سوم: پايدارى در مسير توحيد واجب است. چرا كه توحيد به مثابه چهارچوب كلّى امنيّت و آرامش تلقّى مىشود و ترس در پايداران در مسير توحيد راه ندارد و ايشان اندوهگين نخواهند شد.
برخى از مؤلّفههاى اينگونه از پايدارى عبارتاند از:
الف- توكّل بر خدا، و شكيبايى بر آزار كفّار و يارى جستن از خداوند بر آنچه كفّار وصف مىكنند و نهراسيدن از ملامت ملامتگران.
ب- تقوى و اجراى دستورات الهى و استوار كردن مردم، و سفارش يكديگر به حق و بردبارى، و امر بمعروف و نهى از منكر.
6- امنيّت علمى و فرهنگى
قرآن كريم:
1-(وَالَّذِينَ لَايَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَاماً* وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمّاً وَعُمْيَاناً)[1].
«و كسانى كه شهادت به باطل نمىدهند (و در مجالس باطل شركت نمىكنند)، و هنگامى كه با لغو و بيهودگى برخورد كنند، بزرگوارانه از آن مىگذرند* و كسانى كه هرگاه كه آيات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، كر و كور روى آن نمىافتند.»
[1]- سوره فرقان، آيات 72 و 73.
2-(وَلَا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِّأَيْمَانِكُمْ أَن تَبَرُّوا وَتَتَّقُوا وَتُصْلِحُوا بَيْنَ النَّاسِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ* لَايُؤَاخِدُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ)[1].
«خدا را در معرض سوگندهاى خود قرار ندهيد و براى اينكه نيكى كنيد، و تقوا پيشه سازيد، و در ميان مردم اصلاح كنيد (سوگند ياد ننماييد) و خداوند شنوا و داناست* خداوند شما را به خاطر سوگندهايى كه بدون توجّه ياد مىكنيد، مؤاخذه نخواهد كرد، امّا به آنچه دلهاى شما كسب كرده، (و سوگندهايى كه از روى اراده و اختيار، ياد مىكنيد) مؤاخذه مىكند.
و خداوند آمرزنده و بردبار است.»
3-(الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ)[2].
«كسانى كه كتاب آسمانى به آنان دادهايم، او [/ پيامبر] را همچون فرزندان خود مىشناسد (ولى) جمعى از آنان، حقّ را آگاهانه كتمان مىكنند.»
4-(وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُوا وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْايمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ)[3].
«و نيز براى اين بود كه منافقان شناخته شوند، آنهايى كه به ايشان گفته
[1]- سوره بقره، آيات 224- 225.
[2]- سوره بقره، آيه 146.
[3]- سوره آل عمران، آيه 167.
شد: بياييد در راه خدا نبرد كنيد يا (حداقلّ) از حريم خود، دفاع نماييد، گفتند: «اگر مىدانستيم جنگى روى خواهد داد، از شما پيروى مىكرديم.
(امّا مىدانيم جنگى نمىشود» آنها در آن هنگام به كفر نزديكتر بودند تا به ايمان، به زبان خود چيزى مىگويند كه در دلهايشان نيست و خداوند از آنچه كتمان مىكنند آگاهتر است.»
5-(وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَ لِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحاً وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ)[1].
«زنان مطلّقه، بايد به مدّت سه مرتبه عادت ماهانه ديدن (و پاك شدن) انتظار بكشند [/ عدّه نگهدارند] و اگر به خدا و روز رستاخيز، ايمان دارند، براى آنها حلال نيست كه آنچه را خدا در رحمهايشان آفريده، كتمان كنند، و همسرانشان، براى بازگرداندن آنها (و از سر گرفتن زندگى زناشويى) دراين مدّت، (از ديگران) سزاوارترند، در صورتيكه (براستى) خواهان اصلاح باشند. و براى زنان همانند وظايفى كه بر دوش آنهاست، حقوق شايستهاى قرار داده شده و مردان بر آنان برترى دارند، و خداوند توانا و حكيم است.»
