رشد و کمال سوق دهد نه آنکه خودش هدف باشد؛ بنابراین میتوان گفت همین غذایی که میخوریم در یک فرایند پیچیده تبدیل به انرژی، حیات و حتی اخلاق و اندیشه میشود و میتوان چنین برداشت کرد که برخی ناهنجاریهای اخلاقی و رفتاری و در مقابل آن سلامتی و حسن رفتار و اخلاق انسان از عادات غذایی نشئت میگیرد.[1]
امام حسین7در روز عاشورا خطاب به لشکر لجوج دشمن چنین میفرمایند:
«شکمهای شما از غذاهای حرام پر شده است، در نتیجه خداوند بر دلهای شما مهر زده است [و هرگز حقایق را درک نمیکنید]».[2]
در فقه، شیر دایههای کم عقل، غیر شیعه دوازده امامی، بد صورت، بد اخلاق و زنازاده مکروه شده است.[3]
[1]. تأثیر تغذيه بر اخلاق با توجه به اثر متقابل نفس و بدن بر مبنای قرآن و روايات اهلبیت:،فصيحي حسين،واحدي بهجت،پارسا مجتبي،عيسي زاده نيکزادزمستان 94.
[2]. «... فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيْلَكُمْ أَ لَا تُنْصِتُونَ».بِحار الانوار، ج 45، ص 8.
[3].توضیح المسائل.
امام باقر7می فرمایند: «برای فرزند خود، از زنان زیبا، شیردهی بخواه و از زشتان بپرهیز؛ چرا که شیر، گاه سرایت میکند».[1]
آیتالله مکارم شیرازی در کتاب «اخلاق در قرآن»[2]چنین مینویسد:
بسیار میشود که یک حالت بحرانى روحى و غم و اندوه شدید جسم را در مدّت کوتاهى، ضعیف و پژمرده و ناتوان میسازد، موهاى انسان را سفید، چشم را کم نور، قوّت و توان را از دست و پا میگیرد; عکس این مسئله نیز صادق است که حالات خوب جسمانى در روح انسان اثر میگذارد، روح را شاداب و فکر را قوّت میبخشد. از قدیم الایّام تأثیر غذاها بر روحیّات اخلاق انسانى مورد توجّه دانشمندان بوده است و حتّى این مطلب جزء فرهنگ تودههای مردم شده است؛ مثلاً، خونخواری را مایه قساوت و سنگدلى میشمردند و معتقد بودند که عقل سالم در بدن سالم است.
حضرت علی7به کمیل فرمود: «ای کمیل! همانا زبان از قلب سرچشمه میگیرد [و آنچه را که در قلب است ظاهر میسازد] و قوام قلب
[1]. «... فَإِنَ اللَّبَنَ قَدْ يُعْدِي».الکافی، ج 6، ص 44.
[2]. مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، ج 1، ص 207.
به غذاست، پس متوجه باش که قلب و جسمت را با چه تغذیه میکنی؛ اگر از حلال نباشد خداوند متعال تسبیح و شکرت را نمیپذیرد».[1]
دیدگاه طب سنتی ایرانی:
پرهيز از غذا خوردن در حالت رواني نامناسب از توصیههای مورد تأکید طب سنتی ایرانی است، مصرف غذا در حالت استرس و عصبانيت و غم و اندوه در اختلال هضم نقش مهمي داشته است، احمد بن سهل بلخي ميگويد از غذا خوردن در حالت اضطراب و ترس شديد غضب بايد اجتناب شود زيرا معده در اين حالت نميتواند غذا را هضم کند و ضعيف ميشود. خوردن غذا همراه با حس غم و اندوه سبب هضم ناکافی غذا میشود غم مانع میشود که حرارتی(و خونی) که باید به اندازه مناسب به لوله گوارش برسد، به آن برسد ترس و خشم هم همین اثر را دارد و سبب اختلال در هضم و جذب غذا میگردد[2].
[1]. «يَا كُمَيْلُ اللِّسَانُ يَنْزَحُ مِنَ الْقَلْبِ وَالْقَلْبُ يَقُومُ بِالْغِذَاءِ فَانْظُرْ فِيمَا تُغَذِّي قَلْبَكَ وَجِسْمَكَ ...».تُحَف ُالعقول، ص 175.
[2].مروری بر کلیات طب سنتی ایران، ص 141 و مقاله «تبیین عوامل اختلال هضم از دیدگاه طب سنتی ایرانی»، مجله طب سنتی اسلام و ایران.
