى، نگهدارد. مثلًا: فشار خون، تركيبات خون، قدرت بينايى و شنوايى و ضربان قلب و... خود را در بهترين حالت نگهدارد.

2- همچنين مستحب است كه انسان خود را از تماس با هرگونه آلودگى مصون دارد، و نشاط و فعاليّت خود را از رهگذر تغذيه‌اى مناسب و انجام فعاليّتهاى ورزشى ويا كار بدنى كافى، در سطح بالائى نگهدارد.

3- در واقع اسلام به گونه‌اى عمومى مردم را به فراهم آوردن تندرستى و عافيت به عنوان ارزشى بنيادين، ترغيب مى‌كند. در ابواب مستحبّات و آداب متون شرعى نقل شده، به آموزه‌هاى بسيارى برمى‌خوريم كه به گونه‌اى با مفهوم عافيت و سلامتى پيوند خورده‌اند. گزينش همسرى مناسب براى تشكيل خانواده، رعايت آداب همبسترى، آشنائى به تعاليم باردارى و تغذيه سالم در دوران باردارى، فراگرفتن آموزه‌هاى مربوط

[1]- بحار الانوار، ج 92، ص 135، باب 97.


صفحه 346

به شيردادن به فرزندان و گرفتن دايه براى آنها، و در نهايت آشنايى با آداب خوردن و آشاميدن و خواب و معاشرت و استحمام و... كه همگى به خواست الهى طول عمر و سلامتى و نيرومندى بدن را در بردارند، از جمله اين آموزه‌ها هستند.

4- مستحب است از خداوند طلب عافيت كنيم، چون، اسباب و وسايل تندرستى و سلامتى جملگى به امر خداوند فراهم مى‌آيند. امام على بن حسين عليه السلام در يكى از دعاهاى مبارك خويش در صحيفه سجّاديّه اينگونه طلب عافيت مى‌كنند:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‌ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ‌

، وَعافِني عافِيَةً كافِيَةً شافِيَةً عالِيَةً نامِيَةً، عافِيَةً تُوَلِّدُ في بَدَنِى الْعافِيَةَ، عافِيَةَ الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ، وَامْنُنْ عَلَيَّ بِالصِّحَّةِ وَالْأَمْنِ وَالسَّلامَةِ في ديني وَبَدَني...»[1]

. «بارالها! بر محمّد و آلش رحمت فرست و مرا عافيتى بى‌نياز كننده و شفا دهنده ببخش كه [از دسترس بيماريها و علّتها] بالاتر و روزافزون باشد؛ عافيتى كه در بدنم توليد عافيت كند، عافيت دنيا و آخرت را. و انعام فرماى بر من به تندرستى، و امنيّت، و سلامت در دين و بدنم...»

5- از آنرو كه سلامت و تندرستى از ارزشهاى والا محسوب مى‌شود، بايد از رهگذر عمل به آموزه‌هاى زير بصورت جدّى بدان اهتمام ورزيم:

نخست: اهتمام دائم به قوانين بهداشتى و بازدارنده از بيماريها در كشور، بويژه قوانين مرتبط با بهداشت موادّ غذايى و آشاميدنيها

[1]- از دعاى حضرت سجّاد عليه السلام هنگامى كه عافيت از خدا طلب مى‌كرد، الصحيفة السجّاديّة، دعاى شماره 23، ص 112، قم، نشر الهادى، 1376 شمسى.


صفحه 347

و ابزارهاى مورد استفاده، و همچنين قوانين فراهم كننده امنيّت و سلامت تمام توليدات در بالاترين معيارهاى بين المللى.

دوّم: آگاه ساختن مردم از امور بهداشتى و بيان دست كم، آموزه‌هايى كه هر فرد براى محافظت از سلامت خود بدانها نياز دارد. شناخت قوا و نيروهاى خود و چگونگى محافظت از آنها در برابر بيماريها و همچنين چكونگى رساندن اين قوا به رشد لازم از طريق تغذيه مناسب و ورزش و مانند اينها، و شناخت بيماريها، وعلل آنها و چگونگى پيشگيرى از مبتلا شدن به آنها و آشنايى به روشهاى درمان آن بيماريها، همه و همه از جمله اين آموزه‌ها مى‌باشند.

در واقع اين آگاهى بايد در مدارس، و از سال اوّل ابتدائى تا آخرين سال دانشگاه به فرزندان جامعه داده شود، همچنين بايد اين آگاهيها از رهگذر رسانه‌هاى ديدارى، شنيدارى و نوشتارى به گوش و ديد مردم برسند.

سوم: اهتمام به فراهم آوردن پزشكان و پرستاران مجرّب و تهيّه داروهاى ضرورى و ساخت بيمارستان و درمانگاه، و تعريف برخوردارى از خدمات بهداشتى و درمانى به عنوان حقّ طبيعى هر انسان.

چهارم: فقها مى‌بايست پس‌از مشاوره‌گرفتن از كارشناسان و سازمانهاى مربوطه درباره مسايل مهمّ بهداشتى همچون واكسيناسيون عمومى عليه بيماريهاى واگيردار ومهلك، به صدور فتاوى ويژه همّت گمارند.

پنجم: نيكوكاران نيز بايد فراهم آوردن وسايل خدمات بهداشتى و درمانى براى عموم مردم و نيازمندان را در زمره طرحهاى خداپسندانه خود بگنجانند.


