فروع مسأله بشرح ذيل است:
الف- آنچه را زن در مدّت بيشتر از ده روز مىبيند، در ايّام بعداز دهم، حيض محسوب نمىشود هر چند مشخّصات حيض را هم داشته باشد.
ب- اگر صاحب عادت عدديه، بيش از ده روز خون ببيند (مثل اينكه عادت او پنج روز باشد امّا استثناءً پانزده روز خون ببيند) آن مقدار اضافه بر عادت (يعنى- دراين مثال- ده روز) استحاضه است امّا اگر كلًا ده روز يا كمتر از آن خون ببيند، بايد همه آن را (هر چند بيشتر از روزهاى عادتش باشد) حيض قرار دهد.
آنچه گفته شد در صورت شك است، امّا اگر از راههاى ديگر يقين به تعداد روزهاى قاعدگى خود داشته باشد، مطابق همان يقين بايد عمل كند.
شرط پنجم- استمرار خون
حديث شريف
يونس روايت مىكند كه امام صادق عليه السلام فرمود:
«فإذا رأت المرأة الدم في أيّام حيضها تركت الصلاة، فإن استمرّ بها الدم ثلاثة أيام فهي حائض، وإن انقطع الدم بعد ما رأته يوماً أو يومين اغتسلت وصلّت وانتظرت من يوم رأت الدم إلى عشرة أيام، فإن رأت في تلك العشرة أيام من يوم رأت الدم يوماًأو يومين حتّى يتمّ لها ثلاثة أيام فذلك الدم الذي رأته في أوّل الأمر مع هذا الذي رأته بعد ذلك في العشرة هو من الحيض، وإن مرّ بها من يوم رأت الدم عشرة أيام ولمتر الدم فذلك اليوم واليومان الذي رأته لم يكن من الحيض، إنّما كان من علّة، إمّا قرحة في جوفها، وإمّا من الجوف، فعليها أن
تعيد الصلاة تلك اليومين التي تركتها، لأنّها لم تكن حائضاً، فيجب أن تقضي ما تركت من الصلاة في اليوم واليومين، وإن تمّ لها ثلاثة أيام فهو من الحيض وهو أدنى الحيض»[1].
«اگر زن در روزهاى قاعدگى خود خون ببيند، نماز را ترك كند، پس اگر سه روز ادامه يافت او حايض است، امّا اگر بعداز يك يا دو روز، جريان خون قطع شد، غسل كند و نماز بگزارد و از آن روزى كه خون ديده تا ده روز ديگر، منتظر بماند، پس چنانچه در طول آن ده روز، بعداز روز اوّلى كه خون ديده، باز هم يك يا دو روز ديگر هم خون ببيند وجمعاً سه روز شود، آن خونى كه در اوّل ديده با خونى كه پس از آن در طول ده روز ديده، همگى حيض است، امّا اگر ده روز گذشت و خون نديد، پس آن يك يا دو روزى كه در ابتدا خون ديده، حيض نيست، بلكه يا از جهت بيمارى بوده، يا زخم داشته و يا از درون بوده است، و دراين صورت بر او واجب است كه قضاى نماز آن دو روزى را كه نخوانده بجا آورد، كند زيرا او حايض نبوده، و واجب است آنچه را در يك يا دو روز ترك كرده قضا نمايد، ولى اگر سه روز را كامل كرده باشد خون حيض است و اين كمترين مدّت حيض مىباشد.»
احكام
شرط پنجم اين است كه خارج شدن خون به مدّت سه روز استمرار عرفى داشته باشد:
1- از آنجا كه خون حيض به طور مستمر جريان ندارد بلكه گاهى براى چند ساعت، توقّف پيدا مىكند، آن روزهايى كه زن هر چند
[1]- وسائل الشيعة، ج 2، باب 12، ابواب الحيض، حديث 2.
بصورت پراكنده خون ديده، از قاعدگى او محسوب مىشود.
2- گاهى بعداز سه روز اوّل، براى يك روز بيرون آمدن خون قطع مىگردد[1]، سپس دوباره جريان مىيابد، دراين صورت چنانچه زن بداند كه خون بعدى ادامه خون قبلى است، حيض حساب مىشود.
