همانگونه شد و شریک، هم قضاوت و هم تعلیم فرزندان را پذیرفت.[1]
شخصی نزد پیامبر6 آمد و عرض کرد: دوست دارم دعای من مستجاب شود! رسول خدا6 فرمود: «غذای خود را پاک کن و از غذای حرام پرهیز کن».[2]
در برخی از روایات به رابطة بین خوراک و تأثیر خوب و بد بر اخلاق اشاره شده است.
رسول خدا6 به جعفر (ابنابیطالب) فرمود: «ای جعفر! "به" بخور که قلب را تقویت و ترسور را شجاع میسازد».[3]
«یکی از پیامبران الهی از غم و اندوه [و افسردگی] به پیشگاه خداوند متعال شکایت کرد. خداوند متعال به او دستور داد که انگور بخورد».[4]
امام علی7: مَنْ تَرَكَ اللَّحْمَ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً سَاءَ خُلُقُهُ؛
[1]. مسعودی،مُرَوج الذهب، ج 3، ص 310؛سفينة البحار، مادة «شرک». «ذكر الفضل بن ربيع قال: دخل شريك على المهدي يوما فقال له: لا بدّ أن تجيبني الى خصلة من ثلاث، ...».
[2]. «... فَقَالَ طَهِّرْ مَأْكَلَكَ وَلَا تُدْخِلْ بَطْنَكَ الْحَرَامَ».وسائل الشیعه، ج 7، ص 145.
[3]. «يَا جَعْفَرُ كُلِ السَّفَرْجَلَ فَإِنَّهُ يُقَوِّي الْقَلْبَ وَيُشَجِّعُ الْجَبَانَ».الکافی، ج 6، ص 357.
[4]. «شَكَا نَبِيٌّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ الْغَمَ فَأَمَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِأَكْلِ الْعِنَبِ».الکافی، ج 6، ص 351.
کسی که چهل روز گوشت را ترک کند اخلاق او بد میشود».[1]
بسیار بوده است که یک حالت بحرانی روحی و غم و اندوه شدید، جسم را در مدت کوتاهی، ضعیف، پژمرده و ناتوان میسازد. موهای انسان را سفید، چشم را کم نور، قوت و توان را از دست و پا میگیرد؛ عکس این مسئله نیز صادق است که حالات خوب جسمانی در روح انسان اثر میگذارد، روح را شاداب و فکر را انرژی میبخشد.[2]
اصحاب کهف که دغدغه دین و معنویت خود را داشتند وقتی از خواب بیدار شدند به دنبال غذایی بودند که پاک باشد: در سوره کهف چنین می خوانیم:
«...اکنون یک نفر از خودتان را با این سکهای که دارید به شهر بفرستید تا بنگرد کدام یک از آنها غذای پاکیزهتری دارند و مقداری از آن برای روزیِ شما بیاورد؛ اما باید دقت کند و هیچ کس از وضعِ شما آگاه نسازد...»[3]
هرگز غذایی علت تامه برای اخلاق نیست بلکه باید گفت یکی از عوامل زمینه ساز اخلاقِ انسان، تغذیه است. تغذیه از منظر قرآن و روایات با توجه به رویکردهای معنوی و انسان ساز آن وسیلهای است تا انسان را در جهت
[1].قُرب الاسناد، ص 107.
[2].دانشنامة طب اهل بیت:، ص 17.
[3]. کهف/19.
رشد و کمال سوق دهد نه آنکه خودش هدف باشد؛ بنابراین میتوان گفت همین غذایی که میخوریم در یک فرایند پیچیده تبدیل به انرژی، حیات و حتی اخلاق و اندیشه میشود و میتوان چنین برداشت کرد که برخی ناهنجاریهای اخلاقی و رفتاری و در مقابل آن سلامتی و حسن رفتار و اخلاق انسان از عادات غذایی نشئت میگیرد.[1]
امام حسین7در روز عاشورا خطاب به لشکر لجوج دشمن چنین میفرمایند:
«شکمهای شما از غذاهای حرام پر شده است، در نتیجه خداوند بر دلهای شما مهر زده است [و هرگز حقایق را درک نمیکنید]».[2]
در فقه، شیر دایههای کم عقل، غیر شیعه دوازده امامی، بد صورت، بد اخلاق و زنازاده مکروه شده است.[3]
[1]. تأثیر تغذيه بر اخلاق با توجه به اثر متقابل نفس و بدن بر مبنای قرآن و روايات اهلبیت:،فصيحي حسين،واحدي بهجت،پارسا مجتبي،عيسي زاده نيکزادزمستان 94.
