دیباچه
«فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِه؛
پس آدمی باید به خوراک خود بنگرد».[1]
هدف خردمندان، دیدار (رحمت) خدای سبحان در سرای آخرت است و هیچ راهی جز علم و عمل برای رسیدن به این هدف وجود ندارد؛ از سویی مراقبت بر علم و عمل جز با تندرستی ممکن نیست و تندرستی نیز جز با تناول کردن غذا و خوراک به مقدار حاجت در هر شبانهروز میسر نمیشود. ازاینرو خداوند متعال میفرماید: «كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَاعْمَلُوا صالِحا؛ خوردنیهای شایسته بخورید و کارهای شایسته بجا آورید».[2]
[1]. عبس/24.
[2]. مؤمنون/ 51.
بنابراین هر کس اقدام به خوردن غذا میکند تا بدان وسیله به علم و عمل خود یاری رساند و تقوایش را تقویت کند، سزاوار نیست که زمام نفس را رها کند و آن را همانند چهارپایان در چراگاه آزاد بگذارد تا هر چه میخواهد بخورد؛ زیرا آنچه باعث دینداری و وسیله رسیدن به دیانت است شایسته است که مظهر انوار و آداب و سنن دینی باشد.[1]
تعریف و هدف پزشکی سنتی ایرانی با پیشینه ده هزارساله، از دیدگاه اطبا و حکما و پیشینیان ما در وهله اول پیشگیری از ایجاد بیماریها و حفظ سلامت بوده، یکی از اصول اولیه پیشگیری در این طب درست خوردن و تغذیه سالم بوده، چه بهتر با داشتن دانش و شناخت کافی از نحوه خوردن و آشامیدن و در واقع بهداشت تغذیه بتوانیم جلوی بیماریها را گرفته و سلامتی را مهمان همیشگی تن و بدنمان بکنیم.
در این مجموعه روایات اسلامی آداب تغذیه در کنار اصول سبک زندگی توصیه شده در کتب پزشکی قدیم در کنار هم آورده شده است که با مشاهده و بررسی اندکی در کتاب متوجه خواهید شد که اکثر توصیههای پزشکی در روایات اسلامی نیز مطرح و تأکید شده است.
[1].المحجة البیضاء، ج 3، ص 3.
امید است با بهرهگیری هر چه بیشتر توصیهها بتوانیم در راستای حفظ سلامتیمان قدمهای بزرگی برداریم.
هزاران درود و هزاران سلام *** ز ما بر محمد علیهالسلام[1]
عید غدیر/1400
[1]. اسدی طوسی.
طعام حلال
«انسان»؛ درختی است که میوهاش اولاد است. اگر این میوه سالم و خوب باشد، آن را میچیند؛ اما اگر این میوه معیوب و کِرم زده و فاسد باشد، میگذارند تا خودش بیفتد؛ دیگر ارزش چیدن ندارد. درخت هم قیمتش به میوهاش بستگی دارد و اینکه میوهاش چیدنی باشد، نه دور ریختنی. اگر کسی نانش حلال شد، دیگر بچهاش کِرم نمیزند و سالم میشود.[1]
اهل بیت:کسب رزق حلال و حلال بودن خوراک را اساسیترین رکن تغذیه و سفره میدانند. در ادعیة که بهترین حالات آنان در دعا به حضور پروردگار بوده، از خداوند فراهم شدن زمینه کسب رزق و روزی حلال را خواستهاند.
تغذیة نادرست و غیر اصولی سه پیامد دارد:
بیماری جسمی، بیماری روحی، بیماری فکری که حاصل آن افکار ناصوابی است که از زبان یا از قلم جاری میشود. حتی در سنین پیری و کمال نیز روح انسان تحت تأثیر تغذیه است.
[1]. محمدصادق حائری شیرازی،تمثیلات، ج 3، ص 123.
امام صادق7: «كَسْبُ الْحَرَامِ يَبِينُ فِي الذُّرِّيَّة؛ اثر مال حرام در ذریة [نسل] انسان مشخص و آشکار میگردد».[1]
امام رضا7در حدیثی چنین میفرمایند: «اسلام، هر آنچه را که برای سلامتی جسم و روان، خطرناک و زیانبار است، حرام دانسته و هر آنچه را که برای انسان لازم و مفید است، حلال بر شمرده است».[2]
امام علی7میفرمایند: «پس بنگر که از این سفره چه غذایی در دهان مینهی، پس آنچه را که طیب بودنش از هر جهت برای تو آشکار نیست بیرون افکن و آنچه را حلال و طیب و به پاکی بودنش یقین داری بخور».[3]
لقمهای کان نور افزود و کمال آن بود آورده از کسب حلال
علم و حکمت زاید از لقمه حلال عشق و رقت آید از لقمه حلال
چون ز لقمه تو حسد بینی و دام جهل و غفلت زاید آن را دان حرام[4]
[1].الکافی، ج 5، ص 125. بیان علامه مجلسی «يبين» أي أثره من الفقر وسوء الحال.مراة العقول، ج 19، ص 89.
