بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 20

حقايقى درباره قاعدگى‌

اوّل- حيض يا حالت قاعدگى يك پديده طبيعى است كه براى زنان عارض مى‌شود و غالباً در هر ماه تكرار مى‌گردد و چون اين حالت از نظر فيزيكى و روانى، تأثيرات خاصى براى زنان دارد، اسلام هم دراين زمينه احكام مشخّص و ويژه‌اى را تشريع كرده است.

دوّم- اين پديده از سوى خود انسان با روش علمى و كوشش عرفى و تجربى قابل شناسائى است چنانكه همه پديده‌هايى كه احكام شرعى بر آنها مترتّب مى‌گردد، مانند: بيمارى و سلامت، فقر وغنى، قدرت و ضعف و غيره نيز به همين طريق شناخته مى‌شوند.

خداوند فرموده است:

(بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى‌ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ)[1].

«بلكه انسان، خودش از وضع خود آگاه است.»

سوم- چون يك سلسله احكام شرعى براين پديده مترتّب شده، سؤالات مردم هم درباره آن زياد شده و از طرف رهبران شريعت (يعنى پيامبر عظيم الشأن و امامان معصوم) پاسخها با بيان نشانه‌ها

[1]- سوره قيامه، آيه 14.


صفحه 21

و علايم ارائه گرديده است، ولى به اين نكته نيز اشاره رفته كه اين پديده يك حقيقت شناخته شده بوده و جاى خفا و ابهام ندارد، و اين نشان مى‌دهد كه شناخت اين پديده، موكول به عرف است و امارات و نشانه‌هايى را كه شريعت بيان داشته غالباً جنبه ارشادى دارد، چنانكه در حديث منقول از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خطاب به زنان آمده است: «اگر خون، خون حيض باشد، رنگ آن سياه و شناخته شده است و اگر چنين باشد، نماز بجانياور.»[1]

چهارم- از آنجا كه قاعدگى يك پديده طبيعى است، پس زنى كه از نظر بهداشتى از سلامتى كامل برخوردار باشد، اين عادت را مى‌بيند بر خلاف ساير خونها مانند: استحاضه يا نفاس يا خون بكارت يا خون زخمها و لذا خونى كه زن مى‌بيند، اساساً، حيض محسوب مى‌شود مگر در حالات استثنائى كه نتوان آن را حيض تلقّى كرد.

پنجم- گاهى علايم و نشانه هايى كه در شرع، يا در عرف و يا به وسيله متخصّصان، مشخّص شده با يكديگر همخوانى پيدا نمى‌كند يا در ميان آنها تعارض ديده مى‌شود (مانند تعارض علايم هر پديده طبيعى ديگر) دراين صورت بايد به عرف مراجعه شود تا علامت نزديكتر و نشانه موثق‌تر به حسب شرايط مختلف مربوط به موضوع بدست آيد، چنانكه مشروح آن در آينده خواهد آمد.

ششم- نشانه‌هايى هم وجود دارد كه زن از طريق آنها مى‌تواند

[1]- «إذا كان دم الحيض فإنّه أسود يُعرف، فإذا كان كذلك فأمسكي عن الصلاة».


صفحه 22

قاعدگى خود را تشخيص دهد كه به برخى از آنها اشاره مى‌شود:

الف- چون عادت ماهيانه در هر چهار هفته يكبار اتّفاق مى‌افتد، پس آن عادتى است با وقت معيّن و يا با مقدار و وقت معيّن.

ب- قاعدگى معمولًا با مجموعه‌اى از حالات خاصّى همراه است كه زن با احساس آن حالات آگاهى مى‌يابد كه وارد عادت ماهيانه خود شده است، مانند تغيير مزاج، تمايل به گريه، احساس ناراحتى و گاهى هم درد در ناحيه شكم واحساس خستگى و حتّى سرگيجه.[1]

البتّه هر زنى در آغاز قاعدگى، حالت خاصّ خود را دارد، كه به وسيله آن، به سرعت و به آسانى مى‌تواند قاعدگى خود را تشخيص دهد.

