زشت آشكارى انجام دهند. و با آنان، بطور شايسته رفتار كنيد. و اگر از آنها، (بجهتى) كراهت داشتيد، (فوراً تصميم به جدايى نگيريد؛) چهبسا چيزى خوشايند شما نباشد، و خداوند خير فراوانى در آن قرار مىدهد.»
3-(وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَ لِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحاً وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ* الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُدُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً إِلَّا أَن يَخَافَا أَلَّا يُقِيَما حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيَما حُدُودَ اللَّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون)[1].
«زنان مطلّقه، بايد به مدّت سه مرتبه عادت ماهانه ديدن (و پاك شدن) انتظار بكشند (- عدّه نگهدارند)؛ و اگر به خدا و روز رستاخيز، ايمان دارند، براى آنها حلال نيست كه آنچه را خدا در رحمهايشان آفريده، كتمان كنند. و همسرانشان، براى بازگرداندن آنها (و از سر گرفتن زندگى زناشويى) دراين مدّت، (از ديگران) سزاوارترند؛ در صورتيكه (براستى) خواهان اصلاح باشند. و براى زنان؛ همانند وظايفى كه بر دوش آنهاست، حقوق شايستهاى قرار داده شده؛ و مردان بر آنان برترى دارند. و خداوند توانا و حكيم است.* طلاق، (طلاقى كه رجوع و بازگشت دارد،) دو مرتبه است؛ (و در هر مرتبه،) بايد به طور شايسته همسر خود را نگاهدارى كند (و آشتى نمايد)،
[1]- سوره بقره، آيه 228- 229.
يا با نيكى او را رها سازد (واز او جدا شود). و براى شما حلال نيست كه چيزى از آنچه به آنها دادهايد، پس بگيريد؛ مگر اينكه دو همسر، بترسند كه حدود الهى را برپا ندارند. اگر بترسيد كه حدود الهى را رعايت نكنند، مانعى براى آنها نيست كه زن، فديه و عوضى بپردازد (و طلاق بگيرد). اينها حدود ومرزهاى الهى است، از آن، تجاوز نكنيد. و هركس از آن تجاوز كند، ستمگر است.»
4-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَايَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ)[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهاست نگهداريد؛ آتشى كه فرشتگانى بر آن گمارده شده كه خشن و سختگيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمىكنند و آنچه را فرمان داده شدهاند (بطور كامل) اجرا مىنمايند.»
5-(وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَانَسْأَلُكَ رِزْقاً نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى)[2].
«خانواده خود را به نماز فرمان ده؛ و بر انجام آن شكيبا باش؛ از تو روزى نمىخواهيم؛ (بلكه) ما به تو روزى مىدهيم؛ و عاقبت نيك براى تقواست.»
6-(... وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَاراً لِتَعْتَدُوا وَمَن يَفْعَلْ ذَ لِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُواً وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَيْكُم مِنَ الْكِتَابِ
[1]- سوره تحريم، آيه 6.
[2]- سوره طه، آيه 132.
وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُم بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ)[1].
«... و هيچگاه به خاطر زيان رساندن و تعدّى كردن، آنها را نگاه نداريد.
وكسى كه چنين كند، به خويشتن ستم كرده است. (و با اين اعمال، و سوء استفاده از قوانين الهى،) آيات خدا را به استهزا نگيريد. و به ياد بياوريد نعمت خدا را بر خود، و كتاب آسمانى و علم و دانشى كه بر شما نازل كرده، و شما را با آن، پند مىدهد. و از خدا بپرهيزيد، و بدانيد خداوند از هر چيزى آگاه است (و از نيّات كسانى كه از قوانين او، سوء استفاده مىكنند، با خبر است.»
7-(... وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَإِن كُنَّ أُولَات حَمْلٍ فَأَنفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُم بِمَعْرُوفٍ وَإِن تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى)[2].
«و به آنها زيان نرسانيد تا كار را بر آنان تنگ كنيد (و مجبور به ترك منزل شوند)؛ و اگر باردار باشند، نفقه آنها را بپردازيد تا وضع حمل كنند؛ و اگر براى شما (فرزند را) شير مىدهند، پاداش آنها را بپردازيد؛ و (درباره فرزندان، كار را) با مشاوره شايسته انجام دهيد؛ و اگر به توافق نرسيديد، زن ديگرى شير دادن آن بچه را بر عهده مىگيرد.»
[1]- سوره بقره، آيه 231.
[2]- سوره طلاق، آيه 6.
