مىشود.
امّا ظهور قاعدگى بين سنّ 9 سالگى تا 17 سالگى است، و اين تفاوت هم ناشى از تفاوتهاى محيط، وضعيّت تغذيه و بهداشت مىباشد امّا به هر حال نشان مىدهد كه دختر جوان به مرحله رشد جنسى رسيده است.
قاعدگى در مناطق گرم سير، زودتر و در مناطق سرد سير، ديرتر ظهور مىكند، و اگر قبلاز نه سالگى آغاز شود، بلوغ زودرس را نشان مىدهد واگر تا سنّ 18 سالگى يابيشتر به تأخير افتد، اين تأخير، بيمار گونه خواهد بود، و در برخى از موارد حاكى از وجود عيبى مادر زادى در رحم خواهد بود، كه مانع قاعدگى مىشود.
عادت ماهيانه در دوره بلوغ گاهى منظّم است وگاهى نامنظّم، مثلًا گاهى دو بار يا بيشتر در يكماه رخ مىدهد وگاهى بيش از يك هفته وتا ده روز دوام مىيابد. اين حالت بىنظمى تا شش ماه طول مىكشد تا حالت منظّم پيدا كند كه پنج يا چهار روز در هر ماه قمرى يا در هر 28 روز خواهد بود.
امّا نسبت به خون حيض، پزشكان مىگويند: خون حيض مركّب است از خونى كه در رحم قرار دارد و ترشّحات رحم و هورمونها يا مواد شيميائى كه موقع جدا شدن تخم از كيسه، مترشّح مىشوند و گاهى هم در آن اجزائى از بافتهايى ديده مىشود. اين خون از دهانه ظاهرى رحم به مهبل وارد مىشود، در همان حال انقباضات متناوب رحمى در چندين دفعه با فاصله يك يا دو دقيقه، به وجود مىآيد.
خون حيض به كُندى لخته مىشود ولى هيچگاه به طور كامل لخته
نمىشود، و اگر همراه آن، خونهاى بسته يا لخته شده بيرون شود، نشانه ايناست كهاز نظر كميّت، بيشاز آن مقدارىاست كهبايد باشد.
مقدار خون حيض در دختران باكره 30 گرم و در غير آنان بين 180 تا 214 گرم است و در روز دوّم قاعدگى، ميزان آن افزايش مىيابد، وگاهى در ايّام حيض هيجانات عصبى خاصىبراى زن پديد مىآيد، به گونهاى كه براى سادهترين و بىارزشترين چيز، برانگيخته مىشود وحتّى حوصله تحمّل مادر يا شوهرش را هم ندارد، و با كودكانش ناراحتى مىكند وگاهى همدچار كمخوابى يا افسردگىودرهم گرفتگى روحى مىشود و با چنين زنى بايد با نرمى و عطوفت برخورد شود.
علم پزشكى مىافزايد: زن، در دوره قاعدگى، بايد مواظب سلامتى خود باشد، كار سخت نكند، آرامش خود را حفظ نمايد، از برداشتناشياى سنگين پرهيز كند، وبايد ظاهر اعضاى تناسلى خود را چند بار در روز با آب و لرم و صابون بشويد تا از بروز بوىبد يا خارش اعضاى تناسلى پيشگيرى شود، وهمچنين نبايد بگذارد خون در اندامش جارى شود بلكه بايد به وسيله نوارهاى بهداشتى پاكيزه و ضد عفونى شده از جريان خون جلوگيرى نمايد و لازم است نوار را هر بار كه آلوده به خون شود عوض كند. در روزهاى قاعدگى مطلقاًنبايد زن از حمام سرد استفاده كند. استحمام با آب و لرم اشكال ندارد مگر در روزى كه خونريزى شديد باشد. همچنين ورزش بدنى سخت وخشن براى او ممنوع است امّاورزشهاى سبك اشكال ندارد.
يكى از عوامل پيدايش درد در هنگام قاعدگى، يبوست است و مىتوان با خوردن ميوهجات و سبزيجات خام وحبوبات باپوست از
آن جلوگيرى كرد.
