إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ ...»[1]
در آخر رساله نويسنده بشرح آيات فوق پرداخته است.
24- «حل الفصوص،[2]
نسخ خطى: 2114 (كتابخانه مركزى) و نيز: موزه بريتانيا (ر ك: ج 2، ريو 836، 835) تاشكند بشماره 2227 (بنام «حل فصوص الحكم» ج 3 فهرست).
اين رساله ده برگ دارد و خلاصه مطالب عرفانى «فصوص الحكم[3]تأليف محى الدين ابن عربى اندلسى (م- 638 هق) را متضمن است. چنانكه ميدانيم فصوص الحكم داراى چندين شرح است و اين كتاب از دير باز مورد توجه صوفيه قرار گرفته است و مير سيد على همدانى هم نسبت به اين كتاب علاقه مخصوصى داشته است.
از خلاصة المناقب معلوم ميشود كه سيد اين كتابچه را به نور الدين جعفر بدخشى آموخته بود و سپس او كتاب مزبور را در مدرسه و خانقاه عاليه ختلان به ديگران درس ميداد و بويژه محمد بن شجاع اين كتاب را خوب ياد گرفته بود- «حل الفصوص» را نميتوان از شروح مفصل فصوص الحكم شمرد[4]اما عمده معانى و مطالب عرفانى كتاب را سيد با كمال مهارت درين وجيزه گنجانده است و درين مورد در مقدمه «حل الفصوص» ميفرمايد: «... كلمه چند كه خلاصه آن مطولات است برسبيل ايجاز تحرير افتاد».
[1]- آيات 49، 50 سورة الشورى.
[2]- در مجله« برهان» اردو( ص 16 سال 1950 م) نوشته شده است كه نسخهاى از اين رساله على همدانى را يكى از مريدان پير گولره شريف راولپندى پاكستان از على گر هند براى او فرستاده است اما اينكه كتاب را عربى دانسته، ظاهرا از روى تسامح ميباشد.
[3]- فصوص الحكم مشتمل بر خلاصه عقايد ابن عربى است خاصه درباره وحدت الوجود. اين عربى مدعى است كه همه مطالب اين كتاب را در روياى صادقه خود در سال 627 از زبان رسول6شنيده است. درين كتاب 27 فص را مطابق اسامى انبياء نامگذارى گرده و از روى آيات تأويل معانى فرموده است.
[4]- معروفترين شروح فصوص الحكم عبارتاند: از( الف) شرح صدر الدين محمد بن اسحق قونوى م- 673 ه( ب) شرح داود بن محمود قيصرى ساوى م- 751 ه( ج) شرح و ترجمه فارسى شاه نعمت اللّه ولى كرمانى( د) شرح مولانا عبد الرحمن جامى.
مطالبى كه سيد درين خلاصه آورده در ذيل بآنها اشارت ميكنيم:
1- عوالم پنجگانه.
2- خلق موجودات.
3- ذات و صفات بارى.
4- انسان كامل. عوالم پنجگانه عبارت است از عالم غيب مطلق يا اعيان ثابته، عالم جبروت، عالم ملكوت، عالم انسانى و عالم انسان كامل.
خلق موجودات از اراده خداوندى صورت گرفته است: «... پس ارادت حق باين حال منضم گشت و متعلق اعيان شد كاف به نون پيوست تا به امر كن آن چيزفَيَكُونُشد[1]- اين حال را كلام گفتند و اسم متكلم درين حال بظهور رسيد در بحث ذات و صفات، حفظ آداب شرع ميفرمايد و چيزى نميگويد كه از روى شرع اسلامى قابل اعتراض و انتقاد باشد. مينويسد: «... اهل توحيد اين جمله (اسما و صفات بارى) را ... مظاهر هويت ذات ميخوانند اما در بعضى ظهور صفات غالب و در بعضى ظهور ذات غالب و برين معانى واقف نگردد الا انسان كامل كه انسان ناقص بنزد عارف در مرتبه حيوان مانده است بلكه از حيوان كمتر است ... از اين واضحتر نميتوان گفت و غيرت حق كشف غطا را نميگذارد و اكابر طريقت از اين زيادت گفتن را رخصت ندادهاند ...»
