احكام:
1- مؤمنان نبايد نسلهاى پيشاز خود را كاملًا رد و يا كاملًا تأييد كنند، بلكه مىبايست دستاوردهاى ايشان را محترمانه به بوتهى نقد و ارزشگزارى ببرند.
2- بنابراين بايد مؤمنان جهت گيريها و ديدگاههاى پيشينيان را به معيارهاى شرع (كتاب و سنّت) عرضه كنند، و ديدگاههاى موافق با كتاب و سنّت را برگيرند و ديدگاههاى مخالف با شرع را به كنارى وانهند.
3- سنجش آراى پيشينيان به معناى بىاعتبار بودن ايشان نيست، بلكه اين سنجش بايد در سايه احترام و محبّت نسبت به ايشان و آمرزش خواهى براى آنها و بزرگ پنداشتن ايشان صورت پذيرد.
3- روابط برادرانه و اصلاح
قرآن كريم:
1-(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ)[1].
«مؤمنان برادر يكديگرند، پس دو برادر خود را صلح و آشتى دهيد و تقواى الهى پيشه كنيد، باشد كه مشمول رحمت او شويد.»
2-(وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَكُنتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ
[1]- سوره حجرات، آيه 10.
فَأَنْقَذَكُم مِنْهَا كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ)[1].
«و همگى به ريسمان خدا (/ قرآن و اسلام، و هرگونه وسيله وحدت)، چنگ زنيد، و پراكنده نشويد؛ و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاى شما، الفت ايجاد كرد، و به بركت نعمت او، برادر شديد. و شما بر لب حفرهاى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد. اين چنين، خداوند آيات خود را براى شما آشكار مىسازد، شايد پذيراى هدايت شويد.»
حديث شريف:
1- اميرمؤمنان على عليه السلام در بستر وفات به دوفرزند بزرگوارشان حسن و حسين عليهما السلام اينگونه وصيّت مىكنند:
«أُوصِيكُمَا، وَجَمِيعَ وَلَدِي وَأَهْلِي وَمَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ، وَنَظْمِ أَمْرِكُمْ وَصَلَاحِ ذَاتِ بَيْنِكُمْ، فَإِنِّي سَمْعْتُ جَدَّكُمَا رسول اللَّه صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: صَلَاحُ ذَاتِ الْبَيْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَالصِّيَامِ»[2].
«و تمام فرزندان و دودمانم و هركس اين نوشته من بدو مىرسد را به تقواى الهى و نظم در امور و اصلاح در ميان مسلمانان توصيه مىكنم، من از جدّ شما رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىگفت:" اصلاح ميان مردم از عموم نماز و روزه برتراست".»
[1]- سوره آل عمران، آيه 103.
[2]- بحارالأنوار، ج 72، ص 24، ح 3، باب 34، من ينفع النّاس، و نهج البلاغه، صبحى صالح، نامه 47، ص 641...
2- همچنين از امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمودند:
«صدقة يحبّها اللَّه، إصلاح بين النّاس إذا تفاسدوا، وتقارب بينهم إذا تباعدوا»[1].
«صدقهى مورد محبّت خدا، آن است كه هرگاه روابط مردم به تباهى كشيده شد ميان ايشان اصلاح كنيم، و هرگاه از هم دور شدند ايشان را به هم نزديك نماييم.»
3- و همچنين فرمودهاند:
«لئن اصلح بين إثنين، أحبّ إليَّ من أن أتصدّق بدينارين»[2].
«چنانچه ميان دو نفر اصلاح كنم، نزد من محبوبتر از آن است كه دو دينار در راه خدا ببخشم.»
رهيافت وحى:
شبكهى روابط مؤمنان با يكديگر به درجهاى از استحكام مىرسد كه به پيوندهاى برادرانهاى كه موجب اصلاح بين يكديگر مىشوند، تبديل مىشود. در واقع از رهگذر اين شبكهى روابط، مؤمنان چونان رودهاى متلاقىاى كه يكديگر را پاك مىكنند، همواره كاستيها و زوائد روابط ميان فرد و اجتماع خود را اصلاح مىكنند و پايههاى اخوت را ميان خود
[1]- نورالثقلين، ج 5، ص 88 و الكافى، ج 1، ص 60.
