1. گريههاى شوق
گريه مادرى كه از ديدن فرزند دلبند گمشده خويش، پس از چندين سال، سر داده مىشود، و يا گريه شادى آفرين و رضايت بار عاشق پاكبازى كه پس از يك عمر محروميّت، معشوق خود را مىيابد گريه شوق است.
قسمت زيادى از حماسههاى كربلا شوق آفرين و شورانگيز است و به دنبال آن سيلاب اشك شوق به خاطر آن همه رشادتها، فداكارىها، شجاعتها، آزادمردىها، و سخنرانىهاى آتشين مردان و زنان به ظاهر اسير، از ديدگان شنونده سرازير مىگردد؛ آيا اين گريه دليل بر شكست است؟
2. گريههاى عاطفى
آنچه در درون سينه انسان جاى دارد «قلب» است نه «سنگ»! و اين قلب كه ترسيم كننده امواج عواطف انسانى است، به هنگام مشاهده منظره كودك يتيمى كه در آغوش مادر در يك شب سرد زمستانى، از فراق پدر، جان مىدهد به لرزه در مىآيد و با سرازير كردن سيلاب اشك، خطوط اين امواج را در صفحه صورت ترسيم كرده و نشان مىدهد كه قلبى زنده و سرشار از عواطف مردمى است.
آيا اگر با شنيدن حادثه جان سپردن يك طفل شيرخوار در
آغوش پدر، و دست و پا زدن در ميان سيلاب خون، در حادثه كربلا، قلبى بتپد، و شرارههاى آتشين خود را به صورت قطرههاى اشك به خارج پرتاب كند، نشانه ضعف و ناتوانى است، يا دليل بر بيدارى آن قلب پر احساس؟!
3. گريه پيوند هدف
گاهى قطرههاى اشك پيام آور هدفهاست؛ آنها كه مىخواهند بگويند با مرام امام حسين عليه السلام همراه و با هدف او هماهنگ و پيرو مكتب او هستند؛ ممكن است اين كار را با دادن شعارهاى آتشين و يا با سرودن اشعار و حماسهها ابراز دارند؛ امّا گاهى ممكن است آنها ساختگى باشد؛ ولى كسى كه با شنيدن اين حادثه جانسوز قطره اشكى از درون دل، بيرون مىفرستد، صادقانه تر اين حقيقت را بيان مىكند. اين قطره اشك، اعلان وفادارى به اهداف مقدّس ياران امام حسين عليه السلام و پيوند دل و جان با آنها و اعلان جنگ با بت پرستى، ظلم و ستم و اعلان بيزارى از آلودگيهاست. آيا اين نوع گريه بدون آشنايى به اهداف پاك او ممكن است؟
4. گريه ذلّت و شكست
اين نوع گريه، گريه افراد ضعيف و ناتوانى است كه از رسيدن
به اهداف خود وامانده اند و روح و شهامتى براى پيشرفت در خود نمىبينند؛ مىنشينند و عاجزانه گريه سر مىدهند.
هرگز براى امام حسين عليه السلام چنين گريه اى مكن كه او از اين گريه بيزار و متنفّر است؛ اگر گريه مىكنى، گريه شوق، عاطفه، و پيوند هدف باشد.
ولى مهمتر از سوگوارى، آشنايى با مكتب امام حسين عليه السلام و ياران او، و پيوستگى عملى با اهداف آن بزرگوار و پاك بودن و پاك زيستن و درست انديشيدن و عمل كردن است.
احكام عزادارى
آنچه در اين فصول مىخوانيد پاسخ سؤالاتى است كه از محضر اين مرجع عظيمالشأن كردهاند.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فلسفه عزادارى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
سؤال 1. فلسفه عزادارى چيست؟ چرا شيعيان، ماه محرّم را به اين روش برگزار مىكنند؟ آيا هيچ سنّتى از زندگى پيامبر صلى الله عليه و آله وجود دارد كه بر اساس آن اين مراسم برگزار شود؟
جواب:هدف عزادارى، زنده نگهداشتن تاريخ امام حسين عليه السلام و هدف او، يعنى مبارزه با ظلم و ذلت است و بايد عزادارى طورى باشد كه همگان را به اهداف آن پيشواى بزرگ آشنا سازد، بدون شك عزادارى براى شهدا در زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وجود داشته است. از جمله براى شهادت مظلومانه حضرت حمزه عموى شجاع و بزرگوار پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله رسول خدا دستور عزادارى بر او داد و روش عزادارى بايد مطابق سنّت آن حضرت و امامان معصوم عليهم السلام و عرف عقلا باشد.
سؤال 2. مىخواستم راجع به عزادارى امام حسين عليه السلام برايم بگوييد كه: آيا حديث معتبرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله در مورد عزادارى آن حضرت موجود است كه برادران سنّى هم قبول