بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 95

خدایا تو پاکی، چه نیکوست آنچه ما را به وسیله آن امتحان کردی. خدایا تو پاکی، چه زیاد است آنچه به ما عطا کردی و خدایا تو پاکی و چه زیاد است آنچه عافیت به ما دادی، خدایا بر ما و بر تمام فقیران مومن و مسلمان گشایشی کن».[1]

امیر مؤمنان7می‌فرمایند: هرگاه رسول خدا6‌ آب می‌آشامید، می‌فرمود:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ‌ الَّذِي‌ لَمْ‌ يَجْعَلْهُ‌ أُجَاجاً بِذُنُوبِنَا وَجَعَلَهُ عَذْباً فُرَاتاً بِنِعْمَتِهِ؛

سپاس خدای را که آن را به سبب گناهانمان برایمان تلخ قرار نداد، بلکه آن را به سبب نعمتش شیرین و گوارا قرار داد».[2]

امام حسین7می‌فرمایند: هرگاه رسول خدا6‌ غذایی می‌خورد، می‌گفت: «اللَّهُمَ‌ بَارِكْ‌ لَنَا فِيهِ‌ وَارْزُقْنَا خَيْراً مِنْه‌؛ خدایا! در آن برای ما برکت قرار ده و بهتر از آن را روزیمان فرما»

و هرگاه شیر می‌نوشید، می‌گفت: «اللَّهُمَ‌ بَارِكْ‌ لَنَا فِيهِ‌ وَ ارْزُقْنَا مِنْهُ؛ خدایا! در آن برای ما برکت قرار ده و روزیمان را در آن قرار ده».[3]

[1]. «إِذَا وُضِعَتِ الْمَائِدَةُ بَيْنَ يَدَيْهِ قَالَ...».الکافی، ج 6، ص 293.

[2]. «إِذَا شَرِبَ الْمَاءَ قَال‌...».ارشاد القلوب، ج 1، ص 38.

[3]. «إِذَا أَكَلَ طَعَاماً يَقُولُ...وَإِذَا أَكَلَ لَبَناً أَوْ شَرِبَ قَالَ...».عیون الاخبار الرضا7، ج 2، ص 39.


صفحه 96

امام صادق7بر سر سفره چنین دعا می‌کرد: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَطْعَمَنَا فِي‌ جَائِعِينَ‌ وَسَقَانَا فِي ظَمْآنِينَ وَكَسَانَا فِي عَارِينَ [وَهَدَانَا فِي ضَالِّينَ وَحَمَلَنَا فِي رَاجِلِينَ وَآوَانَا فِي ضَاحِينَ وَأَخْدَمَنَا فِي عَانِينَ‌] وَفَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِنَ الْعَالَمِين‌؛

سپاس خداوندی را که ما را در بین گرسنگان اطعام و در میان تشنگان سیراب نمود و در میان برهنگان پوشش داد و میان گمراهان هدایت بخشید و در بین پیادگان سواره قرار داد و در بین بی‌پناهان پناه داد و در میان مردم آقا گردانید و بر بسیاری از جهانیان برتری بخشید».[1]

اصبغ‌بن‌نباته، از صحابی بزرگ امام علی7نقل می‌کند، روزی به حضور امیر مؤمنان7رسیدم. می‌خواست غذا بخورد و به من تعارف کرد. گفتم: یا امیر مؤمنان7برای من ضرر دارد. فرمود: دعایی به تو تعلیم می‌کنم که هیچ غذایی بعد از خواندن آن ضرر نزند، «بِسْمِ‌ اللَّهِ‌ خَيْرِ الْأَسْمَاءِ بِسْمِ‌ اللَّهِ‌ مِلْ‌ءَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاءِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الَّذِي لَا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيْ‌ءٌ وَلَا دَاءٌ تَغَدَّ مَعَنَا».[2]

[1].بحارالانوار، ج 63، ص 381.

[2]. «عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ7وَقُدَّامَهُ شِوَاءٌ فَقَالَ ادْنُ فَكُلْ فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَذَا لِي ضَارٌّ فَقَالَ ادْنُ أُعَلِّمْكَ كَلِمَاتٍ لَا يَضُرُّكَ مَعَهُنَّ شَيْ‌ءٌ مِمَّا تَخَافُ قُل...» (الکافی، ج 6، ص 318؛وسائل الشیعه، ج 24، ص 397، ح 30877).