6-(أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطَ كَانُوا هُوداً أَوْ نَصَارى قُلْ ءَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا
[1]- سوره بقره، آيه 228.
تَعْمَلُونَ)[1].
«و يا مىگوييد:" ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط، يهودى يا نصرانى بودند» بگو: «شما بهتر مىدانيد يا خدا؟ (و با اينكه مىدانيد آنها يهودى يا نصرانى نبودند چرا حقيقت را كتمان مىكنيد؟) و چه كسى ستمكارتر است از آن كسى كه گواهى و شهادت الهى را كه نزد اواست كتمان مىكند" و خدا از اعمال شما غافل نيست.»
حديث شريف:
1- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودهاند:
«ألا أخبركم بخير أخلاق أهل الدنيا والآخرة؟».
«مىخواهيد شمارا از نيكوترين اخلاق اهل دنيا و آخرت خبر دهم.»
گفتند: بله اى رسول خدا، پس فرمود:
«إفشاء السلام في العالم»[2].
«نشر آرامش و امنيّت (سلام) در جهان.»
2- آنحضرت همچنين فرموده است:
«مَن شهد شهادة زور على رجل مسلم أو ذمّي أو مَن كان من الناس، عُلِّق بلسانه يوم القيامة، وهو مع المنافقين في الدرك الأسفل من النّار»[3].
[1]- سوره بقره، آيه 140.
[2]- بحارالأنوار، ج 73، باب 97، ص 12.
[3]- بحارالأنوار، ج 101، باب 2، ص 310. و وسائل الشيعه، ج 7، ص 325، قم، مؤسسه آلالبيت، 1409 ه. ق.
«هركس نسبت به مرد مسلمان يا ذمّى و يا هر كس از مردم، گواهى باطلى ارائه كند، به روز رستاخيز از زبان آويزان خواهد شد و در پستترين جايگاه آتش جهنّم همراه با منافقان خواهد بود.»
3- همچنين فرموده:
«مَن كتم شهادة إذا دُعي إليها كان كمن شهد الزور»[1].
«هركس شهادتى را كه بدان فراخوانده شده كتمان كند، همچون كسى است كه به باطل گواهى داده است.»
4- اميرمؤمنان عليه السلام فرموده:
«لا تقولنّ ما يوافق هواك وإن قلته لهواً، وخِلته لغواً، فربّ لهو يوحش منك حرّاً، أو لغو يجلب عليك شرّاً»[2].
«آنچه را كه با هوا و هوست همخوان است حتّى از روى شوخى و لغو مگو، چهبسا فرد آزادهاى را از تو اندوهناك سازد و يا شرّى را با آن سخن براى خود بخرى.»
5- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده:
«مَن خالفت سريرته علانيته فهو منافق كائناً من كان»[3].
«هركس نهانخانهاش با ظاهرش همخوان نباشد، پس او منافق است، حال هركه مىخواهد باشد.»
[1]- وسائل الشيعه، ج 27، باب 9، ص 325.
[2]- غرر الحكم، ص 461، شماره 10561.
[3]- بحارالانوار، ج 69، باب 106، ص 207.
6- رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده:
«يا عليّ، لا تحلف باللَّه كاذباً ولا صادقاً من غير ضرورة، ولا تجعل اللَّه عرضة ليمينك، فإنّ اللَّه لا يرحم ولا يرعى من حلف باسمه كاذباً»[1].
«اى على! سوگند دروغين به خدا ياد مكن، همچنين سوگند راستى كه ضرورتى ندارد به خدا مخور، و خدا را آماج سوگندهاى خود قرار مده، چراكه خداوند كسى را كه به دروغ به وى سوگند ياد كرده، نه رحم مىكند و نه محافظت مىكند.»
7- همچنين مىفرمايند:
«أيّما رجل آتاه اللَّه علماً فكتمه وهو يعلمه، لقى اللَّه عزّ وجلّ يوم القيامة ملجماً بلجام من نار»[2].
