بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 69

خوردن یک سنت الهی است و باید در مورد آن دقت بسیاری شود؛ زیرا هنگام غذا خوردن و نشستن بر سر سفره، ما در واقع میهمان خداوندیم و از نعمت‌های بی‌کران او استفاده می‌کنیم و خداوند متعال مدت زمانی را که بر سر سفره نشسته‌ایم، جزء عمر ما محسوب نمی‌کند. سر پا ایستادن و غذا خوردن جز ناراحتی و بی‌حوصلگی چیز دیگری عاید انسان نمی‌کند و او مداوم در رنج و زحمت است.[1]

دیدگاه طب سنتی ایرانی:

مراحل طبخ غذا باید به آرامی و با تأنی در مدت زمان هر چند طولانی‌تر پخته شود. در فرهنگ ایرانی «بار گذاشتن غذا» لغتی آشناست که اغلب شب تا صبح یا صبح تا غروب، غذا با یک شعلة ملایم در حال طبخ بوده است و همه می‌دانند چنین غذاهایی که بار گذاشته می‌شود به مراتب لذیذتر، خوش‌طعم‌تر، سالم‌تر و پرخاصیت‌تر هستند تا غذاهایی که به سرعت آماده می‌شوند.[2]

[1].خلاصة 15 روز تا سلامتی، ص 114.

[2].تغذیه، عزیزخانی، ص 19.


صفحه 70

پرهيز از دميدن غذا

پیامبر خدا6‌ هنگام آب نوشیدن در ظرف آب تنفس نمی‌کرد و هنگام تنفس ظرف را از دهانش دور می‌کرد».[1]

رسول خدا6‌: «النَّفْخُ‌ فِي‌ الطَّعَامِ‌ يَذْهَبُ‌ بِالْبَرَكَةِ؛ فوت کردن به غذا باعث رفتن برکت می‌شود».[2]

امام علی7: دربارة آنچه پیامبر6‌ نهی فرموده است: «از این نهی کرده که در غذا یا نوشیدنی فوت کنید».[3]

دیدگاه طب سنتی ایرانی:

حکیم ارزانی در کتاب مفرح القلوب این‌گونه بیان می‌کند:" شارب آب را باید به تدریج بنوشد و با یکدم سر نکشد و وقفات در اثنای شرب همی کند و عند وقفه و دم زدن ظرف را کنار کند تا بخار نفس در آن نرسد که ضرر دارد."

[1]. «كَانَ6‌ لَا يَتَنَفَّسُ‌ فِي‌ الْإِنَاءِ إِذَا شَرِبَ ...‌».مکارم الاخلاق، ص 31.

[2].مکارم الاخلاق، ص 146.

[3]. «نَهَى أَنْ يُنْفَخَ‌ فِي‌ طَعَامٍ‌ أَوْ شَرَاب‌».کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 9، ح 4968.


صفحه 71

همان‌طور که ذکرشده توصیه شده که آب یک‌دفعه خورده نشود و بین فاصله‌های نوشیدن لیوان را باید دورنگه داشت تا نفس به آن نرسد[1].

حال این دیدگاه را با عمل اشتباه این روزهای خیلی از افراد مقایسه کنید که قاشق غذایی را که می‌خواهند وارد دهان کودکشان بکنند فوت کرده و نفس(شاید آلوده به بیماری) و بازدم حاوی دی‌اکسید کربن را چاشنی این غذا می‌کنند؟

باقی‌مانده غذا

امام رضا7از رسول خدا6‌ می‌فرمایند: مَا سَقَطَ مِنَ‌ الْمَائِدَةِ مُهُورُ الْحُورِ الْعِينِ؛ «آنچه از سفره می‌ریزد، مهریه حورالعین است».[2]

شخصی می‌گوید: «نزد حضرت جواد7غذا مى‌خوردم چون فارغ شدم و سفره را برمى‌چيدند، پيشخدمت رفت تا آنچه در اطراف سفره است برگيرد، امام فرمود: اگر خوانى(سفره) در صحرا گسترده بود هر چه در سفره باقى مانده بگذار و براى حيوانات صحرائى رها كن اگرچه ران گوسفندی

[1]مفرح القلوب، ج 3 ص 783.

[2]. همان، ص 141.


صفحه 72

باشد؛ و سفره‌اى كه در خانه گسترده باشد هر چه از آن ريخته برگير و دانه دانه از زمين برچين».[1]

سکوت در سفره!