صفحه 97

رسول خدا6‌ به امام علی7فرمود: ای علی! زمانی که خواستی غذا بخوری «بسم الله» بگو و زمانی که از خوردن دست کشیدی بگو «الحمد لله» که فرشتگان مؤکل برای تو حسنات می‌نویسند تا از آن غذا دور شوی».[1]

حضرت زین‌العابدین7وقت غذا خوردن می‌فرمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَطْعَمَنَا وَسَقَانَا وَكَفَانَا وَأَيَّدَنَا وَآوَانَا وَأَنْعَمَ عَلَيْنَا وَأَفْضَلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي‌ يُطْعِمُ وَلا يُطْعَمُ‌؛

سپاس خداوندی را که به ما غذا و آب داد و ما را یاری فرمود و پناه داد و به ما احسان نمود سپاس خدایی را که اطعام می‌کند و طعام نمی‌خواهد».[2]

فیض کاشانی می‌نویسد: پس از خوردن غذا سوره‌های «قل هو الله احد» و «لایلاف قریش» را بخواند و تا سفره را بر نداشته‌اند از سر سفره بر نخیزد.[3]

در روایات وارد شده که قبل از غذا خوردن، «بسم الله» و در انتهای آن «الحمد لله رب العالمین» گفته شود و لکن در بین اهل علم و مؤمنان بعد

[1]. قَالَ النَّبِيُّ6‌ لِعَلِيٍّ7«يَا عَلِيُّ إِذَا أَكَلْتَ فَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ وَإِذَا فَرَغْتَ‌ فَقُلِ‌ الْحَمْدُ لِلَّهِ‌ ...» (تهذیب الاحکام، ج 1، ص 351).

[2]. وَكَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ7إِذَا طَعِمَ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ... (مکارم الاخلاق، ص 143).

[3].المحجة البیضاء، ج 3، ص 18.


صفحه 98

از خوردن غذا، جملاتی را به صورت دعا (دعای سفره) ذکر می‌کنند که البته مضمون آن در روایات و دعاها هست. از جمله:

«الحمد لله ربّ العالمین هنیئاً للآکلین وبرکةً للباذلین. الحمد لله الّذی یُطعِمُ ولا یُطْعَم ویَرزُقُ ولایُرْزَق، زاد الله النّعم، دَفْعَ الله النّقَم، بِحَقّ سیّد العرب والعجم. اللّهم تَقَبَّل حَسنات المُحسنین لا سیّما هذا الأحْسان من هذا المحسن؛ اللّهمَ اغفر للمؤمنین والمؤمنات والمسلمین والمسلمات الأحیاء منهم والأموات لاسیّما اَمْواتَ الحاضرین، رَحِمَ اللّهُ من قَرَءَ الفاتِحَةَ مع الصَّلوات»

«الحمد لله رب العالمين، هنيئا للآكلين وبركة للباذلين، زاد الله النعم، دفع الله النقم، بحرمة سيد العرب والعجم، اللهم تقبل هذا الاحسان من محسنها، بحرمة محمد وآل محمد وبحرمة سورة الفاتحة مع الصلوات».

نیازی نیست دعا به زبان عربی باشد. بلکه دعا و نیاش و تقدیر و سپاس را می‌توان به هر زبانی انجام داد.

خدایا! تو را سپاس که امروز هم نعمت‌هایت را بر ما ارزانی داشتی؛

خدایا! تو را به خاطر پدر و مادر عزیزی که نمایندة تو برای دریافت رزق و روزی ما هستند، شکر می‌کنیم؛


صفحه 99

خدایا! همان طور که ما از نعمت‌هایت برخوردار شده‌ایم، سایر بندگانت را نیز بهره‌مند بگردان؛[1]

خدایا! غذای که تو روزی کردی شفای جسم و جانمان قرار بده؛

خدای روزی دهنده، به سفره و غذای ما خیر و برکت بده؛

خدای مهربان، اسباب روزی حلال و طیب را نصیب ما بگردان؛

خدای کریم، به دریای مهربانی‌ات! ناسپاسی ما را به سپاسگزاری مبدل کن؛

خدای بخشنده، قدرت سپاسگزاری از نعمت‌هایت را روزی‌مان بگردان.

سفرة ايرانی

ایرانیان به هر مناسبتی سفره‌ای می‌گسترند؛ سفرة طعام، سفرة افطار یا سحر، سفرة نذری، سفرة عقد و... .