[2]. «... فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيْلَكُمْ أَ لَا تُنْصِتُونَ».بِحار الانوار، ج 45، ص 8.
[3].توضیح المسائل.
امام باقر7می فرمایند: «برای فرزند خود، از زنان زیبا، شیردهی بخواه و از زشتان بپرهیز؛ چرا که شیر، گاه سرایت میکند».[1]
آیتالله مکارم شیرازی در کتاب «اخلاق در قرآن»[2]چنین مینویسد:
بسیار میشود که یک حالت بحرانى روحى و غم و اندوه شدید جسم را در مدّت کوتاهى، ضعیف و پژمرده و ناتوان میسازد، موهاى انسان را سفید، چشم را کم نور، قوّت و توان را از دست و پا میگیرد; عکس این مسئله نیز صادق است که حالات خوب جسمانى در روح انسان اثر میگذارد، روح را شاداب و فکر را قوّت میبخشد. از قدیم الایّام تأثیر غذاها بر روحیّات اخلاق انسانى مورد توجّه دانشمندان بوده است و حتّى این مطلب جزء فرهنگ تودههای مردم شده است؛ مثلاً، خونخواری را مایه قساوت و سنگدلى میشمردند و معتقد بودند که عقل سالم در بدن سالم است.
حضرت علی7به کمیل فرمود: «ای کمیل! همانا زبان از قلب سرچشمه میگیرد [و آنچه را که در قلب است ظاهر میسازد] و قوام قلب
[1]. «... فَإِنَ اللَّبَنَ قَدْ يُعْدِي».الکافی، ج 6، ص 44.
[2]. مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، ج 1، ص 207.
به غذاست، پس متوجه باش که قلب و جسمت را با چه تغذیه میکنی؛ اگر از حلال نباشد خداوند متعال تسبیح و شکرت را نمیپذیرد».[1]
دیدگاه طب سنتی ایرانی:
پرهيز از غذا خوردن در حالت رواني نامناسب از توصیههای مورد تأکید طب سنتی ایرانی است، مصرف غذا در حالت استرس و عصبانيت و غم و اندوه در اختلال هضم نقش مهمي داشته است، احمد بن سهل بلخي ميگويد از غذا خوردن در حالت اضطراب و ترس شديد غضب بايد اجتناب شود زيرا معده در اين حالت نميتواند غذا را هضم کند و ضعيف ميشود. خوردن غذا همراه با حس غم و اندوه سبب هضم ناکافی غذا میشود غم مانع میشود که حرارتی(و خونی) که باید به اندازه مناسب به لوله گوارش برسد، به آن برسد ترس و خشم هم همین اثر را دارد و سبب اختلال در هضم و جذب غذا میگردد[2].
[1]. «يَا كُمَيْلُ اللِّسَانُ يَنْزَحُ مِنَ الْقَلْبِ وَالْقَلْبُ يَقُومُ بِالْغِذَاءِ فَانْظُرْ فِيمَا تُغَذِّي قَلْبَكَ وَجِسْمَكَ ...».تُحَف ُالعقول، ص 175.
[2].مروری بر کلیات طب سنتی ایران، ص 141 و مقاله «تبیین عوامل اختلال هضم از دیدگاه طب سنتی ایرانی»، مجله طب سنتی اسلام و ایران.
یکی از حالات روانی پسندیده شادی و لذت است که با تقویت حرارت غریزی سبب تقویت بدن میگردد و با این حس روانی بدن از غذا بیشتر بهره میبرد و انرژی بیشتری کسب میکند و رنگ و روی تازه و پر نشاط میگردد.
