ولايت ريشه در ميثاق و پيمان دارد. چراكه هر انسان رهبران خود را با آگاهى كامل و اراده شخصى خود برمىگزيند، ولى از سوى ديگر، رابطهى خويشى به منزله تقدير الهى براى هركس تلقّى مىشود. تقديرى كه بايد خود را به آن سپرد و از آن، به خوبى بهره جست.
از اينرو مىتوان انتساب هركس را دراين جهان به دوگونه ارادى و تقديرى دانست. در واقع اين خود آدمى است كه دين و مذهب و مشى سياسى خود را انتخاب مىكند ولى گزينش محلّ تولّد، پدر و مادر، عمو و دايى و خويشان ديگر در اختيار انسان نيست و آن را خداوند متعال مقدّر مىسازد.
از اين رهگذر بايد گفت: تمدّن نيرومند، آن تمدّنى است كه بر دو پايهى اراده و تقدير بنا شده باشد. فرزندان چنين تمدّنى به پيمان الهى پايبند مىمانند، و در صورت برگزيدن يك دين، تحت هيچ شرايطى از آن بازنمىگردند، همچنين از سوى ديگر به تقدير الهى به ديده احترام مىنگرند، و به خويشان خود احسان و با ايشان هميارى مىكنند. امّا آنان كه پيمان شكنى مىكنند و پيوندهاى خويشى را مىگسلند، فرجامى جز تباهى كه در قالب ظلم و ترس و وحشت و يا در قالب از هم گسيختگى و واپس ماندگى نمايان مىشود، نخواهند داشت.
احكام:
1- هركسى بايد رهبرى شرعى خود را از رهگذر انديشه و سنجش و تحقيق برگزيند، و پس از طىّ اين مراحل به رهبرى خود چنگ زند
و به عهد و پيمانى كه با آن بسته پايبند بماند.
2- گاهى اعضاى جامعه بشرى از ولايت الهى جدا مىشوند، ولى پيوندهاى خويشى را در ميان خود نمىگسلند، و از اينرو از رحمت الهى در دنيا برخوردار مىشوند، ولى اگر خود را از اين آخرين حلقه اتّصال و ريسمان وحدت آفرين نيز بگسلانند، بىگمان به ژرفناى چاه تباهى سقوط خواهند كرد.
3- هركسى مىبايست از خانواده و خاندان خود به عنوان سنگرى در برابر حوادث زمانه و چالشهاى زندگى، بهره جويد و از اين رهگذر خانواده وخاندان و عشيره به پايگاهى اجتماعى براى مصون ماندن از امواج مصايب و بلاهاى روزگار بدل مىشوند.
4- از آنجا كه بستر هر خاندان كانون حكمت و كارشناسى در امر زندگى مىباشد، ضرورى است كه در هر خاندان يك هيأت مشاور براى رفع مشكلات فرزندان آن خاندان و براى متمركز ساختن اطّلاعات كارشناسانه و جهت دهى به نيروها و بكارگيرى توانائيها، تشكيل شود. بهتر آن است كه اعضاى اين هيأت مشورتى از سوى فرزندان خاندان انتخاب شوند، و افرادى با ظرفيّتها و توانائيهاى گوناگون در آن فراهم آيند.
5- در امر استحكام پيوندهاى خويشى، بسنده كردن به ديد و بازديد و هميارى كفايت نمىكند، چون، امروزه ما بيشاز هر وقت ديگر نيازمند استحكام بخشيدن به پيوندهاى خويشى هستيم. بنابراين بايد سخن از ارزش صلهى رحم مبتنى بر دين را به زبان عصر برگردانيم و به جستجوى مصاديق گوناگونى كه اين ارزش والا را پديدار و عملى مىسازند،
بپردازيم، تا پيوندهاى خويشيمان به پايگاههايى براى دستيابى به رفاه و پيشرفت مدنى تبديل شوند. اين امر از رهگذر روشهاى زير امكانپذير خواهد بود:
الف- تبديل پيوندهاى خويشى به يك نيروى اقتصادى از رهگذر سامان دادن به شركتهاى اقتصادى ويژه براى فرزندان خاندان و افزايش فرصتهاى هميارى ميان ايشان.
ب- تأسيس صندوقهاى قرض الحسنه ويژه اعضاى خاندان.
ج- تأسيس يك صندوق كمكهاى خيريّه (براى يارى رساندن به فرزندان خاندان در امورى چون ازدواج، مسكن، فراهم آمدن فرصتهاى شغلى و مانند اينها).
د- تأسيس يك صندوق تعاون جهت توسعه ظرفيّتهاى علمى، از رهگذر اهتمام به تربيت كادرهاى علمى و تهيّه وسايل تحصيلات عالى براى فرزندان با استعداد و تواناى خاندان.
