7- حتّى در تشكّلها نيز مىبايست محورى جز محور الهى نجوييم، مگر به اذن ولىّ الهى. بنابراين اگر تشكّلهاى قومى- نژادى، يا صنفى، يا سياسى در چهارچوب ولايت خداوند و به اذن حجّت خداوند بر زمين، انجام پذيرند، اين تشكّلها مطلوب خواهند بود. ولى اگر چنين تشكّلها بدون اذن الهى صورت پذيرند، امكان دارد به بتى براى ما تبديل شوند كه ما از پرستش چنين بتها نهى شدهايم. پس بهتر است از اينگونه تشكّلها صرف نظر كنيم.
احكام روابط ميان مؤمنان
درآمد:
در فضاى جامعه اسلامى ارزشهاى صلح و آرامش، حق، عدالت، امنيّت و كسب روزى حلال محقّق مىشوند. براى محقّق ساختن چنين جامعهاى بايد پيوند ميان مؤمنان را تا حدّى استحكام بخشيم كه روابط ايشان به سطح روابط برادرى برسد.
در واقع اين برادرى بوسيله چنگ زدن به ريسمان الهى كه شامل كتاب و رسول الهى مىباشد و از رهگذر پشتيبانى از يكديگر و هميارى با يكديگر بر مبناى نيكى و تقوا، و همچنين بوسيله دورى جستن از رفتارهاى ناپسندى چون مسخره كردن، گمان بد داشتن، تجسّس كردن در كار ديگران و غيبت كردن، و همچنين با آراسته شدن به فضيلتهايى چون؛ ايثار، اصلاح و دفاع از مظلومان، به دست خواهد آمد.
1- محبّت و ارزشهاى مادّى
قرآن كريم:
1-(وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوْا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)[1].
«و براى كسانى است كه دراين سرا [/ سرزمين مدينه] و در سراى ايمان پيشاز مهاجران مسكن گزيدند و كسانى را كه به سويشان هجرت كنند دوست مىدارند، و در دل خود نيازى به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمىكنند و آنها را بر خود مقدّم مىدارند هرچند خودشان بسيار نيازمند باشند؛ كسانى كه از بخل و حرص نفس خويش بازداشته شدهاند رستگارانند.»
حديث شريف:
1- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از ياران خود پرسيدند:
«أيّ عُرى الإيمان أوثق
؟». «كداميك از پيوندهاى ايمان مستحكمتر است؟»
ايشان گفتند: خداوند و پيامبرش بهتر مىدانند، برخى نيز گفتند نماز برخى ديگر گفتند زكات و برخى ديگر روزه را و برخى ديگر حج و عمره وديگرانى جهاد را محكمترين پيوند ايمان پنداشتند. سپس پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله
[1]- سوره حشر، آيه 9.
به ايشان فرمودند:
«لكلّ ما قلتم فضل وليس به، ولكن أوثق عرى الإيمان الحبّ في اللَّه
، والبغض في اللَّه، وتولّي أولياء اللَّه والتبري من أعداء اللَّه عزّوجلّ»[1].
«يكيك آنچه گفتيد خوب بود، ولى منظور من نيست. مستحكمترين پيوند ايمان دوستى كردن براى خدا و كينهورزى براى خدا و پيروى و دنباله روى از اولياء خدا و تبرّى و دورى جستن از دشمنان خداوند عزّوجلّ مىباشد.»
2- همچنين آنحضرت فرمودهاند:
«ودّ المؤمن للمؤمن في اللَّه، من أعظم شعب الإيمان»[2].
«محبّت مؤمن نسبت به مؤمنىديگر، از بزرگترين شاخههاى ايمان است.»
3- امام صادق عليه السلام در پاسخ به پرسشى به اين مضمون كه آيا محبّت همان ايمان است؟ فرمودند:
«ويحك، وهل الدين إلّاالحبّ؟ ألا ترى إلى قول اللَّه:
(قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ)[3]؟
أوَ لا ترى قول اللَّه لمحمّد صلى الله عليه و آله:
(حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ)[4]،
وقال:
(يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ)[5].
[1]- المحاسن، برقي، ج 1، ص 264.
[2]- همان، ص 263.
[3]- سوره آل عمران، آيه 31.
[4]- سوره حجرات، آيه 7.
[5]- سوره حشر، آيه 9.
فقال الإمام: الدين هو الحبّ والحبّ هو الدين»[1].
«واى بر تو، مگر دين چيزى جز حب است؟ مگر اين گفته الهى را نشنيدهاى كه فرمود: (بگو: اگر خدا را دوست مىداريد، از من پيروى كنيد؛ تا خدا (نيز) شما را دوست بدارد، و گناهانتان را ببخشد.) و يا مگر اين گفته خداوند به محمّد صلى الله عليه و آله را نشنيدهاى كه گفت: (خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهايتان زينت بخشيده.)؟، و گفت: (وكسانى را كه به سويشان هجرت كنند دوست مىدارند!)؟ پس امام عليه السلام فرمودند: دين همان حبّ و حب همان دين است.»