زن در ايّام قاعدگى نبايد با شوهر خود آميزش جنسى داشته باشد و دلائل آن امور ذيل است:
1- باعث ايجاد التهاب در مجراى ادرار مرد مىشود.
2- خون حيض علاوه بر خون و بافتهايى از درون رحم و مخاط آن، حاوى ميكروبهاى بىشمارى است كه اگر اعضاى تناسلى مرد، خراشيدگى داشته باشد، اين ميكروبها از طريق آن وارد خون مرد مىگردد و ممكن است باعث مسموميّت خونى شود يا حدّاقلّ قواى مرد را به طور كلّى تضعيف كند. البتّه اين ميكروبها بهزن آسيبى نمىرساند زيرا در خون زنمواد مضادّ آنها نهفتهاست.
3- آميزش جنسى دراين حالت گاهى موجب درد و ناراحتى در زن مىشود.
4- مهمّتر از همه اين است كه خداوند متعال در آيه 222 سوره بقره (كه درباره آنسخن خواهيم گفت) از اين عمل نهى فرموده است.
قاعدگى از نگاه قرآن كريم
خداوند مىفرمايد:(وَيَسْأَ لُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ)[1].
«و از تو درباره حيض سؤال مىكنند. بگو: چيز زيان بار و آلودهاى است، از اين رو در حالت قاعدگى، از زنان كنارهگيرى كنيد و با آنها نزديكى ننمائيد تا پاك شوند وهنگامى كه پاك شدند، از طريقى كه خدا به شما فرمان داده، با آنها آميزش كنيد. خداوند توبه كنندگان را دوست دارد و پاكان را (نيز) دوست دارد.»
دراين آيه كريمه حقايق زيادى درباره عادت ماهيانه زن ذكر شده است:
الف- از(وَيَسْأَلُونَكَ)استفاده مىشود كه قاعدگى يك مسأله اجتماعى بوده است كه مردم درباره آن از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله سؤال مىكردند.
ب- واژه(الْمَحِيضِ)به معناى حالت قاعدگى يا زمان آن
[1]- سوره بقره، آيه 222.
مىباشد، و گويا سؤال مردم از خود حيض نبوده بلكه از حالت حيض براى زن بوده و جواب هم مطابق سؤال ذكر شده است.
ج- واژه(أَذىً)به معناى عارضهاى است كه متناسب طبع انسان و خوشايند او نيست.[1]به نظر مىرسد كه(أَذىً)چيزى كمتر از «ضرر» است و مخالف آن راحتى است و در آيه به معناى يك حالت غير طبيعى در زن مىباشد.
د- امر به اعتزال و كنارهگيرى از زنان(فَاعْتَزِلُوا)در حالت حيض يا در زمان آن، يك امر و دستور عامّ است و نشان مىدهد كه هر نوع نزديك شدن به زنان و به هر صورت ناپسند است ولى جمله بعدى قرآن، نزديكى حرام را به آميزش جنسى اختصاص داده است و اين بدان معنى است كه حكم (كنارهگيرى مطلق) نوعى از حكم تنزيهى يا آن چيزى است كه آن را كراهت مىناميم.
ه- اينكه در آيه:(فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ)آمده، نه «فيه»، يعنى اسم «محيض» تكرار شده و به جاى آن ضمير نيامده است، شايد اين نكته را برساند كه دورى كردن از زنان مخصوص حالت جريان خون نيست بلكه ساير ايام حيض وروزهايى را كه در حكم حيض است نيز شامل مىشود.
و- نهى از مقاربت(وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ)كه با توجّه به جمله(فَأْتُوهُنَّ)تنها به معناى مقاربت جنسى و آميزش است، تأكيد بر اين مطلب است كه در حالت حيض تنها آميزش جنسى حرام است
[1]- الميزان، ج 2، ص 207.
و تعبير(حَتَّى يَطْهُرْنَ)هم نشان مىدهد كه حدّ و مرز حرمت، پايان يافتن حالت حيض است زيرا طهارت (كه همان بازگشت به حالت طبيعى بعداز حالت زيان آلود(أَذىً)غير طبيعى است) زمانى تحقّق مىيابد كه جريان خون به طور كامل متوقّف شده باشد.