امیرالمؤمنین7می‌فرمایند: أذِكْرَ اللَّهِ جَلَّ وَعَزَّ عَلَى‌ الطَّعَامِ‌ وَلَا تَلْفَظُوا[2]فِيهِ فَإِنَّهُ نِعْمَةٌ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ وَرِزْقٌ مِنْ رِزْقِهِ يَجِبُ عَلَيْكُمْ شُكْرُهُ وَحَمْدُه‌؛

بر سر غذا بسيار ياد خدا كنيد و حرف نزنيد كه غذا يكى از نعمت‌ها و روزي‌هاى خداست و بر شما شكر و سپاسش لازم است‌».[3]

[1]. ْ «... فَقَالَ لَهُ مَا كَانَ فِي الصَّحْرَاءِ فَدَعْهُ وَلَوْ فَخِذَ شَاةٍ وَمَا كَانَ‌ فِي الْبَيْتِ فَتَتَبَّعْهُ وَالْقُطْهُ»کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 356.

[2]. «قيل إنه مضارع محذوف منه إحدى التاءين، والمعنى لا تتكلموا وتصوتوا بغير ذكر الله، فإنه نعمة من نعم الله ومقتضاها الشكر وعدم الغفلة عن ذكر المنعم‌»(مجمع البحرین، ج 4، ص 291، مادة «لفظ»).

[3].تحف العقول، ص 107. در برخی از نسخ واژه‌های دیگر آمده است که همگی به یک معنا اشاره دارد. «لَا تَطْغَوْا؛ طغیان، سرکشی» (الخصال، ج 2، ص 616، خصال 400 گانه)؛ «لَا تَلْغَطُوا؛ سر و صدای بسیار و نامفهوم» (الکافی، ج 6، ص 269)؛ «اللَّغَطُ: الصوت والجلبة، وأصوات مبهمة لا تفهم» (مجمع البحرین، مادة «لغظ»).


صفحه 73

سماعةبن‌مهران گويد: من با امام صادق7در يك سفره غذا مى‌خورديم، امام فرمود: اى سماعه خوردن و شكر نمودن، نه خوردن و خاموش بودن».[1]

از سنت‌های رسول خدا6‌ نقل شده است که: «حضرت بین هر لقمه‌ای، خدا را حمد و ستایش می‌نمود».[2]

تعارف به غذا

تعارف در غذا خوردن بیش از سه مرتبه پافشاری و سماجت است.[3]

[1]. «... يَا سَمَاعَةُ أَكْلًا وَحَمْداً لَا أَكْلًا وَصَمْتاً» (کتاب من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 355). بیان علامه مجلسی «أي تأكل أكلا وتحمد حمدا أو تجمع أكلا وحمدا».بحار الانوار، ج 63، ص 375.

[2]. «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ يَحْمَدُ اللَّهَ‌ بَيْنَ‌ كُلِ‌ لُقْمَتَيْن‌» (إقبال الاعمال، ج 1، ص 116). بیان سیدبن‌طاووس در ذیل این حدیث «أَقول أَنا: أَيّها المسلم المصدِّق بالقرآن، الممتثل لأمر اللَّه جلَّ جلاله، إِيّاك أَن تخالف قوله تعالى في رسوله‌ «فَاتَّبِعُوهُ‌ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ» اسلك سبيل هذه الاداب، فإنَّها مطايا وعطايا يفتح لها أَنوار سعادة الدنيا ويوم الحساب» (همان).

[3].المحجة البیضاء، ج 3، ص 21.


صفحه 74

امام باقر7: «هرگاه برادرت به تو گفت: بخور، [حتماً] بخور و او را مجبور نکن که قَسَمت بدهد؛ چرا که او [با تعارف کردنت به غذا] می‌خواهد به تو احترام بگذارد».[1]

راوی گوید: «هرگاه رسول خدا6‌ غذا می‌خورد، به فرد روبه‌روی خود لقمه تعارف می‌کرد».[2]

پرهيز از خوردن با دست چپ

«به نقل از سماعه، در گفت‌وگو با امام صادق7از ایشان درباره اینکه کسی با دست چپ بخورد یا بیاشامد، ‌پرسیدم. فرمود: مبادا کسی با دست چپ بخورد، یا بیاشامد و یا با آن چیزی را بردارد».[3]

البته روشن است این روایت برای کسانی است که توانایی خوردن و آشامیدن با دست راست برایشان مقدور است.