3- گاهى هم ممكن است قاعدگى زن دچار اضطراب شود، بدينسان كه يك روز خون ببيند (مثلًا اوّل ماه) سپس پاك شود، پس از آن دو روز ديگر (مثلًا ششم وهفتم ماه) خون ببيند كه جمعاً سه روز يعنى كمترين مدّت حيض شود، او در روزهايى كه خون ديده حايض محسوب مىشود به شرطى كه اين روزها در ضمن همين ده روز يعنى از اوّل تا دهم ماه باشد.
امّا در روزهايى كه پاك بوده اوْلى اين است كه غسل كند ونماز بگزارد.
امّا بعد از سپرى شدن ده روز، اگر دوباره خون ببيند بايد به وظايف استحاضه عمل كند زيرا اين خون را بعداز سپرى شدن ده روز ديده است.
شرط ششم- كمترين فاصله بين دو حيض
حديث شريف:
1- يونس روايت مىكند كه امام صادق عليه السلام فرمود:
[1]- دكتر وان ديولين مىگويد: زن در روزهاى نخست، بيشترين مقدار خون را از دست مىدهدسپس به تدريج كم مىشود تا اينكه به خونابه تبديل مىشود و سپس به تدريج خشك مىگردد و اتّفاق مىافتد كه بعداز سه روز، براى يك يا چند روز جريان خون قطع مىشود، سپس دوباره براى چند روز ديگر جريان مىيابد.
«أدنىالطهر عشرةأيام»، وقالأيضاً: «ولا يكونالطهر أقلّ منعشرة أيّام»[1].
«كمترين مدّت پاكى ده روز است.» و نيز فرمود: «پاكى كمتر از ده روز نيست.»
2- محمّد بن مسلم مىگويد؛ امام باقر عليه السلام فرمود:
«إذا رأت المرأة الدم قبل عشرة أيام فهو من الحيضة الاولى، وإن كان بعد العشرة فهو من الحيضة المقبلة»[2].
«اگر زن قبلاز سپرى شدن ده روز (از قاعدگى قبلى) خون ببيند، آن خون از حيض اوّل است، و اگر بعداز سپرى شدن ده روز خون ببيند، از حيض بعدى مىباشد.»
3- در كتاب (دعائم الاسلام) آمده است كه امام صادق عليه السلام در حديثى فرمود:
«وأقلّ الطهر عشرة ليال»[3].
«كمترين مدّت پاكى ده شب است.»
احكام
شرط ششم اين است كه فاصله بين دو حيض، كمتر از ده روز نباشد:
1- كمترين روزهاى پاكى كه بين دو قاعدگى فاصله مىافتد ده روز است امّا بيشترين مدّت فاصله، حدّ معيّنى ندارد.
[1]- وسائل الشيعة، ج 2، باب 11، ابواب الحيض، حديث 2.
[2]- وسائل الشيعة، ج 2، باب 12، ابواب الحيض، حديث 3.
[3]- مستدرك الوسائل، ج 2، باب 9، ابواب الحيض، ص 12، حديث 2.
2- روزهايى كه در بين مدّت يك حيض فاصله مىافتد، و جريان خون در آن روزها قطع مىشود، پاكى مستقلّ محسوب نمىشود هر چند حكم كنيم كه زن دراين روزها پاك است و بايد نماز بخواند.
شرط هفتم- مشخّصات خون قاعدگى
حديث شريف:
1- معاويهبنعمّار از حضرت صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود:
«إنّ دم الاستحاضة والحيض ليس يخرجان من مكان واحد، إنّ دم الاستحاضة بارد، وإنّ دم الحيض حار»[1].
«خون استحاضه و خون حيض از يك محل خارج نمىشود. خون استحاضه سرد، و خون حيض گرم است.»
2- حفص بن البخترى روايت مىكند كه زنى بر حضرت صادق عليه السلام وارد شد و از ايشان سؤال نمود درباره زنى كه خون او استمرار يافته و نمىداند كه خون حيض است يا جز آن؟ امام فرمود:
«دم الحيض حار عبيط، اسود، له دفع وحرارة، ودم الاستحاضة أصفر بارد، فإن كان للدم حرارة ودفع وسواد فلتدع الصلاة»[2].
«خون قاعدگى گرم و تازه و سياه است، فشار و حرارت (يا سوزش) دارد. خون استحاضه زرد رنگ و سرد است، پس اگر خون با حرارت (يا سوزش)، و فشار، و سياه رنگ بود نماز را ترك كند.»
3- حضرت صادق عليه السلام در پاسخ به زنى كه درباره برخى از مسائل
[1]- وسائل الشيعة، ج 2، باب 3، ابواب الحيض، ص 537، حديث 1.
