بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 35

از امورش و حسابگريش از ره در پيش گرفتنش پيشى گيرد، زيرا كه به آرامى گام نهادن (يعنى درپيش گرفتن روش متعادل در زندگى) كه رفتار يك مؤمن بدان مشخّص مى‌شود، وسيله‌اى است كه وى را از سرانجام تندروى در امان مى‌دارد.

2- مؤمن بايد مهار خشم و رضامندى و حب و بغض و واكنشهاى خود را از طريق بخشش به دست گيرد. نبايد بخل او را از بخشش هر چند اندك باز دارد، چون محروم كردن، اندكتر از آن است. همانگونه كه اسراف، نبايد وى را به بخششهاى بى‌جا سوق دهد.

3- همچنين مؤمن مى‌بايست در افعال خود نيكو كار باشد، البتّه اين نيكوكارى نبايد به حال وى و كسانى كه نفقه ايشان بر وى واجب است زيان برساند. از همين رو نمى‌توان به بهانه خدمت به جامعه، فرزندان خود را مورد غفلت قرار داد، همانطور كه نبايد تنها به فرزندان توجه كرد و جامعه را از نظر دور داشت. بلكه يك انسان مؤمن بايد با حكمت خويش بيت اين دو حالت تعادل ايجاد كند تا حيات فردى و اجتماعيش در امان باشد. زيرا كه در صورت كوتاهى در يك مورد و توجّه بيشتر به مورد ديگر امكان دارد موجب شود تا هر دو را از دست بدهد.

4- همچنين بر مؤمن واقعى است كه اعمال زشت را چه آشكار و چه پنهان رها كند و از نزديك شدن بدانها نيز پرهيز كند، زيرا كه اعمال زشت، وى را به چاه هلاكت مى‌افكنند. كارهاى زشت همانهايى هستند كه در شريعت يا تفصيلًا بيان شده‌اند مانند (زنا) يا به صورت كلُى از آنها سخن به ميان آمده است مانند (زياده روى در دشمنى).


صفحه 36

از همين رو بر مؤمن واقعى است كه عملًا به موارد زير اهتمام ورزد:

الف- گزينش نيكوترين سخنان و دورى جستن از ناسزاگويى و زياده‌روى و سخنان ناروا، بگونه‌اى كه حتّى در فراخواندن طاغوتها به راه راست، مؤمن، بايد نيكوترين كلمات را گزينش كند، همچنانكه حضرت موسى عليه السلام در رويارويى با فرعون چنين كرد.

ب- برگزيدن نزديكترين راههاى ممكن به صواب و دورترين آنها از حسّاسيّتها و تندرويها و پرهيز از ورود به فتنه‌هاى اجتماعى كه در آن انسانهاى غوغاپيشه دخالت دارند. مؤمن واقعى بايد با خرد خود هر تعصّبى را فرونشاند و با پرهيزكارى خود زمام منيّت و خود پسندى را مهار كند.

ج- برگزيدن ميانه‌ترين راه در گذران زندگى و معيشت. چون كه، اقتصاد و ميانه‌روى در معيشت از ويژگيهاى پرهيزكاران مى‌باشد. و اين امر تنها با تدبير ميسّر مى‌شود.

د- همچنانكه هر فردى بايد روش اقتصادى روشنى براى گذران زندگى خود ترسيم كند، و درآمد ساليانه خود را با هزينه‌ها بسنجد، جمعيّتهاى سازمان يافته (جمعيّتهاى سياسى و جنبشهاى اسلامى و مؤسّسه‌هاى خيريّه و شركتهاى اقتصادى و...) و همچنين دولتها و سازمانهاى دولتى نيز بايد مجدّانه به موازنه اقتصادى اهتمام ورزند. نبايد هزينه‌ها از درآمدها بيشتر شود، در واقع بايد اينگونه مجامع و مراكز از اسراف و تجمّل گرايى دورى گزينند.


صفحه 37

3- امنيّت و بيم‌

قرآن كريم:

1-(أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ)[1].

«آيا آنها خود را از مكر الهى در امان مى‌دانند؟! در حالى كه جز زيانكاران، خود را از مكر (و مجازات) خدا ايمن نمى‌دانند.»