برعکس این حالت غم و اندوه زیاد است که چون مزاج بدن را سرد و خشک میکند در هضم و جذب غذا اختلال ایجاد میکند. افرادی که در معرض غم و اندوه هستند بهتر است عدس و قارچ و بادمجان و کلم و گوشت گاو و گوساله نخورند.
یکی دیگر از اعراض نفسانی خشم و عصبانیت است که مواد سمی در بدن تولید میکند و برای سلامتی مضر است کسانی که زیاد عصبانی میشوند بهتر است ادویههای تند و زنجبیل و فلفل را از سفره خود حذف کنند عسل و تنقلاتی مثل پسته و سیر و پیاز خام و خرمای خشک کمتر استفاده کنند فست فود و سرخ کردنی و قهوه و نسکافه نخورند.
در هنگام غذا خوردن بهتر است با آرامش و بدون توجه به تلویزیون و موبایل و...غذا خورده شود تا مواد غذایی به بهترین نحو هضم شده و موادی تولید شود که برای بدن سودمند و مورد استفاده قرار میگیرد[1].
[1]. پاسداشت تندرستی با پزشکی ایرانی، ص 80-85.
در افرادي که اشتغال فکري زياد دارند خوردن غذا سبب اختلال هضم و در نتيجه خواب آلودگي و اختلال تفکر میشود به اين افراد توصيه ميشود در وعده شب بعد از اتمام کارهاي روزانه قسمت عمده غذايشان را مصرف کنند[1].
ثواب غذا دادن
امام صادق7: مِنْ مُوجِبَاتِ الْمَغْفِرَةِ إِطْعَامُ السَّغْبَانِ؛ «از اسباب آمرزش و مغفرت، غذا دادن به گرسنگان است».[2]
امام علی7: «آنچه بخوری برود و آنچه بخورانی فراوان و پر برکت شود».[3]
امام علی7: «قُوتُ الْأَجْسَادِ الطَّعَامُ وَقُوتُ الْأَرْوَاحِ الْإِطْعَامُ؛ خوارک بدنها، خوردن است و خوراک جانها{روح}، خوراندن».[4]
سخاوت را به کودکان بیاموزیم. نقل است که «صاحببنعباد» مرد بسیار با سخاوتی بود، خودش گفته است که من این سخاوت را از مادرم
[1]تغذیه در طب ایرانی و اسلامی، کردافشاری.
[2].المحاسن، ج 2، ص 389.
[3]. «مَا أَكَلْتَهُ رَاحَ وَمَا أَطْعَمْتَهُ فَاح».تصنیف غُررالحِکم و دُررالکلم، ح 8583.
[4].مِشکاة الانوار، ص 325.
آموختهام، زیرا مادرم هر روز که میخواست به مدرسه روانهام کند، پولی به من میداد و میگفت: این پول را صدقه بده! این کارِ او موجب شد تا من به بخشش خُو بگیرم و بخشنده شوم. او با این کارِ سادهاش به من فهماند، همانطورکه باید به فکرِ خود باشم، باید به فکر دیگران نیز باشم.[1]
امام صادق7: «اگر انسانی هزار درهم برای غذایی خرج کند که فقط یک مؤمن از آن بخورد، اسراف نمیباشد».[2]
امام صادق7: «جوان گناهکار و سخاوتمند نزد خدا از پیرمرد عابدی که بخیل باشد، بهتر است».[3]
آداب غذا خوردن
امام حسن مجتبی7میفرمایند: «سفرة غذا، دوازده خصلت دارد؛ چهار واجب، چهار مستحب و چهار آداب دارد.
اما واجب عبارتند از: معرفت، بسم الله، شکر و رضایت؛
[1]. به نقل ازگنجینة معارف، ج 1، ص 552.
[2]. «لَوْ أَنَّ رَجُلًا أَنْفَقَ عَلَى طَعَامٍ أَلْفَ دِرْهَمٍ وَأَكَلَ مِنْهُ مُؤْمِنٌ وَاحِدٌ لَمْ يُعَدَّ سَرَفا».مکارم الاخلاق، ص 134.
[3]. «شَابٌ سَخِيٌ مُرَهَّقٌ فِي الذُّنُوبِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ شَيْخٍ عَابِدٍ بَخِيلٍ».الکافی، ج 4، ص 41.