[2]- همان و الكافى، ج 2، 209.
مستحكمتر مىسازند.
احكام:
1- هريك از مؤمنان بايد ميزان تقوى و ايمان خود را با سطح رابطهى برادرانهاى كه با ديگر مؤمنان برقرار مىسازد بسنجد. چون، ايمانى كه روابط ايمان مداران را با يكديگر به حدّ پيوندى برادرانه نرساند، ايمانى سست و ناقص به حساب مىآيد.
2- مؤمنان بايد قوانين اجتماعى و پندهاى اخلاقى بيان شده در دين را در زندگى خود بكار بندند تا روابط همهى مسلمانان به روابطى برادرانه بدل شود. اكنون براى اينكه به آن جامعهى نمونه دست يابيم به برخى از رواياتى كه پندهايى در باب حقوق برادران ايمانى در بردارند توجّه كنيد:
اميرمؤمنان عليه السلام از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اينگونه روايت كرده:
«للمسلم على أخيه ثلاثون حقّاً، لا براءة له منها إلّابالأداء أو العفو؛ يغفر زلّته، ويرحم عبرته، ويستر عورته، ويقيل عثرته، ويقبل معذرته، ويرد غيبته، ويديم نصيحته، ويحفظ خلته، ويرعى ذمته، ويعود مرضته، ويشهد ميّته، ويجيب دعوته، و يقبل هديته، ويكافئ صلته، ويشكر نعمته، ويحسن نصرته، ويحفظ حليلته، ويقضي حاجته، ويشفع مسألته، ويسمت عطسته
، ويرشد ضالته، ويردّ سلامه، ويطيب كلامه، ويبرّ إنعامه، ويصدق أقسامه
، ويوالي وليّه ولا يعاديه، وينصره ظالماً ومظلوماً، فأمّا نصرته ظالماً فيردّه عن ظلمه، وأمّا نصرته مظلوماً فيعينه على أخذ حقّه، ولا يسلّمه ولا يخذله، ويحبّ له من الخير ما يحبّ لنفسه، ويكره له من الشرّ ما يكره لنفسه.
ثمّ قال عليه السلام: سمعت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله يقول: إنّ أحدكم ليدع من حقوق أخيه شيئاً، فيطالبه به يوم القيامة، فيقضى له وعليه»[1].
«مسلمان بر برادر مسلمانش سى حق دارد كه برائت ذمّه از آن حاصل نمىكند مگر به اداى اين حقوق يا عفو كردن برادر مسلمان او: لغزشهاى او را ببخشد، در ناراحتيها نسبت به او مهربان باشد، اسرار او را پنهان دارد، اشتباهات او را جبران كند، عذر او را بپذيرد، در برابر بدگويان از او دفاع كند، همواره خيرخواه او باشد، دوستى او را پاسدارى كند، پيمان او را رعايت كند، در حال مرض از او عيادت كند، در حال مرگ كسى از نزديكانش به تشييع او حاضر شود، دعوت او را اجابت كند، هديه او را بپذيرد، عطاى او را جزا دهد، نعمت او را شكر گويد، در يارى او بكوشد، ناموس اورا حفظ كند، حاجت او را برآورد، براى خواستهاش شفاعت كند، و عطسهاش را تحيّت گويد، گمشدهاش را راهنمايى كند، سلامش را جواب دهد، گفته او را نيكو شمرد، به نيكوكاريهاى او جواب مثبت، سوگندهايش را تصديق كند، دوستش را دوست دارد و با او دشمنى نكند، در يارى او بكوشد خواه ظالم باشد يا مظلوم: امّا يارى او در حالى كه ظالم باشد به اين است كه او را از ظلمش بازدارد، و در حالى كه مظلوم باشد به اين است كه او را در گرفتن حقّش كمك كند، او را در برابر حوادث تنها نگذارد، آنچه را از نيكيها براى خود دوست دارد براى او دوست بدارد، و آنچه از بديها براى خود نمىخواهد براى او نخواهد.»
سپس آن حضرت فرمودند: از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود: «هريك
[1]- بحارالأنوار، ج 71، ص 236 باب 15 حقوق الاخوان.
