بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 18

مى‌باشد، و گويا سؤال مردم از خود حيض نبوده بلكه از حالت حيض براى زن بوده و جواب هم مطابق سؤال ذكر شده است.

ج- واژه‌(أَذىً)به معناى عارضه‌اى است كه متناسب طبع انسان و خوشايند او نيست.[1]به نظر مى‌رسد كه‌(أَذىً)چيزى كمتر از «ضرر» است و مخالف آن راحتى است و در آيه به معناى يك حالت غير طبيعى در زن مى‌باشد.

د- امر به اعتزال و كناره‌گيرى از زنان‌(فَاعْتَزِلُوا)در حالت حيض يا در زمان آن، يك امر و دستور عامّ است و نشان مى‌دهد كه هر نوع نزديك شدن به زنان و به هر صورت ناپسند است ولى جمله بعدى قرآن، نزديكى حرام را به آميزش جنسى اختصاص داده است و اين بدان معنى است كه حكم (كناره‌گيرى مطلق) نوعى از حكم تنزيهى يا آن چيزى است كه آن را كراهت مى‌ناميم.

ه- اينكه در آيه:(فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ)آمده، نه «فيه»، يعنى اسم «محيض» تكرار شده و به جاى آن ضمير نيامده است، شايد اين نكته را برساند كه دورى كردن از زنان مخصوص حالت جريان خون نيست بلكه ساير ايام حيض وروزهايى را كه در حكم حيض است نيز شامل مى‌شود.

و- نهى از مقاربت‌(وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ)كه با توجّه به جمله‌(فَأْتُوهُنَّ)تنها به معناى مقاربت جنسى و آميزش است، تأكيد بر اين مطلب است كه در حالت حيض تنها آميزش جنسى حرام است‌

[1]- الميزان، ج 2، ص 207.


صفحه 19

و تعبير(حَتَّى‌ يَطْهُرْنَ)هم نشان مى‌دهد كه حدّ و مرز حرمت، پايان يافتن حالت حيض است زيرا طهارت (كه همان بازگشت به حالت طبيعى بعداز حالت زيان آلود(أَذىً)غير طبيعى است) زمانى تحقّق مى‌يابد كه جريان خون به طور كامل متوقّف شده باشد.

ز- امّا امر(فَأْتُوهُنَّ)كه دلالت بر جواز مقاربت جنسى دارد، براى زمانى است كه طهارت كامل تحقّق يافته باشد و طهارت كامل هم با غسل كردن تحقّق مى‌يابد و لذا خداوند فرموده است:(فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ)كه دلالت بر اين امر دارد كه آميزش جنسى قبل از طهارت همچنان مكروه باقى مى‌ماند كه اهل مروت بايد از آن اجتناب ورزند مگر در ضرورت مانند سفر و غيره.

ح- ولى بهترين شيوه آميزش جنسى چگونه صورت مى‌گيرد؟

بايد گفت كه تنها با رعايت حدود الهى و از راهى كه خدا امر كرده است. جمله‌(مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ)نشان مى‌دهد كه راه طبيعى همان راهى است كه خداوند امر كرده است ونبايد از آن تجاوز كرد و اين همان راهى است كه از آن طريق زاد و ولد صورت مى‌گيرد. پس از جمله‌(مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ)استفاده مى‌شود كه انسان مؤمن بايد به اين راه و به ساير واجبات و محرّمات در هنگام آميزش متعهّد و مقيّد باشد.


صفحه 20

حقايقى درباره قاعدگى‌

اوّل- حيض يا حالت قاعدگى يك پديده طبيعى است كه براى زنان عارض مى‌شود و غالباً در هر ماه تكرار مى‌گردد و چون اين حالت از نظر فيزيكى و روانى، تأثيرات خاصى براى زنان دارد، اسلام هم دراين زمينه احكام مشخّص و ويژه‌اى را تشريع كرده است.