ج- چون اين خون، صفات و نشانه‌هاى خاصّى دارد مانند سياهى يا سرخى شديد و سوزش و فشار، با ديدن اين نشانه‌ها نيز مى‌توان خون قاعدگى را از غير آن باز شناخت.[2]

د- چون خون حيض تنها بعداز بلوغ و قبل‌از يائسگى ديده مى‌شود (زيرا اين خون مربوط به مسأله حاملگى است) و چون‌

[1]- دكتر فريدرك كهن مى‌گويد: برخى از زنان از علايم فيزيكى و روانى مى‌توانند نزديك شدن قاعدگى خود را تشخيص دهند. از جمله اين علايم است: دردهاى شديد در شكم، خستگى، سنگين شدن بالاى چشمها، اسهال، گلوگير شدن، استفراغ، سرگيجه، بيهوش، ناخوشى وهذيان. دكتر وان ديولين مى‌گويد: احساس گرفتگى وخستگى يك امر طبيعى در هر زن‌است وگاهى درد سر شديد نيز همراه‌آن مى‌شود، آب دهان زياد مى‌گردد، كبد بزرگ مى‌شود، زن اشتهاى به غذا را از دست مى‌دهد و دستگاه هاضمه او نيز اختلال پيدا مى‌كند. (الزواج المثالى، ص 100 وما بعد)

[2]- اين نشانه‌ها را بعداً بيان مى‌كنيم.


صفحه 23

معمولًا كمتر از سه روز پياپى و بيشتر از ده روز نيست (مگر در صورت مختلّ شدن سلامتى زن كه در آن صورت خون استحاضه خواهد بود) شريعت، اين ويژگيها را از علايم و نشانه‌هاى قاعدگى قرار داده است. جزئيات اين مسائل را مشروحاً يادآور خواهيم شد.


صفحه 24

احكام حيض‌

شرايط حيض:

قاعدگى تنها با وجود شرايط ذيل تحقّق مى‌يابد:

1- بيرون آمدن خون بعداز كامل كردن سنّ نُه سال باشد.

2- بيرون آمدن خون قبل‌از سنّ يائسگى باشد.

3- مدّت ديدن خون كمتر از سه روز نباشد.

4- مدّت ديدن خون بيشتر از ده روز نباشد.

5- بيرون آمدن خون در طول سه روز استمرار عرفى داشته باشد.

6- مدّت فاصله بين دو حيض كمتر از ده روز نباشد.

7- صفات و علايم خون حيض را داشته باشد يا به گونه‌اى باشد كه بتوان آن را خون قاعدگى به شمار آورد. چنانكه مشروح آن بيان خواهد شد.

هريك از شرايط بالا احكام و فروعى دارد كه در سطور بعدى بيان مى‌گردد.


صفحه 25

شرط اوّل- رسيدن به سنّ نُه سالگى‌

حديث شريف‌

ابن حجّاج مى‌گويد: امام صادق عليه السلام فرمود:

«ثلاث تتزوَّجن على كلّ حال: التي لم تحض ومثلها لا تحيض.

قال: قلت: وما حدّها؟ قال عليه السلام: «إذا أتى لها أقلّ من تسع سنين، والتي لم يدخل بها، والتي قد يئست من المحيض ومثلها لا تحيض». قلت: وما حدّها؟ قال عليه السلام: «إذا كان لها خمسون سنة»[1].

«سه دسته از زنان در هر حال مى‌توانند ازدواج كنند (يعنى بدون اينكه عدّه بگيرند مى‌توانند بعداز طلاق فوراً ازدواج نمايند): زنى كه حيض نمى‌بيند و زنان مانند او هم حيض نمى‌بينند.

گفتم: مشخّصات و تعريف اين زن چيست؟ فرمود:

«دخترى كه كمتر از نه سال داشته باشد، و نيز زنى كه به او دخول نشده باشد، و همچنين زنى كه به سنّ يائسگى رسيده و زنان مانند او نيز حيض نبينند.

گفتم: مشخصّات و تعريف اين زن چيست؟ فرمود:

«وقتى كه زن به پنجاه سالگى برسد.»

احكام‌

شرط اوّل تحقّق حيض اين است كه بعداز كامل كردن سنّ‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، باب 2، ابواب العِدد، ص 406، حديث 4.


