بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 53

نه ترسى براى آنان است و نه اندوهگين مى‌شوند.»

5-(وَقَالُوا إِن نَتَّبِعِ الْهُدَى‌ مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِن أَرْضِنَا أَوَ لَمْ نُمَكِّن لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبَى‌ إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ كُلِّ شَيْ‌ءٍ رِزْقاً مِن لَدُنَّا وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَايَعْلَمُونَ)[1].

«آنها گفتند: «ما اگر هدايت را همراه تو پذيرا شويم، ما را از سرزمينمان مى‌ربايند.» آيا ما حرم امنى در اختيار آنها قرار نداديم كه ثمرات هر چيزى (ازهر شهر و ديارى) بسوى آن آورده مى‌شود؟ رزقى است از جانب ما، ولى بيشتر آنان نمى‌دانند.

6-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْىَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِن رَبِّهِمْ وَرِضْوَاناً وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى‌ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ)[2].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! شعائر و حدود الهى (و مراسم حج را محترم بشمريد و مخالفت با آنها) را حلال ندانيد و نه ماه حرام را، و نه قربانيهاى بى‌نشان و نشاندار را، و نه آنها را كه به قصد خانه خدا براى به دست آوردن فضل پروردگار و خشنودى او مى‌آيند امّا هنگامى كه از احرام بيرون آمديد، صيد كردن براى شما مانعى ندارد. و خصومت با جمعيّتى كه شما را از آمدن به مسجدالحرام (در سال حديبيه) بازداشتند، نبايد شما را وادار به تعدّى و تجاوز كند و (همواره) در راه نيكى و پرهيزگارى باهم تعاون كنيد و (هرگز) در راه گناه و تعدّى همكارى ننماييد و از (مخالفت فرمان) خدا

[1]- سوره قصص، آيه 57.

[2]- سوره مائده، آيه 2.


صفحه 54

بپرهيزيد كه مجازات خدا شديد است!.»

7-(إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ)[1].

(تسلّط او تنها بر كسانى است كه او را به سرپرستى خود برگزيده‌اند، و آنها كه نسبت به او [/ خدا] شرك مى‌ورزند (و فرمان شيطان را به جاى فرمان خدا، گردن مى‌نهند.)

حديث شريف:

1- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‌فرمايند:

«إيّاكم ومخالطة السلطان؛ فإنّه ذهاب الدين، وإيّاكم ومعونته فإنّكم لا تحمدون أمره»[2].

«از درآميختن با سلاطين برحذر باشيد، زيرا از كف رفتن دين را دربردارد، و از يارى ايشان برحذر باشيد چراكه شما دراين كار ستايش نمى‌شويد.»

2- اميرمؤمنان على عليه السلام فرموده:

«باعد السلطان لتأمن خدع الشيطان»[3].

«براى در امان ماندن از نيرنگهاى شيطان از سلاطين دورى گزينيد.» 3- امام صادق عليه السلام فرموده:

[1]- سوره نحل، آيه 100.

[2]- بحار الانوار، ج 10، باب 20، ص 368.

[3]- بحارالأنوار، ج 74، باب 8، ص 215.


صفحه 55

«(وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا...)[1]

هو الرجل يأتي السلطان فيحبّ بقاءه إلى‌

أن يدخل يده الى كيسه فيعطيه»[2].

«به كسانى كه ستم ورزيده‌اند، اعتماد نكنيد...» منظور از اين آيه شخصى كه به نزد سلطان مى‌آيد و زنده ماندنش را دوست مى‌دارد، تا اينكه او منافع وى را تأمين كند.»

4- عمر بن‌حنظله مى‌گويد: از اباعبداللَّه عليه السلام در باب جايز بودن مراجعه دوتن از دوستانمان كه بر سرقرض و يا ارثى باهم اختلاف داشتند، به سلطان و يا قضات حكومت، پرسش كردم، پس امام فرمودند:

«من تحاكم إلى الطاغوت فحكم له فإنّما يأخذ سحتاً وإن كان حقّه ثابتاً له‌

، لأنّه أخذه بحكم الطاغوت، وقد أمر اللَّه أن يكفر به...»[3].

«هركس دعوا به نزد طاغوت برد و او برايش حكم صادر كند، حتّى اگر حقّ واقعى خود را بگيرد، آن را به حرام گرفته، چراكه آنرا با حكم طاغوت اخذ كرده است، حال آنكه خداوند امر كرده تا به طاغوت كفر ورزد...»

