يادآور اين نكته مىشود كه فرزندان بوته آزمايش انسانهايند و چهبسا برخى از آنها دشمن آدمى باشند و ياد آور مىشود كه فرزندان به اندازهى سر سوزنى، انسانها را از خدا بىنياز نمىسازند. همچنين خداوند انسانها را از مشاركت شيطان در انعقاد نطفهى فرزندان بيم مىدهد، و بيان مىدارد كه اگر فرزندان كارهاى ناشايست انجام بدهند ديگر از اهل خانواده خود محسوب نمىشوند.
1- ازدواج و ازدياد نسل
قرآن كريم:
1-(وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)[1].
«مردان و زنان بىهمسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را؛ اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بىنياز مىسازد. خداوند گشايش دهنده و آگاه است.»
2-(وَقَالَ الَّذِي اشْتَرَاهُ مِن مِصْرَ لِامْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْوَاهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِدَهُ وَلَداً وَكَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِن تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَايَعْلَمُونَ)[2].
[1]- سوره نور، آيه 32.
[2]- سوره يوسف، آيه 21.
«و آن كس كه او را از سرزمين مصر خريد (/ عزيز مصر)، به همسرش گفت:" مقام وى را گرامى دار، شايد براى ما سودمند باشد؛ و يا او را بعنوان فرزند انتخاب كنيم." و اينچنين يوسف را در آن سرزمين متمكّن ساختيم. (ما اين كار را كرديم، تا او را بزرگ داريم؛ و) از علم تعبير خواب به او بياموزيم؛ خداوند بر كار خود پيروز است، ولى بيشتر مردم نمىدانند.»
3-(وَقَالَتِ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِّي وَلَكَ لَاتَقْتُلُوهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَهُمْ لَايَشْعُرُونَ)[1].
«همسر فرعون (چون ديد آنها قصد كشتن كودك را دارند) گفت:" نور چشم من و توست! او را نكشيد شايد براى ما مفيد باشد، يا او را بعنوان پسر خود برگزينيم:" و آنها نمىفهميدند (كه دشمن اصلى خود را در آغوش خويش مىپرورانند!).»
4-(ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً)[2].
«سپس شما را برآنها چيره مىكنيم؛ وشما را به وسيله داراييها وفرزندانى كمك خواهيم كرد؛ و نفرات شما را بيشتر (از دشمن) قرار مىدهيم.»
5-(وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ* أَمَدَّكُمْ بِأَنْعَامٍ وَبَنِينَ)[3].
«و از (نافرمانى) خدايى بپرهيزيد كه شما را به نعمتهايى كه مىدانيد امداد
[1]- سوره قصص، آيه 9.
[2]- سوره اسراء، آيه 6.
[3]- سوره شعراء، آيات 132 و 133.
كرده؛* شما را به چهارپايان و نيز پسران (لايق و برومند) امداد فرمود.»
حديث شريف:
1- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودهاند:
«مَن أحبّ أن يكون على فطرتي فليستنّ بسُنّتي، وإنّ من سنّتي النكاح»[1].
«هركسى كه دوست دارد بر سرشت و فطرت من باشد، پس بايد به سنّت من عمل كند و از جمله سنّت من ازدواج است.»
2- همچنين آنحضرت فرمودهاند:
«تناكحوا تكاثروا فإنّي اباهي بكم الامم يوم القيامة ولو بالسقط»[2].
«ازدواج كنيد و فرزندان فراوان بياوريد، چون، من به شما و حتّى به جنينهاى سقط شده شما بر ديگر امّتها در روز قيامت مباهات مىكنم.»
3- امام صادق عليه السلام فرمودهاند:
«ميراث اللَّه من عبده المؤمن ولد صالح يستغفر له»[3].
«ميراث خدا از بنده مؤمن، فرزند صالحى است كه براى وى آمرزش بخواهد.»
4- همچنين در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمودند:
[1]- بحارالأنوار، ج 100، ص 222، ح 36، كتاب العقود والإيقاعات، باب كراهة العزوبة. و الكافى، ج 5، ص 496، باب كراهية الرهبانية.
[2]- همان، ص 220، ح 24.
[3]- همان، ج 101، ص 90، ح 2، باب فضل الأولاد.
«ما يمنع المؤمن أن يتّخذ أهلًا، لعلّ اللَّه يرزقه نسمة تثقل الأرض بلا إله إلّا اللَّه»[1].
«چه چيز مؤمن را از تشكيل خانواده باز مىدارد، در حاليكه چهبسا خداوند فرزندانى روزى او سازد كه در زمين كلمه لا إله إلّااللَّه را برپا دارند.»
رهيافت وحى:
فرزندان زينت و كشتزار زندگى اند، و همچنين ميراث بندگان مؤمن اند براى خداوند متعال. دين، مؤمنان را به امر ازدواج و فراوانى فرزند فرا خوانده و تشويق مىكند، و بر محور اين تشويق احكام و قوانين بسيارى را سامان داده كه بين تفريط رهبانيّت كه به دورى جستن از اين زينت فرامىخواند، و افراط دنياپرستان در ترك آخرت به خاطر اين زينت، راهى ميانه را برگزيده است.
از آيات الهى درمىيابيم كه فرزند آورى خواستى والا محسوب مىشود، چون فرزندان نور چشم خانوادهاند، و فراوانى آنها سرفرازى هر جامعهاى را درپى دارد. چراكه همين فرزندان سربازان و مدافعان آن جامعه را تشكيل مىدهند (و چهبسا به عنوان ثروت اقتصادى يك جامعه نيز تلقّى شوند).
