بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 87

اول- ميزان قصاص مى‌بايست به اندازه جرم باشد، نه بيشتر. لذا نمى‌توان از روى انتقام و يا به گمان اينكه شأن فرد زيان ديده بالاتر و بزرگتر از فرد گنهكار مى‌باشد، از حد و اندازه جرم فراتر رفت.

دوّم- نمى‌توان از حقّ كسى كم گذاشت و يا تلاش كسى را ناديده گرفت، همچنانكه مطالبه پاداشى فراتر از سعى و كوشش نيز جايز نمى‌باشد. از اينرو واجب است تمام گونه‌هاى خوردن به ناحقّ اموال مردم، همچون كلاه‌بردارى، دزدى، احتكار، ربا، سوء استفاده و يا سرمايه گذاريهاى نامشروع را از ميان برداشت.

سوم- جايز نيست تلاش كسى را در قراردادهاى فاسدى كه تنها برخى از شرايط شرع در آنها رعايت شده، ناديده گرفت. همچنانكه اگر كسى در قرارداد اجاره، جعاله و يا مضاربه‌اى تلاش كند، بايد تلاش وى را به حساب آورد، هرچند بعدها معلوم شود كه قرارداد فاسد بوده است.

4- عدالت در عرصه اقتصاد

قرآن كريم:

1-(وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ* الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ* وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ* أَلَّا يَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُم مَبْعُوثُونَ*


صفحه 88

لِيَوْمٍ عَظِيمٍ)[1].

«واى بر كم‌فروشان* آنان كه وقتى براى خود پيمانه مى‌كنند، حقّ خود را بطور كامل مى‌گيرند،* امّا هنگامى كه مى‌خواهند براى ديگران پيمانه يا وزن كنند، كم مى‌گذارند* آيا آنها گمان نمى‌كنند كه برانگيخته مى‌شوند* در روزى بزرگ؟!.»

2-(وَالسَّماءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ* أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ* وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ)[2].

«و آسمان را برافراشت، و ميزان و قانون (در آن) گذاشت* تا در ميزان طغيان نكنيد (و از مسير عدالت منحرف نشويد)،* و وزن را براساس عدل برپا داريد و ميزان را كم نگذاريد.»

3-(وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى‌ يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لَانُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى‌ وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ)[3].

«و به مال يتيم، جز به بهترين صورت (و براى اصلاح)، نزديك نشويد، تا به حدّ رشد خود برسد، و حقّ پيمانه و وزن را بعدالت ادا كنيد.- هيچكس را، جز بمقدار تواناييش، تكليف نمى‌كنيم- و هنگامى كه سخنى مى‌گوييد، عدالت‌

[1]- سوره مطفّفين، آيات 1- 5.

[2]- سوره رحمن، آيات 7- 9.

[3]- سوره انعام، آيه 152.


صفحه 89

را رعايت نماييد، حتّى اگر در مورد نزديكان (شما) بوده باشد و به پيمان خدا وفا كنيد. اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى‌كند، تا متذكّر شويد.»

4-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوْا إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى‌ أَجَلٍ مُّسَمّىً فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَن يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً فَإِن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفاً أَو لَا يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شهيدَيْنِ مِن رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَن تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى‌ وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوْا وَلَا تَسْأَمُوا أَن تَكْتُبُوهُ صَغِيراً أَوْ كَبِيراً إِلَى‌ أَجَلِهِ ذَ لِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى‌ أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَ لَّاتَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِن تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَلِيمٌ)[1].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! هنگامى كه بدهى مدّت دارى (به خاطر وام يا داد و ستد) به يكديگر پيدا كنيد، آن را بنويسيد و بايد نويسنده‌اى از روى عدالت، (سند را) در ميان شما بنويسد و كسى كه قدرت بر نويسندگى دارد، نبايد از نوشتن- همانطور كه خدا به او تعليم داده- خوددارى كند پس‌بايد بنويسد، و آن كسى كه حق بر عهده اوست، بايد املا كند. و از خدا كه پروردگار اوست بپرهيزد، و چيزى را فروگذار ننمايد و اگر كسى كه حقّ بر ذمّه اوست، سفيه يا (از نظر عقل) ضعيف (و مجنون) است، يا (به خاطر

[1]- سوره بقره، آيه 282.


