باشد؛ و سفرهاى كه در خانه گسترده باشد هر چه از آن ريخته برگير و دانه دانه از زمين برچين».[1]
سکوت در سفره!
امیرالمؤمنین7میفرمایند: أذِكْرَ اللَّهِ جَلَّ وَعَزَّ عَلَى الطَّعَامِ وَلَا تَلْفَظُوا[2]فِيهِ فَإِنَّهُ نِعْمَةٌ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ وَرِزْقٌ مِنْ رِزْقِهِ يَجِبُ عَلَيْكُمْ شُكْرُهُ وَحَمْدُه؛
بر سر غذا بسيار ياد خدا كنيد و حرف نزنيد كه غذا يكى از نعمتها و روزيهاى خداست و بر شما شكر و سپاسش لازم است».[3]
[1]. ْ «... فَقَالَ لَهُ مَا كَانَ فِي الصَّحْرَاءِ فَدَعْهُ وَلَوْ فَخِذَ شَاةٍ وَمَا كَانَ فِي الْبَيْتِ فَتَتَبَّعْهُ وَالْقُطْهُ»کتاب من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 356.
[2]. «قيل إنه مضارع محذوف منه إحدى التاءين، والمعنى لا تتكلموا وتصوتوا بغير ذكر الله، فإنه نعمة من نعم الله ومقتضاها الشكر وعدم الغفلة عن ذكر المنعم»(مجمع البحرین، ج 4، ص 291، مادة «لفظ»).
[3].تحف العقول، ص 107. در برخی از نسخ واژههای دیگر آمده است که همگی به یک معنا اشاره دارد. «لَا تَطْغَوْا؛ طغیان، سرکشی» (الخصال، ج 2، ص 616، خصال 400 گانه)؛ «لَا تَلْغَطُوا؛ سر و صدای بسیار و نامفهوم» (الکافی، ج 6، ص 269)؛ «اللَّغَطُ: الصوت والجلبة، وأصوات مبهمة لا تفهم» (مجمع البحرین، مادة «لغظ»).
سماعةبنمهران گويد: من با امام صادق7در يك سفره غذا مىخورديم، امام فرمود: اى سماعه خوردن و شكر نمودن، نه خوردن و خاموش بودن».[1]
از سنتهای رسول خدا6 نقل شده است که: «حضرت بین هر لقمهای، خدا را حمد و ستایش مینمود».[2]
تعارف به غذا
تعارف در غذا خوردن بیش از سه مرتبه پافشاری و سماجت است.[3]
[1]. «... يَا سَمَاعَةُ أَكْلًا وَحَمْداً لَا أَكْلًا وَصَمْتاً» (کتاب من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 355). بیان علامه مجلسی «أي تأكل أكلا وتحمد حمدا أو تجمع أكلا وحمدا».بحار الانوار، ج 63، ص 375.
[2]. «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ يَحْمَدُ اللَّهَ بَيْنَ كُلِ لُقْمَتَيْن» (إقبال الاعمال، ج 1، ص 116). بیان سیدبنطاووس در ذیل این حدیث «أَقول أَنا: أَيّها المسلم المصدِّق بالقرآن، الممتثل لأمر اللَّه جلَّ جلاله، إِيّاك أَن تخالف قوله تعالى في رسوله «فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ» اسلك سبيل هذه الاداب، فإنَّها مطايا وعطايا يفتح لها أَنوار سعادة الدنيا ويوم الحساب» (همان).
[3].المحجة البیضاء، ج 3، ص 21.
امام باقر7: «هرگاه برادرت به تو گفت: بخور، [حتماً] بخور و او را مجبور نکن که قَسَمت بدهد؛ چرا که او [با تعارف کردنت به غذا] میخواهد به تو احترام بگذارد».[1]
راوی گوید: «هرگاه رسول خدا6 غذا میخورد، به فرد روبهروی خود لقمه تعارف میکرد».[2]
پرهيز از خوردن با دست چپ
«به نقل از سماعه، در گفتوگو با امام صادق7از ایشان درباره اینکه کسی با دست چپ بخورد یا بیاشامد، پرسیدم. فرمود: مبادا کسی با دست چپ بخورد، یا بیاشامد و یا با آن چیزی را بردارد».[3]
البته روشن است این روایت برای کسانی است که توانایی خوردن و آشامیدن با دست راست برایشان مقدور است.