احكام:
1- بايد مردم را در يك جامعهاى اسلامى به امر ازدواج تشويق كرد
[1]- وسائل الشّيعه، ج 14، أبواب مقدّمات النكاح، باب 1، ص 3، ح 2 (20 جلدى) و همان، ج 20، ص 14، (29 جلدى).
ووسايل ازدواج جوانان را فراهم آورد، چون، آموزههاى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و اهلبيت عليهم السلام بر استحباب مؤكّد ازدواج زنان و مردان بىهمسر دلالت
مىكنند. برخىاز وسايل فراهمآمدن ازدواج دختران وپسران عبارتانداز:
الف- آسان كردن شرايط ازدواج از جمله بسنده كردن به يك زندگى ساده و كاستن از مهريّهها و كم كردن مخارج مراسم ازدواج.
ب- فراهم آوردن مسكن مناسب و ارزان قيمت براى تمام فرزندان جامعه.
2- خانوادهها بايد براى فرزنددار شدن تلاش كنند، و اگر اين امر ميسّر نشد مىبايست از راه فرزند خواندگى به اين امر اقدام كنند، چون، فرزند نور چشم خانواده است و خانواده بىفرزند به درختى بىثمر مىماند.
3- در جامعه اسلامى بايد مردم را به فرزند آورى ترغيب كرد، تا همواره از جامعهاى جوان و مقتدر و نفوذناپذير و برخوردار ازنيروى انسانى قوى براى حفظ موجوديّت خود بهره جوييم. تا جامعه نيرومندانه به رويارويى با خطرات تهديد كننده آن بپردازد.
4- اگر در جامعه اسلامى با كمبود نيروى كار مواجه شويم، چارهاى جز اين نداريم كه مردم را به فزونى فرزند فراخوانيم، تا جامعهى ما به جامعهاى پويا ولبريز از نشاط وبرخوردار از نيروىكار مولّد، تبديل شود.
5- اگر برنامه توسعه روشنى پيش روى خود قرار داده باشيم نمىبايست از ازدياد جمعيّت هراسى به دل راه دهيم، چون، مىتوان در برنامه كلّى از فرزندان (چه پسر و چه دختر) براى پيشبرد اهداف امّت، و توسعه زندگى و بناى تمدّنمان به بهترين وجهى بهره جست.
2- محافظت از نسل
قرآن كريم:
1-(قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَلَاتَقْتُلُوا أَوْلَادَكُم مِن إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ)[1].
«بگو:" بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است برايتان بخوانم: اينكه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد؛ و به پدر و مادر نيكى كنيد؛ و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نكشيد؛ ما شما و آنها را روزى مىدهيم؛ و نزديك كارهاى زشت نرويد، چه آشكار باشد چه پنهان؛ و انسانى را كه خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانيد، مگر بحقّ (و از روى استحقاق). اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش كرده، شايد درك كنيد"»
2-(وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئاً كَبِيراً)[2].
«و فرزندانتان را از ترس فقر، نكشيد؛ ما آنها و شما را روزى مىدهيم؛ مسلّماً كشتن آنها گناه بزرگى است!.»
3-(قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلَادَهُمْ سَفَهَاً بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِرَاءً
[1]- سوره انعام، آيه 151.
[2]- سوره اسراء، آيه 31.
عَلَى اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ)[1].
«بيقين آنها كه فرزندان خود را از روى جهل و نادانى كشتند، گرفتار خسران شدند؛ (زيرا) آنچه را خدا به آنها روزى داده بود، برخود تحريم كردند، و بر خدا افترا بستند. آنها گمراه شدند، و (هرگز) هدايت نيافته بودند.»
4-(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَن لَايُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئاً وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّه إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ)[2].
«اى پيامبر! هنگامى كه زنان مؤمن نزد تو آيند تا با تو بيعت كنند كه چيزى را شريك خدا قرار ندهند، دزدى و زنا نكنند، فرزندان خود را نكشند، تهمت و افترايى پيش دست و پاى خود نياورند و در هيچ كار شايستهاى مخالفت فرمان تو نكنند، با آنها بيعت كن و براى آنان از درگاه خداوند آمرزش بطلب كه خداوند آمرزنده و مهربان است.»
رهيافت وحى:
مىبايست برخوردارى از نعمت فرزند را با سپاسگزارى ازخداوند متعال پذيرا شد، و مسؤوليت حفظ و نگهدارى فرزند را به گردن گرفت. از اينرو
[1]- سوره انعام، آيه 140.
[2]- سوره ممتحنه، آيه 12.
يكى از برجستهترين گناهان كبيره آن است كه كسى فرزندان خود را بكشد. در واقع اسلام مردم را از زنده بگور كردن دختران و كشتن فرزندان از بيم گرفتار آمدن در فقر و تهديستى بازداشته است.
احكام:
1- كشتن فرزندان مؤكّداً حرام است، خواه اين قتل همچون عادتى كه مشركان در دوره جاهليّت كهن داشتند بازنده بگور كردن فرزندان پساز تولّد صورت پذيرد، خواه همچون روشى كه در دوره جاهليّت نوين اتّخاذ شده، با سقط جنين انجام گيرد.
2- از آيات الهى مىتوان وجوب حفظ و نگهدارى فرزندان توسط والدين را به اعتبار آسيب پذيرى كودكان در برابر عوامل منجرّ به مرگ شامل بيمارى، سوختن، غرق شدن و يا طعمهاى حيوانات درنده شدن، استفاده كرد. بنابراين فرزندان امانتهاى الهىاى هستند بر گردن پدر و مادر، و هر كوتاهىاى در حفظ اين امانتهاى الهى به منزلهى مشاركت در قتل ايشان محسوب مىشود.