یکی از حالات روانی پسندیده شادی و لذت است که با تقویت حرارت غریزی سبب تقویت بدن میگردد و با این حس روانی بدن از غذا بیشتر بهره میبرد و انرژی بیشتری کسب میکند و رنگ و روی تازه و پر نشاط میگردد.
برعکس این حالت غم و اندوه زیاد است که چون مزاج بدن را سرد و خشک میکند در هضم و جذب غذا اختلال ایجاد میکند. افرادی که در معرض غم و اندوه هستند بهتر است عدس و قارچ و بادمجان و کلم و گوشت گاو و گوساله نخورند.
یکی دیگر از اعراض نفسانی خشم و عصبانیت است که مواد سمی در بدن تولید میکند و برای سلامتی مضر است کسانی که زیاد عصبانی میشوند بهتر است ادویههای تند و زنجبیل و فلفل را از سفره خود حذف کنند عسل و تنقلاتی مثل پسته و سیر و پیاز خام و خرمای خشک کمتر استفاده کنند فست فود و سرخ کردنی و قهوه و نسکافه نخورند.
در هنگام غذا خوردن بهتر است با آرامش و بدون توجه به تلویزیون و موبایل و...غذا خورده شود تا مواد غذایی به بهترین نحو هضم شده و موادی تولید شود که برای بدن سودمند و مورد استفاده قرار میگیرد[1].
[1]. پاسداشت تندرستی با پزشکی ایرانی، ص 80-85.
در افرادي که اشتغال فکري زياد دارند خوردن غذا سبب اختلال هضم و در نتيجه خواب آلودگي و اختلال تفکر میشود به اين افراد توصيه ميشود در وعده شب بعد از اتمام کارهاي روزانه قسمت عمده غذايشان را مصرف کنند[1].
ثواب غذا دادن
امام صادق7: مِنْ مُوجِبَاتِ الْمَغْفِرَةِ إِطْعَامُ السَّغْبَانِ؛ «از اسباب آمرزش و مغفرت، غذا دادن به گرسنگان است».[2]
امام علی7: «آنچه بخوری برود و آنچه بخورانی فراوان و پر برکت شود».[3]
امام علی7: «قُوتُ الْأَجْسَادِ الطَّعَامُ وَقُوتُ الْأَرْوَاحِ الْإِطْعَامُ؛ خوارک بدنها، خوردن است و خوراک جانها{روح}، خوراندن».[4]
سخاوت را به کودکان بیاموزیم. نقل است که «صاحببنعباد» مرد بسیار با سخاوتی بود، خودش گفته است که من این سخاوت را از مادرم
[1]تغذیه در طب ایرانی و اسلامی، کردافشاری.
[2].المحاسن، ج 2، ص 389.
[3]. «مَا أَكَلْتَهُ رَاحَ وَمَا أَطْعَمْتَهُ فَاح».تصنیف غُررالحِکم و دُررالکلم، ح 8583.
[4].مِشکاة الانوار، ص 325.
آموختهام، زیرا مادرم هر روز که میخواست به مدرسه روانهام کند، پولی به من میداد و میگفت: این پول را صدقه بده! این کارِ او موجب شد تا من به بخشش خُو بگیرم و بخشنده شوم. او با این کارِ سادهاش به من فهماند، همانطورکه باید به فکرِ خود باشم، باید به فکر دیگران نیز باشم.[1]
امام صادق7: «اگر انسانی هزار درهم برای غذایی خرج کند که فقط یک مؤمن از آن بخورد، اسراف نمیباشد».[2]
امام صادق7: «جوان گناهکار و سخاوتمند نزد خدا از پیرمرد عابدی که بخیل باشد، بهتر است».[3]
آداب غذا خوردن
امام حسن مجتبی7میفرمایند: «سفرة غذا، دوازده خصلت دارد؛ چهار واجب، چهار مستحب و چهار آداب دارد.
اما واجب عبارتند از: معرفت، بسم الله، شکر و رضایت؛
[1]. به نقل ازگنجینة معارف، ج 1، ص 552.
[2]. «لَوْ أَنَّ رَجُلًا أَنْفَقَ عَلَى طَعَامٍ أَلْفَ دِرْهَمٍ وَأَكَلَ مِنْهُ مُؤْمِنٌ وَاحِدٌ لَمْ يُعَدَّ سَرَفا».مکارم الاخلاق، ص 134.