[1]. «إِذَا قَالَ لَكَ أَخُوكَ كُلْ فَكُلْ وَلَا تُلْجِئْهُ إِلَى أَنْ يُقْسِمَ عَلَيْكَ فَإِنَّهُ إِنَّمَا يُرِيدُ كَرَامَتَكَ».دعائم الاسلام، ج 2، ص 108.
[2]. كَانَ النَّبِيُّ6 «إِذَا أَكَلَ لَقَّمَ مَنْ بَيْنَ عَيْنَيْه وَإِذَا شَرِبَ سَقَى مَنْ عَلَى يَمِينِهِ».الکافی، ج 6، ص 299.
[3]. «... فَقَالَ لَا يَأْكُلْ بِشِمَالِهِ وَلَا يَشْرَبْ بِشِمَالِهِ وَلَا يَتَنَاوَلْ بِهَا شَيْئا».الکافی، ج 6، ص 272.
در این زمینه امام صادق7میفرمایند: لَا تَأْكُلْ بِالْيُسْرَى وَأَنْتَ تَسْتَطِيع؛ «وقتی میتوانی با دست راست غذا بخوری، با دست چپ نخور».[1]
از سنتهای رسول خدا6 نقل شده است که آن حضرت «در همه امور تَیَمُّن را دوست میداشت چه در پوشیدن لباس چه در کفش پوشیدن و چه در شانه کردن مو».[2]
تَیَمُّن: با جانب راست شروع کردن است.
نان در سفره
صاحب کتاب جامع السعادات مینویسد: پس بدان که حکیم علیالاطلاق، در دانة گندم قوهای آفرید که مانند انسان غذای خود را که آب باشد به خود میکشد. پس نمو (رشد) آن موقوف است بر اینکه در زمینی باشد که در آب باشد؛ و باید زمین سستی باشد که هوا در خلال آن داخل شود. پس اگر تخم آن را در زمین سخت بریزند، سبز نمیشود و چون نمو آن به هوا موقوف بود و هوا به خودی خود به سوی آن حرکت نمینمود و در آن نفوذ نمیکرد، لهذا باد را آفرید تا هوا را حرکت داده
[1].وسائل الشیعه، ج 24، ص 259.
[2]. «كَانَ يُحِبُ التَّيَمُّنَ فِي كُلِّ أُمُورِهِ فِي لُبْسِهِ وَتَنَعُّلِهِ وَتَرَجُّلِه».مکارم الاخلاق، ص 23. «التَّيَمُّنُ: الابتداءُ في الأَفعال باليد اليُمْنى والرِّجْلِ اليُمْنى والجانب الأَيمن». لسان العرب، ج 13، ص 458.
خواهی نخواهی آن را در گیاهان نفوذ دهد؛ و چون محض همین در نمو آن کافی نبود، زیرا سرمای مفرط مانع از نمو کامل آن بود، لهذا بهار و تابستان را خلق کرد تا به حرارت این دو فصل، زرع و ثمر نمو نماید.
پس این چهار سبب است که نمو دانه گندم به آنها محتاج است؛ و چون آب و زمین هر دو به حسب مزاج، سرد بودند و ضروری بود در نمو زراعت از حرارتی، پس خداوند حکیم خورشید را آفرید و آن را با وجود دوری از زمین، سبب حرارت گردانید تا به حرارت آن زراعات به سر حد کمال خود رسند؛ و در ماه خاصیت ترطیب (رطوبت) قرار داد تا به رطوبت آن، میوهها از سختی و صلابتی که در ابتدا دارند نرم شوند.[1]
امام علی7میفرمایند: «نان را گرامی بدارید، که خداوند آن را از برکات آسمان نازل فرمود و از برکاتِ زمین خارج کرده است. سوال کردند: گرامی داشتن آن چیست؟ فرمودند: «این است که آن را زیر پا و دور نیندازید و با چاقو قطع نکنند».[2]
[1].معراج السعاده، 780، با اندکی تصرف.
[2]. «أَكْرِمُوا الْخُبْزَ...».مکارم الاخلاق، ص 154.