صفحه 90

لال بودن،) توانايى بر املا كردن ندارد، بايد ولى او (به جاى او،) با رعايت عدالت، املا كند. و دو نفر از مردان (عادل) خود را (براين حقّ) شاهد بگيريد؛ و اگر دو مرد نبودند، يك مرد و دو زن، از كسانى كه مورد رضايت و اطمينان شما هستند، انتخاب كنيد (و اين دو زن، بايد باهم شاهد قرار گيرند،) تا اگر يكى انحرافى يافت، ديگرى به او يادآورى كند. و شهود نبايد به هنگامى كه آنها را (براى شهادت) دعوت مى‌كنند، خوددارى نمايند. و از نوشتن (بدهى خود،) چه كوچك باشد يا بزرگ، ملول نشويد (هرچه باشد بنويسيد. اين، در نزد خدا به عدالت نزديكتر، و براى شهادت مستقيم‌تر، و براى جلوگيرى از ترديد و شك (و نزاع و گفتگو) بهتر مى‌باشد، مگر اينكه داد و ستد نقدى باشد كه بين خود، دست به دست مى‌كنيد. در اين صورت، گناهى بر شما نيست كه آن را ننويسيد. ولى هنگامى كه خريد و فروش (نقدى) مى‌كنيد. شاهد بگيريد. و نبايد به نويسنده و شاهد، (به خاطر حقگويى،) زيانى برسد (و تحت فشار قرار گيرند). و اگر چنين كنيد، از فرمان پروردگار خارج شده‌ايد. از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد. و خداوند به شما تعليم مى‌دهد؛ خداوند به همه چيز داناست.»

5-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً)[1].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد؛ مگر اينكه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد.

و خودكشى نكنيد، خداوند نسبت به شما مهربان است.»

[1]- سوره نساء، آيه 29.


صفحه 91

6-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ* فَإِن لَّمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لَاتَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ)[1].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، و آنچه از (مطالبات) ربا باقى مانده، رها كنيد، اگر ايمان داريد* اگر (چنين) نمى‌كنيد، بدانيد خدا و رسولش، با شما پيكار خواهند كرد. و اگر توبه كنيد، سرمايه‌هاى شما، از آن شماست [/ اصل سرمايه، بدون سود]، نه ستم مى‌كنيد، و نه بر شما ستم وارد مى‌شود.»

7-(وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذلِكَ قَوَاماً)[2].

«و كسانى كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف مى‌نمايند و نه سخت‌گيرى، بلكه در ميان اين دو، حدّ اعتدالى دارند.»

8-(وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى‌ عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَّحْسُوراً)[3].

«هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن، (و ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حد (نيز) دست خود را مگشاى، تا مورد سرزنش قرارگيرى و از كار فرومانى.»

[1]- سوره بقره، آيات 278 و 279.

[2]- سوره فرقان، آيه 67.

[3]- سوره اسراء، آيه 29.


صفحه 92

9-(وَإِلَى‌ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْباً قَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَالَكُمْ مِن إِلهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِن رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنتُمْ مُؤْمِنِينَ)[1].

«و به سوى مدين، برادرشان شعيب را (فرستاديم)، گفت: «اى قوم من خدا را بپرستيد، كه جز او معبودى نداريد. دليل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده است، بنابراين، حقّ پيمانه و وزن را ادا كنيد و از اموال مردم چيزى نكاهيد و در روى زمين، بعداز آنكه (در پرتو ايمان و دعوت انبياء) اصلاح شده است، فساد نكنيد. اين براى شما بهتر است اگر با ايمان هستيد.»

10-(يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَايُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ)[2].

«اى فرزندان آدم! زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود برداريد و (از نعمتهاى الهى) بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمى‌دارد.»

حديث شريف:

1- اميرمؤمنان على عليه السلام فرموده است:

«بالعدل تتضاعف البركات»[3].