صفحه 348

ششم: همگى بايد به هنگام بروز بحرانهاى بهداشتى خطرناك، چون شيوع بيماريهاى مسرى و مهلك در امر مبارزه با عواملى ضد بهداشت و سلامت عمومى، سهيم شوند.

دوّم- سلامتى و بهداشت، حقّ طبيعى انسان‌

قرآن كريم‌

(يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثَى‌ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ)[1].

«اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‌ها و قبيله‌ها قرار داديم تا (حقوق) يكديگر را بشناسيد؛ گرامى‌ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست؛ خداوند دانا و آگاه است.»

رهيافت وحى:

به نظر مى‌رسد مراد از «(لِتَعَارَفُوا)/ يكديگر را بشناسيد» در اين آيه شريفه همان مفهوم به رسميت شناختن متقابل حقوق يكديگر باشد، حقوقى كه يكى از مهمترين آنها حقّ حيات مى‌باشد كه خود شامل حقّ برخوردارى از امنيّت و حقّ تأمين ضرورات زندگى (همچون حقّ برخوردارى از غذا، نوشيدنى، مسكن و ...) و حقّ سلامتى مى‌شود.

[1]- سوره حجرات، آيه 13.


صفحه 349

حديث شريف:

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده‌اند:

«مَن أصبح لا يهتمّ بأمور المسلمين فليس منهم، ومن يسمع رجلًا ينادي يا للمسلمين فلم يُجبه فليس بمسلم»[1].

«كسى كه شب را به روز برساند در حاليكه به امور مسلمانان اهتمام نورزد، مسلمان نيست و كسى هم كه صداى مردى را كه مسلمانان را به يارى مى‌طلبد، بشنود و پاسخش را ندهد مسلمان نيست.»

احكام:

1- حق حيات و زندگى پايه ديگر حقوق بوده و فراهم آمدن تندرستى و سلامت جسمانى انسان، بنياد حيات را تشكيل مى‌دهد.

2- متون و نصوص دينى‌اى كه به انفاق و بخشش دستور مى‌دهند، انفاق در امور بهداشتى را نيز به منزله‌ى يكى از وسيعترين بسترهاى انفاق و هميارى اجتماعى شامل مى‌شوند.

3- از سويى، متون و رواياتى كه بر اهتمام مسلمانان به يكديگر تأكيد مى‌ورزند نيز، دسته ديگرى از نصوصند كه بسترهاى فراهم آوردن وسايل بهداشتى و درمانى همگانى را هم در برمى‌گيرند.

4- از بسيارى از متون كلّى نيز مى‌توان، لزوم هميارى در امر بهداشت و تندرستى در حدّ ضرورت و امكان را استنباط كرد.

[1]- الكافى، ج 2، ص 164- وسائل الشيعه، ج 16، باب 18، ص 337، (29 جلدى).


صفحه 350

5- بنابراين، تندرستى و سلامت، بايد به هدفى تبديل شود كه مردم و حكومت، جملگى در فراهم آمدن آن براى تك‌تك افراد جامعه و در تهيه تمام وسايل ممكن دراين راستا، از هيچ تلاشى فروگذار ننمايند.

6- قانونگذاران نيز بايد به وضع قوانين ضرورى براى فراهم آمدن اين حقّ طبيعى همّت گمارند.


صفحه 351

احكام آموزش‌

درآمد:

تعاون و هميارى بر نيكوكارى و تقوى يكى از مهمترين اصلهاى ارزشهاى اسلامى مى‌باشد كه مى‌توان، از دل آن دهها ارزش ديگر، از جمله؛ ارزش كار مشترك براى فراگيرى بهداشت و آموزش و رفاه، را بيرون كشيد.

از اين رو، مردم، همگى، وظيفه دارند نادانان و جاهلان را آموزش دهند، چون آموزش حقّ جاهلان است بر گردن همه، ولى برخى از گروهها مسؤوليّت سنگينترى را در اين زمينه بر عهده دارند، مانند پيامبران، علما ودانشمندان، خويشاوندان، و اولياى امور مسلمانان.

قرآن كريم:

1-(هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْامِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ)[1].

«او كسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان‌

[1]- سوره جمعه، آيه 2.


صفحه 352

برانگيخت كه آياتش را بر آنها مى‌خواند و آنها را تزكيه مى‌كند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت مى‌آموزد و مسلماً پيش‌از آن در گمراهى آشكارى بودند.»

2-(وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ)[1].

«و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه خدا، از كسانى كه كتاب (آسمانى) به آنها داده شده، پيمان گرفت كه حتماً آن را براى مردم آشكار سازيد و كتمان نكنيد؛ ولى آنها، آن را پشت سر افكندند؛ و به بهاى كمى فروختند؛ و چه بد متاعى مى‌خرند!»

3-(إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى‌ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ)[2].

«كسانى كه دلايل روشن، و وسيله هدايتى را كه نازل كرده‌ايم، بعداز آنكه در كتاب براى مردم بيان نموديم، كتمان كنند، خدا آنها را لعنت مى‌كند؛ و همه لعن كنندگان نيز، آنها را لعن مى‌كنند؛.»

4-(وَالَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِن قَبْلِي وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ مَا هذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ)[3].

«و كسى كه به پدر و مادرش مى‌گويد:" اف بر شما! آيا به من وعده مى‌دهيد كه من روز قيامت مبعوث مى‌شوم؟! در حالى كه پيش‌از من اقوام‌

[1]- سوره آل عمران، آيه 187.

[2]- سوره بقره، آيه 159.

[3]- سوره احقاف، آيه 17.