از شما چيزى از حقوق برادرش را ادا نكند، و او حقّ خود را در روز قيامت مطالبه كند، ميان آندو (به حقّ) داورى خواهد شد.»
امام صادق عليه السلام دراين باره فرمودهاند:
«المسلم أخو المسلم، لا يظلمه، ولا يغشّه، ولا يخذله، ولا يغتابه
، ولا يخونه، ولا يحرمه»[1].
«مسلمان برادر مسلمان است، نه به او ستم مىكند، و نه او را فريب مىدهد، و نه او را خوار مىكند، و نه از او بدگويى مىكند، و نه به وى خيانت مىكند، و نه او را محروم مىسازد.»
همچنين از آنحضرت روايت شده:
«المؤمن أخو المؤمن عينه ودليله، لا يخونه، ولا يظلمه، ولا يغشّه
، ولا يعده عِدة فيخلفه»[2]
. «مؤمن برادر مؤمن است و به منزله چشم او و راهنماى اوست، هرگز به او خيانت نمىكند، و به او ستم روا نمىدارد، با او غشّ و تقلّب نمىكند، و هر وعدهاى را به او دهد تخلّف نخواهد كرد.»
همچنين مىفرمايند:
«تقرّبوا إلى اللَّه تعالى بمواساة اخوانكم»[3].
«به خدا به وسيله همدردى كردن با برادرانتان نزديكى جوييد.»
[1]- نورالثقلين، ج 5، ص 87 و الكافى، ج 2، باب اخوّة المؤمنين، ح 11.
[2]- همان، ص 86 و الكافى، ج 2، ص 166 و وسائل الشيعه، ج 12، ص 205، باب 122 (30 جلدى).
[3]- بحارالانوار، ج 71، باب 28، ص 319.
از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمودند:
«المسلم أخو المسلم لا يظلمه، ولا يخذله، ولا يحقّره، التقوى هاهنا (وأشار إلى صدره ثلاث مرّات) حسب امرء من الشرّ أن يحقّر أخاه المسلم، كلّ المسلم على المسلم حرام، دمه وماله وعرضه»[1].
«مسلمان برادر مسلمان است و هرگز به وى ستم روا نمىدارد و خوار و ذليلش نمىسازد، و او را تحقير نمىكند. تقوى اينجاست (و سه مرتبه به سينه مبارك خود اشاره فرمودند) چه شوم بختى است كسى كه برادر مسلمان خود را تحقير مىكند. تمام شئون مسلمان بر مسلمان ديگر شامل خون و مال و آبرويش حرام مىباشد.»
امام صادق عليه السلام در حديثى عمق پيوند ميان مؤمنان را اينگونه بيان كردهاند:
«إنّما المؤمنون اخوة بنو أب وامّ، وإذا ضرب على رجل منهم عرق سهر له الآخرون»[2].
«مؤمنان با يكديگر در پدرى و مادرى برادرند، و اگر يكى از آنها دچار درد و بيمارى شود ديگران براى آسايش او شب زندهدارى مىكنند.»
3- اصلاح ميان مؤمنان به عنوان برجستهترين حقوق اخوت ايمانى، امرى واجب محسوب مىشود و در نصوص دينى براى اصلاحگران پاداشى بزرگ در نظر گرفته شده است.
[1]- تفسير القرطبي، ج 16، ص 323، كشف الريبه، ص 2 ومنية المريد، ص 327.
[2]- نور الثقلين، ج 5، ص 86.
4- احترام متقابل
قرآن كريم
1-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَايَسْخَرْ قَوْمٌ مِن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِن نِسَاءٍ عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الْاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيَمانِ وَمَن لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ* يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَعْضُكُم بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ)[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنهااز اينها بهتر باشند، و نه زنانى زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند، و يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسى پساز ايمان نام كفر آميز بگذاريد، و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند.* اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چراكه بعضى از گمانها گناه است. و هرگز (در كار ديگران) تجسّس نكنيد. و هيچيك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (بيقين) همه شما از اين امر كراهت داريد. تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبهپذير و مهربان است.»
رهيافت وحى:
[1]- سوره حجرات، آيات 11 و 12.