انسان كامل آنست كه به پيروى زندگانى و اعمال حضرت رسول6به مرتبه اعلا برسد تا اينكه مصداق «و بىيسمع و بىيبصر[2]» و مظهر«وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى»[3]گردد.
اشعار متعدد هم در شرح معانى آورده است مثلا اين دو بيتى در موضوع وحدت الوجود ملاحظه گردد:
اى آنكه حدوث و قدمت اوست همه
سرمايه شادى و غمت اوست همه
تو ديده ندارى كه بخود در نگرى
ورنه ز سرت تا قدمت اوست همه
[1]- اشاره به آيات 82 يس و 40 النحل و غيره.
[2]- اشاره به حديث قدسى معرفت.
[3]- آيه 17، الانفال.
اين رساله را نيز اين جانب همراه رساله «همدانيه» ى سابق الذكر در نشريه معارف اسلامى سازمان اوقاف تهران بچاپ رساندهام.
25- نسبت خرقه درويشى ( «فقريه»)
نسخ خطى: 3871 (كتابخانه مجلس) 4274 (ملى ملك بنام «فقريه») و نيز:
موزه بريتانيا (ر ك ج 2 ريو، ص 835، 836 بنام «فتوحيه») فرهنگستان تاشكند 2312، 2314 (ج 3، بنام خضر شاهيه).
اين رساله اصلا وصيتنامه مير سيد على همدانى است كه براى ملك خضر شاه حاكم «كونار» و نواحى آن نوشته و بالتماس آن حاكم درويش سيرت سيد سلسله فقر خود را نيز در آن بيان كرده است- در ابتداى رساله ميفرمايد: «...
طالب صادق شرف الدين خضر شاه اصلح اللّه شانه ازين داعى التماس وصيت كرد كه متضمن سلوك و سير اهل كمال بوده و به تبرك بذكر نسبت خرقه درويشان و بيان بعضى از مقام و احوال ايشان كثرهم اللّه تعالى فى الانام و ادامهم بحق محمد و آله عليهم الصلوة و السلام كه فرموده حقإِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ[1]در حق ايشان است وصيت كرده شد.»
اكنون عباراتى از اين وصيت ملاحظه نمائيد: «... وصيت ميكنم ترا بملاطفت با ضعفاء و مساعدت با مسكينان و زيردستان، برحمت با يتيمان، بشفقت با مسكينان، بمروت با درويشان، بحميت در دين، بقناعت در دنيا، در نظر بغيرت، در سكوت بفكرت، در سخن و حركت بصيانت، در عهد به وفا، باهل اللّه بمودت، در نعمت بشاكر بودن در بلا صابر و در خير سابق ...»
در نسخه خطى شماره 3871 اين دعا هم بعنوان ورد آمده است:
«يا رب الارباب متعق الرقاب يا منشى السحاب يا رازق من تشاء بغير حساب يا وهاب و يا راد ...» چنانكه در فصل نهم از باب اول ملاحظه كرديد على همدانى در ولايت همين پادشاه ايام آخر زندگانى خود را گذرانده و فوت كرده است- از قرائن معلوم ميگردد كه سيد اين وصيتنامه را در اواخر زندگانى خود
[1]- آيات سوره عصر،( سوره شماره 103).
و محتملا در دوران مرض الموت نوشته است در- «خلاصة المناقب» از اين وصيت ذكرى نكرده و فقط وصاياى ديگر سيد را بيان نموده است.
