«المرأة إذا رأت الدم في أوّل حيضها فاستمرّ بها الدم تركت الصلاة عشرة أيام، ثمّ تصلّي عشرين يوماً، فإناستمرّبهاالدم بعد ذلك تركت الصلاة ثلاثة أيام وصلّت سبعة وعشرين يوماً»[1].
«اگر زنى در اوّلين قاعدگى خود خون ببيند، و خون او ادامه پيدا كند، ده روز نماز را ترك مىكند، سپس بيست روز نماز مىخواند، پس اگر خون ادامه پيدا كرد، سه روز نماز را ترك مىكند و بيست و هفت روز نماز مىخواند.»
احكام
شك در خونى كه زن مىبيند، خالى از حالات ذيل نيست:
1- اگر نداند كه چيزى از رحم خارج شده است يا نه، بنا را براين بگذارد كه چيزى خارج نشده است و بر او تفحّص و بررسى واجب نيست.
2- اگر بداند كه چيزى از رحمش خارج شده ولى نداند كه خون است ياماده روان ديگر، لازم است بررسى كند تامطمئن شود كه خون است يا چيز ديگر، و در صورتى كه ثابت شود خون است بايد به مشخّصات و نشانهها رجوع كند، تا بداند كه خون حيض است يا چيز ديگر.
3- اگر بداند كه آنچه خارج شده خون است ولى نداند كه از كدام قسم خونها است، دراينجا چند صورت وجود دارد:
[1]- وسائل الشيعة، ج 2، باب 8، ابواب الحيض، ص 549، حديث 6.
الف- اگر نداند كه خون حيض است يا بكارت، بايد خود را بدين صورت وارسى كند: مقدارى پنبه در محل قرار دهد و كمى صبر كند، سپس به آرامى آن را بيرون آورد پس اگر اطراف آن به خون آلوده باشد، خون بكارت است و اگر خون در پنبه فرو رفته باشد، حيض مىباشد. اين وارسى به عنوان اينكه راه كشف حكم است واجب مىباشد و اگر راه علمى ديگرى مانند مراجعه به پزشك يا شناسائى خون از طريق مشخّصات آن وجود داشته باشد، مىتواند طبق آن عمل كند، و اگر هر نوع راه بررسى ناممكن باشد يا از طريق آن نتوان نوع خون را تشخيص داد، خون ديده شده از عادت محسوب نمىشود.
ب- اگر نداند كه خون حيض است يا زخم، بايد به نشانههايى كه نشان مىدهد او حائض است يا نه مراجعه نمايد، و اگر نشانهاى بر حيض بودن نيابد، حكم به پاكى او مىشود زيرا اصل پاكى است.
ج- اگر نداند كه خون حيض است يا استحاضه، فروعى دارد كه بيان مىشود:
اوّل- اگر زن، عادت وقتيّه و عدديّه داشته باشد و به طور مثال هميشه درهرماه از اوّل تا پنجم آن خون مىبيند، چنانچه خونريزى او از ده روز تجاوز كند، آن مقدار اضافه از عادت هميشگى او، استحاضه است ولى اگر از ده روز بيشتر نباشد بلكه مثلًا هفت روز خون ببيند، همه اين روزها براى او حيض محسوب مىشود.
دوّم- امّاكسى كه عادت وقتيّه دارد، اگر از ده روز بيشتر خون ببيند، اقرب اين است كه مازاد ده روز، استحاضه است.
سوم- امّا كسى كه عادت عدديّه دارد، از جهت عدد روزها بايد به عادت خودمراجعهكند، امّااز جهت وقت وزمان بايد به مشخّصات و نشانهها و قرائن رجوع كند و آن زمانى را كه از نظر او نزديكتر به حيض است، حيض حساب كند.
البتّه اين در صورتى است كه او اطمينان داشته باشد كه حيض او همان ايام عادتش مىباشد ولى اگر برخلاف آن اطمينان حاصل كند و از مشخّصات و ساير حالات بفهمد كه روزهاى ديگر، حيض اوست نه ايّام عادت، بايد بر طبق مشخّصات عمل كند (يعنى هر خونى را كه مشخّصات حيض داشته باشد حيض قرار دهد چه درايّامعادت باشد يا بعداز آن) زيرا چنانكه قبلًا گذشت حيض يك حالت زنانه است و عادت و غيره فقط نشانه است و بر زن است كه از طريق اين نشانهها، حقيقت را بيابد، سپس به وظيفه خود عمل كند واگر از طريق نشانهها و مشخّصاتنتوانست حقيقت را بدست بياورد، مخيّراست هر خونى را كه بخواهد براى خود حيض قرار دهد.