«هركسى را كه خداوند از امرى آگاه سازد و علمى دهد و او آن آگاهى و علم را در حالى كه بدان داناست كتمان كند، به روز رستاخيز در حاليكه او را به افسارى از آتش لگام بستهاند، خدا را ملاقات خواهد كرد.»
رهيافت وحى:
جامعهاى كه در آن مردم براى سخن ارزشى قايل نيستند به امنيّت و آرامش دست نخواهد يافت. زيرا سخن امانتى است بر دوش انسان، كه اگر از نهانخانه او سرچشمه گرفته و مافىالضمير را آشكار سازد و به باطل گواهى ندهد و به ابزارى براى بيهوده گويى و لغو و سوگند دروغ، تبديل نشود،
[1]- بحارالأنوار، ج 74، باب 3، ص 68.
[2]- بحارالأنوار، ج 2، باب 13، ص 68، بيروت، مؤسسه الوفاء، 1404 ه. ق.
و حق را نپوشاند، حقّ آن ادا شده و به ابزارى براى دستيابى به امنيّت بدل مىشود، و گرنه به ابزارى براى نابودى و تباهى تبديل مىشود.
احكام:
1- واجب است آرامش (سلام) راگسترش دهيم بوسيله سخن، زيرا، آرامش (سلام) درود بهشتيان است و شعار مسلمين در هنگام ديدار يكديگر. مؤمنان حتّى در برخورد با نادانان بر آنان درود مىفرستند و مىگويند: سلام عليكم، نادانان را نمىخواهيم.
2- بر مؤمن است كه به بيهوده گويى نپردازد، و از محافل دروغ پنداران نشانههاى الهى روى گرداند و در غيبت، تهمت و سخنچينى همراه ديگران نشود، و به منجلابى كه اهل باطل در آن غوطه مىخورند، گرفتار نيايد.
3- بر ماست كه با سخنان خود، گواهى براى خداوند را بر پا داريم، و به باطل و براى باطل گواهى ندهيم و از سخنان خود در بر پا داشتن عدل و داد و از بين بردن ستم و باطل، بهره گيريم.
4- بر مؤمن است كه از سوگند دروغين دورى گزيند، چراكه سوگند دروغين سرزمينهاى امن و آرام را به زمينهاى بىآب و گياه بدل مىكند.
و همچنين براى اين كه مؤمنان مىبايست خداى را كه؛
الف- به ترك سوگندى كه به هدف توجيه نمودن كارهاى ناشايست انسان، و تبرى جستن از آنچه (به حق) درباره انسان گفته مىشود، و براى تظاهر به تقوى و شايستگى ياد مىشود، امر كرده.
ب- و كسانى كه به سوگند از زنان خود كناره مىگيرند را پس از گذشت چهار ماه به گزينش ميان طلاق و شكستن سوگند و متحمّل شدن كفّاره آن دستور مىدهد، فرمانبردار باشند.
5- بر ماست كه جز حق بر زبان نياوريم و حق را به هنگام گواهى دادن به درستى رسالت و دعوتهاى الهى، و همچنين به هنگام گواهى دادن درباره حقوق مردم، كتمان نكنيم.
6- كتمان حقّ اگر براى مردم گمراهى درپى داشته باشد، بر دانشمندان و علما حرام مىباشد.
7- جايز نيست زنان آنچه در رحم دارند را بپوشانند و كتمان كنند.
8- واجب است آن را بگوييم كه در درونمان است، و جايز نيست سخنى بگوييم كه از دورنمان بر نمىتابد، چه، اين از ويژگيهاى دورويان و منافقان است كه خداوند درباره آنان مىفرمايد:
(يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ)[1].
«به زبان خود چيزى مىگويند كه در دلهايشان نيست و خداوند از آنچه كتمان مىكنند آگاهتر است.»
سخن پايانى:
بيگمان قرآن كتاب امنيّت و آرامش است، و بايد در تمام ابعاد از آيات آن پيروى كنيم تا به نعمت امنيّت دست يافته واز ترس واندوه رهايى يابيم.
[1]- سوره آل عمران، آيه 167.