سفره مظهر و تجلی‌گاه رزق و روزی یک خانه است، پدر خانواده با کسب حلال، روزیِ با برکت را به خانه آورده و بر سر سفرة خانواده قرار می‌دهد.[2]

[1].خلاصه 15 روز تا سلامتی، ص 118.

[2].غذا در آیینة فرهنگ، ص 5.


صفحه 100

سفرة ایرانی در محتویاتش خلاصه نمی‌شود، سفرة ایرانی در سرزنده‌ترین و با صفاترین جای خانه و در میان فرش ایرانی که القا کنندة باغ و دشت و طبیعت است، گسترده می‌شود و چنین نیست که جای به خصوص و مجزا از فضای زنده و مهم خانه داشته باشد. سفرة ایرنی صدر و ذیل دارد. بالا نشستن نشانة احترام و پست نشستن دال بر تواضع است. سفره در فرهنگ ایرنی ارج بسیار دارد؛ چنان‌که احترام به سفره اقتضا می‌کند که مورد بی‌اعتنایی قرار نگیرد؛ بنابراین، باید به موقع برچیده شود. بزرگِ سفره یا میزبان، آخرین نفری بود که دست از طعام می‌کشید و به دنبال انصراف او از طعام، سفره نیز برچیده می‌شد. پیداست که او نیز در خوردن طعام مراعات دیگران را می‌کرد تا همة میهمانان در فرصت کافی غذایشان را صرف کنند و در عین حال از این که صرف غذایشان به طول انجامیده احساس شرم نکنند.[1]

سفره نقش مهمی در همزیستی افراد ایفا می‌کند. هنگامی که به سفره‌های عشایری می‌نگریم جای نمک و آب و نان توسط بافته‌های مشخص شده کاملاً معین است و این نشان‌گر اهمیت این سه عنصر غذایی در فرهنگ ایرانی است که هنوز هم پشت سر مسافر آب می‌ریزند، در سفره

[1]. همان، ص 4.


صفحه 101

نان و نمک می‌گذراند و می‌گویند نان و نمک هم را می‌خورند. پس سه رکن اصلی باعث ماندگاری و پایداری سفره ایرانی شده است. این سه رکن عبارت از: اهمیت سفره، تمایز سفره ایرانی و درک باورهای مربوط به سفره.[1]

ژان شاردن از سفرنویسان دورة صفوی، میهمان‌نوازی ایرانیان را چنین شرح می‌دهد: «چیزی که در شیوه زندگی ایرانیان، گذشته از قناعت آنان، مرا سخت به اعجاب بر می‌آورد، میهمان‌نوازی آنان است. وقتی ایرانیان خوان غذا می‌گسترند، نه تنها درها را نمی‌بندند بلکه هر کس که در آنجا باشد و یا فرا رسد و اغلب غلامانی که اسب را بر در نگاه می‌دارند، بر سر سفره فرا می‌خوانند. هر عده بر سر ناهار یا شام بر سر سفره باشند برای کسی رنجی ندارد... ایرانیان در ستایش مهمان‌نوازی می‌گویند که حضرت ابراهیم7هرگز بدون حضور مهمان دست به غذانمی‌برد».[2]

نیکوست کدبانوی خانه، غذا را به نیت نیک و پسندیده همانند غذای نذری... بپزد چنانچه نیاکان ما نیز این‌گونه بودند.

[1]. همان، ص 32.

[2].سفر اروپایان به ایران، ص 28. (شیبانی، ژان رز فرانسواز (1384)).


صفحه 102

شعرهای سفره

در سفرة ایرانی به دلیل اهمیت شکر و قدردانی از نعمت‌های الهی بر روی «سفره» اشعاری درباره نعمت، شکر، سپاسگزاری، نوشته می‌شد. همانند این شعرها که در اکثر سفر‌های قدیم به خطی زیبا نوشته شده است:

شکر نعمت نعمت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند

شعری دیگر

ادیم[1]زمین سفره عام اوست بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست[2]

شعری دیگر

الهي به اين سفره بركت بده به اين مائده شكر نعمت بده

همه شاد گردیم در اين زندگي به باني اين سفره رحمت بده

به آشپز و ميزبان و هم ميهمان تن سالم و شان و شوكت بده

نصيب همه دوستان علي‌A زحق سفرة خير قسمت بده


[1]. سطح زمین.

[2].بوستان، بخش اول.