بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 364

مِن نَّاصِرِينَ)[1].

« (ابراهيم) گفت:" شما غير از خدا بتهايى براى خود انتخاب كرده‌ايد كه مايه دوستى و محبّت ميان شما در زندگى دنيا باشد؛ سپس روز قيامت از يكديگر بيزارى مى‌جوييد و يكديگر را لعن مى‌كنيد؛ و جايگاه (همه) شما آتش است و هيچ يار و ياورى براى شما نخواهد بود".»

رهيافت وحى:

مردم بايد روابط ميان خود را بر مبناى يك دوستى ايمانى شكل دهند، دوستى‌اى كه مبتنى بر محبت خدا، پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام وى باشد همينگونه است دوستى خانواده و عشيره زمانى كه با آن محبت خدايى متعارض نباشد اما دوستيهايى كه مبتنى بر موهومات است كه بت به جاى خدا پرستيده مى‌شود مانند: دوستيهايى كه بر پايه تعصّب جاهلى و يا تعصّبات مادّى شكل مى‌گيرند، همه و همه دوستيهايى ناپسند محسوب مى‌شوند. از اين حقيقت مى‌توان احكام زير را استنباط كرد:

احكام:

1- هركس مى‌بايست بازگشتى به خود داشته باشد و خاستگاههاى حبّ و بغضهايش را دقيقاً شناسايى كند و سپس معيار حبّ و بعضهايش را

[1]- سوره عنكبوت، آيه 25.


صفحه 365

در چهارچوب عقل و وحى از نو تعريف كند، تا صاحب دلى پيراسته از حبّ دنيا گردد.

2- بر مؤمنان است كه به مردم محبّت ورزيده و با ايشان دوستى كنند.

3- هر چيزى كه براى خود دوست داريم بايد براى برادران مؤمن خود نيز دوست بداريم، و همچنين نبايد نسبت به خيرى كه به برادر مؤمنمان مى‌رسد حسد ورزيم و همچون كسانى كه هيچ تعلّق خاطرى نسبت به يكديگر ندارند با يكديگر رفتار كنيم.

4- رابطه زناشويى مناسب آن رابطه‌اى است كه بر مبناى دوستى و محبّت استوار شده باشد، رابطه‌اى كه در آن هيچيك از دوطرف نسبت به طرف مقابل، كبر و يا حسد نورزد، رابطه‌اى سالم كه بايد در شبكه‌ى روابط ميان تمام مؤمنان نهادينه شود.

5- دوستى خدا، پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت ايشان عليه السلام از پايه‌هاى دين محسوب مى‌شود. در واقع اين دوستى همان تولّى مى‌باشد. از سويى دوستى دشمنان خدا و رسول صلى الله عليه و آله و ناصبين و كسانى كه از اهل‌بيت عليهم السلام روى برگردانده‌اند، نيز حرام مى‌باشد. علاوه براين مى‌بايست از چنين كسانى تبرّى جوييم، چراكه تبرّى جستن از دشمنان خدا نيز پايه‌اى از پايه‌هاى دين مى‌باشد.

6- بنابراين مى‌بايست شبكه‌ى روابط اجتماعى انسان بر مبناى خدا باورى و پذيرفتن ولايت خدا و رسول صلى الله عليه و آله و مؤمنان سامان يابد. همچنين نبايد كسى را خود خوانده و بدون اينكه خداوند به پيروى از وى دستور داده، و او را حجّتى بر مردم قرار داده باشد، به عنوان محور دوستى ميان مردم و ستون ولايت انتخاب كنيم.


صفحه 366

7- حتّى در تشكّلها نيز مى‌بايست محورى جز محور الهى نجوييم، مگر به اذن ولىّ الهى. بنابراين اگر تشكّلهاى قومى- نژادى، يا صنفى، يا سياسى در چهارچوب ولايت خداوند و به اذن حجّت خداوند بر زمين، انجام پذيرند، اين تشكّلها مطلوب خواهند بود. ولى اگر چنين تشكّلها بدون اذن الهى صورت پذيرند، امكان دارد به بتى براى ما تبديل شوند كه ما از پرستش چنين بتها نهى شده‌ايم. پس بهتر است از اينگونه تشكّلها صرف نظر كنيم.


صفحه 367

احكام روابط ميان مؤمنان‌

درآمد:

در فضاى جامعه اسلامى ارزشهاى صلح و آرامش، حق، عدالت، امنيّت و كسب روزى حلال محقّق مى‌شوند. براى محقّق ساختن چنين جامعه‌اى بايد پيوند ميان مؤمنان را تا حدّى استحكام بخشيم كه روابط ايشان به سطح روابط برادرى برسد.

در واقع اين برادرى بوسيله چنگ زدن به ريسمان الهى كه شامل كتاب و رسول الهى مى‌باشد و از رهگذر پشتيبانى از يكديگر و هميارى با يكديگر بر مبناى نيكى و تقوا، و همچنين بوسيله دورى جستن از رفتارهاى ناپسندى چون مسخره كردن، گمان بد داشتن، تجسّس كردن در كار ديگران و غيبت كردن، و همچنين با آراسته شدن به فضيلتهايى چون؛ ايثار، اصلاح و دفاع از مظلومان، به دست خواهد آمد.


صفحه 368

1- محبّت و ارزشهاى مادّى‌

قرآن كريم:

1-(وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوْا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى‌ أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)[1].