حديث شريف:
روايت شده كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله درخطبهاى روبه مردم كرده و فرمودند:
«يا أيّها النّاس، إنّ النساء عندكم عوارٍ لا يملكن لأنفسهنّ ضرّاً ولا نفعاً
. أخذتموهنّ بأمانة اللَّه، واستحللتم فروجهنّ بكلمات اللَّه، فلكم عليهنّ حقّ
، ولهنّ عليكم حقّ، ومن حقّكم عليهنّ ألا يوطئووا فرشكم، ولا يعصينّكم في معروف، فإذا فعلن ذلك فلهن رزقهنّ وكسوتهنّ بالمعروف، ولا تضربوهنّ»[1].
«اى مردم! زنان در نزد شما امانتند و مستقلًا براى خود سود و زيانى ندارند (/ اختيار آنها در دست شماست)، شما آنها را به امانت از خدا گرفتهايد، و فرج ايشان را با كلمات خدا برخود حلال كردهايد، پس ايشان حقّى بر شما دارند و شما نيز حقّى برايشان داريد، از حقوق شما برايشان اين است كه به شما خيانت نكنند واز شما در امور جايز و مطابق عرف اطاعت كنند، پس اگر اين كار را انجام دادند بايد خوراك و پوشاك ايشان را به نيكى فراهم كنيد، و نبايد ايشان را بزنيد.»
2- كسى ازامام صادق عليه السلام پرسيد: مرد نسبت به فرزندش سزاوارتر است يا زن؟ امام عليه السلام در پاسخ فرمودند:
«لا، بل الرجل، فإن قالت المرأة لزوجها الذي طلقّها؛ أنا أرضع ابني بمثل ما تجد من ترضعه، فهي أحقّ به»[2].
«مرد نسبت به فرزند سزاوارتر از زن است، ولى اگر زن مطلّقهاى به
[1]- بحارالأنوار، ج 100، ص 245، ح 22، كتاب العقود والايقاعات، باب احوال الرجال والنساء.
[2]- وسائل الشّيعه، ج 15، كتاب النكاح، أحكام الأولاد، باب 81، ص 191، ح 3 (20 جلدى) و همان، ج 21، ص 471، (29 جلدى).
همسر سابقش بگويد: بجاى اينكه فرزند را به كسى دهى تا شيرش دهد، خود او را با همان هزينه شير مىدهم، (دراين صورت) زن نسبت به فرزند سزاوارتر است.»
3- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمودند:
«ملعون ملعون مَن ضيّع من يعول»[1].
«نفرين شده است، نفرين شده است كسى كه عيال و كسانى كه تحت سرپرستى دارد را تباه سازد.»
4- از امام صادق عليه السلام در باب حقّ زن بر شوهر پرسيده شد، و آنحضرت در پاسخ فرمودند:
«يشبع بطنها، ويكسو جثمانها، وإن جهلت غفر لها»[2].
«اينكه شكمش را سير كند و بر بدنش لباس بپوشاند و نادانيهاى او را ببخشايد.»
رهيافت وحى:
هر جامعه نيازمند سازمان دهى و نظم، و هر سازمان دهى نيازمند ارزشهاى استحكام بخش مىباشد، ارزشهايى كه از تعدّى و دست اندازى نظم بكاهند. در واقع اين سازمان دهى در آغاز از نظام خانواده، بويژه در
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، (20 جلدى) أبواب مقدّمات النكاح، ص 122، ح 6، باب 88، و همان، ج 21، ص 543، (29 جلدى).
[2]- همان، ج 15، (20 جلدى) أبواب النفقات، باب 1، ص 223، ح 3 و همان، ج 21، ص 510، (29 جلدى).
روابط ميان همسرى نمود مىيابد. اكنون پرسش اينجاست كه زمام امور خانواده بايد در دست چه كسى باشد؟
بىزمامدارى يعنى هرج و مرج، و اسلام اين حالت را بر نمىتابد، همچنانكه طبيعت نيز اين امر را نمىپذيرد. در واقع خداوند مردان را بر سرشت رياستطلبى و زنان را بر سرشت هم آوايى و اطاعت آفريده است، همين امر باعث شده تا مردان از اين سرشت خود سوء استفاده كرده و گهگاه به حقوق زنان دست درازى كنند. به همين خاطر است كه خداوند براى محدود ساختن اينگونه تجاوزات، و ارائهاى تعريفى روشن براى زمامدارى امور زنان توسط مردان، پيامهايى از آسمان فروفرستاده است. در واقع واگذارى سرپرستى خانواده به مردان از سوى اسلام، چيزى جز باز نمود فرايند فطرى حاكم بر روابط خانواده نمىباشد و مراد از آن در انداختن طرحى نو نبوده، بلكه اسلام با اقرار اين امر قصد سامان دهى به امر زمامدارى و ارائهى تعريف مناسبى از آن را داشته تا از تجاوز مردان به حقوق همسرانشان جلوگيرى به عمل آورد.