دوّم- اين پديده از سوى خود انسان با روش علمى و كوشش عرفى و تجربى قابل شناسائى است چنانكه همه پديده‌هايى كه احكام شرعى بر آنها مترتّب مى‌گردد، مانند: بيمارى و سلامت، فقر وغنى، قدرت و ضعف و غيره نيز به همين طريق شناخته مى‌شوند.

خداوند فرموده است:

(بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى‌ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ)[1].

«بلكه انسان، خودش از وضع خود آگاه است.»

سوم- چون يك سلسله احكام شرعى براين پديده مترتّب شده، سؤالات مردم هم درباره آن زياد شده و از طرف رهبران شريعت (يعنى پيامبر عظيم الشأن و امامان معصوم) پاسخها با بيان نشانه‌ها

[1]- سوره قيامه، آيه 14.


صفحه 21

و علايم ارائه گرديده است، ولى به اين نكته نيز اشاره رفته كه اين پديده يك حقيقت شناخته شده بوده و جاى خفا و ابهام ندارد، و اين نشان مى‌دهد كه شناخت اين پديده، موكول به عرف است و امارات و نشانه‌هايى را كه شريعت بيان داشته غالباً جنبه ارشادى دارد، چنانكه در حديث منقول از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خطاب به زنان آمده است: «اگر خون، خون حيض باشد، رنگ آن سياه و شناخته شده است و اگر چنين باشد، نماز بجانياور.»[1]

چهارم- از آنجا كه قاعدگى يك پديده طبيعى است، پس زنى كه از نظر بهداشتى از سلامتى كامل برخوردار باشد، اين عادت را مى‌بيند بر خلاف ساير خونها مانند: استحاضه يا نفاس يا خون بكارت يا خون زخمها و لذا خونى كه زن مى‌بيند، اساساً، حيض محسوب مى‌شود مگر در حالات استثنائى كه نتوان آن را حيض تلقّى كرد.

پنجم- گاهى علايم و نشانه هايى كه در شرع، يا در عرف و يا به وسيله متخصّصان، مشخّص شده با يكديگر همخوانى پيدا نمى‌كند يا در ميان آنها تعارض ديده مى‌شود (مانند تعارض علايم هر پديده طبيعى ديگر) دراين صورت بايد به عرف مراجعه شود تا علامت نزديكتر و نشانه موثق‌تر به حسب شرايط مختلف مربوط به موضوع بدست آيد، چنانكه مشروح آن در آينده خواهد آمد.

ششم- نشانه‌هايى هم وجود دارد كه زن از طريق آنها مى‌تواند

[1]- «إذا كان دم الحيض فإنّه أسود يُعرف، فإذا كان كذلك فأمسكي عن الصلاة».


صفحه 22

قاعدگى خود را تشخيص دهد كه به برخى از آنها اشاره مى‌شود:

الف- چون عادت ماهيانه در هر چهار هفته يكبار اتّفاق مى‌افتد، پس آن عادتى است با وقت معيّن و يا با مقدار و وقت معيّن.

ب- قاعدگى معمولًا با مجموعه‌اى از حالات خاصّى همراه است كه زن با احساس آن حالات آگاهى مى‌يابد كه وارد عادت ماهيانه خود شده است، مانند تغيير مزاج، تمايل به گريه، احساس ناراحتى و گاهى هم درد در ناحيه شكم واحساس خستگى و حتّى سرگيجه.[1]

البتّه هر زنى در آغاز قاعدگى، حالت خاصّ خود را دارد، كه به وسيله آن، به سرعت و به آسانى مى‌تواند قاعدگى خود را تشخيص دهد.