رهيافت وحى:

عليرغم ادّعاى حاكمان ستمگر و سركش مبنى بر پاسدارى از امنيّت كشور، در واقع ايشان خطرناكترين سرچشمه‌هاى تشويش، ترس و هراس و نگرانى در جوامع را تشكيل مى‌دهند. چون ايشان مردم را به گروههاى‌

[1]- سوره هود، آيه 113.

[2]- وسائل الشيعه، ج 17، باب 44، ص 17، (از 29 جلديها)، قم، مؤسسه آل‌البيت 1409 ه. ق.

[3]- الكافي، تهران، دارالكتب الإسلاميه، 1365 ش، ج 7، باب كراهيةالارتفاع، ص 413.


صفحه 56

مختلفى تقسيم مى‌كنند و دسته‌اى از ايشان (كه بيشتر مردم مى‌باشند) را به استضعاف مى‌كشند، و حقّ استقلال، برخوردارى از كرامت انسانى و آزادى و برخوردارى از يك زندگى مرفّه را از مردم سلب مى‌كنند، و همچنين راه پيشرفت را بر مردم مى‌بندند، و عقب ماندگى را بر مردم ديكته مى‌كنند و تباهى را مى‌گسترانند. در واقع ايشان حاكمانى هستند كه اگر وارد شهرى شوند آن را به تباهى مى‌كشانند و بزرگواران آن شهر را خوار مى‌كنند[1]، و اگر زمام امور را در دست گيرند تلاش مى‌كنند تا هرچه بيشتر در زمين فساد كنند و كشتزارها و نسلها را به نابودى كشانند و پيوندهاى خويشاوندى را بگسلند.[2]ايشان به جنگ افروزى مى‌پردازند و بدين وسيله كشتزارها و نسلها را از ميان مى‌برند. و هم ايشانند كه به فتنه‌ها دامن مى‌زنند و داعيان به سوى خدا را به قتل مى‌رسانند.

احكام:

نخست: واجب است ترس از طاغوت را به كنارى نهاد، و از رهبران آن سرپيچى نمود و باور قلبى به مشروعيّت آنها نداشت، بلكه بايد بديشان كفر ورزيد، چه، هركس به طاغوت كفر ورزد وخدا باور باشد بيگمان به دستاويز استوارى (عروةالوثقى) كه گسيختنى ندارد چنگ زده است. دورى گزيدن‌از طاغوت و كفر بدان بوسيله نكات زير محقّق مى‌شود:

[1]- سوره نمل، آيه 24.

[2]- سوره بقره، آيه 205.


صفحه 57

الف- بركندن ترس از طاغوت و دوستى و احترام به او از دل و روان، و باور به ستمكارى و دوزخى بودن او و سپس تحقير و فروافكندن روانى طاغوت.

ب- گسستن هرگونه پيوندى با طاغوت و گوش فراندادن به سخنانش و تأييد نكردن كوچكترين سخن وى، به ديگر سخن تحريم تبليغاتى و فرهنگى طاغوت و يارانش- اگرچه در زىّ اهل علم و دين باشند.

ج- قطع روابط اقتصادى با طاغوت.

د- قطع روابط قضائى با طاغوت و سامان دادن به يك نظام قضائى جايگزين.

ه- مهاجرت از سرزمينى كه طاغوت در آن حكم مى‌راند، در صورتيكه نتوان واجبات و وظايف دينى را انجام داد.

و- ستيز با ستمگران و فروافكندن حاكميّت ايشان و برپا ساختن حكم الهى.

دوّم: يكى از ابزارهاى رسيدن به امنيّت مخالفت با قوانين حكومتهاى طاغوتى است. قانون كشتن فرزندان كه توسّط مشركان و به فرمان بزرگانشان كه ايشان را بندگى مى‌كردند صورت مى‌پذيرفت، و همچنين بسيارى از حكمهاى برگرفته از قانون سلطه و احكام ستمگران و مشركان كه هنوز بشريت از آنها رنج مى‌برد از اين جمله‌اند. در واقع مؤمنان بايد اين گونه قوانين را تحريم كنند و در راه مخالفت با آنها بكوشند، تا اينكه از ترس و واپس ماندگى رهايى يابند.