[1]. «إِذَا قَالَ لَكَ أَخُوكَ كُلْ فَكُلْ وَلَا تُلْجِئْهُ إِلَى أَنْ يُقْسِمَ‌ عَلَيْكَ‌ فَإِنَّهُ‌ إِنَّمَا يُرِيدُ كَرَامَتَكَ».دعائم الاسلام، ج 2، ص 108.

[2]. كَانَ النَّبِيُّ6‌ «إِذَا أَكَلَ‌ لَقَّمَ‌ مَنْ‌ بَيْنَ‌ عَيْنَيْه‌ وَإِذَا شَرِبَ سَقَى مَنْ عَلَى يَمِينِهِ».الکافی، ج 6، ص 299.

[3]. «... فَقَالَ لَا يَأْكُلْ بِشِمَالِهِ وَلَا يَشْرَبْ بِشِمَالِهِ وَلَا يَتَنَاوَلْ بِهَا شَيْئا».الکافی، ج 6، ص 272.


صفحه 75

در این زمینه امام صادق7می‌فرمایند: لَا تَأْكُلْ‌ بِالْيُسْرَى‌ وَأَنْتَ تَسْتَطِيع‌؛ «وقتی می‌توانی با دست راست غذا بخوری، با دست چپ نخور».[1]

از سنت‌های رسول خدا6‌ نقل شده است که آن حضرت «در همه امور تَیَمُّن را دوست می‌داشت چه در پوشیدن لباس چه در کفش پوشیدن و چه در شانه کردن مو».[2]

تَیَمُّن: با جانب راست شروع کردن است.

نان در سفره

صاحب کتاب جامع السعادات می‌نویسد: پس بدان‌ که حکیم علی‌الاطلاق، در دانة گندم قوه‌ای آفرید که مانند انسان غذای خود را که آب باشد به خود می‌کشد. پس نمو (رشد) آن موقوف است بر اینکه در زمینی باشد که در آب باشد؛ و باید زمین سستی باشد که هوا در خلال آن داخل شود. پس اگر تخم آن را در زمین سخت بریزند، سبز نمی‌شود و چون نمو آن به هوا موقوف بود و هوا به خودی خود به سوی آن حرکت نمی‌نمود و در آن نفوذ نمی‌کرد، لهذا باد را آفرید تا هوا را حرکت داده

[1].وسائل الشیعه، ج 24، ص 259.

[2]. «كَانَ‌ يُحِبُ‌ التَّيَمُّنَ‌ فِي‌ كُلِّ أُمُورِهِ فِي لُبْسِهِ وَتَنَعُّلِهِ وَتَرَجُّلِه‌».مکارم الاخلاق، ص 23. «التَّيَمُّنُ‌: الابتداءُ في الأَفعال باليد اليُمْنى والرِّجْلِ اليُمْنى والجانب الأَيمن‌». لسان العرب، ج 13، ص 458.


صفحه 76

خواهی نخواهی آن را در گیاهان نفوذ دهد؛ و چون محض همین در نمو آن کافی نبود، زیرا سرمای مفرط مانع از نمو کامل آن بود، لهذا بهار و تابستان را خلق کرد تا به حرارت این دو فصل، زرع و ثمر نمو نماید.

پس این چهار سبب است که نمو دانه گندم به آنها محتاج است؛ و چون آب و زمین هر دو به حسب مزاج، سرد بودند و ضروری بود در نمو زراعت از حرارتی، پس خداوند حکیم خورشید را آفرید و آن را با وجود دوری از زمین، سبب حرارت گردانید تا به حرارت آن زراعات به سر حد کمال خود رسند؛ و در ماه خاصیت ترطیب (رطوبت) قرار داد تا به رطوبت آن، میوه‌ها از سختی و صلابتی که در ابتدا دارند نرم شوند.[1]

امام علی7می‌فرمایند: «نان را گرامی بدارید، که خداوند آن را از برکات آسمان نازل فرمود و از برکاتِ زمین خارج کرده است. سوال کردند: گرامی داشتن آن چیست؟ فرمودند: «این است که آن را زیر پا و دور نیندازید و با چاقو قطع نکنند».[2]

[1].معراج السعاده، 780، با اندکی تصرف.

[2]. «أَكْرِمُوا الْخُبْزَ...».مکارم الاخلاق، ص 154.