[3]. «شَابٌ سَخِيٌ مُرَهَّقٌ فِي الذُّنُوبِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ شَيْخٍ عَابِدٍ بَخِيلٍ».الکافی، ج 4، ص 41.
اما مستحب عبارتند از: نشستن بر پای چپ، خوردن با سه انگشت، خوردن از پیش روی خود و لیسیدن انگشتان؛
اما آداب عبارتند از: وضوء قبل از غذا، کوچک برداشتن لقمه، زیاد جویدن لقمه و کم نگاه کردن در صورت دیگران».[1]
منظور از «معرفت» میتواند علم و آگاهی به حلال بودن غذا و اینکه رازق واقعی خداوند است؛ و «وضوء» در اینجا کنایه از شستن دستهاست.
لازم به یادآوری است که آداب تغذیه فقط مربوط به خوردن و آشامیدن نیست. بلکه انواع غذاهای دیگری نیز هستند که به برخی از آنها اشاره میکنیم.[2]
[1]. «...اثْنَتَا عَشْرَةَ خَصْلَةً يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ أَنْ يَتَعَلَّمَهَا عَلَى الطَّعَامِ...» (المحاسن، ج 2، ص 459).
[2]. سه چيز خورده نمىشود ولى چاق مىكند و سه چيز خورده مىشود ولى لاغر مىكند. امام صادق7: ثَلَاثَةٌ يُسْمِنَّ وَثَلَاثَةٌ يُهْزِلْنَ... «سه چيز چاق و سه چيز لاغر مىكند: آن سه چيز كه چاق مىكند: مداومت در حمام رفتن و بو كردن عطر خوش و پوشيدن لباس نرم است؛ و آن سه چيزى كه لاغر مىكند، مداومت در خوردن تخم مرغ و ماهى و شكوفه درخت خرماست» (الخصال، ج 1، ح 194). بیان شیخ صدوق: «منظور از مداومت در حمام رفتن اين است كه يك روز در ميان به حمام برود و چون هر روز حمام رود لاغر مىشود» (همان). در برخی از نسخ به جای «الطلع» «الضِّلْع» به معنای امتلاء و پری معده و نفخ معده آمده است. (روضة الوعظین، ج 2، ص 307؛مکارم الاخلاق، ص 54). «الضلع: امتلاء البطن شبعا أو ريا حتّى يضلع أضلاعه».
در حدیث دیگر چنین بیان شده است: امام صادق7: ثَلَاثٌ لَا يُؤْكَلْنَ وَيُسْمِنَّ وَثَلَاثٌ يُؤْكَلْنَ وَيَهْزِلْنَ ...«سه چیز چاق کننده است ولی خورده نمیشود و سه چیز خورده میشود ولی لاغر میکند. 1. خرما نارس؛ 2. کنجاله؛ 3. گردو؛ اما چاق کننده: 1. نوره کشیدن (پودر نظافت)؛ 2. عطر زدن؛ 3. لباس کتان پوشیدن» (وسائل الشیعه، ج 24، ص 434). در برخی از نسخهها برای لاغر کنندهها چنین آمده است «اللَّحْمُ الْيَابِسُ وَالْجُبُنُّ وَالطَّلْع» (الکافی، ج 12، ص 437). «الکسب: تفاله دانههای روغنی پس از روغنکشی، معادل فارسی کنجاله».
غذای شنيداری
اگر کلام بد و تلخی را شنیدیم، مثل این است که سر غذای ناجور و بدی نشستهایم، غذاهای شنیداری در درمان بسیار تأثیر گذار است. کلمه «دوستت دارم» حتی اگر دشمن هم به ما بگوید، میتواند ما را فریب دهد. کلمه «از تو نفرت دارم» اگر از پدر یا مادر یا عزیزترین کس هم بشنویم در ما اثر منفی و بدی خواهد داشت. انسان از طریق گوش است که انرژی، نشاط و شادابی میگیرد. کافی است در زندگی با افراد مثبت اندیش و کسانی که حرفهای خوب و عالی میزنند ارتباط داشته باشید. تا تأثیر شگفت انگیز آن را درک کنید. گاهی با شنیدن جملهای تمامی خستگی شما رفع میگردد و گاهی هم بر عکس با شنیدن جملات زشت و ناپسندی حالت کسلی و بیانگیز بودن به شما دست میدهد.