[2]- همان، حديث 2.
قاعدگى سؤال نموده بود فرمودند:
«دم الحيض ليس به خفاء، وهو دم حار تجد له حرقة»[1].
«خون قاعدگى چيز مخفى وپوشيدهاى نيست، و آن خونى است گرم، و سوزش دارد.»
احكام
شرط هفتم اين است كه خون، مشخّصات و علايم خون حيض را داشته باشد:
1- چنانكه در حديث آمده است، خون حيض چيز مخفى و پوشيدهاى نيست و چون حيض از شؤونات ويژه بانوان است، غالباً هر زنى، حيض خود را بدون نياز به هيچ علامت ونشانهاى مىفهمد.
2- ولى در حالات اشتباه و اضطراب، خون حيض را غالباً با اوصاف ويژهآن كه در سنّتشريف بيان شدهاست، مىتوان شناخت.
اوصاف خون حيض عبارتنداز:
الف- خون حيض غالباً رنگ سرخ تند دارد وگاهى هم سياه است.
ب- بيشتر اوقات غليظ است.
ج- با گرمى خارج مىشود.
د- غالباً همراه با سوزش است.
ه- غالباً با قوّت و فشار بيرون مىآيد.
[1]- وسائل الشيعة، ج 2، باب 3، ابواب الحيض، ص 537، حديث 3.
اقسام عادتهاى ماهيانه
زنها از جهت عادت ماهيانه بر دو قسم هستند:
اوّل- كسانى كه عادت معيّنى دارند.[1]
دوّم- كسانى كه عادت معيّنى ندارند.
امّا قسم اوّل يعنى آنان كه داراى عادت هستند بر سه قسم مىباشند:
1- كسانى كه عادت وقتيه و عدديه دارند.
2- كسانى كه عادت عدديه دارند.
3- كسانى كه عادت وقتيه دارند.
امّا قسم دوّم يعنى آنان كه عادت معيّنى ندارند نيز بر سه قسم مىباشند:
1- مبتدئه.
2- مضطربه.
3- ناسيه.
هريك از اين اقسام ششگانه، احكام خاصّى دارند. تعريف هر كدام و احكام و فروع مسائل هر قسم را به ترتيب ذكر مىكنيم.
[1]- براساس پزشكى جديد، عادت ماهانه غالباً طبق حسابهاى قمرى نظم پيدا مىكند. دكتر كهن مىگويد: بدن زن در هر ماه قمرى يك تخمك پديد مىآورد كه با دقّت تمام مسير خود را طى مىكند. زن بالغ در هر 28 روز يك تخمك مىگذارد كه مقدارى معيّن از خون نيز همراه آن است و همين وظيفه بنام حيض يا عادت ماهانه شناخته مىشود. پس حيات جنسى زن در هر ماه قمرى داراى چهار مرحله است و هر مرحله يك هفته را در برمىگيرد. (حياتنا الجنسيه، ص 58)
زنانى كه عادت معيّنى دارند
حديث شريف:
1- سماعه مىگويد: از امام عليه السلام سؤال كردم درباره دختر باكرهاى كه براى بار اوّل حيض مىبيند... تا اينكه امام فرمود:
«فإذا اتّفق الشهران عدّة أيام سواء فتلك أيّامها»[1].
«اگر دو ماه پشت سرهم در روزهاى معيّن، خون ببيند، همان روزها عادت اوست.»
2- يونس از امام صادق عليه السلام در يك حديث طولانى روايت مىكند:
«فإن انقطع الدم لوقته في الشهر الأوّل، سواء حتّى توالى عليها حيضتان أو ثلاث فقد علم الآن أنّ ذلك قد صار لها وقتاً وخلقاً معروفاً»[2].
«اگر خون در همان وقتى كه در ماه اوّل قطع شده قطع شود و دو يا سه قاعدگى بهيك منوال باشد، او بايد بداند كه اينوقت، عادتاو شده است.»
احكام
كسانى كه عادت معيّنى دارند به سه دسته تقسيم مىشوند:
الف- كسى كه عادت وقتيّه دارد
زنى است كه حدّاقلّدو ماه پشتسرهم در وقت معيّنخون حيض ببيند مثلًا در دو ماه قمرى پشتسرهم در روز پنجم هر ماه
[1]- وسائل الشيعة ج 5، ص 545، باب 7، ابواب الحيض، حديث 1.
[2]- همان، حديث 2.