26- درويشيه
نسخ خطى: 346 (ادبيات، مجموعه اهدائى استاد حكمت) ميكروفيلم شماره 7870 (اصل در كتابخانه رضا رامپور هند) در كتابخانه مركزى بنام «مشقيه درويشيه» 4250 (ملى ملك) و نيز: موزه بريتانيا (ر ك ج 2، ص 836 ريو) شماره 144 تا 146 مشهد (ر ك فهرست ج 2) 2359، 2360 (تاشكند، ج 3)، 1899 (تاجيكستان) و نسخهاى در كتابخانه خديويه مصر- قاهره. عكسى:
672، 1666، 5960 (كتابخانه مركزى).
اين رساله در مجموعه رسائل دراويش بوسيله خانقاه ذهبيه احمدى شيراز در سال 1338 ش چاپ و منتشر گرديده است[1]و اينجانب نسخهاى از آن مجموعه را در دست دارم.
سيد اين رساله را درباره مسلك درويشى و احوال درويشان نوشته و فضل فقر و فقراء و اهميت تزكيه نفس را كه به اصطلاح صوفيه جهاد اكبر است مطرح ساخته است- مولف بر اعمال رياكاران و منافقان ايراد سخت ميگيرد و ميفرمايد كه اينچنين اعمال بهيچ نميارزد فقط خلوص و تقوى و صداقت عبادات است كه در حضور خداوندى مورد قبول و داراى منزلت ميباشد- آغاز رساله چنين است: الحمد للّه حق حمده و الصلوة على خير خلقه. اما بعد قال اللّه تعالى:يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ[2]و قال جل جلاله:وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ»[3]
ميفرمايد كه اشقياى ازلى. از صحبت بزرگان تأثير نميپذيرند چنانكه ابو لهب و ابو جهل و عبد اللّه بن ابى (منافق) از صحبت حضرت رسول6كه مزكى اخلاق و مصفى امراض قلوب بود استفادهئى نكردند. پس درويش حقيقى
[1]- نسخه چاپى كمياب شده و يك جلد از آن در خانقاه ذهبيه احمدى تهران نيز موجود است.
[2]- آيه 57، سوره يونس.
[3]- آيه 82، الاسراء.
بايد كه براى استفاده از صحبت كاملان در خود استعداد خاصى ايجاد كند و از اكل حرام و تظاهر خود را نگاهدارد زيرا هركسى كه ازين دو صفت برحذر نباشد طبق حديث رسول كه ابو سعيد خدرى (ر ض) آن را روايت كرده است نماز و روزه و زكوة و جهاد و صدقات و اعمال خير او در روز قيامت از پايه اعتبار ساقط مىباشد.
سبك و موضوع اين رساله ما را بياد كيمياى سعادت امام غزالى (م 505 ه) مىاندازد مخصوصا مباحث چهارگانه مربوط به معرفت: معرفت خود، معرفت خدا، معرفت دنيا و معرفت آخرت كه در كيمياى سعادت هم آمده درين رساله هم باختصار موجود است. اينك عبارات كوتاهى ازين رساله نقل ميكنيم:
«اى عزيز بدان كه حق جل و علا آدمى را از دو جوهر مختلف آفريده است:
جوهر لطيف نورانى كه آن را روح خوانند و جوهر كثيف ظلمانى كه آن را جسم گويند و هر جوهرى را از اين دو جوهر غذائى و صحتى و مرضى است و هر مرضى را دواى خاص است چنانكه غذاى بدن نان و آب است و غذاى دل و روح ذكر و محبت و معرفت. معالجان بيمارى دل و روح اولياء اللّهاند كه مزكيان هستند نه طبيبان ظاهرى تزكيه نفس و روح جهاد اكبر است و موفق كسى است كه نسيه آخرت را به نقد دنيا بخرد زيراوَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا ...»[1]
«قيمت هركس تقدير همت اوست و خلق ازين معنى متفاوتاند: همت زنان برنگ و بوى، همت كودكان بخورد و خوى، و همت اهل دنيا بگفتگو، همت راغبان آخرت جستجو، همت طالبان رفت و روى و همت سالكان شست و شوى. راغب آنست كه براى آخرت ترك دنيا جويد. طالب آنست كه هر دو را طلاق گويد و سالك آنست كه در راه آرزوى قرب و رضا بقدم همت از همه اعراض جويد و عارف آنكه نقش همه اغيار را از لوح وجود خود بشويد».
