بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 41

4- امنيّت اجتماعى: دورى از ستم و احترام به حقوق ديگران‌

قرآن كريم:

1-(يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُوا عَن كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُم مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ* يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُم مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى‌ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ)[1].

«اى اهل كتاب! پيامبر ما، كه بسيارى از حقايق كتاب آسمانى را كه شما كتمان مى‌كرديد روشن مى‌سازد، به سوى شما آمد؛ و از بسيارى از آن، (كه فعلًا افشاى آن مصلحت نيست،) صرف نظر مى‌نمايد. (آرى،) از طرف خدا، نور و كتاب آشكارى به سوى شما آمد.* خداوند به بركت آن، كسانى را كه از خشنودى او پيروى كنند، به راههاى سلامت، هدايت مى‌كند؛ و به فرمان خود، از تاريكيها به سوى روشنايى مى‌برد؛ و آنها را به سوى راه راست، رهبرى مى‌نمايد.»

2-(فَأْتِيَاهُ فَقُولا إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرْسِل مَعَنَا بَني إِسْرائِيلَ وَلَا تُعَذِّبْهُمْ‌

[1]- سوره مائده، آيات 15 و 16.


صفحه 42

قَدْ جِئْناكَ بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكَ وَالسَّلَامُ عَلَى‌ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى‌)[1].

«به سراغ او برويد و بگوييد: ما فرستادگان پروردگار توايم؛ بنى اسرائيل را با ما بفرست؛ و آنان را شكنجه و آزار مكن؛ ما نشانه روشنى از سوى پروردگارت براى تو آورده‌ايم؛ و درود بر آن كس باد كه از هدايت پيروى مى‌كند!»

3-(قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَاناً وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ)[2].

«بگو: خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشكار باشد چه پنهان، حرام كرده است؛ و (همچنين) گناه و ستم به ناحقّ را؛ و اينكه چيزى را كه خداوند دليلى براى آن نازل نكرده، شريك او قرار دهيد؛ و به خدا مطلبى نسبت دهيد كه نمى‌دانيد.»

4-(وَعِبَادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرضِ هَوْناً وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً)[3].

«بندگان (خاصّ خداوند) رحمان، كسانى هستند كه با آرامش و بى‌تكبّر بر زمين راه مى‌روند؛ و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مى‌گويند (و با بى‌اعتنايى و بزرگوارى مى‌گذرند.»

[1]- سوره طه، آيه 47.

[2]- سوره اعراف، آيه 33.

[3]- سوره فرقان، آيه 63.


صفحه 43

5-(وَالَّذِينَ لَايَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثَاماً* يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَاناً)[1].

«و كسانى كه معبود ديگرى را با خداوند نمى‌خوانند؛ و انسانى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، جز بحق نمى‌كُشند؛ و زنا نمى‌كنند؛ و هركس چنين كند، مجازات سختى خواهد ديد!* عذاب او در قيامت مضاعف مى‌گردد، و هميشه با خوارى در آن خواهد ماند.»

6-(وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ)[2].

«و آنها كه در راه ما (با خلوص نيّت) جهاد كنند، قطعاً به راههاى خود، هدايتشان خواهيم كرد؛ و خداوند با نيكوكاران است.»

7-(فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ للَّهِ ذلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَهُ مَخْرَجاً* وَيَرْزُقْهُ مِن حَيْثُ لَايَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَي‌ءٍ قَدْراً)[3].

«و چون عدّه آنها سرآمد، آنها را به طرز شايسته‌اى نگه‌داريد يا بطرز شايسته‌اى از آنان جدا شويد؛ و دو مرد عادل از خودتان را گواه گيريد؛ و شهادت را براى خدا برپا داريد؛ اين چيزى است كه مؤمنان به خدا و روز

[1]- سوره فرقان، آيات 68 و 69.

[2]- سوره عنكبوت، آيه 69.

[3]- سوره طلاق، آيات 2 و 3.


صفحه 44

قيامت به آن اندرز داده مى‌شوند. و هركس تقواى الهى پيشه كند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى‌كند* و او را از جايى كه گمان ندارد روزى مى‌دهد؛ و هركس بر خدا توكّل كند، كفايت امرش را مى‌كند؛ خداوند فرمان خود را به انجام مى‌رساند؛ و خدا براى هر چيزى اندازه‌اى قرار داده است.»

8-(تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَايُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَاداً وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ)[1].