صفحه 58

سوم: پايدارى در مسير توحيد واجب است. چرا كه توحيد به مثابه چهارچوب كلّى امنيّت و آرامش تلقّى مى‌شود و ترس در پايداران در مسير توحيد راه ندارد و ايشان اندوهگين نخواهند شد.

برخى از مؤلّفه‌هاى اينگونه از پايدارى عبارت‌اند از:

الف- توكّل بر خدا، و شكيبايى بر آزار كفّار و يارى جستن از خداوند بر آنچه كفّار وصف مى‌كنند و نهراسيدن از ملامت ملامتگران.

ب- تقوى و اجراى دستورات الهى و استوار كردن مردم، و سفارش يكديگر به حق و بردبارى، و امر بمعروف و نهى از منكر.

6- امنيّت علمى و فرهنگى‌

قرآن كريم:

1-(وَالَّذِينَ لَايَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَاماً* وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمّاً وَعُمْيَاناً)[1].

«و كسانى كه شهادت به باطل نمى‌دهند (و در مجالس باطل شركت نمى‌كنند)، و هنگامى كه با لغو و بيهودگى برخورد كنند، بزرگوارانه از آن مى‌گذرند* و كسانى كه هرگاه كه آيات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، كر و كور روى آن نمى‌افتند.»

[1]- سوره فرقان، آيات 72 و 73.


صفحه 59

2-(وَلَا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِّأَيْمَانِكُمْ أَن تَبَرُّوا وَتَتَّقُوا وَتُصْلِحُوا بَيْنَ النَّاسِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ* لَايُؤَاخِدُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ)[1].

«خدا را در معرض سوگندهاى خود قرار ندهيد و براى اينكه نيكى كنيد، و تقوا پيشه سازيد، و در ميان مردم اصلاح كنيد (سوگند ياد ننماييد) و خداوند شنوا و داناست* خداوند شما را به خاطر سوگندهايى كه بدون توجّه ياد مى‌كنيد، مؤاخذه نخواهد كرد، امّا به آنچه دل‌هاى شما كسب كرده، (و سوگندهايى كه از روى اراده و اختيار، ياد مى‌كنيد) مؤاخذه مى‌كند.

و خداوند آمرزنده و بردبار است.»

3-(الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ)[2].

«كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده‌ايم، او [/ پيامبر] را همچون فرزندان خود مى‌شناسد (ولى) جمعى از آنان، حقّ را آگاهانه كتمان مى‌كنند.»

4-(وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُوا وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْايمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ)[3].

«و نيز براى اين بود كه منافقان شناخته شوند، آنهايى كه به ايشان گفته‌

[1]- سوره بقره، آيات 224- 225.

[2]- سوره بقره، آيه 146.

[3]- سوره آل عمران، آيه 167.


صفحه 60

شد: بياييد در راه خدا نبرد كنيد يا (حداقلّ) از حريم خود، دفاع نماييد، گفتند: «اگر مى‌دانستيم جنگى روى خواهد داد، از شما پيروى مى‌كرديم.

(امّا مى‌دانيم جنگى نمى‌شود» آنها در آن هنگام به كفر نزديكتر بودند تا به ايمان، به زبان خود چيزى مى‌گويند كه در دل‌هايشان نيست و خداوند از آنچه كتمان مى‌كنند آگاه‌تر است.»

5-(وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَ لِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحاً وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ)[1].

«زنان مطلّقه، بايد به مدّت سه مرتبه عادت ماهانه ديدن (و پاك شدن) انتظار بكشند [/ عدّه نگه‌دارند] و اگر به خدا و روز رستاخيز، ايمان دارند، براى آنها حلال نيست كه آنچه را خدا در رحمهايشان آفريده، كتمان كنند، و همسرانشان، براى بازگرداندن آنها (و از سر گرفتن زندگى زناشويى) دراين مدّت، (از ديگران) سزاوارترند، در صورتيكه (براستى) خواهان اصلاح باشند. و براى زنان همانند وظايفى كه بر دوش آنهاست، حقوق شايسته‌اى قرار داده شده و مردان بر آنان برترى دارند، و خداوند توانا و حكيم است.»

6-(أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطَ كَانُوا هُوداً أَوْ نَصَارى‌ قُلْ ءَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا

[1]- سوره بقره، آيه 228.