2-(أَفَأَمِنتُمْ أَن يَخْسِفَ بِكُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِباً ثُمَّ لَا تَجِدُوا لَكُمْ وَكِيلًا* أَمْ أَمِنتُمْ أَن يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَى‌ فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قَاصِفاً مِنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُم بِمَا كَفَرْتُمْ ثُمَّ لَاتَجِدُوا لَكُمْ عَلَيْنَا بِهِ تَبِيعاً)[2].

«آيا از اين ايمن هستيد كه در خشكى (با يك زلزله شديد) شما را در زمين فروببرد، يا طوفانى از سنگريزه بر شما بفرستد (و در آن مدفونتان كند)، سپس حافظ (و ياورى) براى خود نيابيد؟!* يا اينكه ايمن هستيد كه بار ديگر شما را به دريا بازگرداند، و تندباد كوبنده‌اى بر شما بفرستد، و شما را بخاطر كفرتان غرق كند، سپس داد خواه و خونخواهى در برابر ما پيدا نكنيد؟!»

[1]- سوره اعراف، آيه 99.

[2]- سوره اسراء، آيات 68 و 69.


صفحه 38

3-(وَالَّذِينَ هُم مِن عَذَابِ رَبِّهِم مُشْفِقُونَ* إِنَّ عَذَابَ رَبِّهمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ)[1].

«و آنها كه از عذاب پروردگارشان بيمناكند* چراكه هيج‌كس از عذاب پروردگارش در امان نيست.»

حديث شريف:

1- از اميرمؤمنان عليه السلام روايت شده كه درباره ويژگيهاى پرهيزكاران مى‌فرمايد:

«يَبِيتُ حَذِراً وَيُصْبِحُ فَرِحاً

؛ حَذِراً لِما حُذِّرَ مِنَ‌الْغَفْلَةِ، وَفَرِحاً بِمَا أَصَابَ مِنَ الْفَضْلِ وَالرَّحْمَةِ»[2]

. «در حال بيم شب را مى‌گذراند، و بامداد شادمان سر از خواب برمى‌دارد، بيمناك از غفلتى است كه از آن بر حذر شده است و شادمان به رحمت و احسانى كه به او رسيده است.»

2- همچنين آن‌حضرت در موعظه‌اى به مردم مى‌فرمايد:

«فَاتَّقُوا سَكَرَاتِ النِّعْمَةِ، وَاحْذَرُوا بَوَائِقَ النِّقْمَةِ»[3]

. «بترسيد از مستى‌هاى نعمت، و برحذر باشيد از سختى‌هاى عذاب و انتقام.»

[1]- سوره معارج، آيات 27- 28.

[2]- نهج البلاغه، صبحى صالح، چاپ اول، دارالحديث، 1424 ه. ق، قم، خطبه 193، ص 457، س 8.

[3]- نهج البلاغه، خطبه 151، ص 306.


صفحه 39

3- همچنين در حاليكه به فرزند خود وصيّت مى‌كردند، فرمودند:

«أَحْييِ قَلْبَكَ بِالْمَوْعِظَةِ

- إلى قوله:-

وَحَذِّرْهُ صَوْلَةَ الدَّهْرِ، وَفُحْشَ تَقَلُّبِ الَّليَالِي وَالْأَيَّامِ»[1]

. «قلبت را با موعظه زنده بدار، [تا اينكه فرمود:] (و نفست را) از هجوم سخت روزگاران و زشتى دگرگونى شب و روزها بترسان.»

4- و مى‌فرمايند:

«وَلَكِنِ الْحَذَرَ كُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّكِ بَعْدَ صُلْحِهِ، فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِيَتَغَفَّلَ»[2]

. «ولى پس از استقرار صلح از دشمن خود كاملًا برحذر باش؛ زيرا دشمن چه‌بسا به نزديكى مى‌گرايد و نمايش صلح مى‌دهد تا طرف را غافلگير كند.»

رهيافت وحى:

كسى كه خشيت نداشته باشد، تقوى پيشه نخواهد كرد، و فرد بى‌تقوى در امان نخواهد بود. در واقع خشيت و بيم از برجسته‌ترين ويژگيهاى مؤمنان است، و از برجسته‌ترين پيامدهاى آن ايمنى از خطرها مى‌باشد.

