بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 151

دل هاى عاشقان، همه در كربلاى تو

شورى فكنده در همه عالم نواى تو

دنيا اسير غم شد و غرق عزاى تو

چشمان دوستان همه ناظر به سوى توست‌

دلهاى عاشقان همه در كربلاى تو

در هر سراى شراره سوداى عشق تو است‌

بر هر لبى كنون سخن از نينواى تو

ذرات كائنات ثناخوان لطف توست‌

در عمق دهر ولوله‌اى از ولاى تو

آغوش باز كرده شهادت به محضرت‌

آماده گشته باديه پر بلاى تو

شرمنده گشته است شجاعت ز رزم تو

سرو روان خجل بر قدّ رساى تو

اين فخر بس تو را به شهيدان راه حق‌

خواهان شود به حشر خدا خونبهاى تو


صفحه 152

در گاهواره رسم شفاعت رقم زدى‌

«فطرس» رهين منّت و جُود و سخاى تو

دادى تو آب دشمن غدّار خويش را

قربان عفو و بخشش و مهر و وفاى تو

دارم من اين اميد به درگاه ذوالجلال‌

گردد تمام هستى «ناصر» فداى تو