4- مبتدئه و مضطربهاى كه هنوز عادت منظّمى پيدا نكرده است، بايد آنچه را مشخّصات حيض دارد، حيض و آنچه را مشخّصات استحاضه دارد، استحاضه قرار دهد بشرطى كه آنچه مشخّصات حيض دارد از سه روز كمتر و از ده روز بيشتر نباشد به گونهاى كه زن به اين تشخيص اطمينان نكند، مگر اينكه مشخّصات و نشانههاى خون طورى باشد كه او را عرفاً مطمئن گرداند كه او در حالت حيض است و دراين صورت عمل به مشخّصات و نشانهها كفايت مىكند هر چند آن دو شرط هم موجود نباشد و اللَّه العالم.
5- اگر خونى كه مشخّصات حيض دارد با خون ديگرى كه آن هم همان مشخّصات را دارد تعارض پيدا كند مثل اينكه زن پنج روز با مشخّصات حيض خون ببيند، سپس پنج روز ديگر با مشخّصات استحاضه خون ببيند، سپس پنج روز ديگر با مشخّصات حيض ببيند يا اينكه همه خون در همه اين روزها با يك صفت باشد، دراين صورت بايد در تعيين شماره روزهاى حيض به عادت خويشاوندان خود مراجعه كند بشرطى كه نزديكان و خويشاوندان او در شماره روزهاى حيض متّفق باشند يعنى عادت آنان يك اندازه باشد، يا اگر مخالفى هم در ميان آنها باشد، اندك و نادر باشد.
6- در صورت رجوع به عادت خويشاوندان، آيا لازم است كه شهر محل سكونت آنان يكى باشد؟ جواب اين است كه گاهى يكى بودن شهر محل سكونت تأثير ندارد، مثل اينكه بخواهد به عادت تنها عمّهاش مراجعه كند كه در يك شهر بسيار دور سكونت دارد، و گاهى هم مؤثّر است مثل اينكه عمّهاش از مادر ديگر غير از مادر پدرش باشد ودرشهرهاى مختلف سكونت داشته باشند وآب وهواى آنها هم متفاوت باشد، شايد اختلاف شهرها دراين حالت مؤثّر باشد.
به هر حال ملاك در آن ميزان اطمينان عرفى است كه از همگونى با خويشاوندان حاصل مىشود. به طور كلّى زن مضطربه ومبتدئهاى كه خوناو نشانههاى مشخّص كنندهاى ندارد، مىتواند بهبرخى نشانههاى ديگر همانند خويشاوندان و هم سنّ و سالان خود مراجعه كند چون سنّ و محيط زندگى در مقدار خون اثر دارد.
پس اگر اين نشانهها به مرحله اطمينان رسيد، طبق همان
اطمينان عمل كند و گرنه بايد به روشى عمل كند كه در مسأله بعدى گفته مىشود.
7- در صورتيكه خويشاوندان هم در شماره روزهاى حيض، اختلاف داشته باشند، اومخيّراست بين اينكه براى خود سه روز را در يكماه و ده روز را در ماه ديگر حيض و باقى روزها را استحاضه قرار دهد، يا اينكه در هر ماه شش يا هفت روز را حيض قرار دهد و احوط هفت روز است و باقى روزها را استحاضه بداند.
8- مراد از خويشاوندان و نزديكان، اعمّ از ابوينى يا پدرى تنها يا مادرى تنها است و زنده بودن آنها هم شرط نيست.
9- اگر بعداز عمل كردن به روشهاى يادشده براى زن روشن گردد كهزمانحيضاو غير از زمانى بودهاست كه او قبلًا انتخاب كرده است، واجب است احتياطاً نمازهاى فوت شده را قضا كند وهمچنيناست اگر روشن شود كه آنچه را انتخاب كرده از زمان حيضاو، كمتر يا زيادتر بوده است.
10- در مشخّصات خون حيض، رنگ سياه و سرخ فرق ندارد مثلًا اگر سه روز به رنگ سياه و سه روز ديگر به رنگ سرخ ببيند، سپس به مشخّصات استحاضه ببيند، شش روز را براى خود حيض حساب كند.
احكام زن در روزهاى قاعدگى
حديث شريف:
1- محمّد بن على حلبى از حضرت صادق عليه السلام روايت مىكند
كه فرمود:
«غسل الجنابة والحيض واحد»[1].
«غسل جنابت و غسل حيض يكسان است.»
2- حضرت امام محمّدباقر عليه السلام مىفرمايد:
«إذا كانت المرأة طامثاً فلا تحلّ لها الصلاة، وعليها أن تتوضّأ وضوء الصلاة عند وقت كلّ صلاة، ثمّتقعدفيموضع طاهر فتذكر اللَّه عزّ وجلّ وتسبّحه وتهلّله وتحمده كمقدار صلاتها، ثمّ تفرغ لحاجتها»[2].