ج- چون اين خون، صفات و نشانه‌هاى خاصّى دارد مانند سياهى يا سرخى شديد و سوزش و فشار، با ديدن اين نشانه‌ها نيز مى‌توان خون قاعدگى را از غير آن باز شناخت.[2]

د- چون خون حيض تنها بعداز بلوغ و قبل‌از يائسگى ديده مى‌شود (زيرا اين خون مربوط به مسأله حاملگى است) و چون‌

[1]- دكتر فريدرك كهن مى‌گويد: برخى از زنان از علايم فيزيكى و روانى مى‌توانند نزديك شدن قاعدگى خود را تشخيص دهند. از جمله اين علايم است: دردهاى شديد در شكم، خستگى، سنگين شدن بالاى چشمها، اسهال، گلوگير شدن، استفراغ، سرگيجه، بيهوش، ناخوشى وهذيان. دكتر وان ديولين مى‌گويد: احساس گرفتگى وخستگى يك امر طبيعى در هر زن‌است وگاهى درد سر شديد نيز همراه‌آن مى‌شود، آب دهان زياد مى‌گردد، كبد بزرگ مى‌شود، زن اشتهاى به غذا را از دست مى‌دهد و دستگاه هاضمه او نيز اختلال پيدا مى‌كند. (الزواج المثالى، ص 100 وما بعد)

[2]- اين نشانه‌ها را بعداً بيان مى‌كنيم.


صفحه 23

معمولًا كمتر از سه روز پياپى و بيشتر از ده روز نيست (مگر در صورت مختلّ شدن سلامتى زن كه در آن صورت خون استحاضه خواهد بود) شريعت، اين ويژگيها را از علايم و نشانه‌هاى قاعدگى قرار داده است. جزئيات اين مسائل را مشروحاً يادآور خواهيم شد.


صفحه 24

احكام حيض‌

شرايط حيض:

قاعدگى تنها با وجود شرايط ذيل تحقّق مى‌يابد:

1- بيرون آمدن خون بعداز كامل كردن سنّ نُه سال باشد.

2- بيرون آمدن خون قبل‌از سنّ يائسگى باشد.

3- مدّت ديدن خون كمتر از سه روز نباشد.

4- مدّت ديدن خون بيشتر از ده روز نباشد.

5- بيرون آمدن خون در طول سه روز استمرار عرفى داشته باشد.

6- مدّت فاصله بين دو حيض كمتر از ده روز نباشد.

7- صفات و علايم خون حيض را داشته باشد يا به گونه‌اى باشد كه بتوان آن را خون قاعدگى به شمار آورد. چنانكه مشروح آن بيان خواهد شد.

هريك از شرايط بالا احكام و فروعى دارد كه در سطور بعدى بيان مى‌گردد.


صفحه 25

شرط اوّل- رسيدن به سنّ نُه سالگى‌

حديث شريف‌

ابن حجّاج مى‌گويد: امام صادق عليه السلام فرمود:

«ثلاث تتزوَّجن على كلّ حال: التي لم تحض ومثلها لا تحيض.

قال: قلت: وما حدّها؟ قال عليه السلام: «إذا أتى لها أقلّ من تسع سنين، والتي لم يدخل بها، والتي قد يئست من المحيض ومثلها لا تحيض». قلت: وما حدّها؟ قال عليه السلام: «إذا كان لها خمسون سنة»[1].

«سه دسته از زنان در هر حال مى‌توانند ازدواج كنند (يعنى بدون اينكه عدّه بگيرند مى‌توانند بعداز طلاق فوراً ازدواج نمايند): زنى كه حيض نمى‌بيند و زنان مانند او هم حيض نمى‌بينند.

گفتم: مشخّصات و تعريف اين زن چيست؟ فرمود:

«دخترى كه كمتر از نه سال داشته باشد، و نيز زنى كه به او دخول نشده باشد، و همچنين زنى كه به سنّ يائسگى رسيده و زنان مانند او نيز حيض نبينند.

گفتم: مشخصّات و تعريف اين زن چيست؟ فرمود:

«وقتى كه زن به پنجاه سالگى برسد.»

احكام‌

شرط اوّل تحقّق حيض اين است كه بعداز كامل كردن سنّ‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، باب 2، ابواب العِدد، ص 406، حديث 4.