ز- امّا امر(فَأْتُوهُنَّ)كه دلالت بر جواز مقاربت جنسى دارد، براى زمانى است كه طهارت كامل تحقّق يافته باشد و طهارت كامل هم با غسل كردن تحقّق مىيابد و لذا خداوند فرموده است:(فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ)كه دلالت بر اين امر دارد كه آميزش جنسى قبل از طهارت همچنان مكروه باقى مىماند كه اهل مروت بايد از آن اجتناب ورزند مگر در ضرورت مانند سفر و غيره.
ح- ولى بهترين شيوه آميزش جنسى چگونه صورت مىگيرد؟
بايد گفت كه تنها با رعايت حدود الهى و از راهى كه خدا امر كرده است. جمله(مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ)نشان مىدهد كه راه طبيعى همان راهى است كه خداوند امر كرده است ونبايد از آن تجاوز كرد و اين همان راهى است كه از آن طريق زاد و ولد صورت مىگيرد. پس از جمله(مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ)استفاده مىشود كه انسان مؤمن بايد به اين راه و به ساير واجبات و محرّمات در هنگام آميزش متعهّد و مقيّد باشد.
حقايقى درباره قاعدگى
اوّل- حيض يا حالت قاعدگى يك پديده طبيعى است كه براى زنان عارض مىشود و غالباً در هر ماه تكرار مىگردد و چون اين حالت از نظر فيزيكى و روانى، تأثيرات خاصى براى زنان دارد، اسلام هم دراين زمينه احكام مشخّص و ويژهاى را تشريع كرده است.
دوّم- اين پديده از سوى خود انسان با روش علمى و كوشش عرفى و تجربى قابل شناسائى است چنانكه همه پديدههايى كه احكام شرعى بر آنها مترتّب مىگردد، مانند: بيمارى و سلامت، فقر وغنى، قدرت و ضعف و غيره نيز به همين طريق شناخته مىشوند.
خداوند فرموده است:
(بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ)[1].
«بلكه انسان، خودش از وضع خود آگاه است.»
سوم- چون يك سلسله احكام شرعى براين پديده مترتّب شده، سؤالات مردم هم درباره آن زياد شده و از طرف رهبران شريعت (يعنى پيامبر عظيم الشأن و امامان معصوم) پاسخها با بيان نشانهها
[1]- سوره قيامه، آيه 14.
و علايم ارائه گرديده است، ولى به اين نكته نيز اشاره رفته كه اين پديده يك حقيقت شناخته شده بوده و جاى خفا و ابهام ندارد، و اين نشان مىدهد كه شناخت اين پديده، موكول به عرف است و امارات و نشانههايى را كه شريعت بيان داشته غالباً جنبه ارشادى دارد، چنانكه در حديث منقول از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خطاب به زنان آمده است: «اگر خون، خون حيض باشد، رنگ آن سياه و شناخته شده است و اگر چنين باشد، نماز بجانياور.»[1]
چهارم- از آنجا كه قاعدگى يك پديده طبيعى است، پس زنى كه از نظر بهداشتى از سلامتى كامل برخوردار باشد، اين عادت را مىبيند بر خلاف ساير خونها مانند: استحاضه يا نفاس يا خون بكارت يا خون زخمها و لذا خونى كه زن مىبيند، اساساً، حيض محسوب مىشود مگر در حالات استثنائى كه نتوان آن را حيض تلقّى كرد.
پنجم- گاهى علايم و نشانه هايى كه در شرع، يا در عرف و يا به وسيله متخصّصان، مشخّص شده با يكديگر همخوانى پيدا نمىكند يا در ميان آنها تعارض ديده مىشود (مانند تعارض علايم هر پديده طبيعى ديگر) دراين صورت بايد به عرف مراجعه شود تا علامت نزديكتر و نشانه موثقتر به حسب شرايط مختلف مربوط به موضوع بدست آيد، چنانكه مشروح آن در آينده خواهد آمد.
ششم- نشانههايى هم وجود دارد كه زن از طريق آنها مىتواند
[1]- «إذا كان دم الحيض فإنّه أسود يُعرف، فإذا كان كذلك فأمسكي عن الصلاة».