احكام:
1- دين اسلام زمامدارى امور خانواده را به مردان محوّل كرده و ايشان را به عنوان همسر و پدر موظّف به دادن نفقه به همسر و فرزندان كرده است.
2- در مقابل نيز اسلام زنان را به اطاعت از همسر و نگهدارى از اسرار و ناموس وى در غيابش، موظّف ساخته است. از اينرو زن شايسته آن
است كه هرچه بيشتر از خدا و همسرش اطاعت كرده، و از فرج خود كه تنها به همسرش تعلّق دارد هرچه بيشتر محافظت كند.
مرزهاى سرپرستى
3- از ولايت مردان بر زنان در سه سطح متفاوت مىتوان سخن گفت:
الف- حقّ مرد در بهرمندى جنسى: دراين صورت اگر زن از اين حقّ مرد سرباززند، مرد مىتواند در مرحله اوّل با پند و گفتگو به حقوق خود دست يابد، اگر اثر نكرد در مرحله بعد مىتواند از زن در بستر دورى جويد تا احساس تنهايى را بر زن مستولى سازد، و اگر باز زن سرباززد مرد مىتواند با چوب مسواك زن را بزند. در واقع دست زدن به چنين كارهايى بايد با هدف ابراز نارضايتى و خشم مرد نسبت به عملكرد نامتناسب زن با توجه به روابط ميان همسرى و نه از روى انتقامجويى و آزار و اذيّت، باشد. در هر حال اگر طىّ تمام اين مراحل هم اثر نكرد در آن صورت بايد كار را به قضاوت و داورى واگذار نمايد.
ب- ولايت مرد در پياده كردن احكام الهى. احكام خداوند به دو بخش تقسيم مىشود:
نخست: آنچه با زندگى زناشويى پيوندى خورد، مانند احكام طهارت و پاكيزگى و دورى از غذاى حرام و مضرّ و غسل كردن از حيض و يا جنابت، كه گردن ننهادن زن به اينگونه احكام معاشرت همسر مؤمن را با وى بسيار دشوار مىسازد و همچنين بر تربيت فرزندان به عنوان ميوههاى زندگى زناشويى اثر منفى مىگذارد.
از اينرو اگر زنى- مثلًا- به ديدن فيلمهاى جنسى در حضور فرزندان خود خو بگيرد بطوريكه اين عمل او بر اخلاق و رفتار ايشان تأثير منفى بگذارد، مرد مىتواند زن را از اين كار منع كرده و حدود و احكام الهى را به عنوان سرپرست خانه در محيط خانه جارى سازد.
دوّم: احكامى كه با زندگى زناشويى پيوندى مستقيم ندارد؛ مانند نماز نخواندن، بجانياوردن حج، عادت به غيبت و تهمت و اهمال در پرداخت خمس و زكات و ديگر حقوق شرعى ومانند اينها توسّط زن.
دراين جا نيز به نظر مىرسد مرد مىبايست در حدّ توان از نفوذ و چيرگى خود در اقامه حدود الهى و اجراى احكام خداوند استفاده كند.
از آنجا كه حكمت و دورانديشى و همچنين سخت كوشى مردان بيشاز زنان است و ايشان به عنوان تأمين كننده نيازهاى خانواده تلقّى مىشوند، بايد از دورانديشى، سخت كوشى و اموال خود با هر وسيله و روش مجاز و ممكنى در راه به كار بستن احكام شريعت در فضاى خانه و خانواده، بهره جويند. به عنوان مثال مرد مىتواند ايجاد رفاه بيشتر در خانواده را به التزام بيشتر افراد خانواده نسبت به احكام شرعى مشروط كند ومثلًا بگويد: اگر نمازهاى خود را به موقع بجا آوريد، به يك مسافرت خواهيم رفت، و گرنه نمىرويم. و يا مثلًا مىتواند درپى سرزدن گناهى از ايشان مدّتى را از ايشان دورى كند، و مانند اينها.
ج- مديريّت امور خانواده: مرد مىبايست آنگونه كه خود صلاح مىداند خانه را اداره كند، زن نيز اگر تمام و كمال به حقوقش رسيده باشد