بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 81

نيست تنهابه واجبات نمازاكتفا كند بلكه مى‌تواند مستحبّات را نيز بجا آورد.

5- واجب است به هر وسيله ممكن از خارج شدن خون جلوگيرى نمايد ولى در مواردى كه خون زياد است و بند نمى‌آيد و او نمى‌تواند مانع شود، واجب نيست.

احكام مستحاضه:

1- در صحيح بودن روزه مستحاضه بنابر احوط شرط است كه غسل‌هاى روزانه يادشده را طبق وظيفه خود بجا آورد و گرنه روزه او باطل است همانگونه كه نماز او. امّا غسل نماز مغرب و عشا ربطى به صحيح بودن روزه ندارداگرچه احوط مراعات آن مى‌باشد. امّا وضوها به هيچ‌وجه در صحيح بودن روزه دخالتى ندارد.

2- اگر مستحاضه بداند كه قبل‌از آخر وقت نماز، خون قطع خواهد شد واو مى‌تواند نماز را با طهارت در وقتش بخواند، نماز را تا آن وقت به تأخير بيندازد.

3- مستحاضه‌مى‌تواند قضاى نمازهاى فوت شده قبل‌از استحاضه را در حال‌استحاضه بجا آورد بشرطى كه غسل و وضوى هر نماز را انجام دهد، ولى احوط اين است كه تا زمان پاكى صبر كند.

4- اگر اسباب و عوامل نماز آيات فراهم شود، نماز آيات بر مستحاضه نيز واجب مى‌گردد و بايد آن را مانند نمازهاى يوميّه بجا آورد.

5- اگر مستحاضه نتواند غسل و و ضو انجام دهد، تيمّم بجاى‌


صفحه 82

هر دو كفايت مى‌كند.

6- اگر مستحاضه متوسطه به وظايف خود عمل كند، همه اعماليكه مشروط به طهارت است مانند لمس كردن نوشته قرآن، براى او جايز است ولى اگر طبق وظيفه خود غسل كند، وارد شدن به مساجد وتوقّف در آن و خواندن آيه‌هاى سجده براى او جايز است و شوهرش هم مى‌تواند با او نزديكى كند هر چند وضو هم نكرده باشد.

7- اقوى اين است كه مستحاضه متوسطه و كثيره مى‌تواند بدون غسل وارد مسجد شود و در مسجد توقّف كند، اگرچه احتياط مستحب آن است كه براى اين كار غسل را ترك نكند.

8- احتياط مستحب اين است كه اگر غسل نكرده باشد شوهرش با او نزديكى نكند و اقوى اين است كه نزديكى كردن جايز است ولى كراهت دارد و همين حكم جارى است نسبت به قرائت آيات سجده.


صفحه 83

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 84

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 85

بخش سوم- نفاس‌

نفاس‌

حديث شريف:

1- اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود:

«قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: ما كان اللَّه عزّ وجلّ ليجعل حيضها مع حمل، فإذا رأت المرأة الدم وهي حبلى، فلا تدع الصلاة، إلّا أن ترى الدم على رأس ولادتها، إذا ضربها الطلق ورأت الدم تركت الصلاة»[1].

«پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند هيچگاه حيض زن را با باردارى او قرار نداده است، پس اگر زن خون ديد و او آبستن بود نبايد نمازش را ترك كند، مگر اينكه همزمان با زايمان خود خون ببيند. پس اگر درد زايمان گرفت و خون ديد، نماز را ترك كند.»

2- يونس بن يعقوب مى‌گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام مى‌فرمود:

«تجلس النفساء أيام حيضها التي كانت تحيض، ثمّ تستظهر، و تغتسل و تصلّي»[2].

«نفساء به اندازه ايام حيض خود كه عادت مى‌شد بايد بنشيند وعبادت انجام ندهد، سپس احتياط كرده و غسل نمايد و نماز بگذارد.»

3- زراره از يكى از دو امام عليه السلام روايت مى‌كند:

[1]- مستدرك الوسائل، ج 2، باب 2، ابواب نفاس، حديث 1.

[2]- وسائل الشيعة، ج 2، باب 1، ابواب نفاس، حديث 1.


صفحه 86

النفساء تكفُّ عن الصلاة أيامها التي كانت تمكث فيها ثمّ تغتسل وتعمل كما تعمل المستحاضة»[1].

«نفساء بايد خود را از نماز بازدارد به اندازه روزهاى قاعدگى خود، سپس غسل كند و به مانند مستحاضه عمل نمايد.»

4- مالك بن اعين مى‌گويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم درباره نفساء كه آيا شوهرش مى‌تواند در زمان نفاس با او آميزش كند؟ فرمود: «بلى در صورتيكه از روز وضع حمل به اندازه روزهاى عادتش سپرى شده باشد، سپس يك روز هم احتياط كند، بعداشكال ندارد كه شوهرش بااو همبستر شود، به او دستور دهد كه غسل كند، سپس‌اگردوست داشته باشد بااو نزديكى كند.»

5- ابوموسى بنّاء مى‌گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمود:

«النفساء تبعث من قبرها بغير حساب لأنّها ماتت في غمّ نفاسها»[2].