احكام:

1- مؤمن حقيقى بايد از مكر الهى بيمناك بوده و معصيت نكند، و در صورتى كه فريب شيطان را خورد و مرتكب گناهى شد، بايد هرچه‌

[1]- نهج البلاغه، نامه 31، ص 592.

[2]- نهج البلاغه، نامه 53، اسلوب مواجهة الاعداء، ص 676.


صفحه 40

زودتر خدا را ياد كند و به درگاه پروردگار توبه نمايد، و پيامدهاى زيانبار گناه را اصلاح كند تا گناه زيانى به وى نرساند. در واقع زيانكاران خود را از مكر الهى در امان مى‌بينند، و از همين رو پرهيزكارى پيشه نمى‌كنند.

2- بر مؤمنان است كه از غفلت بر حذر باشند، چراكه غفلت، در يك آن سرمستى به همراه مى‌آورد كه خرد را از ميان برده و انسان را در چاه خطرهاى گوناگون فرومى‌افكند.

- از اين رهگذر، كسى كه از دزدان حذر نمى‌كند و در زمينه قفل كردن درب خانه خود سهل انگارى مى‌كند،

- راننده‌اى كه حوادث رانندگى و خطرهاى پيش روى خود را جدّى نمى‌گيرد،

- بازرگانى كه به دگرگونيهاى بازار توجّه نكرده، و تمام سرمايه خود را در يك كار سرمايه‌گذارى مى‌كند،

- و سربازى كه از يورش دشمن بيم نمى‌كند و از اسلحه خود غفلت مى‌كند،

- و سياستمدارى كه از تحوّلات زمانى غافل مى‌ماند براى امروزى كردن روشهاى خود فكرى نمى‌كند، جملگى، امكان دارد در يك لحظه تمام چيزهايى را كه سالها بدست آورده‌اند، از كف بدهند.


صفحه 41

4- امنيّت اجتماعى: دورى از ستم و احترام به حقوق ديگران‌

قرآن كريم:

1-(يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُوا عَن كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُم مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ* يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُم مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى‌ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ)[1].

«اى اهل كتاب! پيامبر ما، كه بسيارى از حقايق كتاب آسمانى را كه شما كتمان مى‌كرديد روشن مى‌سازد، به سوى شما آمد؛ و از بسيارى از آن، (كه فعلًا افشاى آن مصلحت نيست،) صرف نظر مى‌نمايد. (آرى،) از طرف خدا، نور و كتاب آشكارى به سوى شما آمد.* خداوند به بركت آن، كسانى را كه از خشنودى او پيروى كنند، به راههاى سلامت، هدايت مى‌كند؛ و به فرمان خود، از تاريكيها به سوى روشنايى مى‌برد؛ و آنها را به سوى راه راست، رهبرى مى‌نمايد.»

2-(فَأْتِيَاهُ فَقُولا إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرْسِل مَعَنَا بَني إِسْرائِيلَ وَلَا تُعَذِّبْهُمْ‌

[1]- سوره مائده، آيات 15 و 16.


صفحه 42

قَدْ جِئْناكَ بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكَ وَالسَّلَامُ عَلَى‌ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى‌)[1].

«به سراغ او برويد و بگوييد: ما فرستادگان پروردگار توايم؛ بنى اسرائيل را با ما بفرست؛ و آنان را شكنجه و آزار مكن؛ ما نشانه روشنى از سوى پروردگارت براى تو آورده‌ايم؛ و درود بر آن كس باد كه از هدايت پيروى مى‌كند!»

3-(قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَاناً وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ)[2].

«بگو: خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشكار باشد چه پنهان، حرام كرده است؛ و (همچنين) گناه و ستم به ناحقّ را؛ و اينكه چيزى را كه خداوند دليلى براى آن نازل نكرده، شريك او قرار دهيد؛ و به خدا مطلبى نسبت دهيد كه نمى‌دانيد.»

4-(وَعِبَادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرضِ هَوْناً وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً)[3].

«بندگان (خاصّ خداوند) رحمان، كسانى هستند كه با آرامش و بى‌تكبّر بر زمين راه مى‌روند؛ و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مى‌گويند (و با بى‌اعتنايى و بزرگوارى مى‌گذرند.»

[1]- سوره طه، آيه 47.

[2]- سوره اعراف، آيه 33.

[3]- سوره فرقان، آيه 63.