در برخی روایات گرامی داشتن نان را چنین بیان فرمودهاند: إِذَا وُضِعَ لَا يُنْتَظَرُ بِهِ غَيْرُهُ؛ «هنگامی که نان را بر سر سفره گذاشتند منتظر غذای دیگر نباشید».[1]
امام صادق7: «نان را گرامی دارید که برای به وجود آوردن آن، تمام موجودات زمین و آسمان بهکار افتادهاند».[2]
رسول خدا6 در دعایی درباره نان فرمود: اللَّهُمَ بَارِكْ لَنَا فِي الْخُبْزِ وَلَا تُفَرِّقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُ فَلَوْ لَا الْخُبْزُ مَا صُمْنَا وَلَا صَلَّيْنَا وَلَا أَدَّيْنَا فَرَائِضَ رَبِّنَا عَزَّ وَجَلَّ؛
خداوندا! در نان برای ما برکت قرار بده و بین ما و آن جدایی میفکن. اگر برای ما نان نباشد نمیتوانیم نماز بخوانیم و روزه بگیرم و فرایض خداوند را انجام دهیم».[3]
[1]. امام صادق7«... إِذَا وُضِعَ لَا يُنْتَظَرُ بِهِ غَيْرُهُ».الکافی، ج 6، ص 303.
[2]. «أَكْرِمُوا الْخُبْزَ فَإِنَّهُ عَمِلَ فِيهِ مَا بَيْنَ الْعَرْشِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا».مکارم الاخلاق، ص 154.
[3].الکافی، ج 6، ص 287.
شخصی گوید: «نزد ابیالحسن7غذا میخوردیم، پس سینی آوردند و زیر آن نان گذاشتند. حضرت فرمود: «نان را گرامی بدارید و اینگونه نکنید و به من فرمود به غلام بگو که نان را از زیر سینی در آورد».[1]
رَسُولُ اللَّهِ6 «بپرهیزید از اینکه مانند درندگان نان را بو کنید؛ زیرا نان با برکت است و خدا آن را از آسمان فرستاد و برای [تولیدش] خداوند مزرعهها رویانیده و با آن شما میتوانید نماز بخوانید و روزه بگیرید و حج خانه خدا را به جای آورید».[2]
جالب است که در سیره رسول خدا6 نقل شده است که ایشان نان بدون سپوس نمیخوردند.
عایشه گوید سوگند به خداوندی که حضرت محمد6 را به حق مبعوث فرمود، در منزل رسول خدا6 الک یافت نمیشد و آن حضرت از آن روز
[1]. عَنِ الْفَضْلِ بْنِ يُونُسَ قَالَ: «... أَكْرِمُوا الْخُبْزَ أَنْ يَكُونَ تَحْتَهَا وَقَالَ لِي مُرِ الْغُلَامَ أَنْ يُخْرِجَ الرَّغِيفَ مِنْ تَحْتِ الْقَصْعَةِ».الکافی، ج 6، ص 304.
[2]. «إِيَّاكُمْ أَنْ تَشَمُّوا الْخُبْزَ كَمَا تَشَمُّهُ السِّبَاعُ فَإِنَّ الْخُبْزَ مُبَارَكٌ أَرْسَلَ اللَّهُ ...».الکافی، ج 6، ص 303.
که به پیامبری برانگیخته شد تا آنگاه که از دار دنیا رحلت فرمود، هرگز نانی که آرد آن الک شده باشد را نخورد».[1]
نیز نقل شده که حضرت «نان سفید سپوس گرفته و الک شده را نمیخورد».[2]
دیدگاه طب سنتی ایرانی:
در مورد نوع غذاي مناسب، جالينوس میگوید: بهترين غذا آن است كه ميان لطيف و غليظ باشد، مثل نان گندم پاك و گوشت مرغ و كبك و ماهى؛ و درجایی ديگر مىگويد كه نان گندم پاك رسيده و گوشت گوسفند جوان به علت اينکه هضم آنها سریعتر باشد، براي انسان مناسبتر است[3]
بهتر است در مصرف روزانه از انواع نانهای سفید پرهیز شود بهترین نان، نان سنگک خوب برشته غیر سوخته است[4]
[1]. «... بِالْحَقِّ مَا كَانَ لَنَا مُنْخُلٌ[182] وَلَا أَكَلَ النَّبِيُّ6 خُبْزاً مَنْخُولًا مُنْذُ بَعَثَهُ اللَّهُ ... مَا رَأَى رَسُولُ اللَّهِ6 رَغِيفاً مُحَوّراًحَتَّى لَقِيَ اللَّهَ عَزَّ وَجَل» (مجموعة ورام (تنبیه الخواطر و نزهة النواظر)، ج 1، ص 47) (مُحوّرا: آرد سفید).
[2]. «مَا أَكَلَ رَسُولُ اللَّهِ6 ...مِنْ خُبْزٍ مُرَقَّق...».مکارم الاخلاق، ص 149.
[3]شش رساله کهن پزشکی، بیگ باباپور
[4]. پاسداشت تندرستی با پزشکی ایرانی، ص 37.