«نفساء از قبرش بدون حساب برانگيخته مى‌شود زيرا او در حالت دلتنگى و اندوه نفاسش مرده است.»

احكام‌

نفاس خون زايمان است كه زن باردار با بيرون آمدن اوّلين جزء نوزاد از شكم يادر خلال ده روزبعدازآن مى‌بيند، البتّه درصورتيكه ازنظرعلمى هم احتمال داشته باشد كه خون زايمان باشد. نفاس، كمترين حدّ ندارد يعنى ممكن است فقط يك قطره باشد وحدّ اكثر آن ده روز مى‌باشد واگر ازده روز تجاوز كند، نفاس نيست بلكه بنابراقوى استحاضه است. خونى كه زن قبل از زايمان مى‌بيند نفاس نيست.

اين خون، «نفاس» ناميده شده چون به دنبال خارج شدن نَفْس (يعنى نَفْسِ‌

[1]- وسائل الشيعة، ج 2، باب 3، ابواب نفاس، حديث 1.

[2]- مستدرك الوسائل، ج 2، باب 4، ابواب النفاس، حديث 3.


صفحه 87

انسان)، بيرون مى‌شود. زن دراين حالت «نفساء» ناميده مى‌شود.

احكام نفاس:

1- خون نفاس مانند خون حيض يك حقيقت خارجى وعينى شناخته شده و در شناخت آن مى‌توان از نشانه‌هاى مختلف خارجى كه شرع هم ما را به بعضى از آنها رهنمون شده است، استفاده كرد.

2- خونى كه زن بعداز سقط كردن مى‌بيند نفاس است، و در صورت شك در سقط، لازم‌است در حدّ معمول ومتعارف بررسى كند.

3- خونى كه قبل‌از بيرون آمدن اوّلين جزء نوزاد از شكم مادر، بيرون مى‌آيد نفاس نيست مگر اينكه يقين داشته باشد كه از نفاس است حتّى اگر اندكى قبل‌از ولادت باشد. واللَّه العالم.

4- نفاس از جهت حدّاقل، حدّ خاصّى ندارد و مى‌تواند حتّى براى چند لحظه‌اى كوتاه باشد.

5- اگر زن بعداز زايمان و يا در خلال ده روز بعداز زايمان، خون نبيند، نفاس ندارد.

6- اگر خون استمرار يابد و از ده روز هم تجاوز كند، چنانچه زن داراى عادت عدديّه در قاعدگى باشد، همان مقدار عادت را نفاس و بقيّه را استحاضه قرار دهد. امّااگرعادت معيّنى‌نداشته باشد، ده روز را نفاس و باقى را استحاضه قرار دهد.

7- مبدء محاسبه ده‌روزنفاس ازهنگام پايان‌يافتن زايمان است نه از هنگام شروع زايمان، اگرچه حكم نفاس از حين شروع زايمان بر او جارى مى‌گردد. مثال اين مسأله جائى است كه زايمان مدّت زيادى را دربرگيرد مثل اينكه سقط، تكّه تكّه و با فاصله زمانى خارج شود.

8- زنى كه دو قلو زايمان مى‌كند و در هنگام تولّد هريك از آنها خون‌


صفحه 88

مى‌بيند، هر دوخون نفاس مستقلّ محسوب مى‌شود و درمدّت فاصله بين دو نفاس، اگر جريان خون قطع شده باشد، پاك حساب مى‌شود.

9- اگر چند روز خون قطع شود، سپس دوباره قبل‌از پايان ده روز خون ببيند و جمعاً از ده روز تجاوز نكند، همگى نفاس محسوب مى‌شود مگر اينكه يقين پيدا كند كه خون ديگر است.

10- بعداز قطع شدن خون نفاس بايد غسل كند و وظايف شرعى خود را بجا آورد حتّى اگر خون قبل‌از انقضاى ايام عادت قطع شده باشد.

11- همه چيزهايى كه براى زن در روزهاى قاعدگى حرام است، براى زن در حال نفاس نيز حرام مى‌باشد كه عبارتند از:

الف- عبادات مشروط به طهارت مانند نماز و روزه و طواف و اعتكاف.

ب- دست زدن به نوشته قرآن و نامها و صفات خداوند و همچنين بنابر احوط نامهاى پيامبران و ائمّه عليهم السلام.

ج- قرائت آيات سجده واجب و بلكه بنابر احوط تلاوت سوره‌هاى سجده را نيز ترك كند.

د- توقّف در مساجد و گذاشتن چيزى در آن.

ه- عبور از مسجدالحرام و مسجد نبوى شريف.

و- نزديكى بازن در فرج هر چند با داخل كردن تاختنه‌گاه وبدون بيرون آمدن منى باشد، امّا ساير استمتاعات مانند بوسيدن و ملاعبه و غيره جايز است.

ز- بر شوهر مستحبّ است كه كفّاره بدهد اگر جماع كرده باشد و گفته شده كه كفّاره واجب است و اين قول احوط است.

ح- طلاق و ظهار زن نيز دراين حالت باطل است مگر با شرايطى كه در احكام طلاق گفته مى‌شود.

12- غسل نفاس مانند غسل جنابت است و از وضو نيز كفايت مى‌كند.