«هنگاميكه زن عادت مىشود، نماز خواندن براى اوحلال نيست، و بر اوست كه در وقت هر نماز وضو بگيرد، و در جايى پاك بنشيند و به ياد و ذكر خداوند باشد، و تسبيح و تهليل و حمد خدا بجا آورد به اندازه نماز خواندن، سپس رهسپار كارهاى خود شود.»
3- حضرت امام رضا عليه السلام مىفرمايد:
«إذا حاضت المرأه فلا تصوم ولا تصلّي»[3].
«هنگاميكه زن عادت مىشود، روزه نمىگيرد و نماز نمىخواند.»
4- ابّان از حضرت امامباقر وحضرت صادق عليهما السلام روايت مىكند كه فرمودند:
«الحائض تقضي الصيام ولا تقضي الصلاة»[4].
«زن حائض قضاى روزه را بجا مىآورد، ولى لازم نيست قضاى نماز
[1]- وسائل الشيعة، ج 2، باب 23، ابواب الحيض، ص 567، حديث 5.
[2]- همان، باب 40، ص 587، حديث 2.
[3]- همان، باب 39، ص 586، حديث 2.
[4]- همان، باب 41، ص 589، حديث 4.
را بجا آورد.»
5- زراره مىگويد از حضرت باقر عليه السلام سؤال نمودم: آيا زن در حال قاعدگى و شخص جنب مىتوانند چيزى از قرآن بخوانند؟ امام فرمود:
«نعم، ما شاءا إلّاالسجدة، ويذكران اللَّه على كلّ حال»[1].
«آرى، هر چقدر كه بخواهند، مگر سوره سجده. و در هر حال به ذكر و ياد خدا مشغول شوند.»
6- محمّد بن مسلم از امام محمّدباقر عليه السلام روايت مىكند كه فرمود:
«الجنب والحائض يفتحان المصحف من وراء الثوب، ويقرآن من القرآن ما شاءا إلّاالسجدة، ويدخلان المسجد مجتازين ولا يقعدان فيه، ولا يقربان المسجدين الحرمين»[2].
«شخص مجنب و زن حائض مىتوانند قرآن را به واسطه پارچهاى (يعنى بىآنكه با دستان خود نوشتههاى آن رالمس كنند) باز نمايند.
وهرچه مىخواهند از قرآن بخوانند مگر (سورهها يا آيات) سجده، آنان مىتوانند از مساجد عبور كنند ولى در آن مكث نكنند، امّابهدومسجد حرام (يعنى مسجدالحرام مكّة ومسجدالنبيّ مدينة) نزديك نشوند.»
7- معاويه بن عمّار مىگويد: از امام جعفر بن محمّدصادق عليهما السلام سؤال نمودم كه چه چيزىاز زن در حال قاعدگى براى همسرش حلال است؟ فرمودند:
[1]- وسائل الشيعه، ج 1، باب 19، ابواب الجنابة، ص 493، حديث 4.
[2]- همان، ص 494، حديث 7 و: همان، باب 15، ص 488، حديث 17.
«ما دون الفرج».
«به جز عورت.»
8- على بن يقطين روايت مىكند كه از امام موسى بن جعفر عليه السلام سؤال نموده: زن حائض هنگامى كه (خون او قطع مىشود) و پاك مىگردد، آيا همسرش مىتواند با او قبلاز غسل كردن نزديكى كند؟
امام فرمود:
«لا بأس، وبعد الغُسل أحبُّ إليَّ»[1].
«اشكال ندارد، ولى بعداز غسل كردن نزد ما بهتر است.»
9- حضرت صادق عليه السلام درباره كفّاره قاعدگى (يعنى كفّاره نزديكى كردن همسر با زن خود هنگام قاعدگى) مىفرمايد:
«اگر در آغاز قاعدگى باشد يك دينار صدقه بدهد، اگر در وسط قاعدگى باشد نصف دينار، و اگر در آخر قاعدگى باشد ربع دينار.
از امام سؤال شد: اگر چيزىنداشته باشد كهصدقه بدهد؟ فرمود:
به يك مسكين صدقه بدهد، و اگر اين را هم نتواند، استغفار كند و ديگر اين كار را نكند، زيرا استغفار نمودن، توبه و بازگشت به سوى خداوند است، و كفّاره هر كسى است كه راهى به كفّارههاى ديگر ندارد.[2]
10- امام محمّدباقر عليه السلام فرمود:
«العدّة والحيض للنساء، إذا ادّعت صُدِّقت»[3].
[1]- وسائل الشيعه، ج 1، باب 27، ابواب الجنابة، ص 573، حديث 5.
[2]- همان، باب 28، ص 574، حديث 1.
[3]- همان، باب 47، ص 596، حديث 1.