«و براى كسانى است كه دراين سرا [/ سرزمين مدينه‌] و در سراى ايمان پيش‌از مهاجران مسكن گزيدند و كسانى را كه به سويشان هجرت كنند دوست مى‌دارند، و در دل خود نيازى به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمى‌كنند و آنها را بر خود مقدّم مى‌دارند هرچند خودشان بسيار نيازمند باشند؛ كسانى كه از بخل و حرص نفس خويش بازداشته شده‌اند رستگارانند.»

حديث شريف:

1- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از ياران خود پرسيدند:

«أيّ عُرى الإيمان أوثق‌

؟». «كداميك از پيوندهاى ايمان مستحكمتر است؟»

ايشان گفتند: خداوند و پيامبرش بهتر مى‌دانند، برخى نيز گفتند نماز برخى ديگر گفتند زكات و برخى ديگر روزه را و برخى ديگر حج و عمره وديگرانى جهاد را محكمترين پيوند ايمان پنداشتند. سپس پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله‌

[1]- سوره حشر، آيه 9.


صفحه 369

به ايشان فرمودند:

«لكلّ ما قلتم فضل وليس به، ولكن أوثق عرى الإيمان الحبّ في اللَّه‌

، والبغض في اللَّه، وتولّي أولياء اللَّه والتبري من أعداء اللَّه عزّوجلّ»[1].

«يك‌يك آنچه گفتيد خوب بود، ولى منظور من نيست. مستحكمترين پيوند ايمان دوستى كردن براى خدا و كينه‌ورزى براى خدا و پيروى و دنباله روى از اولياء خدا و تبرّى و دورى جستن از دشمنان خداوند عزّوجلّ مى‌باشد.»

2- همچنين آن‌حضرت فرموده‌اند:

«ودّ المؤمن للمؤمن في اللَّه، من أعظم شعب الإيمان»[2].

«محبّت مؤمن نسبت به مؤمنى‌ديگر، از بزرگترين شاخه‌هاى ايمان است.»

3- امام صادق عليه السلام در پاسخ به پرسشى به اين مضمون كه آيا محبّت همان ايمان است؟ فرمودند:

«ويحك، وهل الدين إلّاالحبّ؟ ألا ترى إلى قول اللَّه:

(قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ)[3]؟

أوَ لا ترى قول اللَّه لمحمّد صلى الله عليه و آله:

(حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ)[4]،

وقال:

(يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ)[5].

[1]- المحاسن، برقي، ج 1، ص 264.

[2]- همان، ص 263.

[3]- سوره آل عمران، آيه 31.

[4]- سوره حجرات، آيه 7.

[5]- سوره حشر، آيه 9.


صفحه 370

فقال الإمام: الدين هو الحبّ والحبّ هو الدين»[1].

«واى بر تو، مگر دين چيزى جز حب است؟ مگر اين گفته الهى را نشنيده‌اى كه فرمود: (بگو: اگر خدا را دوست مى‌داريد، از من پيروى كنيد؛ تا خدا (نيز) شما را دوست بدارد، و گناهانتان را ببخشد.) و يا مگر اين گفته خداوند به محمّد صلى الله عليه و آله را نشنيده‌اى كه گفت: (خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهايتان زينت بخشيده.)؟، و گفت: (وكسانى را كه به سويشان هجرت كنند دوست مى‌دارند!)؟ پس امام عليه السلام فرمودند: دين همان حبّ و حب همان دين است.»

رهيافت وحى:

هر جامعه تنها با پيروى از رهبر خود و التزام به ارزشهاى حقيقت و سامان بخشيدن به يك زندگى جمعى توأم با الفت و محبّت و برادرى مى‌تواند بر عوامل تفرقه‌انگيز فائق آيد. خداوند متعال در آيه نهم سوره مباركه حشر نمونه‌اى از روابط مسلمانان نخستين را يادآور مى‌شود و گروه انصار را بخاطر برقرار ساختن رابطه خوب و خداپسندانه با مهاجران مورد تحسين قرار مى‌دهد. نمونه‌اى كه آشكارا شالوده شكنى اسلام در شبكه روابط ميان فردى و ميان اجتماعى پيشين و تأثير آن بر روان افراد را نشان مى‌دهد و براى نسلهاى بشرى پرده از راز پيروزيهاى ايشان در بستر تاريخ برمى‌فكند. در واقع نخستين نسل مخلص اسلام با همين روح والاى ايمانى توانستند بر جهان حكومت كنند.

[1]- المحاسن، برقي، ج 1، ص 263.


صفحه 371

احكام:

نسلهاى با ايمان مى‌بايست شبكه‌ى روابط خود را بر پايه‌هاى زير استوار سازند:

1- دوستى راستين و بدور از مصالح شخصى و خودخواهى.

2- عدم حسد ورزى وخود رأيى در روابط. در واقع مؤمنان مى‌بايست از سينه‌اى زلال و پاك، و بدور از كينه توزى و حساسيّت نسبت به برادران مؤمن، بهره‌جويند، چراكه دلهاى اينچنينى به ايمان و محبّت آباد شده‌اند.

3- مؤمنان براى دستيابى به پيشرفت و رفعت خود و در نهايت رفعت اسلام و امّت اسلامى بايد هرچه در توان دارند در راه پشتيبانى و حمايت از برادران دينى خود بكار گيرند.

4- يكى ديگر از پايه‌هاى شبكه‌ى روابط مؤمنان، ايثار و از خودگذشتگى مى‌باشد. در واقع اين ويژگى، از نشانه‌هاى ايمان و نمود بيرونى دوستى راستين نسبت به برادران دينى مى‌باشد. بايد گفت يك مؤمن واقعى آن است كه در موقع خطر همواره براى در امان ماندن ديگران خود را به خطر مى‌اندازد، و در دستاوردها همواره ديگران را براى سودبردن برخود مقدّم مى‌دارد.