بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 82

احكام:

1- بر مسلمانان، به ويژه بر رهبران آنها، لازم است كه به شيوه‌هاى زير، تمام وسايل فراهم كننده حقيقت نظام شورايى در جامعه را به كار گيرند.

الف- گزينش حاكمى مسلمان از رهگذر شور و مشورت و از ميان افراد واجدشرايط عدالت، فقاهت، شايستگى و...

ب- فراهم كردن ابزارهاى مشورت در امور كشور مانند: برپايى مجلس نمايندگان، شوراهاى شهر، شوراهاى قضايى و نهادهايى از اين دست.

ج- فراهم آوردن ابزارهاى حمايت كننده از نظام شورايى همچون ايجاد نشريّات آزاد، و برگزارى تجمّعهاى آزاد و امورى از اين دست.

2- پس‌از اتّخاذ تصميمهاى سالم در نظام شورايى كه پايه قانونگذارى حكيمانه است، بر مسلمانان است كه به قانون، از رهگذر اعمال و رفتار زير، احترام گذارند:

الف- همه مردم كشور حاكم را دوست بدارند و وى را بزرگ دارند.

ب- حكم صادره از سوى حاكم نزد همه محترم شمرده شود، و كسى نبايد از حكم صادره توسّط حاكم برنجد.

ج- حاكم در اجراى احكام در مورد خود و ديگران، پيشاپيش مردم باشد، و در اجراى حكم الهى با كسى مدارا نكند.

3- بر مسلمانان است كه در كشمكشهاى داخلى، با توجّه به موارد


صفحه 83

زير، عدالت اسلامى را مبناى كار خود قرار دهند:

الف- همه مسلمانان، بويژه رهبران سياسى و مذهبى تمام تلاش خود را براى خاموش شدن آتش نزاع، بر مبناى آشتى مورد قبول دو طرف، به كار بندند.

ب- جامعه اسلامى بر رعايت بندهاى صلح دوطرف نزاع نظارت كند، و با مشاهده تجاوز يكى از اطراف بر ديگرى، مى‌بايست به هر وسيله‌اى كه شده با گروه متجاوز به مقابله برخيزد.

ج- رهبران امّت ميان دوطرف نزاع، به عدالت صلح و آشتى دهند، و حتّى از حقوق طرف متجاوز نيز كم نگذارند، بلكه با اداى حقوق تمام اطراف نزاع، قسط و عدل را محقّق سازند.

4- مسلمانان به هنگام جهاد با دشمنان نبايد از چهارچوب عدل و قسط خارج شوند، كه اين امر با پايبندى به احكام اسلامى زير ميسّر مى‌شود:

الف- مسلمانان جز با كسانيكه با آنان وارد جنگ شده‌اند و يا براى ستيز با آنان، هم پيمان شده‌اند، با قومى ديگر نجنگند.

ب- از سويى جايز است، به كسانى كه با ما ستيزه ندارند و ما را از شهر و ديار خود بيرون نرانده‌اند، نيكى كنيم و عدل و قسط را درباره ايشان به اجرا درآوريم.

ج- تجاوز به حقوق ديگرى، مگر در صورت تجاوز وى به حقّ ما، جايز نيست.

د- در هنگام مقابله به مثل و پاسخ به تجاوز، واجب است از


صفحه 84

چهارچوب تقوى خارج نشويم، و خروج از حد و مرز در اين هنگام جايز نمى‌باشد، بلكه تنها به ميزان تجاوزِ طرف مقابل مى‌توان واكنش نشان داد.

3- عدل در مسؤوليّت و پاداش‌

قرآن كريم:

1-(إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِيراً)[1].

«اگر نيكى كنيد، به خودتان نيكى مى‌كنيد، و اگر بدى كنيد بازهم به خود مى‌كنيد. و هنگامى كه وعده مردم فرارسد، (آنچنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت كه) آثار غم و اندوه در صورتهايتان ظاهر مى‌شود، و داخل مسجد (الاقصى) مى‌شوند همان گونه كه بار اوّل وارد شدند، و آنچه را زير سلطه خود مى‌گيرند، درهم مى‌كوبند.»