نويسنده رساله شاكى است كه علماى سوء با فقرا بد رفتارى ميكنند. از اشعارى كه درين رساله آورده چند بيت در ذيل نقل ميگردد (همه آنها از
[1]- آيه 75، سوره الاسراء.
عطار نيشابورى) است:
تا باديه درد به پايان نبرى
از هيچ طرف راه بدرمان نبرى
تا بر سر نام كام گامى نبرى
بوئى ز نسيم وصل جانان نبرى
اى بدنيا بىسروپا آمده
باد در كف خاك پيما آمده
گر همه عالم شوندت زير دست
مىنخواهى رفت جز خاكى بدست
27- آداب المريدين
خطى: موزه بريتانيا (ر ك: ج 2 ريو) تاشكند، (ر ك ج 3، شماره 2389 بنام آداب المشائخ) عكسى: 1666 (كتابخانه مركزى).
رساله داراى 6 برگ است و اگرچه اسم عربى دارد ولى به فارسى است- اين رساله خلاصهاى است از رساله فارسى شيخ نجم الدين كبرى كه بهمين نام «آداب المريدين»[1]ميباشد و سيد در مقدمه خود رساله بدين مطلب تصريح كرده است.
رساله به هفت باب زير منقسم است: 1- آداب لباس. 2- آداب نشست و برخاست 3- آداب خانقاه 4- آداب طعام خوردن 5- آدب دعوت 6- آداب سماع 7- آداب سفر.
از عنوانهاى بالا ظاهر است كه مضمون اين رساله راهنماى مريدان و سالكان در امور فوق است مثلا درباره لباس ميفرمايد كه جامه موئين يا پشمين براى سالكان بهتر از همه لباسهاست و در باب لوازم سفر ميفرمايد كه در سفر عصا و ابريق خود همراه دارد و «سفر بايد كه بهر سه چيز كنند: با زيارت يا رياضت يا ديدار مشائخ».
در آب سماع ميفرمايد: «سماع بتكلف نكند و پيش باز نشود و چون بديد آيد بغفلت ننشيند و وقت خويش با خداى نگاهدارد ... در سماع سه چيز نگاه دارد: مكان و زمان و اخوان».
آداب ديگرى كه بمريدان توصيه شده عبارتست از همواره باطهارت و
[1]- تحقيق در نظم و نثر فرقه ذهبيه.
وضو بودن،بسم اللّه الرحمن الرحيمرا در آغاز طعام و در واقع در هركار گفتن، دعوت حلال ديگران پذيرفتن و برسجاده و در محضر بزرگ و پير بادب و احترام كامل نشستن و غيره. در اهميت طهارت كامل ميفرمايد كه وقتى يكى به حضرت رسول سلام كرده و ان حضرت در آن موقع بطهارت احتياج داشته است حضرت رسول6نخست طهارت فرموده و پس از آن بجواب شخص مذكور پرداخته است- سالك راه حق هم بايد كه به پيروى از سنت حضرت رسول6همواره با طهارت شرعى و پاك و تميز باشد.
آداب المريدين بزبان ساده نگارش يافته است.
28- انسان نامه (قيافه نامه)
نسخ خطى: 3829 (مركزى: نوشته 1080 ه. ق)، 4274 (ملى ملك) و نيز: موزه بريتانيا (ر ك: ج 2 ريو ص 836) دفتر هند، لندن (فهرست ج 2، شماره 3057) بادليان شماره 1241، تاشكند شماره 2364 (ر ك فهرست ج 3) 1964 تاجيكستان، 2370 تاشكند (بنام قيافه انسانيه).
