ششم: همگى بايد به هنگام بروز بحرانهاى بهداشتى خطرناك، چون شيوع بيماريهاى مسرى و مهلك در امر مبارزه با عواملى ضد بهداشت و سلامت عمومى، سهيم شوند.
دوّم- سلامتى و بهداشت، حقّ طبيعى انسان
قرآن كريم
(يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ)[1].
«اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا (حقوق) يكديگر را بشناسيد؛ گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست؛ خداوند دانا و آگاه است.»
رهيافت وحى:
به نظر مىرسد مراد از «(لِتَعَارَفُوا)/ يكديگر را بشناسيد» در اين آيه شريفه همان مفهوم به رسميت شناختن متقابل حقوق يكديگر باشد، حقوقى كه يكى از مهمترين آنها حقّ حيات مىباشد كه خود شامل حقّ برخوردارى از امنيّت و حقّ تأمين ضرورات زندگى (همچون حقّ برخوردارى از غذا، نوشيدنى، مسكن و ...) و حقّ سلامتى مىشود.
[1]- سوره حجرات، آيه 13.
حديث شريف:
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودهاند:
«مَن أصبح لا يهتمّ بأمور المسلمين فليس منهم، ومن يسمع رجلًا ينادي يا للمسلمين فلم يُجبه فليس بمسلم»[1].
«كسى كه شب را به روز برساند در حاليكه به امور مسلمانان اهتمام نورزد، مسلمان نيست و كسى هم كه صداى مردى را كه مسلمانان را به يارى مىطلبد، بشنود و پاسخش را ندهد مسلمان نيست.»
احكام:
1- حق حيات و زندگى پايه ديگر حقوق بوده و فراهم آمدن تندرستى و سلامت جسمانى انسان، بنياد حيات را تشكيل مىدهد.
2- متون و نصوص دينىاى كه به انفاق و بخشش دستور مىدهند، انفاق در امور بهداشتى را نيز به منزلهى يكى از وسيعترين بسترهاى انفاق و هميارى اجتماعى شامل مىشوند.
3- از سويى، متون و رواياتى كه بر اهتمام مسلمانان به يكديگر تأكيد مىورزند نيز، دسته ديگرى از نصوصند كه بسترهاى فراهم آوردن وسايل بهداشتى و درمانى همگانى را هم در برمىگيرند.
4- از بسيارى از متون كلّى نيز مىتوان، لزوم هميارى در امر بهداشت و تندرستى در حدّ ضرورت و امكان را استنباط كرد.
[1]- الكافى، ج 2، ص 164- وسائل الشيعه، ج 16، باب 18، ص 337، (29 جلدى).
5- بنابراين، تندرستى و سلامت، بايد به هدفى تبديل شود كه مردم و حكومت، جملگى در فراهم آمدن آن براى تكتك افراد جامعه و در تهيه تمام وسايل ممكن دراين راستا، از هيچ تلاشى فروگذار ننمايند.
6- قانونگذاران نيز بايد به وضع قوانين ضرورى براى فراهم آمدن اين حقّ طبيعى همّت گمارند.
احكام آموزش
درآمد:
تعاون و هميارى بر نيكوكارى و تقوى يكى از مهمترين اصلهاى ارزشهاى اسلامى مىباشد كه مىتوان، از دل آن دهها ارزش ديگر، از جمله؛ ارزش كار مشترك براى فراگيرى بهداشت و آموزش و رفاه، را بيرون كشيد.
از اين رو، مردم، همگى، وظيفه دارند نادانان و جاهلان را آموزش دهند، چون آموزش حقّ جاهلان است بر گردن همه، ولى برخى از گروهها مسؤوليّت سنگينترى را در اين زمينه بر عهده دارند، مانند پيامبران، علما ودانشمندان، خويشاوندان، و اولياى امور مسلمانان.
قرآن كريم:
1-(هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْامِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ)[1].
«او كسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان
[1]- سوره جمعه، آيه 2.
برانگيخت كه آياتش را بر آنها مىخواند و آنها را تزكيه مىكند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت مىآموزد و مسلماً پيشاز آن در گمراهى آشكارى بودند.»
2-(وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ)[1].
«و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه خدا، از كسانى كه كتاب (آسمانى) به آنها داده شده، پيمان گرفت كه حتماً آن را براى مردم آشكار سازيد و كتمان نكنيد؛ ولى آنها، آن را پشت سر افكندند؛ و به بهاى كمى فروختند؛ و چه بد متاعى مىخرند!»
3-(إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ)[2].
«كسانى كه دلايل روشن، و وسيله هدايتى را كه نازل كردهايم، بعداز آنكه در كتاب براى مردم بيان نموديم، كتمان كنند، خدا آنها را لعنت مىكند؛ و همه لعن كنندگان نيز، آنها را لعن مىكنند؛.»
4-(وَالَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِن قَبْلِي وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ مَا هذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ)[3].
«و كسى كه به پدر و مادرش مىگويد:" اف بر شما! آيا به من وعده مىدهيد كه من روز قيامت مبعوث مىشوم؟! در حالى كه پيشاز من اقوام
[1]- سوره آل عمران، آيه 187.
[2]- سوره بقره، آيه 159.
[3]- سوره احقاف، آيه 17.