2-(فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ* وَتَرَكْنَا فِيهَا آيَةً لِلَّذِينَ يَخَافُونَ الْعَذَابَ الْأَلِيمَ* وَفِي مُوسَى‌ إِذْ أَرْسَلْنَاهُ إِلَى‌ فِرْعَوْنَ بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ* فَتَوَلَّى‌ بِرُكْنِهِ وَقَالَ سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ* فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ وَهُوَ مُلِيمٌ* وَفِي عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ)[2].

«ولى جز يك خانواده با ايمان در تمام آنها نيافتيم* و در آن (شهرهاى‌

[1]- سوره اسراء، آيه 7.

[2]- سوره ذاريات، آيات 36- 41.


صفحه 85

بلا ديده) نشانه‌اى روشن براى كسانى كه از عذاب دردناك مى‌ترسند به جاى گذارديم* و در (زندگى) موسى نيز (نشانه و درس عبرتى بود) هنگامى كه او را با دليلى آشكار به سوى فرعون فرستاديم،* امّا او با تمام وجودش از وى روى برتافت و گفت: «اين مرد يا ساحر است يا ديوانه»* از اين رو ما او و لشكريانش را گرفتيم و به دريا افكنديم در حالى كه در خور سرزنش بود* و (همچنين) در سرگذشت عاد (آيتى است) در آن هنگام كه تندبادى بى‌باران بر آنها فرستاديم.»

حديث شريف:

1- اميرمؤمنان، على عليه السلام فرموده‌اند:

«لَنْ يلقى جَزاءَ الشَّرِّ إِلَّا عَامِلُهُ، لَنْ يُجْزى‌ جَزَاءَ الْخَيْرِ إِلَّا فَاعِلُهُ»[1].

«به هيچكس كيفر شرّ داده نمى‌شود مگر به عاملان شرّ، و به هيچكس پاداش نيكو ارزانى نمى‌شود مگر به نيكوكاران.»

2- همچنين آن‌حضرت فرموده‌اند:

«عَلى‌ قَدْرِ الْبَلَاءِ يَكُونُ الْجَزاءُ»[2].

«بر حسب ميزان آزمايش، پاداش داده مى‌شود.»

رهيافت وحى:

[1]- ميزان الحكمه، ج 2، ص 34، ح 2337، غررالحكم، ص 166، حديث 3263 و 3255، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1366 ه. ش.

[2]- همان، ص 37، ح 2340، غرر الحكم، ص 100، حديث 1739.


صفحه 86

عدالت الهى در سنت اعطاى مسؤوليّت و سزادادن نيز نمود پيدا مى‌كند.

از اين رو هركس مسؤول عملى است كه انجام مى‌دهد و متناسب با آن پاداش دريافت مى‌كند، اگر عملش نيكو باشد پاداش او نيز نيكو خواهد بود، و اگر عمل او شرّ باشد، چيزى جز كيفرى شوم نصيب وى نخواهد شد. از سويى انسان مسؤول عملكرد ديگران نيست، مگر به ميزان تأثيرى كه بر عملكرد آنها مى‌گذارد. از اين سنّت الهى احكام زير را مى‌توان دريافت:

احكام:

1- هيچكس مسؤول اعمال ديگرى نيست، هر چند طرف مقابل بر گمراهى پافشارى كند. از اين رو اگر كسى در جامعه فاسدى به زندگى بپردازد و عمل واجب امر به معروف و نهى از منكر را نيز انجام دهد، و از طرفى مردم به سخنان او گوش فرا ندهند، خداوند وى را بر گناه مردم آن جامعه مورد مؤاخذه قرار نخواهد داد.

2- انسان مسؤول اعمالى كه خارج از توان وى باشند نيست. همچنين مسؤوليّت اعمالى كه انسان بدانها مجبور شده، و يا از روى ناچارى و اضطرار بدانها دست زده، از گردن وى ساقط است.

3- در واقع حدود مسؤوليّت هركس نسبت به عملكرد و تلاشش، با ميزان اراده و آزادى وى پيوند خورده و با عملكردهاى مثبت و منفى‌اش همبسته است.