با پايبندى بدين مؤلّفهها است كه پيوندهاى خويشى به پايگاههايى براى دستيابى به رفاه و پيشرفت مدنى تبديل مىشوند.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
احكام قيمومت
درآمد:
قيّوم حقيقى تنها خداوند است (يعنى تنها خداست كه نيازمند چيزى نيست و قائم به ذات است، و تمام چيزها قائم به اويند و از او بىنياز نيستند). و ولايت حقيقى از آن اوست. امّا قيموميّتها و سرپرستيهاى ديگر چيزى است كه از سوى خداوند به طور تكوينى به انسان اعطا شده و يا طبق احكام شريعت به او واگذار شده است. بنابراين قيموميّت مرد نسبت به خانواده، و ولايت پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان امّت و سرپرستى عادلانه مؤمنان نسبت به يكديگر، و اختيار دارى مردم نسبت به دارائيهايشان همه و همه در چهارچوب ولايت خداوند حىّ قيّوم تعريف شدهاند.
سرپرستى خانواده
قرآن كريم:
1-(الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِن أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِيْ تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَ
فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغَوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيّاً كَبِيراً)[1].
«مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى كه خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مىكنند. و زنان صالح، زنانى هستند كه متواضعند، و در غياب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مىكنند. و (امّا) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد؛ و (اگر مؤثّر واقع نشده؛) در بستر از آنها دورى نماييد؛ (اگر هيچ راهى جز شدّت عمل، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد؛ و اگر از شما پيروى كردند، راهى براى تعدّى بر آنها نجوييد (بدانيد) خداوند، بلند مرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترين قدرتهاست).»
2-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَايَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهاً وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُوا شَيْئاً وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً)[2]. «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! براى شما حلال نيست كه از زنان، از روى اكراه (و ايجاد ناراحتى براى آنها،) ارث ببريد. و آنان را تحت فشار قرار ندهيد كه قسمتى از آنچه را به آنها دادهايد (از مهر)، تملّك كنيد؛ مگر اينكه آنها عمل
[1]- سوره نساء، آيه 34.
[2]- سوره نساء، آيه 19.
زشت آشكارى انجام دهند. و با آنان، بطور شايسته رفتار كنيد. و اگر از آنها، (بجهتى) كراهت داشتيد، (فوراً تصميم به جدايى نگيريد؛) چهبسا چيزى خوشايند شما نباشد، و خداوند خير فراوانى در آن قرار مىدهد.»
3-(وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَ لِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحاً وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ* الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُدُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً إِلَّا أَن يَخَافَا أَلَّا يُقِيَما حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيَما حُدُودَ اللَّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون)[1].
«زنان مطلّقه، بايد به مدّت سه مرتبه عادت ماهانه ديدن (و پاك شدن) انتظار بكشند (- عدّه نگهدارند)؛ و اگر به خدا و روز رستاخيز، ايمان دارند، براى آنها حلال نيست كه آنچه را خدا در رحمهايشان آفريده، كتمان كنند. و همسرانشان، براى بازگرداندن آنها (و از سر گرفتن زندگى زناشويى) دراين مدّت، (از ديگران) سزاوارترند؛ در صورتيكه (براستى) خواهان اصلاح باشند. و براى زنان؛ همانند وظايفى كه بر دوش آنهاست، حقوق شايستهاى قرار داده شده؛ و مردان بر آنان برترى دارند. و خداوند توانا و حكيم است.* طلاق، (طلاقى كه رجوع و بازگشت دارد،) دو مرتبه است؛ (و در هر مرتبه،) بايد به طور شايسته همسر خود را نگاهدارى كند (و آشتى نمايد)،
[1]- سوره بقره، آيه 228- 229.
يا با نيكى او را رها سازد (واز او جدا شود). و براى شما حلال نيست كه چيزى از آنچه به آنها دادهايد، پس بگيريد؛ مگر اينكه دو همسر، بترسند كه حدود الهى را برپا ندارند. اگر بترسيد كه حدود الهى را رعايت نكنند، مانعى براى آنها نيست كه زن، فديه و عوضى بپردازد (و طلاق بگيرد). اينها حدود ومرزهاى الهى است، از آن، تجاوز نكنيد. و هركس از آن تجاوز كند، ستمگر است.»
4-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَايَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ)[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهاست نگهداريد؛ آتشى كه فرشتگانى بر آن گمارده شده كه خشن و سختگيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمىكنند و آنچه را فرمان داده شدهاند (بطور كامل) اجرا مىنمايند.»
5-(وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَانَسْأَلُكَ رِزْقاً نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى)[2].
«خانواده خود را به نماز فرمان ده؛ و بر انجام آن شكيبا باش؛ از تو روزى نمىخواهيم؛ (بلكه) ما به تو روزى مىدهيم؛ و عاقبت نيك براى تقواست.»
6-(... وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَاراً لِتَعْتَدُوا وَمَن يَفْعَلْ ذَ لِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُواً وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَيْكُم مِنَ الْكِتَابِ
[1]- سوره تحريم، آيه 6.
[2]- سوره طه، آيه 132.