«بواسطه عدل، بركات چند برابر مى‌شوند.»

[1]- سوره اعراف، آيه 85.

[2]- سوره اعراف، آيه 31.

[3]- غرر الحكم، ص 446، حديث 10226.


صفحه 93

2- در حديث شريفى اينگونه آمده كه:

«لا يحلّ مال امرء مسلم إلّابطيبة نفس منه»[1].

«مال فرد مسلمانى بر كسى حلال نمى‌شود، مگر با رضايت خاطر وى.»

3- در روايت ديگرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده كه فرمودند:

«على اليد ما أخذت حتّى تؤدّي»[2].

«مسؤوليّت هر چيز با (كسى است كه آن را در) دست دارد، تا آنكه آن را بپردازد.»

4- امام صادق عليه السلام مى‌فرمايند:

«فمَن نال من رجل مسلم شيئاً من عرض أو مال وجب عليه الاستحلال من ذلك والتنصّل من كلّ ما كان منه إليه، وإن كان قد مات فليتنصّل من المال إلى ورثته»[3].

«هركس آبروى ديگرى را بريزد يا به داراييهاى كس ديگرى دست درازى كند، بايد ازاين عمل خود حلاليّت بخواهد واز هر آنچه بدى‌نسبت به‌طرف مقابل انجام داده در نزداو به درآيد، واگر طرف مقابل مرده بود، پس مى‌بايست (آن مال را به ورّاث وى بدهد) و خود را از آن مال (حرام) خلاص كند.»

[1]- مستدرك وسائل الشيعه، ج 14، ص 8، باب 1، حديث 733، قم، مؤسسه آل البيت 1408، ه. ش.

[2]- الفقه الاسلامى- قسم المعاملات، الاصول العامّة، از نگارنده، ص 30.

[3]- دعائم الاسلام، ج 2، ص 485، حديث 1731، دار المعارف- مصر، چاپ دوم، و مستدرك الوسائل، ج 17، ص 87، باب 1.


صفحه 94

5- همچنين آن‌حضرت فرموده‌اند:

«مَن أضرّ بشي‌ء من طريق المسلمين فهو له ضامن»[1].

«هركس به بخشى از راه مسلمانان زيان رساند، پس وى ضامن آن است.»

6- زرارة از امام باقر عليه السلام نقل مى‌كند كه فرمودند:

«أنّ سمرة بن جندب كان له عذق في حائط لرجل من الأنصار، وكان منزل الأنصاري بباب البستان، فكان يمرّ به إلى نخلته ولا يستأذن، فكلّمه الأنصاري أن يستأذن إذا جاء، فأبى سمرة، فلمّا تأبّى جاء الأنصاري إلى رسول اللَّه فشكا إليه وخبّره الخبر، فأرسل إليه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله وخبّره بقول الأنصاري وما شكا

، وقال: إذا أردت الدخول فاستأذن، فأبى، فلمّا أبى ساومه حتّى بلغ به من الثمن ما شاء اللَّه، فأبى أن يبيع، فقال: لك بها عذق يمدّ لك في الجنّة، فأبى أن يقبل‌

، فقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله للأنصاري: اذهب فاقلعها وارم بها اليه فإنّه لا ضرر ولا ضرار»[2].

«سمرة بن جندب شاخه خرمايى داشت بر ديوار يكى از انصار، و خانه مرد انصارى نزديك درب ورودى باغ بود، پس [سمرة] از آن در به نخل خود سرمى‌زد، حال آنكه اجازه نمى‌گرفت، پس مرد انصارى به او گفت تا ديگر بار اذن بخواهد، سمرة از اين كار امتناع كرد، آنگاه مرد انصارى شكايت نزد پيامبر خدا برده، ايشان را از اين موضوع آگاه ساخت. پس رسول خدا صلى الله عليه و آله،

[1]- وسائل الشّيعه، ج 19، باب 8، ص 179 (20 جلدى) و ج 29، همان باب، ص 241، (29 جلدى)

[2]- همان، ج 17، باب 12، ص 341، (20 جلدى) و ج 25، ص 428 (29 جلدى).