صفحه 26

نه سالگى ديده شود امّا اگر قبل‌از آن خون ببيند و شك كند كه خون قاعدگى است حكم حيض را ندارد. فروع مسأله به شرح ذيل است:

الف- آنچه را دختر قبل از كامل كردن نُه سال قمرى‌[1]ببيند، حيض نيست مگر اينكه خون به گونه‌اى باشد كه اطمينان حاصل شود كه حيض است. دراين صورت خود حيض، نشانه و علامت بلوغ به شمار مى‌آيد.

ب- مقصود از بلوغ دراين‌جا پديدار شدن يكى از نشانه‌هاى بلوغ دختر است كه در باب احكام بلوغ ذكر شده است.

ج- اگر دختر شك كند كه بالغ شده يا نه حكم به عدم بلوغ مى‌شود تا اين كه بلوغ ثابت شود، وبه واسطه يكى‌از نشانه‌هاى بلوغ كه‌در باب احكام بلوغ يادآورى شده است، به تحقّق آن اطمينان حاصل شود.

شرط دوّم- قبل‌از سنّ يائسگى‌

حديث شريف:

1- در حديث قبلى ابن حجّاج كه در شرط اوّل گذشت، از امام صادق عليه السلام درباره زن يائسه سؤال شد كه مشخّصات و تعريف آن چيست؟ امام فرمود:

«هنگاميكه زن پنجاه سال داشته باشد.»[2]

2- شيخ در كتاب «المبسوط» فرموده است:

زن، هنگامى كه به سن پنجاه سالگى برسد، يائسه مى‌شود، مگر

[1]- در حدود هشت سال و نُه ماه به تقويم شمسى يا ميلادى.

[2]- در حدود هشت سال و نُه ماه به تقويم شمسى يا ميلادى.


صفحه 27

اينكه از قريش باشد، زيرا در مورد چنين زنى روايت آمده است كه تا شصت سالگى خون مى‌بيند.[1]

احكام‌

شرط دوّم اين است كه ديدن خون قبل‌از رسيدن به سنّ يائسگى باشد. فروع مسأله بدين شرح است:

الف- يائسگى از حقايق خارجى است كه علايم و نشانه‌هاى فراوانى دارد كه از جمله آنها سنّ است و همچنين باردار نشدن. البتّه سنّ مخصوص بايد با مراعات شرايط ويژه زنان باشد كه زنان همسان او يا متخصّصان و اهل خبره آن را مى‌دانند.

ب- گاهى سنّ يائسگى براى زن قريشى‌[2]و برخى ديگر از قبايل عربى به شصت سال هم مى‌رسد در حاليكه براى ديگران اين سنّ، 45 سالگى‌است وگاهى به 55 سال‌هم مى‌رسد.[3]ولى‌سنّ‌يائسه شدن به‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 2، باب 31، ص 581، حديث 5.

[2]- قريشى كسى است كه از طرف پدر به نضر بن كنانه برسد، چنانكه در نسب پيامبر گرامى‌اسلام چنين آمده است: محمّد بن عبداللَّه بن عبدالمطّلب (شيبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف (مغيره) بن قصى (زيد) بن كلاب بن مرّه بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانه (قريش) بن خزيمة بن مدركه بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان. (الاصطلاحات، ص 107)

[3]- روايات دراين زمينه اختلاف دارد ولى همه اينها ارشادى و براى بيان يك واقعيّت خارجى‌است. خداوند براى يائسه در مورد طلاق حكم خاصّى قرار داده و فرموده است: (وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ) [سوره طلاق، آيه 4] با تحقيقى كه درباره حالات زنان به عمل آمده روشن شده كه سنّ يائسگى بين زنان متفاوت است و پزشكان مى‌گويند: تفاوت اين امر به تفاوت محيطها و مزاجها برمى‌گردد. ل لا دكتر كهن مى‌گويد: سنّ يائسه شدن در مناطق معتدل معمولًا بين 45 و 60 سالگى است و دكتر ريولين مى‌گويد: مدّت فعاليّت جنسى در زنان تا 50 يا 45 سالگى ادامه مى‌يابد و در سن 50 سالگى اين فعاليّت قطع مى‌شود و به ندرت تا 55 سالگى ادامه مى‌يابد.

(الزواج المثالى، ص 66)