« (آرى،) اين سراى آخرت را (تنها) براى كسانى قرار مى‌دهيم كه اراده برترى‌جويى در زمين‌وفساد را ندارند؛ وعاقبتِ‌نيك براى پرهيزگاران است.»

9-(يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثَى‌ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ)[2].

«اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‌ها و قبيله‌ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد؛ (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‌ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست؛ خداوند دانا و آگاه است.»

حديث شريف:

1- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‌فرمايند:

«المسلمون اخوة، تتكافأ دماؤهم، يسعى بذمّتهم أدناهم، هم يد

[1]- سوره قصص، آيه 83.

[2]- سوره حجرات، آيه 13.


صفحه 45

على من سواهم»[1]

. «مسلمانان برادرند، خونشان همسنگ هم است، پست‌ترينشان در بدگويى از ايشان تلاش مى‌كند، ايشان دستى هستند بر غير خودشان.»

2- اميرمؤمنان على عليه السلام در فرمان مبارك خود به مالك اشتر مى‌فرمايند:

«وَإِنْ عَقَدْتَ بَيْنَكَ وَبَيْنَ عَدُوِّكَ عُقْدَةً، أَوْ أَلْبَسْتَهُ مِنْكَ ذِمَّةً، فَحُطْ عَهْدَكَ بِالْوَفَاءِ، وَارْعَ ذِمَّتَكَ بِالْأَمَانَةِ، وَاجْعَلْ نَفْسَكَ جُنَّةً دُونَ مَا أَعْطَيْتَ، فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ فَرَائِض اللَّهِ شَيْ‌ءٌ النَّاسُ أَشَدُّ عَلَيْهِ اجْتَماعاً مَعَ تَفَرُّقِ أَهْوَائِهِمْ، وَتَشَتُّتِ آرَائِهِمْ مِنْ تَعْظيمِ الْوَفَاءِ بِالْعُهُودِ...»[2].

«و اگر ميان خود و دشمن پيمانى منعقد نمودى يا از طرف خود پناهندگى به او دادى، به‌پيمان خود بطور كامل وفا كن، و با كمال امانت تعهّد پذيرش پناهندگى او را مراعات نما، و جان خود را در برابر عهدى كه بسته‌اى سپر كن، زيرا عموم مردم در هيچ يك از واجبات الهى با آن همه پراكندگى كه در خواسته‌ها و نظريات خود دارند، مانند بزرگداشت وفا به پيمانها اتّفاق نظر ندارند.»

3- همچنين مى‌فرمايند:

«فَمَنِ اسْتَطَاعَ مِنْكُمْ أَنْ يَلْقَى‌ اللَّهَ تَعَالَى‌ وَهُوَ نَقِيُّ الرَّاحَةِ مِنْ دِمَاءِ الْمُسْلِمِينَ وَأَمْوَالِهِمْ، سَلِيمُ اللِّسَانِ مِنْ أَعْرَاضِهِمْ فَلْيَفْعَلْ»[3].

[1]- بحارالأنوار، ج 97، ص 46، باب العهد، والكافى، ج 1، ص 403، باب ما أمر النبيّ صلى الله عليه و آله.

[2]- نهج البلاغه، نامه 53 (صبحى صالح)، ص 676، اسلوب مواجهة الاعداء.

[3]- نهج البلاغة، خطبه 176، ص 376، س 8.


صفحه 46

«هركس از شما بتواند خداى تعالى را ملاقات كند در حالى كه خيالش از خون و داراييهاى مسلمانان پاك باشد و آبروى ايشان از زبانش در امان باشد، پس انجام دهد.»

4- همچنين آن‌حضرت مى‌فرمايند:

«بِئْسَ الزَّادُ إِلَى‌ الْمَعَادِ، الْعُدْوَانُ عَلَى‌ الْعِبَادِ»[1].

«بدترين توشه براى روز رستاخيز، دشمنى با بندگان است.»

5- و مى‌فرمايند:

«الْمُؤْمِنُ لَايَغُشّ أخاهُ، وَلَا يَخُونَهُ، وَلَا يَخْذُلَهُ، وَلَا يَتَّهِمَهُ»[2].

«مؤمن برادرش را نه فريب مى‌دهد و نه به وى خيانت مى‌كند و نه خوارش مى‌كند و نه به وى تهمت مى‌زند.»

6- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمودند:

«اجتنبوا الكبر، فإنّ العبد لا يزال يتكبّر حتّى يقول اللَّه عزّ وجلّ: اكتبوا عبدي هذا في الجبّارين»[3].