[2]. «... لَمْ يُبِحْ أَكْلًا وَلَا شُرْباً إِلَّا مَا فِيهِ مِنَ الْمَنْفَعَةِ وَالصَّلَاحِ وَلَمْ يُحَرِّمْ إِلَّا مَا فِيهِ الضَّرَرُ وَالتَّلَفُ وَالْفَسَاد».مُستدرک الوسائل، ج 16، ص 165.
[3]. «... فَمَا اشْتَبَهَ عَلَيْكَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ وَمَا أَيْقَنْتَ بِطِيبِ وُجُوهِهِ فَنَلْ مِنْه».نهج البلاغه، نامة 45.
[4].مثنوی معنوی، دفتر اول، ص 73.
غذا ابزاری است جهت آزمایش صحت ایمان، در قرآن مجید برخی از اقوام بدین وسیله مورد آزمایش الهی قرار گرفتهاند. قوم بنی اسرائیل با «صید ماهی»؛[1]قوم صالح با «ناقه»؛[2]لشکر طالوت با «نهر آب»[3]و حضرت آدم و حوا با «خوردنی».[4]
دیدگاه طب سنتی ایرانی:
از ديدگاه ابوعلي سينا نحوه زندگي در حفظ سلامت انسان بسيار حايز اهميت است و عدم رعايت طولاني مدت اين اصول مسبب مشکلات زيادي براي فرد میشود هر چند که ممکن است در کوتاه مدت آثار مخرب عدم رعایت اصول حفظ سلامتی ظاهر نگردد و همین امر سبب کم توجهی برخی افراد گردد رعایت آداب غذا خوردن يکي از مهمترین اصول حفظ سلامتی در طب ایرانی است که در این خصوص انتخاب کميت و کيفيت غذا بر اساس شرايط گوناگون جسمي و گوارشي و سني افراد متفاوت میباشد. از منظر منابع طب ایرانی سلامتی اعضای بدن و به دنبال آن
[1]. بقره/65.
[2]. شمس/ 13 و 14.
[3]. بقره/ 249.
[4]. بقره/65.
سلامتی کل بدن وابسته به غذایی است که میخوریم، است و اعتقاد عدهای از بزرگان طب سنتی این است که یکی از اولویتهای حفظ سلامتی و درمان بیماریها تلاش جهت تولید مواد صالح و مناسب از معده است زیرا نهایتاً موجب سلامتی کل بدن خواهد شد.
رابطة سفرة غذا و اخلاق
یکی از عوامل زمینه ساز اخلاق، تغذیه است. هم از نظر نوع غذا و هم از نظر حلال و حرام بودن.
در تاریخ آمده است که شریکبنعبدالله روزی بر مهدی عباسی وارد شد. مهدی از او تقاضای پذیرش مسئولیتی را نمود. شریک نپذیرفت، مهدی گفت از سه کار یکی را انتخاب کن: 1. قضاوت؛ 2. معلم و مربی فرزندانم؛
3. پذیرفتن دعوت یک وعده غذا. شریک به گمان خود که میخواست از زیر بار مسئولیتهای دربار خلیفه شانه خالی کند. سومی را پذیرفت. مهدی به آشپز خود فرمان داد انواع خوراکیهای لذیذ از مغز پرندگان را با شکر و عسل برای پذیرایی از او فراهم سازد. شریک و مهدی از آن غذا خوردند. آشپز به مهدی خلیفه گفت دیگر این مرد از هیچ دستور تو سرپیچی نخواهد کرد و بوی رستگاری را نخواهد دید.
همانگونه شد و شریک، هم قضاوت و هم تعلیم فرزندان را پذیرفت.[1]
شخصی نزد پیامبر6 آمد و عرض کرد: دوست دارم دعای من مستجاب شود! رسول خدا6 فرمود: «غذای خود را پاک کن و از غذای حرام پرهیز کن».[2]
در برخی از روایات به رابطة بین خوراک و تأثیر خوب و بد بر اخلاق اشاره شده است.
رسول خدا6 به جعفر (ابنابیطالب) فرمود: «ای جعفر! "به" بخور که قلب را تقویت و ترسور را شجاع میسازد».[3]
«یکی از پیامبران الهی از غم و اندوه [و افسردگی] به پیشگاه خداوند متعال شکایت کرد. خداوند متعال به او دستور داد که انگور بخورد».[4]
امام علی7: مَنْ تَرَكَ اللَّحْمَ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً سَاءَ خُلُقُهُ؛
[1]. مسعودی،مُرَوج الذهب، ج 3، ص 310؛سفينة البحار، مادة «شرک». «ذكر الفضل بن ربيع قال: دخل شريك على المهدي يوما فقال له: لا بدّ أن تجيبني الى خصلة من ثلاث، ...».
[2]. «... فَقَالَ طَهِّرْ مَأْكَلَكَ وَلَا تُدْخِلْ بَطْنَكَ الْحَرَامَ».وسائل الشیعه، ج 7، ص 145.
[3]. «يَا جَعْفَرُ كُلِ السَّفَرْجَلَ فَإِنَّهُ يُقَوِّي الْقَلْبَ وَيُشَجِّعُ الْجَبَانَ».الکافی، ج 6، ص 357.
[4]. «شَكَا نَبِيٌّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ الْغَمَ فَأَمَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِأَكْلِ الْعِنَبِ».الکافی، ج 6، ص 351.