حال به پاره‌اى از احكام توجه كنيد:


صفحه 87

اول- ميزان قصاص مى‌بايست به اندازه جرم باشد، نه بيشتر. لذا نمى‌توان از روى انتقام و يا به گمان اينكه شأن فرد زيان ديده بالاتر و بزرگتر از فرد گنهكار مى‌باشد، از حد و اندازه جرم فراتر رفت.

دوّم- نمى‌توان از حقّ كسى كم گذاشت و يا تلاش كسى را ناديده گرفت، همچنانكه مطالبه پاداشى فراتر از سعى و كوشش نيز جايز نمى‌باشد. از اينرو واجب است تمام گونه‌هاى خوردن به ناحقّ اموال مردم، همچون كلاه‌بردارى، دزدى، احتكار، ربا، سوء استفاده و يا سرمايه گذاريهاى نامشروع را از ميان برداشت.

سوم- جايز نيست تلاش كسى را در قراردادهاى فاسدى كه تنها برخى از شرايط شرع در آنها رعايت شده، ناديده گرفت. همچنانكه اگر كسى در قرارداد اجاره، جعاله و يا مضاربه‌اى تلاش كند، بايد تلاش وى را به حساب آورد، هرچند بعدها معلوم شود كه قرارداد فاسد بوده است.

4- عدالت در عرصه اقتصاد

قرآن كريم:

1-(وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ* الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ* وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ* أَلَّا يَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُم مَبْعُوثُونَ*


صفحه 88

لِيَوْمٍ عَظِيمٍ)[1].

«واى بر كم‌فروشان* آنان كه وقتى براى خود پيمانه مى‌كنند، حقّ خود را بطور كامل مى‌گيرند،* امّا هنگامى كه مى‌خواهند براى ديگران پيمانه يا وزن كنند، كم مى‌گذارند* آيا آنها گمان نمى‌كنند كه برانگيخته مى‌شوند* در روزى بزرگ؟!.»

2-(وَالسَّماءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ* أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ* وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ)[2].

«و آسمان را برافراشت، و ميزان و قانون (در آن) گذاشت* تا در ميزان طغيان نكنيد (و از مسير عدالت منحرف نشويد)،* و وزن را براساس عدل برپا داريد و ميزان را كم نگذاريد.»

3-(وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى‌ يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لَانُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى‌ وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ)[3].

«و به مال يتيم، جز به بهترين صورت (و براى اصلاح)، نزديك نشويد، تا به حدّ رشد خود برسد، و حقّ پيمانه و وزن را بعدالت ادا كنيد.- هيچكس را، جز بمقدار تواناييش، تكليف نمى‌كنيم- و هنگامى كه سخنى مى‌گوييد، عدالت‌

[1]- سوره مطفّفين، آيات 1- 5.

[2]- سوره رحمن، آيات 7- 9.

[3]- سوره انعام، آيه 152.


صفحه 89

را رعايت نماييد، حتّى اگر در مورد نزديكان (شما) بوده باشد و به پيمان خدا وفا كنيد. اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى‌كند، تا متذكّر شويد.»

4-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوْا إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى‌ أَجَلٍ مُّسَمّىً فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَن يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً فَإِن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفاً أَو لَا يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شهيدَيْنِ مِن رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَن تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى‌ وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوْا وَلَا تَسْأَمُوا أَن تَكْتُبُوهُ صَغِيراً أَوْ كَبِيراً إِلَى‌ أَجَلِهِ ذَ لِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى‌ أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَ لَّاتَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِن تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَلِيمٌ)[1].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! هنگامى كه بدهى مدّت دارى (به خاطر وام يا داد و ستد) به يكديگر پيدا كنيد، آن را بنويسيد و بايد نويسنده‌اى از روى عدالت، (سند را) در ميان شما بنويسد و كسى كه قدرت بر نويسندگى دارد، نبايد از نوشتن- همانطور كه خدا به او تعليم داده- خوددارى كند پس‌بايد بنويسد، و آن كسى كه حق بر عهده اوست، بايد املا كند. و از خدا كه پروردگار اوست بپرهيزد، و چيزى را فروگذار ننمايد و اگر كسى كه حقّ بر ذمّه اوست، سفيه يا (از نظر عقل) ضعيف (و مجنون) است، يا (به خاطر

[1]- سوره بقره، آيه 282.