«از خود بزرگ‌بينى و كبر دورى گزينيد، چراكه، بنده همچنان تكبّر مى‌ورزد تا اينكه خداوند متعال مى‌فرمايد: اين بنده مرا در زمره جبّاران بنويسيد.»

[1]- مستدرك وسائل الشيعه، ج 12، باب 77، ص 97 و 102.

[2]- همان، ج 9، باب 119، ص 82. بحارالأنوار، ج 10، ص 100.

[3]- ميزان الحكمة، ج 8، ص 300، ح 16920.


صفحه 47

رهيافت وحى:

مى‌توان چكيده حكمت اسلامى در آرامش ميان مردم [امنيّت‌اجتماعى‌] را در دو امرِ شناخت و احترام متقابل بيان كرد. از همين رو اگر در جامعه‌اى هركس ديگران را به رسميّت بشناسد و به حقوقشان احترام گذارد، امنيّت و آرامش برقرار خواهد شد. در واقع نهادهاى مسؤول امنيّت در جوامع و قوانين حقوقى مورد استفاده آنها، اين رويه از امنيّت را نشانه رفته‌اند.

حال به دو نكته دراين زمينه توجّه كنيد:

نخست- اينكه براى رسيدن به يك هدف مشروع بيش از يك راه پيش‌رو داريم، برخى امن و برخى پر خطر، كه انسان رستگار بيشترين تلاش خود را به كار مى‌كيرد تا به راههاى امن دست يابد، راههايى كه نه براى خود و نه براى ديگران خطرآفرين باشند.

از آيات الهى درمى‌يابيم كه ره‌يافتن به راههاى امن (سبل السّلام) از چند راه محقّق مى‌شود: نخست، پيروى از خشنودى خداوند (مائده 15- 16)، (طه، 47). دوّم، از طريق جهاد در راه خدا (عنكبوت، 69). سوّم، بوسيله پرهيزكارى (طلاق، 2- 3).

دوّم- يكى از مؤلّفه‌هاى گزينش راه امن، جستجوى راهى است كه با مصالح ديگران برخورد نداشته باشد و موجب شكسته شدن حرمت ديگران، آنچه از آن به تجاوز تعبير مى‌شود، نگردد. چه، دين، ستم بناحق را حرام شمرده است. در واقع خداوند انسان را آفريده و براى او كرامتى قرار داده (استقلال و آزادى)، و همچنين از سوى خود به او فضل كرده (مالكيّت). و حرمتى براى وى قايل شده است (شخصيّت). پس هركس،


صفحه 48

كرامت، داراييها و يا حرمتهاى مردم را مورد تجاوز قرار دهد، ستم كرده است. از اين رهگذر مى‌توان به پايه‌هاى احكام شريعت دست يافت:

احكام:

1- زياده‌خواهى در زمين و تلاش در راه به استضعاف كشيدن ديگران و تكبّر ورزيدن برايشان، جايز نمى‌باشد. هر مسلمان بايد با نفس خود تا ريشه كنى كامل خشم و نخوت و تعصّبهاى نابجا، جهاد كند.

2- مسلمانان بايد در برابر كسانى كه مى‌خواهند با عنوان قومگرايى يا ملّى گرانه و يا به نام دين و يا هر نام ديگرى از اين دست به ناحق بر فرجام ديگران دست اندازند، به مقابله پردازند، چراكه برقرارى امنيّت و آرامش جز به وسيله مقابله با ستم سياسى ميسّر نمى‌شود.

3- يكى از برجسته‌ترين مؤلّفه‌هاى امنيّت، وجوب حفظ جان وآبرو و حرمت قتل و زنا مى‌باشد. وجوب حفظ اندامها و توان آنها نيز درپى وجوب حفظ جان مى‌آيد. از همين رو كسى نمى‌تواند به يك «نفس محترم»، چه از راه قتل، چه از راه زخمى كردن، چه از راه رساندن ضررهايى همچون زدن سيلى، زدن با تازيانه و يا با عصا و يا حتّى ضرر رساندن از راه وارد كردن خراشى به آن، زيان رساند.

4- همچنين به بيمارى انداختن ديگران وباعث بيمارى ديگران شدن، چه آن بيمارى كشنده باشد، چه خطرناك و چه يك بيمارى آزاردهنده، حرام مى‌باشد. از همين رو كسانى كه به بيماريهاى واگيردار و خطرناكى (چون ايدز، طاعون و يا سل) مبتلا هستند در هر حال نبايد موجب انتشار