اين رساله 14 برگ دارد و اصلا اقتباس گونهيى است از ذخيرة الملوك و ممكن است آن را سيد جداگانه قبل يا بعد از ذخيرة الملوك به اين صورت نوشته باشد. رساله باسم «قيافهشناسى» يا علم القيافه يا «مرآت الخيال» هم شهرت دارد و موضوع آن از عنوانش ظاهر است- بعضى افراد درباره قيافه انسانى و قيافه ظاهر اعتقاداتى دارند و سيد نيز اهميت فوق العادهاى نسبت به آن نشان داده است.
ميفرمايد كسى كه كريه الصورت است، اعمال او بيشتر ناپسنديده و مكروه ميباشد. سيماى انسان آينه احوال درون اوست بهمين سبب خداى تعالى انبياء را از عيوب ظاهرى و باطنى منزه و پاك خلق فرموده و همگى آنان حسان الوجوه بودهاند. يكى از صحابه رسول6چون به افتخار ديدن رسول اكرم6نائل آمد، اعلام كرد كه ان وجهه ليس بكذاب، و بدون فاصله و بدون هيچ تذبذب ايمان آورد. رسول اكرم6فرمود كه: «اطلبوا حوائجكم عند حسان الوجوه» و همينطور است فرمودههاى ديگر رسول6درباره صور و حليه هاى ظاهر مردم.
بقول على همدانى، حضرت امام شافعى هم بقيافه ظاهرى اهميت فوق العاده مىداد. و وقتى مهمان شخصى كريه الصورت شده و از مهمان نوازى او بهرهمند گرديد، از اينگونه اعمال و مهمان نوازى او تعجب ميكرد كه چطور ممكنست كه مردى با اين قيافه اينگونه اعمال خوب را انجام بدهد. در انجام كار آنكس از امام شافعى دو برابر حق الخدمت خواست و امام مجبور شد كه آن را بپردازد. امام فرمود كه عقيده من متزلزل نشد «جبين آئينه احوال باطنى است»- سيد ميفرمايد كه در دادگاهها هم بايد كه بصورت ظاهرى اعتنائى خاص نشان بدهند تا قبل از محاكمه نهائى هم مجرم و خاطى را كمى بشناسند ميفرمايد: البته آنكسانيكه پاره مهم گوشت بدن خود را كه قلب است بتزكيه و تصفيه نفس اصلاح كرده و باطن خود را متجلى ساختهاند اگر ظاهر ايشان جالب هم نباشد، باز هم بقوت باطن خود ايشان قابل وقار و احترام ميباشند كه «اولئك الذينيُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ».[1]
در ضمن اين بحث سيد چند نوع قيافه را ذكر ميكند، و توضيح مىدهد كه مردمانى با فلان صورت و قيافه معمولا چه اخلاق دارند و ظاهر است كه اين مطالب از روى علم و تحقيقات كنونى دقيق و قابل استدلال نميباشد، مثلا:
«سبز چشمى علامت بدكارى و سرخ چشمى اشارت نادانى و غفلت است.
نرم موى بودن علامت بزدلى و جبن است. ابروى دراز و كشيده علامت تكبر و فتنه پردازى است. ابروى متوسط نشانه اعتدال مزاج و تعادل است».
29- نوريه
نسخ خطى: 4056، 4274 (ملى ملك) 346 (دانشكده ادبيات مجموعه اهدائى آقاى حكمت) موزه بريتانيا (ر ك ريو ج 2) 2062 تاشكند (ر ك فهرست ج 3) مشهد 154 تا 156، 665، 2864 (تاجيكستان).
آغاز اين رساله را ملاحظه نمائيد: (طبق شماره 4056، 4274): «حامدا للّه تعالى و مصليا على محمد و آله اجمعين. حضرت سيد على همدانى قدس اللّه سره العزيز بخط شريف خود در بعضى از مصنفات خود چنين نوشتهاند كه هريك
[1]- آيه 70 سوره الفرقان.