زيادى بودند (و هرگز مبعوث نشدند)" و آن دو پيوسته فرياد مىكشند و خدا را به يارى مىطلبند كه: واى بر تو، ايمان بياور كه وعده خدا حقّ است! امّا او پيوسته مىگويد:" اينها چيزى جز افسانههاى پيشينيان نيست".»
از اين آيه ميزان پافشارى پدر و مادر مسلمان براى باورمند ساختن فرزندان به روز رستاخيز دريافت مىشود.
5-(لِيُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِن سَعَتِهِ وَمَن قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ لَايُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا مَا آتَاهَا سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً)[1].
«آنان كه امكانات وسيعى دارند، بايد از امكانات وسيع خود انفاق كنند و آنها كه تنگدستاند، از آنچه كه خدا به آنها داده انفاق نمايند؛ خداوند هيچكس را جز به مقدار توانايى كه به او داده تكليف نمىكند؛ خداوند بزودى بعداز سختيها آسانى قرار مىدهد.»
آيه كريمه ذكر شده وجوب بر عهده گرفتن مخارج خانواده، شامل هزينههاى آموزش و پرورش اعضاى خانواده را يادآور شده بر آن تأكيد مىورزد.
حديث شريف:
1- در حديثى از امام جعفر صادق عليه السلام آمده است:
«قرأت في كتاب علي؛ أنّ اللَّه لم يأخذ على الجّهال عهداً بطلب العلم، حتّى
[1]- سوره طلاق، آيه 7.
أخذ على العلماء عهداً ببذل العلم للجهّال، لأنّ العلم كان قبل الجهل»[1].
«در كتاب على خواندم كه؛ خداوند متعال از جاهلان پيمانى مبنى بر دانش آموزى نگرفت، مگر پساز اينكه از دانشمندان پيمانى مبنى بر علم آموزى به جاهلان گرفت است، و اين بدان خاطر است كه علم پيشاز جهل مىباشد.»
2- از امام باقر عليه السلام نقل شده كه فرمودند:
«إنّ النبيّ صلى الله عليه و آله قال: إنّ معلّم الخير يستغفر له دواب الأرض وحيتان البحر
، وكلّ ذي روح في الهواء، وجميع أهل السماء والأرض، وإنّ العالم والمتعلّم في الأجر سواء، يأتيان يوم القيامة كفرسي رهان يزدحمان»[2].
«پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: بيگمان جنبندگان زمين و ماهيان دريا و تمام جانداران آسمان و تمام اهل آسمان و زمين، براى معلّم نيكيها و خوبيها، طلب آمرزش مىكنند، و بيگمان دانشمند و دانشآموز پاداشى يكسان دارند، (آندو) به روز قيامت همچون دو اسب مسابقه رقيب پا به عرصه قيامت مىنهند.»
3- از امام صادق عليه السلام نقل شده كه:
«أمهل صبيّك حتّى يأتي له ستّ سنين، ثمّ ضمّه إليك سبع سنين فأدّبه بأدبك، فإن قبل وصلح، وإلّا فخل عنه»[3].
[1]- بحارالأنوار، ج 2، ص 67.
[2]- بحارالأنوار، ج 2، ص 17، باب 8.
[3]- وسائل الشّيعه، ج 15، كتاب النكاح، أبواب أحكام الأولاد، ص 193، باب 82، ح 2 (20 جلدى) و همان ج 21، ص 473 (29 جلدى).
«فرزندانتان را تا شش سالگى آزاد بگذاريد، سپس به مدّت هفت سال آنها را تربيت كنيد، پس اگر پذيرفتند و شايسته شدند (كه خوب) و گرنه آنها را به حال خود رها كنيد.»
4- اميرمؤمنان حضرت على عليه السلام فرمودهاند:
«علّموا أولادكم السباحة والرماية»[1].
«به فرزندان خود شنا و تيراندازى بياموزيد.»
از اين حديث شريف درمىيابيم كه مىبايست به فرزندانمان آنچه را در زندگى بدانها نيازمند خواهند شد بياموزيم.
5- امام صادق عليه السلام فرمودهاند:
«بادروا أحداثكم بالحديث، قبل أن يسبقكم إليهم المرجئة»[2].
«گفتگو با جوانان خود را، (يا آموزش احاديث به جوانان خود را) پيشاز آنكه گروه مرجئه دراين امر از شما پيشى گيرند، آغاز كنيد.»
6- اميرمؤمنان عليه السلام خطاب به مردم فرمودهاند:
«أَيُّهَا النَّاسُ! إِنْ لِي عَلَيْكُمْ حَقّاً، وَلَكُمْ عَلَيَّ حَقٌّ: فَأَمَّا حَقُّكُمْ عَلَيَّ فَالنَّصِيحَةُ لَكُمْ، وَتَوْفِيرُ فَيْئِكُمْ عَلَيْكُمْ، وَتَعْلِيمُكُمْ كَيْ لا تَجْهَلُوا، وَتَأْدِيبُكُمْ كَيَما تَعْلَمُوا»[3]
. «اى مردم، حقّى من بر شما دارم و حقّى شما بر من داريد. امّا حق شما
[1]- وسائل الشيعه، ج 15، باب 83، ص 194، ح 2، (20 جلدى) وهمان، ج 21، ص 475 (29 جلدى).
[2]- همان، ص 476، باب 84، ح 1.
[3]- نهج البلاغه، خطبه 34، ص 87، صريق السداد.