رهيافت وحى:
هر جامعه تنها با پيروى از رهبر خود و التزام به ارزشهاى حقيقت و سامان بخشيدن به يك زندگى جمعى توأم با الفت و محبّت و برادرى مىتواند بر عوامل تفرقهانگيز فائق آيد. خداوند متعال در آيه نهم سوره مباركه حشر نمونهاى از روابط مسلمانان نخستين را يادآور مىشود و گروه انصار را بخاطر برقرار ساختن رابطه خوب و خداپسندانه با مهاجران مورد تحسين قرار مىدهد. نمونهاى كه آشكارا شالوده شكنى اسلام در شبكه روابط ميان فردى و ميان اجتماعى پيشين و تأثير آن بر روان افراد را نشان مىدهد و براى نسلهاى بشرى پرده از راز پيروزيهاى ايشان در بستر تاريخ برمىفكند. در واقع نخستين نسل مخلص اسلام با همين روح والاى ايمانى توانستند بر جهان حكومت كنند.
[1]- المحاسن، برقي، ج 1، ص 263.
احكام:
نسلهاى با ايمان مىبايست شبكهى روابط خود را بر پايههاى زير استوار سازند:
1- دوستى راستين و بدور از مصالح شخصى و خودخواهى.
2- عدم حسد ورزى وخود رأيى در روابط. در واقع مؤمنان مىبايست از سينهاى زلال و پاك، و بدور از كينه توزى و حساسيّت نسبت به برادران مؤمن، بهرهجويند، چراكه دلهاى اينچنينى به ايمان و محبّت آباد شدهاند.
3- مؤمنان براى دستيابى به پيشرفت و رفعت خود و در نهايت رفعت اسلام و امّت اسلامى بايد هرچه در توان دارند در راه پشتيبانى و حمايت از برادران دينى خود بكار گيرند.
4- يكى ديگر از پايههاى شبكهى روابط مؤمنان، ايثار و از خودگذشتگى مىباشد. در واقع اين ويژگى، از نشانههاى ايمان و نمود بيرونى دوستى راستين نسبت به برادران دينى مىباشد. بايد گفت يك مؤمن واقعى آن است كه در موقع خطر همواره براى در امان ماندن ديگران خود را به خطر مىاندازد، و در دستاوردها همواره ديگران را براى سودبردن برخود مقدّم مىدارد.
2- روابط ميان نسلى
قرآن كريم:
(وَالَّذِينَ جَاءُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤوفٌ رَحِيمٌ)[1].
«همچنين) كسانى كه بعد از آنها (/ بعد از مهاجران و انصار) آمدند مىگويند:" پروردگارا! ما و برادرانمان را كه در ايمان بر ما پيشى گرفتند بيامرز، و در دلهايمان حسد و كينهاى نسبت به مؤمنان قرار مده. پروردگارا، تو مهربان و رحيمى".»
رهيافت وحى:
يكى از ويژگيهاى پيوند برادرانه زمانمند نبودن آن است، چه، مؤمنان هر عصر با مؤمنان پيشاز خود پيوندى مثبت برقرار مىسازند، و حتّى براى آنها آمرزش مىطلبند. در واقع پيوندهاى برادرانه نه تنها زمانمند نيستند، بلكه بطور كلّى كرانمند نيستند و با تفاوتهايى چون اختلاف طبيعى و يا اختلاف تمدّنى نمىتوان آنها را محدود ساخت. از همين روست كه مؤمنان راستين از خدا مىخواهند تا كينهاى نسبت به ديگر مؤمنان در دلشان راه ندهد، خواه اين مؤمنان با يكديگر در مواردى چون ديدگاه، نژاد، زبان و مانند اينها موافق و خواه متفاوت باشند.
[1]- سوره حشر، آيه 10.
احكام:
1- مؤمنان نبايد نسلهاى پيشاز خود را كاملًا رد و يا كاملًا تأييد كنند، بلكه مىبايست دستاوردهاى ايشان را محترمانه به بوتهى نقد و ارزشگزارى ببرند.
2- بنابراين بايد مؤمنان جهت گيريها و ديدگاههاى پيشينيان را به معيارهاى شرع (كتاب و سنّت) عرضه كنند، و ديدگاههاى موافق با كتاب و سنّت را برگيرند و ديدگاههاى مخالف با شرع را به كنارى وانهند.
3- سنجش آراى پيشينيان به معناى بىاعتبار بودن ايشان نيست، بلكه اين سنجش بايد در سايه احترام و محبّت نسبت به ايشان و آمرزش خواهى براى آنها و بزرگ پنداشتن ايشان صورت پذيرد.
3- روابط برادرانه و اصلاح
قرآن كريم:
1-(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ)[1].
«مؤمنان برادر يكديگرند، پس دو برادر خود را صلح و آشتى دهيد و تقواى الهى پيشه كنيد، باشد كه مشمول رحمت او شويد.»
2-(وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَكُنتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ
[1]- سوره حجرات، آيه 10.